* جمهوری اسلامی: لطفا بطور خلاصه بفرمائید بیوگرافی جنبش نهضت تونس چیست و از چه خطمشی پیروی میکند؟
** استاد راشد غنوشی: بسمالله و الحمدالله با درود به پیامبر عظیمالشأن اسلام حضرت محمد(ص) و بر خاندان و صحابه عالیقدر او. من ابتدا مایل هستم به روزنامه و خوانندگان جمهوری اسلامی سلام و درود بفرستم و از خداوند باریتعالی مسئلت دارم امت اسلامی را در این شرایط سخت در کنف عنایات خویش حفظ بفرماید. جنبش نهضت اسلامی که افتخار نمایندگی آنرا در این کنفرانس دارم، یک جنبش اسلامی نوینی است که میتوان گفت تداوم همان جماعت اسلامی تونس است که در سالهای دهه 1970 نشأت گرفت و در سالهای دهه 1980 توسعه یافت و نام «جنبش اتجاه اسلامی» را برای خود برگزید.
از دو سال قبل بلحاظ بروز تحولات سیاسی جدید در کشورمان و بخاطر انسجام با این تحولات جنبش گرایشات اسلامی به «جنبش نهضت» تغییر نام یافت. این جنبش به هدف هماهنگی و همسوئی با تحولات و واقعیتهای متغیر با حفظ ماهیت اسلامیاش موظف بود نامش را تبدیل کند. جنبش نهضت یک جنبش فرهنگی است و به تصحیح مفاهیم اسلامی و بازسازی جوانب فرهنگی و سیاسی و اجتماعی زندگی روزمره مردم براساس اسلام دعوت مینماید. بنابراین جنبش نهضت یکی از جنبشهای اسلامی است که در جهان اسلام فعال هستند. این جنبشها به بازسازی امت بر مبنای اسلام دعوت مینمایند.
در حال حاضر بیست سال از عمر جنبش میگذرد. جنبش نهضت توانسته اولین قدرت سیاسی کشورمان را تشکیل دهد. چنانچه کشورمان و مردممان معنی دمکراسی را میدانستند حتی به مفهوم غربی آن امروز ملاحظه میکردید که جنبش نهضت حکومت تونس را در دست داشت. و در این کشور حکومت میکرد. لیکن رژیمی که در کشورمان حکومت میکند همچون دیگر رژیمهای سیاسی است که بر مسلمانان حکومت میرانند و خود را به تجددگرائی و غربگرائی و دمکراسی منتسب میکنند.
در کشورمان رژیمی حاکم است که سیستم چندحزبی را برسیمت میشناسد، و پارلمان وجود دارد و مؤسسات حزبی بچشم میخورد و انتخابات ریاست جمهوری بعمل میآید، لیکن از سیستم دمکراسی جز شکل ظاهری آن چیز دیگری وجود ندارد. در تونس رسماً تعداد هفت حزب سیاسی فعالیت دارند. اما این یک سیستم چندحزبی فرمالیته است. نظام سیاسی حاکم مبتنی بر شیوه تکحزبی است و بوسیله حزبی که بورقیبه آنرا تأسیس کرده و از خطمشی اسکولاریستی پیروی میکند و قویاً سیاست تمرکز تکحزبی و سیاست تمرکز حاکمیت فرد را تحکیم میبخشد.
هماکنون حزبی که در تونس حاکم است با احزابی که در کشورهای عربی حاکمند و یا در کشورهای اروپای شرقی حکومت میکردند هیچ تفاوتی ندارد. حزب حاکم تونس بر اثر فشارهای دانشجوئی و کارگری و مردمی مجبور شد تا اندازهای از تواضع خویش عقبنشینی کند و به شکل ظاهری به دادن امتیاز تن دهد و بدینخاطر فقط چند حزب بسیار کوچک را برسمیت شناخت که این احزاب بهیچوجه قادر به رقابت با او نیستند اما جنبش نهضت که واقعاً قدرت رقابت با او را داشته است و از بعد مردمی و فرهنگی و فکری برخوردار است میتواند حزب حاکم را شکست دهد.
