اسرائیل و آفریقای جنوبی
بهترین روابط را اسرائیل با کشور نژادپرست آفریقای جنوبی دارا میباشد. این روابط بر اساس اصول مشابه اجتماعی، ایدئولوژیکی و وابستگی هر دو رژیم به سرمایههای خارجی استوار است. آنها در نقشههای نظامی استراتژیک غرب و به ویژه آمریکا نقش دستیار را بعهده دارند که در درجه اول جنگها را دامن میزنند، عملیات تهاجمی انجام میدهند و جنگهای محدود را از پیش میبرند. هر دو رژیم بر اساس تبعیض نژادی بنا شدهاند. در آپارتاید از روی رنگ پوست و در اسرائیل از یهودی بودن و غیر یهودی بودن که البته این نیز خود سئوالانگیز میباشد. چون از سلاحهائی که صهیونیستها تولید میکنند برعلیه یهودیان دیگر کشورها که واردکننده این تسلیحات میباشند استفاده میشود.
روابط اسرائیل و آفریقای جنوبی بازمیگردد بزمان تأسیس کشور اسرائیل. اولین رهبری که از کشورهای مشترکالمنافع بدیدار کشور تازه تأسیس اسرائیل در سال 1952 رفت دکتر دانیل مالان پایهگذار آپارتاید و رهبر حزب ناسیونالیست آفریقای جنوبی بود. جالب توجه است که این حزب قبل و در مدت جنگ جهانی دوم دارای سیاستهای ضد یهودی و هوادار نازی بوده است.
اما بعد از مدت کوتاهی رهبران حزب ناسیونالیست دریافتند که از دست دادن حمایت جامعه یهود آفریقای جنوبی چه از لحاظ سیاسی و چه اقتصادی به نفعشان نخواهد بود، ولی از حیث دیگر ضد اسرائیلی بودن سایر نیروها نخستوزیر وقت آفریقای جنوبی را مجبور بشناسائی دو فاکتو De Facto اسرائیل نمود و با تغییر قانون اساسی و قبول عضویت یهودیان در جامعه خود، دوستی با اسرائیل را نمایان ساخته و بعد از مدتی اسرائیل را بطور کلی برسمیت شناخت در این زمان از افسران ذخیره یهودیالاصل آفریقای جنوبی در ارتش اسرائیل استفاده میشد که این خود در حقیقت یک عمل غیر قانونی محسوب میشد. نخستوزیر وقت آفریقای جنوبی همچنین اجازه صدور کالا و ارز به اسرائیل در زمانی که کشور خود با مشکلات عظیمی مواجه بود را داد.
در دهه پنجاه دو کشور اسرائیل و آفریقای جنوبی به مبادلات تجاری ادامه دادند ولی در سال 1961 اسرائیل به منظور حفظ روابط خود با دیگر کشورهای مستقل آفریقائی به قطعنامه تحریم اقتصادی سازمان ملل برعلیه آفریقای جنوبی بدلیل سیاستهای تبعیض نژادیش رأی مثبت داد و آفریقای جنوبی نیز در عوض امتیازات تجاری را که به اسرائیل داده بود قطع نمود و در حقیقت 5 سال بطول انجامید که روابط دو کشور بروال عادی بازگشت.
اگرچه آفریقای جنوبی در جنگ 1967 اعراب و اسرائیل رسماً سیاست بیطرفی را در پیش گرفته بود ولی یک هیأت نظامی از این کشور برای نظارت بر پیشرفت جنگ در اسرائیل بسر میبرد و پیروزی اسرائیل در این جنگ نیز در آفریقای جنوبی بگرمی مورد استقبال قرار گرفت.
مشکلاتی که اسرائیل در دهه 50 با آن روبرو شد، آن کشور را مصمم به توسعه صنعت نظامی خود نمود و تحریم نظامی اسرائیل از طرف فرانسه بعد از جنگ 1967 خاورمیانه تصمیم این کشور را به توسعه صنعت نظامی فزونی بخشید و در این زمان تکنولوژی نظامی آمریکا را جایگزین تکنولوژی فرانسه نمود.
