تاریخ انتشار : ۲۲ خرداد ۱۳۹۰ - ۰۸:۲۴  ، 
شناسه خبر : ۲۱۹۹۹۸
عضو کمیسیون حقوقی و قضایی مجلس در گفت‌وگو با تهران امروز:
صبا شعردوست مقدمه: اقدامات اخیر دولت و تصمیمات آن برای ادغام وزارتخانه‌ها با انتقاد گسترده نمایندگان مجلس روبه رو شده و شورای نگهبان هم به عنوان نهادی که تفسیر قانون اساسی را عهده دار است، نظر مجلس را تایید کرد. با این حال رئیس‌جمهور روز گذشته غضنفری وزیر بازرگانی و شیخ‌الاسلام وزیر کار را به ترتیب به عنوان سرپرست وزارت صنایع و وزارت رفاه منصوب کرد. در همین خصوص گفت‌وگو کرده ایم با حجت‌الاسلام طباطبایی نژاد عضو کمیسیون حقوقی و قضایی مجلس.

* آقای طباطبایی‌نژاد، به نظر شما معرفی سرپرست برای وزارتخانه‌های ادغام شده، از سوی دولت یک اقدام قانونی است؟
** آنچه باید در نظر بگیریم این است که قانون برنامه پنجم توسعه مجلس، دولت را مکلف کرده است که وزارتخانه‌ها را از بیست و یک وزارتخانه به هفده وزارتخانه برساند. البته این اقدام باید با کار کارشناسی صورت گیرد که مثلا آیا به صلاح است که فلان وزارتخانه با فلان وزارتخانه ادغام شود یا خیر. چرا که بدون در نظر گرفتن کار کارشناسی، عواقب زیادی را به همراه خواهد داشت.
همچنین از آنجایی که ادغام دو وزارتخانه موجب به وجود آمدن یک وزارتخانه جدید می‌شود، انتظار می‌رود که دولت دو وزیر خود را عزل کند و یک وزیر جدید معرفی کند و مجلس نیز بر طبق قانون جلسه رای اعتماد وزیر معرفی شده را برگزار می‌کند. هر آنچه دولت در این چارچوب که ذکر شد انجام دهد قانونی و مورد تایید است و هر آنچه دولت خارج از این چارچوب انجام دهد مورد تایید مجلس نیست چراکه خلاف قانون است. از این گذشته به نظر من چنین اقداماتی به صلاح کشور نیست و جلوه بیرونی خوشی نیز ندارد.
* بنابراین در این مورد خاص یعنی معرفی سرپرست توسط رئیس‌جمهور اقدام رئیس‌جمهور قانونی است؟
** آنچه اکنون بیش از هر چیزی مد نظر نمایندگان مجلس است این است که چرا دولت شیوه درستی را برای انجام اقدامات قانونی‌اش انتخاب نمی‌کند. مثلا شاید اقدامی که انجام می‌دهد قانونی باشد اما چون شیوه درست آن را در پیش نمی‌گیرد موجب دلخوری نمایندگان می‌شود. این شیوه‌ای که هم‌اکنون در خصوص وزارتخانه‌ها و معرفی سرپرست در پیش گرفته است از نظر مجلس قانونی نیست و هرگز چنین شیوه‌ای را مجلس تایید نمی‌کند. در واقع این حق رئیس‌جمهور است که وزرایش را عزل کند و یک وزیر جدید معرفی کند یا در مهلت سه ماهه سرپرست برای وزارتخانه‌های اذغام شده معرفی کند اما آنچه اکنون بحث برانگیز شده است اینکه بلاخره رئیس‌جمهور با این وزرا چه کرد؟ اقدامی که دولت در خصوص وزرا انجام داد اصلا شفاف نبود و هنوز ابهامات زیادی دارد.
* مثلا چه ابهاماتی؟
** در نامه رئیس‌جمهور در خصوص عزل وزرا اینگونه اشاره شده بود که دوره فعالیت این سه وزیر به اتمام رسیده است و این را ما برای اولین بار است می‌شنویم. تا جایی هم که از قانون خبر داریم، آمده است که رئیس‌جمهور می‌تواند وزیرش را عزل کند و نمایندگان مجلس هم حق استیضاح وزیر را دارند اما متاسفانه گاهی دولت برای اینکه بتواند از زیر قانون شانه خالی کند قانون را به نحوه دلخواه خود تفسیر می‌کند یا ادبیات جدیدی به کار می‌برد که فقط برای گریز از قانون است. نمی‌دانم شاید دولت با وزرایش رو دربایستی دارد که به جای عزل آنها چنین حکمی را برایشان صادر می‌کند. البته حکمی که از نظر قانونی چندان صحیح نیست.
* اگر قرار است که وزارتخانه‌های قبلی فعلا باقی بمانند و آقای غضنفری و شیخ الاسلام سرپرست وزارت صنایع و رفاه باشند، چه لزومی در برکناری محصولی و محرابیان بود؟
** به نظر من در این رابطه هم دست‌های پشت پرده و هم برخی مباحث حاشیه‌ای وجود داشت که بی‌تاثیر نبود. مثلا اینطور شنیده شده که پس از ماجرای عزل آقای مصلحی وزیر اطلاعات از سوی احمدی‌نژاد، برخی وزرا به وی اعتراض کردند و حتی به رئیس‌جمهور در مصاحبه‌ها و در دیدارهای شخصی و خصوصی نقد وارد کردند. این مسئله موجب شد که احمدی‌نژاد دست به چنین اقدامی بزند و به عزل وزرایش اقدام کند و البته احتمال می‌رود که این وزرا هم از جمله افرادی بودند که در خصوص برخی رفتارهای دولت نقد داشتند. اینطور به نظر می‌رسد که دولت از آنجایی که می‌خواهد فقط حرف، حرف خودش باشد، دست به چنین اقداماتی می‌زند ولی در مجموع همانطور که گفتم مجلس چنین کارهایی را پسندیده و زیبنده نمی‌داند.
