تاریخ انتشار : ۲۲ خرداد ۱۳۹۰ - ۰۹:۰۲  ، 
شناسه خبر : ۲۲۰۰۳۴
ضرورت شناخت و مقابله با رگه‌های انحراف از انقلاب

مجتبی حدادی
سه دهه از پیروزی انقلاب اسلامی ایران می گذرد. در این سال ها نظام جمهوری اسلامی با فراز و فرودهای بسیاری روبه رو بوده اما هیچ گاه فاصله ای میان حرکت انقلاب و آرمان های اصلی پدید نیامده است. اما بدون تردید چنین ایستادگی در برابر توفان های فکری و سیاسی بی دلیل نبوده است .در واقع وجود اصل مترقی ولایت فقیه هماره موجب شده است کشتی انقلاب از مسیر خود خارج نشود و به سوی مقصد اصلی پرقدرت حرکت کند.با این حال چه در گذشته ، چه در حال و چه در آینده بوده و هستند افرادی که سعی کرده و می کنند که انقلاب را از خطوط اصلی خود منحرف سازند و به سوی مقصدهای دیگر ببرند. اما بی شک وظیفه آحاد جامعه شناختن این رگه های انحرافی و مقابله با آنهاست .
متاسفانه طی ماه های گذشته طیفی در کشور پدید آمده است که به اذعان بسیاری از صاحب نظران تداعی کننده جریان اسلام منهای روحانیت است که صبغه و سابقه آن از مشروطه به بعد قابل بررسی و واکاوی است.نگاهی به برگهای تاریخ در دوران مصدق و یا بنی صدر به خوبی نشان می دهد آنجا که سیاسیون به زعم خود سوار بر امواج حمایت های مردمی می شوند و دیگر خود را بی نیاز از روحانیت اصیل می دانند آغازی است بر پایان ناخوشایند سرنوشت سیاسی آنان.
با روی کار آمدن دولت نهم و بازگشت سیاستمداران تراز اول کشور به گفتمان انقلاب اسلامی و تبعیت از ولایت شاهد اوج گیری حمایتها از دکتر احمدی نژاد بودیم تا جایی که ولایتمداری ایشان و حرکت در مسیر انقلاب نه تنها در داخل فتنه فتنه گران را در هم کوبید بلکه در منطقه ، ایشان را بر تارک افتخار نشاند .با این حال در کنار حمایت از تلاش های مجدانه دولت نهم و دهم در مسیر خدمت نمی توان از اقدامات طیفی در کشور صرف نظر کرد که به هر طریقی سعی دارد دولت را در برابر رهبری قرار دهد و با رفتارهای مغرضانه کشور را با چالش روبه رو سازد . این طیف در حقیقت رگه هایی انحرافی از گفتمان اصیل انقلاب است که رهبر و امت در برابر آن ایستاده و خواهند ایستاد چنانکه رهبر انقلاب چندی پیش فرمودند " تا زمانی‌که من زنده هستم و مسئولیت دارم، نخواهم گذاشت حرکت عظیم ملت ایران به‌سوی آرمان‌ها، ذره‌ای منحرف شود"
مع الاسف آنچه که امروز در فضای سیاسی کشور ملموس است همانند همان حرکت مزورانه دستهای توطئه ای است که سال های پیش از آستین استعمار و استکبار بیرون آمد تا استقلال و عظمت ایران اسلامی را مشوه جلوه دهد. به اعتقاد بسیاری از صاحب نظران کشور ما دچار فتنه جدیدی شده و این فتنه از درون آستین جنگ نرم دشمنان بیرون آمده است .جنگ نرم، جنگ برای ایجاد شکاف در جامعه است ،گاهی این شکاف ها میان مردم با مردم است، گاهی میان حکومت و مردم و خطرناک ترین آن هم شکاف میان حکومت با حکومت است .اقداماتی که طی چند ماه گذشته از سوی گروه انحرافی صورت پذیرفته است در حقیقت تلاش برای ایجاد شکاف در میان ساختار سیاسی کشور است . امروز نمی توان تلاش بیگانگان را با استفاده از نیروهای نفوذی برای دامن زدن به چالش های نظام اسلامی نادیده انگاشت .