صنایع نظامی اسرائیل در اواخر دهه 70 بقدری پیشرفت کرده که قادر به رقابت با آمریکا و اتحاد جماهیر شوروی در بازارهای جهانی شد. در حال حاضر اسرائیل بعد از کشورهای پیمان ناتو و ورشو هفتمین کشور صادرکننده اسلحه در جهان میباشد.
آفریقای جنوبی نیز که مورد تحریم قرار گرفته بود، دست به تولید و توسعه صنعت نظامی زد. امروزه آفریقای جنوبی جزء 10 کشور بزرگ تولیدکننده اسلحه در جهان میباشد و این در حالیست که بازار صادرات مهمات و تسلیحات نظامی این کشور رو به گسترش گذارده است.
مشتریان تسلیحات پرتوریا شامل کشورهائی در آفریقا، آمریکای جنوبی و خاورمیانه میگردند. قابل توجه است بیشتر دولتهائی که از پرتوریا اسلحه خریداری میکنند رسماً این کشور را مورد تحریم قرار دادهاند. روابط نظامی اسرائیل و آفریقای جنوبی بعد از جنگ ماه ژوئن اعراب و اسرائیل افزایش یافت. اولین قرارداد در سال 1971 به امضاء رسید و آفریقای جنوبی پروانه تولید اسلحه یوزی که بوسیله اسرائیلیها طرحریزی شده بود را بدست آورد و در همان سال دو شرکت اسرائیلی تحویل وسائل نظامی الکترونیکی را به آفریقای جنوبی بعهده گرفت.
در جنگ 1973، 1500 یهودیالاصل آفریقای جنوبی داوطلبانه بکمک نیروهای اسرائیلی شتافتند. این رابطه نزدیک بین دو کشور باعث شد که بسیاری از کشورهای آفریقائی روابطشان را با اسرائیل قطع کنند. روابط اسرائیل و آفریقای جنوبی بخصوص در زمینه نظامی، بعد از نزدیکی دوستانشان در پیمان ناتو به اعراب بدلیل احتیاجشان به نفت مستحکمتر گردید.
در دسامبر 1974 آفریقای جنوبی محمولهای از موشکهای زمین بزمین گابریل از اسرائیل دریافت کرد. اعتقاد بر این است که این موشکها به موشکهای اگزوست فرانسوی شبیه میباشد.
در سال 1976 آفریقای جنوبی سه قایق گشتی Reshef رشف از اسرائیل خریداری نمود و پروانه سه قایق دیگر را بدست آورد. مهندسینی که نظارت بر ساخت این قایقها را بعهده گرفتهاند در اسرائیل تعلیم دیدهاند. به لیست خرید آفریقای جنوبی در آن زمان 2 قایق گشتی دورا Dvora و تعداد نامعلومی کشتیهای حمل موشکهای الیا Aliya اضافه گردیده است. در تمام این کشتیها موشکهای گابریل کار گذارده شده است. در سال 1977 نیز آفریقای جنوبی 6 قایق رشف Reshef دیگر به اسرائیل سفارش داد.
این کشور همچنین علاقمند به هواپیماهای اسرائیلی است و در سفری که نخستوزیر آفریقای جنوبی به اسرائیل در سال 1976 داشت تعدادی هواپیمای کفیر سفارش داد. در حال حاضر آفریقای جنوبی از لحاظ مالی به تولید بمبافکنهای لاوی Lavi که انتظار میرود در دهه آینده قدرت برتری هوائی اسرائیل را برآورده سازد کمک میکند. مقامات اسرائیلی بر این عقیدهاند که همکاریهای نظامی اینکشور با آفریقای جنوبی بیشتر از مبادلات کشورهای غربی با آفریقای جنوبی نمیباشد و معتقدند که از لحاظ ارزش دلاری فروششان کمتر میباشد ولی بهرحال 35 درصد کل صادرات اسلحه اسرائیل در سال 1980 متعلق به آفریقای جنوبی بوده است.