حزب حاکم تونس چه در زمان دیکتاتور سابق بورقیبه و چه در زمان جانشین او بنعلی تاکنون در مورد برسمیت شناختن جنبش نهضت امتناع ورزیده است. در شرایطی که جنبش بسیار کوشش نمود کشور را از مناقشات و درگیریها و زد و خوردها مصون بدارد، حزب حاکم، جنبش نهضت او را وادار ساخت تا از طریق برخورد و خشونت رشد کند. همانگونه که امروز کشورمان شاهد زد و خوردها و درگیریهای بسیاری میان مردم تونس و رژیم حاکم میباشد.
این رژیم خواستههای جوانان را دایر بر آزادی و همسوئی با اهداف و حفظ هویت امت عربی و اسلامی نفی میکند. و به خواستههای جوانان و کارگران و روشنفکران در زمینه برخورداری از عدالت اجتماعی ترتیب اثر نمیدهد. بلکه بالعکس اصرار میورزد کشور بسمت درگیری کشانده شود تا از خلال آن یک نظام عقب مانده را تحمیل کند. مانند نظام حاکم بر الجزایر. این نظام که در همسایگی تونس قرار دارد، بیست سال بصورت تکحزبی امور کشور را قبضه کرده بود لیکن امروز مشاهده میکنید یک تحول عظیمی در این کشور به وقوع پیوسته و الجزایر را بسوی دمکراسی حقیقی سوق میدهد.
بطوریکه دعوتگران مسلمان این کشور بیشترین بهرهبرداری را از تحولات عظیم آن کشور بسود اسلام میبرند. این در حالیست که رژیم حاکم بر کشورمان اصرار دارد تونس بشیوههای ارتجاعی اداره شود. یک مثال میزنم: فرض کنید تونس زمانی کودک بوده و حکام آمدهاند برایش لباس دوختهاند به آنها میگویم اکنون تونس رشد کرده و بصورت جوان درآمده و لباسهائی که برای او دوخته بودید به تن او نمیرود و نیاز به لباس مناسب دارد. لیکن آنها اصرار میورزند لباسهای کودکانه را بر تن این جوان کنند. من تصور میکنم این لباسها پاره خواهند شد.
براساس این ضربالمثل بنظر میرسد رژیم درصدد از هم پاشیدگی جامعه برآمده است. امروز قشر دانشجوئی و تمامی دانشگاهها تقریباً از سلطه رژیم رهائی یافتهاند. سندیکاهای کارگری نیز چند سال است برای کسب آزادی مبارزه میکنند. بخشهای وسیعی از روشنفکران و مردم بویژه روستائیان اکنون در اعتراض به لباسهای تنگی که رژیم بنعلی فراهم ساخته حالت عصیان و سرپیچی به خود میگیرند. گفتنی است که نظام بنعلی یک نظام پلیسی و با شیوهها و شگردهای اطلاعاتی و امنیتی میخواهد بر کشور حکومت کند.
در حالیکه کشور در شرایطی نیست که بتوان با شگردها و ابزارهای پلیسی و امنیتی آنرا اداره کرد. تونس در یک حالت دگرگونی و یک تحول عظیم بسر میبرد و جنبش نهضت نقش بسزائی در این دگرگونی دارد. جنبش مهمترین نیروی عقیدتی و مهمترین عامل دگرگونی کشور محسوب میگردد و عمدهترین قدرت جوان کشور را تشکیل میدهد و برای حاکم کردن دمکراسی و نظام شورائی و سازندگی اجتماعی براساس فرهنگ اسلام مبارزه مینماید.
* جمهوری اسلامی: رژیم بنعلی تا چه اندازه به سیاست تکروی و بیاعتنائی نسبت به جنبش نهضت ادامه خواهد داد و از گفتگو با جنبش سر باز خواهد زد؟
** شیخ راشد غنوشی: این سؤال را میبایست از بنعلی بکنید. که چرا دوپهلو معامله میکند! او برخی احزاب را برسمیت میشناسد و بعضی دیگر را برسمیت نمیشناسد. در ملاقاتی که یکسال پس از روی کار آمدن بنعلی با او داشتم، مستقیماً بمن قول داد که جنبش نهضت را برسمیت خواهد شناخت. تابحال چرا برسمیت نشناخته است؟
من معتقد هستم و ارزیابیام از این موضوع اینست اشخاصی که پیرامون او جمع شدهاند بویژه سران حزب الدستور و گروه چپ فرصتطلب و نیز رسانههای خبری جهانی او را از اسلام میترسانند! وی را از جنبش اسلامی میترسانند در ذهن او القاء و ترسیم میکنند که برسمیت شناختن جنبش نهضت بمفهوم تحویل دادن سلطه و قدرت به جنبش میباشد.