* شما معتقدید که این اقدامات مسئله‌ساز به نوعی متاثر از یک جریان خاص بوده است؟
** در واقع اگر بخواهیم نگاه خوشبینانه خود را کنار بگذاریم باید بگویم که سایه جریانی تحت عنوان جریان انحرافی روی این اتفاقات دیده می‌شود و این جریان در بروز این رخدادها بی‌تاثیر نبوده است.
بحث این جریان انحرافی مسئله امروز و دیروز نیست و ریشه قدیمی‌تر از این حرفها دارد اما از زمانی که اختلافات در کابینه دولت مشهود شد، حضور این جریان پررنگ شد و مردم و حتی برخی مسئولین نیز احساس کردند که جریانی از این اختلافات سود می‌برد یا در پی رسیدن به هدف خاصی است. هدفی که شاید در مسیر دستیابی به قدرت با بر هم زدن جو کشور یا ایجاد ناآرامی و اختلاف باشد. همچنین این جریان را شاید بتوان به یک فرد خاص منتسب کرد اما بحث این است که شاید تازگی‌ها جلوه پیدا کرده باشد اما ماجرا ریشه قدیمی دارد.
* با وجود اینکه این قبیل رفتارها هزینه‌های زیادی را به کشور تحمیل می‌کند، به نظر شما چرا دولت همچنان اصرار دارد به اینگونه اقدامات حاشیه‌ساز خود ادامه دهد؟
** دولت از ابتدا که مشغول فعالیت شد پرحاشیه‌ بود و هر روز ما شاهد اظهارنظر‌های متفاوت و انجام برخی اقدامات دور از انتظار و حتی برخلاف قانون بوده‌ایم. بنابراین این دولت از ابتدا دولت ساکت و بی‌حاشیه‌ای نبوده است که اکنون از حواشی آن تعجب کنیم. اینطور به نظر می‌رسد که حاشیه داشتن یک خصوصیت دولت آقای احمدی‌نژاد است که نمی‌توان آن را تغییر داد.
عدم پرداخت بودجه مترو، اجرای قانون هدفمند کردن یارانه‌ها با شیب تند، عزل آقای مصلحی، نامه نگاری‌های پی در پی و... همه از جمله اقداماتی بود که در یک مدت شاید نه چندان طولانی اما در دوره دولت دهم اتفاق افتاده است. این بدان معناست که دولت خودش از حاشیه داشتن و مطرح شدن بدون توجه به هزینه‌هایش لذت می‌برد.
اقدامات شتابزده دولت هم که این روزها چندان کم به نظر نمی‌رسد موجب شده است که حواشی بر متن غلبه پیدا کنند و از برخی مسائل که باید جزئی‌تر به آن پرداخت، غافل شد.
* بنابراین معتقدید که اقدامات شتابزده از سوی دولت افزایش یافته است؟
** بله. بی‌تردید چنین است. نمونه این مسئله نیز همان بحث ادغام وزارتخانه‌ها است. چون از ابتدا نمایندگان مجلس با کلیات ادغام وزارتخانه‌ها مخالف نبودند اما جالب این بود که شاید زمان مناسبی برای طرح این مسئله انتخاب نشده بود.
دولت آنچنان شتابزده و حتی زودتر از موعدی که انتظار می‌رفت این مسئله را مطرح کرد که این خود باعث افزایش کش و قوس‌ها میان دولت و مجلس شد. این کش و قوس‌ها هم تنها به این دلیل است که دولت می‌خواهد بدون توجه به قانون حرف خود را به کرسی بنشاند. مثلا در خصوص ادغام وزارتخانه‌ها دولت باید لایحه به مجلس بدهد و این مسئله از سوی شورای نگهبان تایید شده اما دولت از آنجایی که عادت کرده است تا لحظه آخر در پی یافتن راه حلی برای عدم اجرای قانون و به کرسی نشاندن حرف خود باشد از این قانون تبعیت نمی‌کند.
* آیا این امر به این دلیل نیست که مجلس از ابزارهای قانونی خود به خوبی استفاده نمی‌کند؟
** مجلس تا به حال سعی کرده است که از طریق صحبت و تعامل هر مسئله‌ای را به راحتی حل و فصل کند. مباحث مطرح شده بین دولت و مجلس نیز بیانگر این واقعیت است که همیشه مجلس گام اول را برداشته است. نمایندگان نیز در مجلس هر کجا که نیاز باشد از تذکر استفاده می‌کنند و حتی در موارد مختلف دیده شده است که ما وزرای دولت را در مجلس استیضاح کردیم.
بنابراین این مسئله بدان معناست که مجلس از هر راه قانونی برای اینکه دولت را وادار به اجرای قانون کند استفاده می‌کند. تنها راهی هم که تا کنون مجلس از آن استفاده نکرده است سوال از رئیس‌جمهور است که اتفاقا مدتی است بحث آن در مجلس مطرح است اما ما بیشتر سعی داریم که کشور را به سمت آرامش هدایت کنیم و از مسائل تنش‌زا دوری کنیم.