گزارشات اخیر نشان میدهد که تلآویو و رژیم پرتوریا بر روی یک برنامه مشترک جهت ساخت سلاحهای اتمی مشغول بکار میباشند، و بنابر گزارش روزنامه موزامبیکی Oticias از میان تسلیحات جدیدی که بوسیله آفریقای جنوبی و اسرائیل تولید شده است میتوان از موشکهای اتمی کروز نامبرد که اگر در آفریقای جنوبی و یا اسرائیل کار گذارده شود میتواند هر نقطهائی از آفریقا را در تیررس قرار دهد.
اسرائیل و آفریقای جنوبی تجارت نظامی، اطلاعات جاسوسی خود که در نتیجه مبارزه علیه فلسطینیها و جنبشهای آزادیبخش ملی مانند سواپو و کنگره ملی آفریقا بدست آمده است را در اختیار یکدیگر میگذارند. با در نظر گرفتن اینکه اسرائیلیها در جنگهای صحرائی تخصص دارند آفریقای جنوبی از آنها برای حفاظت 500 کیلومتر مرز بین نامبیا، آنگولا و موزامبیک استفاده میکند. مشاوران نظامی اسرائیل نیروهای ضد دولتی ساویمبی Savimbis رهبر یونیتا Unita در خلیج Walvis (والیویز) را در نامبیا تعلیم میدهند.
بر اساس گزارشات رسیده، سربازان اسرائیلی همچنین بطور فعالی در کنار نیروهای آفریقای جنوبی میجنگند. در سالهای اخیر 5000 اسرائیلی با مهارتهای نظامی به آفریقای جنوبی مهاجرت کردهاند.
آفریقای جنوبی و اسرائیل بیکدیگر کمک میکنند که بر تحریمات تجاری فائق آیند. کارخانههای اسرائیلی اقلامی را به رژیم پرتوریا میفروشد که این رژیم قادر به تهیه آن از سایر بازارهای بینالمللی نیست. این کار نقض کلیه قطعنامههای مصوبه سازمان ملل متحد است.
اسرائیل علاوه بر روابط بسیار نزدیک با آفریقای جنوبی، تا سال 1968 دارای 29 سفارتخانه در آفریقا بود یعنی نزدیک بیک سوم از مجموع سفارتخانههایش در کشورهای خارجی نزدیکی اسرائیل با آپارتاید و سپس جنگ 1972 که منجر به اشغال صحرای سینا که در آفریقا قرار داشت منتهی به قطع روابط چندین کشور آفریقائی با اسرائیل شد.
اولین کشورهائی که در این راه گام برداشتند عبارت بودند از موریتانی، گینه اوگاندا، چاد، نیجر، جمهوری خلق کنگو، مالی بروندی و توگو. در سال 1973 مجموعا 21 کشور با اسرائیل قطع رابطه کردند. 9 کشور آفریقائی نیز که پس از آن استقلال بدست آوردن از شناسائی اسرائیل خودداری نمودند.
علیرغم قطع روابط سیاسی این کشورها با اسرائیل، اشارهائی به قطع روابط اقتصادی نشده است. و یکی از مقامات رسمی اسرائیل با سربلندی اعلام نمود. که تقریبا از سال 1973 شکافی در روابط بازرگانی اینکشور با آفریقا وجود نداشته است. برای مثال نفت که یک ماده حیاتی و استراتژیکی میباشد و هر دو کشور بشدت بدان نیازمند هستند. از طریق همان کشورهائی که مورد تحریمشان قرار دادهاند بدست میآورند قبل از انقلاب اسلامی ایران 90% نفت آفریقای جنوبی و 60% نفت اسرائیل از ایران تامین میشد. حتی زمانی که هر دو مورد تحریم اقتصادی بودند ایران بصدور نفت خود به این دو کشور ادامه میداد قطع نفت از جانب ایران، بعد از انقلاب اسلامی، این دو کشور را مجبور بجستجوی نفت این منبع حیاتی، در سایر قسمتهای جهان نمود.