* جمهوری اسلامی: جناب آقای غنوشی، مدتی قبل رژیم تونس اعلام کرد گروهی از جوانان جنبش نهضت را دستگیر نموده و تصریح کرده دستگیر شدگان اسلحه و مواد منفجره در دست داشتهاند. آیا این قضیه واقعیت داشته است؟ آیا جنبش نهضت قصد دارد از خطمشی مسلحانه نیز پیروی کند یا خیر؟
** استاد غنوشی: تاکنون هرگز ثابت نشده که جنبش نهضت از خطمشی خشونتآمیز استفاده کرده باشد. جنبش از بدو تأسیس تاکنون هنوز از شیوهها و روشهای سیاسی اصلاحی پیروی مینماید. جنبش بر اوضاع و احوال و شرایط سیاسی کشور کاملاً احاطه دارد و آنرا بخوبی درک میکند. البته نباید فراموش کرد که جنبش نهضت همواره در معرض چنین اتهاماتی قرار میگیرد. همانگونه که دیگر احزاب سیاسی کشورمان در دوران بورقیبه و رژیم فعلی بنعلی به دانش اسلحه و مواد منفجره متهم میشوند. چه احزاب اسلامی باشند یا چپ. چه ملی باشند و یا قومی.
در تونس همیشه این انگ به مخالفان واقعی زده میشده که هدف از آن بد نام کردن چهره مخالفان در انظار و افکار عمومی مردم میباشد. معذالک خشونت در تونس اعمال میشد. آنجا جنبشهائی وجود داشتند که برای رسیدن به اهدافشان و مطرح ساختن خودشان یا بعنوان عکسالعمل در برابر خشونتها و شکنجههای رژیم و پلیس مخفی و حزب حاکم تونس دست به اعمال خشونتبار میبردهاند. میتوان گفت که خشونتها زائیده عملکرد خشن دولت و دستگاههای تابعه او بود که توسط جوانان خشمگین صورت میگرفته است.
این رویدادهای خشونتبار در نتیجه عدم وجود فضاهای باز سیاسی است و یا عکسالعملهای مردمی هستند که بصورت ناخواسته و پیشبینی نشده در قبال حرکتهای ارعاب و سرکوب رژیم حاکم واقع میشوند.
من ارزیابی میکنم چنانچه فشار و ارعاب رژیم تداوم پیدا کند و مؤسسات دولتی از قبیل حزب حاکم و پلیس و مطبوعات وابسته، به سیاست خصمانهشان نسبت به مردم ادامه دهند، بطور قطع حرکات خشونتبار و زد و خوردهای خونین در جامعه گسترش مییابند و نهایتاً ماهیت خویش را در جامعه تحمیل میکنند و هواداران بسیاری را جذب خود میسازند. به این دلیل که حیات سیاسی و اجتماع مانند رودخانه هستند.
اگر فشار بر این رود محدود بوده باشد، میتواند فشار را تحمل کند و جریان آب را هضم کند اما چنانچه فشار سنگین و سیلآسا باشد و رودخانه لبریز و سیل جاری میشود. الان وضع تونس این چنین است، و ما مسئولیت تمام نابسامانیها و مشکلات جوانان را بعهده رژیم میگذاریم.
در تونس پیروان طریقه صوفیه نیز وجود دارند. در مدت اخیر اینها نیز متهم به ارتکاب اعمال خشونتآمیز شدند. چرا؟ بعلت اینکه تعدادی از این جوانان با جوانان طرفدار جنبش نهضت تماس گرفتند. رژیم حاکم برای اینکه هر دو گروه را بدنام کند آنها را نیز متهم به خشونت نمود. با وجودیکه جنبش نهضت هنوز خطمشی مسلحانه را در برنامههایش و دستور کارش قرار نداده است لکن فشارهائی که بر مردم تحمیل شده هر چند روز یکبار و گاهاً حرکتهائی از سوی جوانان صورت میپذیرد که مردم را به خشونت دعوت مینمایند.
* جمهوری اسلامی: در واپسین روزهای دوره بورقیبه که از یکسو رژیم ناتوان و ضعیف گشته بود و از سوی دیگر قدرت جنبش اسلامی فزونی یافته بود و کنترل دانشگاهها و خیابانها را بدست گرفته بودند، انتظار داشتیم نیروهای اسلامی قدرت را بدست گیرند.
