تاریخ انتشار : ۱۶ خرداد ۱۳۹۰ - ۱۳:۲۹  ، 
شناسه خبر : ۲۲۰۲۳۱

* ممکن است شرح مختصری از زندگیتان بدهید؟
** من بتازگی مسلمان شده‌ام. پیش از آن که با اسلام آشنا شوم فعالیتهای سیاسی بسیاری داشتم. در آغاز، نماینده بودم، سپس به ناسیونال سوسیالیستها پیوستم. من بطور کلی ضدکمونیسم و کاپیتالیسم بودم و هستم. سپس با انقلاب ایران آشنا شدم و به آن دل بستم، چرا که می‌دیدم این انقلاب علیه کاپیتالیسم و کمونیسم عمل می‌کند، و این چیزی بود که با روحیات و عقاید من جور درمی‌آمد.
در این سال من رئیس دفتر سیاسی بودم روزی، از یک آموزگار مسلمان ایتالیایی دعوت کردم تا برایم از اسلام سخن بگوید. او آمد و برایم از اسلام صحبت کرد. از این هنگام، اسلام بنظرم بسیار جالب توجه آمد، اما علاقه من به اسلام و ایران صرفا جنبه سیاسی داشت.
بتدریج، علاقه من به این دین جنبه معنوی نیز پیدا کرد و به این ترتیب بود که پس از یک سال مسلمان شدم من فهمیدم که اسلام با سیاست غرب کاملاً تفاوت دارد. و به فعالیتهای سیاسی خودم به شکل قبلی خاتمه دادم چون متوجه شدم که اسلام دین بسیار کاملی است و به خودی خود همه چیز و همه ابعاد انسان را دربرمی‌گیرد من فکر می‌کنم که درک کامل اسلام صرفا پس از یک سال برایم میسر شد. بدین معنی که پس از یک سال به مفهوم امامت پی بردم.
بعدها با دانشجویان ایرانی در ناپل آشنا شدم و با آنها در مورد اسلام و شیعه سخن گفتیم.
پس از مدتی به لطف خداوند به مذهب شیعه روی آوردم و هرگاه که فرصت می‌یافتم، برای اسلام فعالیت می‌کردم و قدم برمی‌داشتم. تمامی علاقه و توجهی را که پیش از این صرف سیاست کرده بودم، متوجه اسلام ساختم و عقاید سیاسی‌ام را به خدمت اسلام گرفتم.
پس از 4 الی 5 سال، پسرم نیز مسلمان شیعه شد. او در لندن با نهضتهای اسلامی فعالیت می‌کند و با یک خانم ایرانی نیز ازدواج کرده است. او در این شهر نوشته‌هایی در مورد اسلام به من داد پس از 7 سال، همسرم نیز اسلام آورد و مسلمان شیعه شد. ما در ناپل (من اهل ناپل هستم) یک مرکز اسلامی داریم. اعضای این مرکز ایتالیایی، سومالیایی، تونسی، ایرانی و لبنانی هستند دو سال پیش روزنامه‌ای منتشر کردم که عمر کوتاه آن در دو شماره خلاصه شد.
سپس در الجزایر که بودم، فکر کردم باید کاری انجام دهم و نشریه‌ای منتشر سازم که دوام داشته باشد با خود اندیشیدم که یک آژانس خبری دائر کنم که به کسی وابسته نباشد قصد داشتم اطلاعاتی را در اختیار مردم قرار دهم که از طریق رسانه‌های جمعی کسب نمی‌شد.
از طریق این آژانس خبری با بسیاری از مردم ایتالیا در تماس هستیم ما این آژانس را بخاطر مبارزان اسلامی و علاقه‌مندان به اسلام براه انداختیم. اما، چیزی که بنظر من خارق‌العاده می‌آید این است که به لطف و کمک خداوند بلحاظ مالی در مضیقه نیستیم و مسلمانان به ما کمک می‌کنند این در حالی است که ما هرگز تقاضای کمک نکردیم. آژانس خبری ما تنها آژانس خبری مسلمانان شیعه در ایتالیا است اهل تسنن نیز یک روزنامه دارند.
* ارزیابی شما از روند انقلاب اسلامی چیست؟
** من فکر می‌کنم که انقلاب اسلامی ایران بزرگترین رویداد قرن بیستم است. انقلاب اسلامی به جهانیان بویژه جهان اسلام نشان داد که اسلام قرن بیستم پیوسته سخنی برای گفتن دارد. جمهوی اسلامی مرجع بسیار خوبی شده است. این دومین باری است که من به ایران می‌آیم. بنظر من، بسیار مهم است که ساختارهای جمهوری اسلامی بر پایه روحیات و اخلاق اسلامی بنا شود.