در مورد اسرائیل شرایط مقداری فرق میکرد، وجود منابع نفتی در صحرای سینا که به وسیله اسرائیلیها توسعه و به تولید رسیده بود برای مدتی از مشکلات آنها کاست ولی امضاء قرارداد کمپ دیوید که به بازگردانیدن صحرای سینا و چاههای نفت به مصر منتهی گردید، اسرائیلیها را دوباره با مشکل کمبود نفت روبرو ساخت. در حال حاضر اسرائیل بیشتر نفت خود را از مکزیکو، اکوادور و ونزوئلا تهیه میکند و مابقی احتیاجات خود را بطور غیر مستقیم از کشورهای حوزه خلیج فارس وارد میکند ولی از آنجائی که این کشورها در ظاهر رابطهایی با اسرائیل ندارند این مبادلات آشکار نمیگردد، ولی میتوان حدس زد با برسمیت شناخته ضمنی اسرائیل بوسیله بعضی از کشورهای عربی مانند عمان بر اساس طرح فاس این کشور صدور نفت باسرائیل را آغاز کند.
افریقای جنوبی نیز وضعی بهتر از اسرائیل ندارد، تامین نفت این کشور تاکنون برای عموم روشن نشده و شرکتهای خارجی فروشنده نفت نیز این موضوع را بخاطر رابطهائی که با اوپک دارند سری نگه میدارند اما آنچه مسلم است نصف واردات نفت آفریقای جنوبی از کشورهای حوزه خلیج فارس تامین میشود. تحقیقات حاصله فاش کرده است که عمان بیشترین دخالت را در این امر دارد. برای مثال در طول سالهای 1980 - 1979 بیش از یک میلیون تن نفت از عمان به آفریقای جنوبی از طریق شرکتهای نفتی حمل شده است.
علیرغم کلیه موانعی که وجود دارد اسرائیل و متحدش آفریقای جنوبی بکمک دوستانشان در آفریقا که عموماً طرفدار غرب هستند توانستهاند از منافعشان دفاع کنند. بعنوان مثال اسرائیل بکمک عواملشان در کنیا توانستند گروگانهای اسرائیلی را در فرودگاه انتبه در اوگاندا نجات دهند.
اسرائیل با ادعا به غیر متعهد بودن سعی بدادن کمکهای اقتصادی و فنی به کشورهای آفریقائی میکند. اینکشور اکنون وسایل امنیتی در زمینههای نظامی و جاسوسی به رژیمهای طرفدار غرب میفروشد. در سال 1977 روزنامه وال استریت ژورنال گزارش نمود که سازمان سیا (سازمان اطلاعات و جاسوسی آمریکا) یک بودجه چند میلیون دلاری در اختیار اسرائیل گذارده که از آن در راه اهداف خود در کشورهای آفریقائی استفاده کند. قرارداد استراتژیکی و همکاری آمریکا و اسرائیل که در سال 1981 بامضاء رسید نیز تحقیقا به همین منظور بوده است.
اسرائیل برنامه کمک خود به آفریقا را در زمینههای جاسوسی و نظامی متمرکز کرده است. این کشور آکادمیهای نظامی در سیرالئون، اتیوپی و اوگاندا تشکیل داد. و نیروهای ویژهایی را در زئیر، کنیا، مالاوی، گابون تربیت کرده است اسرائیل همچنین یک نیروی هوائی در غنا و ساحل عاج تشکیل داده است.
اسرائیل و سایر کشورهای آفریقائی
قرارداد کمپ دیوید و برسمیت شناختن اسرائیل از طرف مصر و بالاخره خروج سربازان اسرائیلی از صحرای سینا در آوریل 1982 این فرصت را برهبران آفریقائی که خواهان برقراری مجدد روابط سیاسی با اسرائیل بودند داد و آنها را از لحاظ اخلاقی آسودهخاطر ساخت.