اما در خصوص ماهیت جریان انحرافی که امروز سعی دارد گفتمان انقلاب را مصادره به مطلوب کند می توان به چند شاخصه مهم و اساسی اشاره کرد.در واقع نگاهی به مواضع و عملکرد چند ساله جریان انحرافی به خوبی موید این امر است که این طیف در حال بارگذاری خرده گفتمان هایی در فضای کشور است که در چارچوب های گفتمان اصیل انقلاب نمی گنجد و در حقیقت گفتمان معارض گفتمان انقلاب اسلامی است. جریان انحرافی طی مدتی که قدرت را در دست داشته است به سمت ایجاد شبکه های ارتباطی با ایرانیان خارج از کشور و به دست آوردن حمایت های گروهک های مخالف و حتی معاند نظام حرکت کرده است . چنانچه در هفته های گذشته و با پدید آمدن اختلافات در میان مسئولین بسیاری از سایت های ضد انقلاب و حتی اسرائیلی به دفاع از جریان انحرافی پرداخته و سرکرده این جریان را علمدار جدید خواسته ها و مطالباتشان قلمداد کرده اند . از سوی دیگر گروه انحرافی قائل به فرهنگ اومانیستی است و ساحت های فرهنگی را با همین نگرش تفسیر می کنند.
نگاهی به وضعیت بدحجابی ها در کشور و یا فیلم های سینمایی کشور به خوبی موید این مدعاست . همچنین این گروه به شدت سعی در تزریق مفاهیم باستان گرایی با پوسته پست مدرنیته دارد.تئوری پردازان این جریان معتقدند که در دنیای امروز باید گذشته خویش را ساخت و بر اساس این گذشته به سوی آینده حرکت کرد. اما در این میان گذشته کشور ما تنها در ستون های تخت جمشید و... خلاصه می شود و گویا تمدن اسلامی ایرانی قرون چهارم و پنجم هجری جزء گذشته تاریخی ایران نیست و نباید بر اساس آن آینده کشور را ترسیم کرد!
به اعتقاد بسیاری ایران گرایی یا باستان ستایی برخی جریانات انحرافی که امروزه در افواه رسانه ای به " مکتب ایرانی" مشهور شده و واکنش ها را بر انگیخته است ملهم از روندهای پست مدرنیستی قرن بیست و یکمی و رمانتیستی قرن هجده و نوزدهمی متداول در غرب است. رمانتیسم نوعی واکنش احساسی در برابر خردمندی است که به برجسته کردن خویشتن انسانی، گرایش به سوی خیال و رویا، به سوی گذشته تاریخی و به سوی سرزمین‌های ناشناخته و... می پردازد. نمادگرایی و سمبل سازی از اسطوره های تاریخی که حتی برخی از آنها سندیت متقنی هم ندارند یکی از ویژگی ها و شاخصه های این دست روندهاست. امروز حتی در سینمای عصر پست مدرن هالیوودی نیز نماد گرایی و افسانه پردازی از تمدن های قدیمی و باز تولید اسطوره ها در دستور کار قرارگرفته است.
در این چارچوب فکری تصورات بر مبنای رویکردهای آخر الزمانی، ایدآلیستی و آرماگدونی سامان می یابد و تفلسف تاریخی جای عقلانیت معطوف به حل مشکلات جامعه را می گیرد.
با این حال باید گفت فحوای گفتمانی جریان انحرافی در بسیاری از موارد مشوب به افراط و تفریط است و همین افراط و تفریط ها باعث شده است که این گفتمان نه تنها در درون گفتمان انقلاب اسلامی قرار نگیرد بلکه یک گفتمان انحرافی شناخته شود.