شما به لطف خداوند انقلاب کردید و من فکر می‌کنم که 22 بهمن نخستین گام این انقلاب است. شما باید راهتان را ادامه دهید. ساختارهای دولت اسلامی باید بتدریج تکامل اسلامی بیابد. برای تغییر کامل روحیات و اخلاق مردم دست‌کم یک نسل باید بگذرد و من فکر می‌کنم که انقلاب در این راه گام بر‌می‌دارد.
* موقعیت جمهوری اسلامی ایران را در خارج از ایران چگونه تحلیل می‌کنید؟
** رسانه‌های جمعی غرب با انقلاب شما مخالفند، چرا که این انقلاب مزاحم پیشرفت اهداف آنها است. اسلام برای همه است. اما، کسانی که به این امر آگاهی دارند، در اقلیت هستند. این رسانه‌ها ضد انقلاب اسلامی می‌باشند.
افرادی که با این انقلاب مخالفت دارند، به دو دسته تقسیم می‌شوند: دسته اول آنهایی هستند که مسلمان نیستند و اسلام را درک نمی‌کنند. این دسته اکثریت مردم را تشکیل می‌دهند. دسته دوم، کافرند و اصولاً اعتقادی ندارند. این دسته خطرناکترند. ما در ایتالیا و اروپا گروه‌های کوچکی داریم که می‌فهمند که جمهوری اسلامی درست می‌گوید و بر حق است. اما آنها در اقلیت هستند.
* وضعیت مسلمانان ایتالیا و حتی غیرمسلمانان علاقه‌مند به انقلاب ایران چگونه است؟
** تعداد مسلمانان ایتالیایی بسیار اندک است. ما رقم رسمی و صحیحی از تعداد آنها در دست نداریم. من فکر می‌کنم که رقم مسلمانان ایتالیایی به 25 هزار نفر برسد. چنانچه رقم کلی مسلمانان در ایتالیا را در نظر بگیریم، به حدود یک میلیون بالغ خواهد شد. اسلام دومین دین پس از کاتولیسیسم است. اوضاع مسلمانان در ایتالیا متفاوت است، چرا که به دو گونه با روحیات و اعتقادات متفاوت تقسیم می‌شوند. برای مسلمانانی که طرفدار جمهوری اسلامی هستند - اعم از شیعه و سنی - کمی مشکل‌تر است، چرا که پلیس و مقامات ایتالیایی آنها را پیوسته تحت کنترل دارند.
بعنوان مثال، یک روز من با یک برادر لبنانی قرار ملاقات داشتم، اما پلیس مانع دیدار ما شد. خانۀ من در ناپل نیز غالبا تحت نظر است و پلیس پیوسته در مورد من از همسایگان پرس‌وجو می‌کند. البته من از خیلی پیش به این مسائل و مشکلات عادت کرده‌ام. این، اوضاع مسلمانانی است که هوادار انقلاب و جمهوری اسلامی هستند سایر مسلمانان مشکلی ندارند، چون خطری برای دولت محسوب نمی‌شوند.
در ایتالیا، تعدادی غیرمسلمان نیز وجود دارد که طرفدار جمهوری اسلامی می‌باشد تعدادی از این افراد هم شیعه شده‌اند.
* نحوه خبرگیری آنان از انقلاب اسلامی چگونه است؟
** تنها منبع اطلاعاتی در ایتالیا، آژانس خبری ما است.
* تحلیل شما از فروپاشی کمونیسم چیست و اصولاً بعد از این نقش آمریکا در جهان چه خواهد بود؟
** بعد از رویداد انقلاب اسلامی، سقوط کمونیسم بزرگترین واقعه جهان بوده است. «آیت‌الله امام خمینی» پیام‌آور بسیار خوبی بود، چرا که او بود که این سقوط را پیش‌بینی کرد و نوید آن را داد. برای من سقوط کمونیسم بسیار غیرمنتظره بود. اما این قانون تاریخ است، چرا که کمونیسم یک نظریه جدید نیست. کمونیسم ادامه منطقی کاپیتالیسم است. کمونیسم و کاپیتالیسم دو روی یک سکه هستند.
پیش از این که مسلمان شوم نیز همین عقیده را داشتم. «امام خمینی هم این را گفته بود. روحیات اروپای شرقی با غرب فرقی نداشت. هر دو مادی‌گرا بودند. تفاوت آنها صرفا در مدیریت تولیداتشان بود، وگرنه کمونیسم و کاپیتالیسم یکی است. من معتقدم که پس از مرگ کمونیسم، رقم مسلمانان و نهضتهای اسلامی رو به رشد و افزایش خواهد گذاشت.