زئیر در این زمینه در ماه می 1982 رسما روابط سیاسیش را با اسرائیل برقرار نمود. البته لازم بیادآوریست که این کشور هرگز همکاریش را با اسرائیل قطع نکرده بود به طوریکه واحدهای ارشد ارتش زئیر بوسیله اسرائیلیها شکل گرفتند در سال 1983، 3750 نفر از افراد گارد مخصوص ریاست جمهوری زئیر بوسیله اسرائیلیها تعلیم دیدند و 100 تن از مشاوران نظامی اسرائیل که در حقیقت عضو موساد (سازمان جاسوسی اسرائیل) بودند به زئیر اعزام شدند.
علاوه بر این در بازدید وزیر خارجه اسرائیل از زئیر قراردادی 5 ساله مبنی بر تجدید ارتش زئیر شکل اسرائیل به امضاء رسید. این کشور همچنین تسلیحات بدست آمده از PLO به ارزش 8 میلیون دلار را در اختیار زئیر قرار داده است. مهمترین حیطه فعالیت نظامی اسرائیل در زئیر ایالت شابا (کاتانگای سابق) میباشد. این ایالت از لحاظ معدنی اهمیت بسیار دارد و چند سال پیش شورشی در آنجا صورت گرفت که بصورت وحشیانهای بوسیله کمک نیروهای بلژیکی، فرانسوی سرکوب گردید و اکنون حفاظت از این منطقه بعهده اسرائیل گذارده شده است.
عقد قرارداد بین زئیر و اسرائیل، این کشور را تا حدودی از انزوای سیاسی در این قاره خارج خواهد کرد و بنابگفته اریل شارون وزیر دفاع سابق اسرائیل، امضاء این قرارداد منجر به ایجاد روابط با سایر کشورهای این منطقه خواهد شد.
لیبریا دومین کشوری بود که بعد از زئیر به برقراری روابط دیپلماتیک با اسرائیل دست زد.
ساموئل دواولین رهبری بود که بعد از 12 سال از اسرائیل دیدن نمود، نتیجه این بازدید امضاء چند قرارداد در مورد همکاریهای کشاورزی و تجاری بوده است، اسرائیل همچنین حاضر شده است مشاوران نظامی به اینکشور اعزام نماید و اطلاعات سری را در اختیار لیبریا قرار دهد. این کشور (لیبریا) همچنین خواهان صرف 7 میلیون دلار وام آمریکا برای خرید تسلیحات نظامی از اسرائیل میباشد. جالب توجه است که لیبریا درصدد ایجاد سفارتخانه خود در بیتالمقدس میباشد و در حقیقت این اولین کشور آفریقائی است که تصمیم به چنین کاری گرفته است.
نیجریه نیز بنظر میرسد خواهان برقراری مجدد روابط دیپلماتیک با اسرائیل است. این دو دارای روابط اقتصادی بسیار نزدیکی میباشند. در سال 1983، 4000 اسرائیلی در نیجریه مشغول بکار بودهاند و قراردادهای چند میلیون دلاری بین دو کشور به امضاء رسیده است. در سال 1981 واردات نیجریه از اسرائیل در حدود 62 میلیون دلار بوده است. از لحاظ سیاسی نیز مجلس این کشور از دولت فدرال مصرانه خواستار برقراری روابط دیپلماتیک با اسرائیل گردیده است.
در میان کشورهائی که امکان دارد روابط دیپلماتیک با اسرائیل برقرار کنند، کنیا سنگال، ساحل عاج، کامرون و جمهوری آفریقای مرکزی بچشم میخورند. در اواخر سال 1983 منابع اسرائیلی اشاره کردند پس از قراردادهائی که به موجب گفتگوهای محرمانهای که ماهها بطول انجامید، منعقد شد. روابط با جمهوری آفریقا مرکزی احیاء گردید. سنگال و کنیا گفتهاند که آنها در نظر ندارند روابطشان را احیاء سازند ولیکن کنیا تنها کشور آفریقائی است که خط هوائی ال آل اسرائیل در آن فعالیت دارد و شرکت ساختمانی سول و بونه اینکشور در آنجا مشغول میباشد. بر اساس گفته اینبانک نی انگ روزنامهنگار، این شرکت بر اعمال جاسوسی اسرائیل سرپوش میگذارد.
