به اهتمام: مصطفی یاسینی
از آن جهت که انقلاب اسلامی انقلابی فرهنگی است و مهمترین هدف آن ایجاد تحول معنوی و فرهنگی انسان است، باید بیشترین توجه خود را به حوزه فرهنگ معطوف نماید. بهعبارت دیگر باید به توسعه فرهنگی که به اعتقاد برخی صاحبنظران مقدمترین نوع توسعه است، توجه اساسی نمود.
کشورهای اروپایی شرکتکننده در کنفرانس هلسینکی در سند نهایی کنفرانس متفقاً توسعه فرهنگی را بهعنوان جزء لاینحل توسعه عمومی دانستند و سیاست فرهنگی را عامل اساسی توسعه اجتماعی و اقتصادی هر ملتی برشمردند. توسعه فرهنگی و مباحث مربوط به آن که از مفاهیم جدید است، از سال 1970 به این سو تحت تأثیر تلاشهای یونسکو به عنوان ضرورتی قابل توجه پذیرفته شد و در زمان پیروزی انقلاب اسلامی، مبنای علمی نداشت.
فرهنگ و موضوعات فرهنگی ریشه در اعماق انسانشناسی مکتبی دارد. به همین جهت به عقیده محققان یونسکو فقط برداشتی گسترده و انسانشناسانه میتواند بنیادهای لازم برای توصیف فرهنگ و همچنین همبستگیهایش با توسعه را به دست بدهد. فرهنگشناسان در تعریف توسعه فرهنگی گفتهاند: "توسعه فرهنگی تمامی مردمان را هدف میگیرد نه فقط نخبگان را، هدف توسعه فرهنگی فراهم آوردن اسباب دسترسی تودههای مردم به فرهنگ و مشارکتآنان در زندگی فرهنگی است". بنابراین میتوان گفت دسترسی و مشارکت به عنوان دو شاخص اصلی توسعه فرهنگی، مورد توجه بسیاری از اندیشمندان قرار گرفته است.
در روند توسعه فرهنگی انقلاب اسلامی، از حیث دسترسی عموم مردم به حوزه فرهنگ، نه تنها محدودیتی از سوی حاکمیت اعمال نشده است بلکه تلاش دولت در جهت ایجاد زمینهها و امکانات دسترسی عمومی به فرهنگ و امکانات فرهنگی در رأس برنامههای دراز مدت و کوتاه مدت، قرار گرفته است. بررسی برنامههای اول، دوم و سوم و چهارم توسعه در بخش فرهنگ و جهتگیری کلان نظام در جهت دستیابی به مشارکت همگانی و دسترسی مردم به حوزههای فرهنگی تا حدی نشان دهنده این مدعاست. این نکته بهخوبی روشن است که پس از انقلاب دسترسی عموم مردم به دانشگاهها، مکانهای فرهنگی، آموزش و پرورش، صدا و سیما و... بر اساس امتیازات خاص و ویژگیهای طبقاتی و صنفی نبوده است، اما توجه به این مطلب نیز مهم است که بنا به دلایل اقتصادی، امکانات کشور توان پاسخگویی به تمام نیازها را نداشته، به همین جهت در حوزه آموزش عالی، سیستم گزینشی دانشگاهها به نحوی تنظیم شده است که هر فرد ایرانی که استعداد و توانایی بیشتری دارد، برگزیده شود.
در دسترسی به صنایع فرهنگی و همچنین مطبوعات نیز محدودیتی جز حذف موارد خلاف اخلاق و قانون صورت نگرفته است. از سوی دیگر، تلاش در جهت توزیع عادلانه امکانات فرهنگی در مناطق مختلف کشور و اولویت دادن به مناطق محروم از راهکارهای اساسی دولت برای تأمین امکانات همگانی بوده است. اختصاص بودجههای خاص فرهنگی به این مناطق، نشان از این اهتمام دارد. از آنجا که انقلاب اسلامی با اتکا بر توان عظیم تودههای مردمی پیروز شد، مشارکت مردمی نیز به عنوان اصلی اساسی و مثالزدنی در انقلاب نمایان شده است. پس از پیروزی انقلاب، مردم در عرصههای گوناگون فرهنگی مشارکتی فعال داشتند. برای مثال میتوان به یکی از موارد ممتاز آن یعنی نهضت سوادآموزی اشاره کرد. نهضت سوادآموزی از میان جریان خودجوش مردم برخواست و تنها با اتکای به این مشارکت موفق شد به تعداد بسیاری از بیسوادان خواندن و نوشتن بیاموزد. برای آنکه میزان موفقیت جمهوری اسلامی در این زمینه روشن شود، به گوشه ای از خاطرات اسدالله علم وزیر، دربار پهلوی در مورد رشد بیسوادی اشاره مینماییم: "گزارشی از قسمت اجتماعی وزارت دربار را در ارتباط با آموزش و مبارزه علیه بیسوادی تقدیم کردم... چیزی که خیلی قابل توجه است این است که هفت سال بعد از شروع پروژه و به رغم وعده مسئولان مبنی بر اینکه بیسوادی ظرف کمتر از ده سال ریشهکن خواهد شد، در واقع تعداد بیسوادان از 12 به 14 میلیون نفر رسیده است". کسب مدالها و نشانهای زیر از سوی یونسکو به سازمان نهضت سوادآموزی برای ملت ایران افتخاری بزرگ است.
"دیپلم افتخار و جایزه نوما در سال 1369 به دلیل حجم گسترده عملیات سواد آموزی در کشور"؛ "نشان افتخار در سال 1377 به دلیل راه اندازی مرحله بعد از سوادآموزی"؛ "جایزه مالکوم آدیسه شیا در سال 1378 به خاطر نوآوری در برنامه پس از سوادآموزی و آموزش مداوم بزرگسالان"؛ "جایزه سوادآموزی نوما در سال 1379 به خاطر ایجاد انگیزه در فراگیران به حرفهآموزی در کنار آموزش و عرضه تولیدات".
جهاد سازندگی نیز که بخشی از فعالیتهای اساسی آن فرهنگی بود، با مشارکت مردم، روستاهای بسیاری را از خطر نابودی نجات داد. فعالیتهای فرهنگی جهاد در قالب تأسیس کتابخانهها و مدرسههای روستایی و... از موارد درخشان عملکرد این نهاد است.