محمد ایمانی
روز شنبه، حزب مشارکت، دفتر تحکیم، کارگزاران، شورای شهر تهران و چند گروه دیگر، از مردم برای استقبال از رئیسجمهور اسلامی ایران که از اجلاس سازمان ملل و گفتگوی تمدنها بازمیگشت، دعوت کردند. این دعوتها همگی روی تلکس خبرگزاری رفت و روزنامههای ایران، همشهری،حیاتنو، ابرار، کار و کارگر و... این فراخوان را در تیترهای اصلی صفحه اول خود منعکس کردند. آنچه در عمل پیش آمد:
1- آقایان تاجزاده یا موسویلاری یا هر مقام مسئول دیگری در وزارت کشور، از این دعوت برای تجمع گلهمند نشدند و نگفتند که حزب مشارکت و دفتر تحکیم، باز هم به بیقانونی و هرجومرج روی آوردهاند. خوشبختانه وزارت کشور این بار به نیرویانتظامی دستور نداد با تجمعکنندگان برخورد کند ـ مشابه دستوری که در قبال تجمع در برابر مجلس داده شد. به هر حال وزارتی که توسط میانسالان مشارکتی و جوانان تحکیمی مدیریت میشود، باید گاهگداری استثناهایی هم بر قواعد و موازین اعلامی خود بزند.
2- خیلیها از این فراخوان تجمع مطلع شدند چرا که اول صبح وقتی از مقابل کیوسکهای روزنامهفروشی میگذشتند، صفحات اول روزنامهها آنها را مطلع میساخت. با این وجود، بیش از دو الی سه هزار نفر از فراخوان مشارکتیها و تحکیمیها استقبال نکردند.
طبیعتاً این بدان معنی نیست که مردم، به خاتمی و زحماتی که او برای اعتبار جهانی جمهوری اسلامی در سازمان ملل متحد شد، بیاعتنا هستند. نه، آنها قدر مسئولان خدوم را میدانند و خوب میفهمند که هموار کردن رنج سفر یک هفتهای بر خود و چند روز برنامه گفتگو و سخنرانی فشرده یعنی چه. با این وجود مردم حاضر نیستند قدرشناسیشان، هزینه سرمایهگذاریهای باندی و حزبی شود. فراخوان حزب مشارکت و شاخه دانشجویی آنها با استقبال مردم موجه نشد، چون قانع نشدند که پوششی برای لاپوشانی برخی رفتارهای تند، غیر قانونی و بدور از مصلحت و منطق برخی جریانات سیاسی باشند.
به راستی گروهی با ویژگیها و سوابق دفتر تحکیم چه انتظاری از مردم دارد؟ آیا آنها با این فراخوان میخواستند مزد اردوکشی اخیر در خرمآباد را بستانند یا پاداش تجمع منتهی به راهپیمایی غیر قانونی در برابر دانشگاه تهران به بهانه دوم خرداد را بگیرند؟
3- رئیسجمهور، از برگزارکنندگان تجمع در فرودگاه گله کرد و گفت: «من گله دارم از برگزارکنندگان این مراسم. وقت جوانان ما بیش از این ارزش دارد که بخواهیم صرف استقبال از یک فرد کنیم، کار پسندیدهای نیست». آقای خاتمی همچنین به برخی از برپاکنندگان و طراحان تجمع انتقاد کرده و گفته است شما خستگی سفر را بر تن من باقی گذاشتید.
چرا کسانی برای جبران اعتبار زیر سؤال رفته خود حاضرند به هر کار نسنجیدهای دست بزنند ولو به تلخ کردن کام رئیسجمهور منجر شود؟! آیا دوستنمایان، از سر نادانی به این شیوهها دست مییازند یا میدانند اما خویشتنداری نیاموختهاند و مدام ناپرهیزی میکنند یا خدای نکرده بحث ضایع کردن رئیسجمهور در میان است؟
4- پریروز هیچ کس که مخالف تجمع باشد در محل حضور نیافت. حاضرین یکدست بودند اما گویا تجمعات منتسب به دفتر تحکیم و برخی جریانهای پشت پرده آنها به طلسم تشنج و فحاشی و شعارهای غیر قانونی گرفتار آمده است. دیروز هم از برخی نویسندهنمای جاده صاف کن ماشین تبلیغاتی دشمن تجلیل شد، علیه برخی نهادها از جمله صدا و سیما فحاشی صورت گرفت و خاتمی را تعمداً و با بیانصافی، با رهبر لائیک جبهه ملی مقایسه کردند. چرا؟ لابد چون خاتمی در نیویورک صراحتاً گفته بود تلقی غرب از اصلاحات در ایران، تحقق سکولاریسم و نفی دین است و ما با این تلقی مخالفیم.
به راستی تحکیمیها و مشارکتیها، این بار که هیچ مخالفی در محل حادثه حضور نداشته، تقصیرها را به گردن کی خواهند انداخت؟ ظاهراً دیواری کوتاهتر از وزارت کشور که قانون را یاد آنها نینداخت تا از این سودای ناپخته صرفنظر کنند یا مخالفان که نیامدند و بر جایگاه متهم ننشستند، وجود نداشته است!
5- صادقانه به عقلای مصلحتاندیش جریان منادی دوم خرداد باید گفت که اگر بناست با بیاقبالی تدریجی مردم روبرو نشوید، فکری برای تندرویهای معطوف به سوداهای خطی بکنید. اگر قرار است آقای خاتمی در دور بعدی انتخابات ریاستجمهوری نامزد شود ـ که ظاهراً چنین است ـ بهتر است، جلوی اقدامات نسنجیده که ذوق ملت را کور میکند گرفته شود و بررسی شود که آیا این دفاعهای بد و ضد تبلیغ، سهوی است یا از سر تعمد.
این چه حمایت از خاتمی است که رئیس فلان حزب یکسال مانده به انتخابات، سوت نابهنگام رقابت را بزند و مردم را انگشت به دهان کند و چون با انتقاد مواجه شد، فلان روزنامه منتسب به دولت تیتر بزند که «زنگ انتخابات، بهنگام زده شد» و خود رئیسجمهور مجبور شود ماجرا را بدینگونه اصلاح کند که «بحث انتخابات بحث خیلی زودرسی است و باید درباره آن تأمل کرد» طبعاً مردمداری و حزببازی دو مقوله جداست و به تعبیر رئیسجمهور «معدل شعور مردم از احزاب و گروههای سیاسی بالاتر است».