ضمنا بنابر گزارش روزنامه الجزایری «المجاهد» یک کشور نامشخص آفریقائی در نظر دارد به پیروی از زئیر و لیبریا با اسرائیل روابط دیپلماتیک برقرار نماید. در حالیکه نام اینکشور مشخص نیست، ولی بنظر میرسد که این کشور مراکش باشد و تشکیل کنفرانس یهودیان در مراکش با شرکت چند تن از نمایندگان مجلس اسرائیل صورت گرفت به این شایعه قدرت میبخشد.
نتیجه
با در نظر گرفتن مطالب ذکر شده بدین نتیجه میتوان رسید که اسرائیل اهداف مختلفی را در آفریقا دنبال میکند. خارج شدن از انزوای سیاسی که بدنبال جنگ 1973 اعراب و اسرائیل گریبانگیر این کشور شد، یکی از این اهداف است که خود عامل مهمی در رسیدن بسایر خواستههای اسرائیل در منطقه میباشد. آفریقا بازار خوبی برای تولیدات رژیم صهیونیستی بخصوص تسلیحات نظامی میباشد و از این راه کمک عظیمی به اقتصاد وابسته خود میکند. اسرائیل همچنین از این طریق میتواند از منابع استراتژیک آفریقا مانند اورانیوم استفاده کند.
اسرائیل با رخنه به آفریقا و نزدیکی به بعضی از کشورهای غیر عرب سازمان وحدت آفریقا مانند زئیر و لیبریا خواهان نفوذ در این سازمان است که این خود ایجاد شکاف در اتحادیه کرده و اسرائیل از آن بهره خواهد گرفت. اسرائیل با این عمل همچنین از نفوذ اعراب در منطقه نیز خواهد کاست. پیوندهای دولت اشغالگر قدس با پرتوریا که بسی خطرناک میباشد به تلآویو امکان میدهد نقش نظامی خود را در جنوب، جنوب شرقی و مرکز آفریقا افزایش دهد.
لازم بتذکر است که اسرائیل تنها برای منافع خود در آفریقا فعالیت نمیکند، بلکه مجری سیاستهای آمریکا نیز در این منطقه میباشد. اسرائیل با تشویق آمریکا درگیر دفاع از آن چیزیست که واشنگتن به آن بعنوان یک «پایگاه استراتژیکی» مینگرد. در این مورد کمک اسرائیل دارای اهمیت خاصی است. زیرا علیرغم تعهد آمریکا برای سرپا نگهداشتن رژیم آفریقای جنوبی بخاطر فشار افکار عمومی قادر به حمایت وسیع از آفریقای جنوبی نمیباشد. در تمام کشورهای منطقه که دیگر قدرتهای غربی در اعمال زور برای سرکوب رادیکالیسم داخلی ناکام بودهاند، اسرائیل موفق بوده است.
آنها (اسرائیلیها) نقش خود را با اعتماد بنفس، جدیت ایفا میکند دولت آمریکا قادر به اعزام مشاوران نظامی به زئیر و آفریقای جنوبی نیست و بسیاری از همپیمانان اروپائیاش تمایلی به کمک به رژیمهای سرکوبگری نظیر چنین کشورهائی ندارند. آنچه که از نقطه نظر کشورهای دیگر شاید کار ناصحیح است از نظر اسرائیل بعنوان یک وظیفه قابل توجیه میشود. اسرائیل با حمایت آمریکا و همکاری پرتوریا سدی برای نفوذ اتحاد جماهیر شوروی در این قاره ایجاد کرده است.
اگرچه تاکنون تنها 6 کشور از 49 کشور آفریقائی با اسرائیل رابطه برقرار کردهاند. آفریقای جنوبی، مالاوی، سوازیلند، مصر، زئیر، لیبریا و بهمراه بخش منافع اسرائیل در سفارت بلژیک در ساحل عاج، ولی بنظر میرسد کشورهای دیگری نیز از این روش پیروی نمایند.