و اما، آمریکا خطر بزرگی برای جهان بویژه جهان اسلام محسوب می‌شود. ما یک آرزو داریم، که غرب و آمریکا سقوط کنند. انشاءالله که این امر بوقوع خواهد پیوست، اما نه از طریق جنگ، بلکه بخاطر فساد داخلی، از درون، اکنون نیز، غرب بلحاظ معنوی بیمار است. من فکر می‌کنم که مسلمانان بویژه جمهوری اسلامی باید برای آگاه کردن مردم بسیار تلاش کنند البته، فقط آمریکا نیست که خطری برای جهان اسلام بشمار می‌آید. ایتالیا، فرانسه و سایر کشورهای عربی نیز به همان اندازه خطرناک هستند.
* نظم نوین آمریکا با چه اهدافی طراحی شده است؟
** هدف امریکا تسلط بر سراسر جهان است. آمریکا با نظریه مادی‌گرائی خود جهان‌خواری بیش نیست که بر روی چندملیتی‌ها حساب می‌کند. آنها می‌خواهند تمامی مردم جهان به یک شکل بپوشند، فکر کنند و آداب و رسومی واحد داشته باشند، این، هدف آنها است و اسلام با این هدف مخالف است.
* با فروپاشی بلوک شرق، اکنون آینده جهان اسلام در برابر غرب را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

** من طرفدار سقوط کشورهای اروپای شرقی هستم، چرا که این سقوط به سود مسلمانان تمام شده و درها را بروی آنان گشوده است. من یک مسلمان ایتالیایی هستم، اما برای برادر مسلمان خودم در کوزوو یا هر جای دیگری، نیز نگرانم. در بلغارستان، مسلمانان توانستند دست‌کم هویت خود را بدست آورند. در یوگسلاوی سابق، نهضتهای مسلمان نیز خواهان همین هستند. اما یک خطر نیز وجود دارد و آن، خطر تاثیر مصرف‌گرایی و مادی‌گرایی بر روی این مسلمانان است.
بنابراین، سقوط کمونیسم در کشورهای بلوک شرق هم نقاط ضعف دارد، و هم نقاط قوت، که چنانچه آنها را بر روی ترازویی قرار دهیم، نقاط قوت وزن‌دارتر خواهند بود. ما باید تا آنجا که از دستمان برمی‌آید، به این مسلمانان کمک کنیم و اطلاعات و آگاهی‌های لازم را در اختیارشان قرار دهیم. و این بیشتر نقش جمهوری اسلامی و بر عهده ایران است.
من معتقدم که جهان اسلام باید وحدت خود را در مقابل غرب استحکام بخشد. آینده به اسلام تعلق دارد، چرا که مسلمانان ایمان دارند و هشیارند. فعلا، آمریکا در بسیاری از کشورهای مسلمان از جمله عربستان از نفوذ بسیاری برخوردار است و به آنها کمک مالی می‌کند. این کمک برای این کشور بسیار حائز اهمیت است.
ما مسلمانان خط امام با یکدیگر وحدت داریم. از رفتار خوبی نیر برخوردار هستیم و می‌توانیم الگوی سایرین باشیم. ما بتدریج مرجع سایرین خواهیم شد. چشم همه مسلمانان به رفتار جمهوری اسلامی دوخته شده است. من فکر می‌کنم که انشاءالله اسلام سرانجام نخستین قدرت جهان خواهد شد.
* آیا برنامه اخیر تلویزیون ایتالیا علیه ایران واکنشی در میان مسلمانان ایتالیایی برانگیخته است؟
** در ایتالیا، برنامه‌های تلویزیونی علیه ایران بسیار پخش می‌شود مسلمانان ایتالیایی خط امام طبیعتاً با این برنامه‌ها مخالفند سایرین بی‌تفاوتند و آنچه را که تلویزیون می‌گوید باور دارند نویسندگان یا خبرنگاران ایتالیایی که غالباً به ایران سفر می‌کنند تنها کسانی هستند که در جریان امر قرار دارند و حقیقت را می‌شناسند فقط آنها هستند که متوجه می‌شوند برنامه‌های ضدایرانی تلویزیون تا چه اندازه حقیقت را پوشیده نگه میدارد تلویزیون ایتالیا، بعنوان مثال، از شخص من که طرفدار ایران هستم هرگز دعوت نمی‌کند تا در برنامه‌ها شرکت کنم، اما کسانی را دعوت می‌کند که به اصطلاح مسلمانند و به جمهوری اسلامی نیز گرایشی ندارند یا این که، اصولاً مسلمانان ایتالیایی را دعوت نمی‌کند و برای این منظور از مسلمانان خارجی استفاده می‌کند تا این احساس بوجود آید که ایتالیا با اسلام بیگانه است. بزرگترین واکنشی که ما می‌توانیم در مقابل این سیاست نشان دهیم، انتشار اطلاعیه و افشای واقعیت از این طریق است.
* از اینکه فرصت این گفتگو را دادید، سپاسگزاریم.