لکن قوای استکباری مترصد اوضاع بودند و ابتکار عمل را بدست گرفته و مهرهای را جانشین مهره دیگر قرار دادند. بفرمائید آیا این امکان وجود دارد که اسلامیها مجدداً قدرت از دست رفتهشان را مجدداً بازیابند و زمام امور کشور را بدست گیرند.
** استاد غنوشی: در آخرین روزهای دوران بورقیبه که این مرد واقعاً دچار دیوانگی و جنون شده بود، کشور را بسمت بنبست سیاسی سوق داد، زیرا کلیه جنبشها و حرکات سیاسی کشور را از خود دور ساخته بود، او کوشش خود را و دستگاههای سرکوبگر خود را بهدف متلاشی ساختن جنبش گرایشات اسلامی آنروز و جنبش نهضت امروز متمرکز ساخته بود. بورقیبه در یک سخنرانی معروف گفت که قصد دارد در حالی از این دنیا برود که یک مسلمان در تونس وجود نداشته باشد. او جهت مستأصل ساختن مسلمانان جنگ همهجانبهای را شروع نمود، این جنگ تنها متوجه جنبش نبود، و همگان را دربرمیگرفت.
در خلال هشت ماه جو ترس و ارعاب سراسر کشور را فراگرفت. و کشور به صحنههای تظاهرات و محاکمات و شکنجه و اعدامهای دستهجمعی و تیربارانهای فراوان مبدل گشت. بطوریکه کشور در آستانه نوعی جنگ داخلی قرار گرفت. بویژه در روزی که بورقیبه تصمیم گرفت رهبری جنبش نهضت را اعدام نماید. برای اجرای این حکم دو روز یا سه روز باقی نمانده بود که دستههائی از جوانان مسلمان در نیروهای مسلح و پلیس و ژاندارمری تصمیم گرفتند کشور را از سراشیبی سقوط و جنگ خانگی نجات دهند.
لیکن یکروز به شروع حرکت این افراد باقی نمانده بود که بنعلی دست به کودتا زد و بورقیبه را از کار برکنار ساخت. در این حال این افراد مسلمان از تصمیم خود منصرف گشته و هر کدام بدنبال کارش رفت. اینها فقط تصمیمشان بر این مبنی استوار بود که بورقیبه را برکنار کنند. بهرحال بنعلی که قبلاً وزارت کشور را بعهده داشت و یکماه قبل از عزل بورقیبه به نخستوزیری منصوب شده بود بجای تقدیر و تشویق این جوانان متعهد شد دستگیرشان سازد و آنان را به زندان اندازد. او این کار را کرد و بدترین شکنجهها را در حقشان روا داشت. حتی یکی از آنان بنام (الرائد المنصوری) تحت شکنجه جان سپرد.
این افراد یکسال در زندان بسر بردند و پس از آزادی از تمام مشاغل دولتی برکنار شدند. ناگفته نماند که تعداد بسیاری از این افراد متحمل معلولیتهای گوناگون و نقص عضو بودند... معذلک آیا میتوانیم مجدداً چنین موقعیتی را کسب کنیم؟ بعقیده من حرکت جوامع بشری طوری نیستند تا به آسانی بتوانیم آنرا کنترل کنیم. هر عمل عکسالعملی دارد، هرگاه فشار از حد معمول تجاوز کرد، آنگاه مردم نفرت و خشم خویش را بروز میدهند و به هر وسیله ممکن دست میزنند تا فشار را مرتفع نمایند.
نباید از نظر دور داشت که عکسالعمل مردم و خشم مردم تند و شدید خواهد بود، زیرا ترور و خشونت را با ترور و خشونت پاسخ میدهند، چه گروههای سیاسی بخواهند یا نخواهند، چه رژیم بخواهد یا نخواهد. مردم بطور غریزی و فطری عکسالعملشان را بروز میدهند. حال سازمان یافته باشد و یا غیرمنظم، من معتقدم امروز فضای سیاسی حاکم بر تونس طوری است که احتمال ظهور عملیات خشونتآمیز را وارد میسازد با وجود این باز هم تکرار میکنم که جنبش نهضت از خطمشی سیاسی و اصلاحی پیروی میکند.
* جمهوری اسلامی: در درون جنبش نهضت جریاناتی وجود دارند که به برخی نیروهای منطقهای ارتباط نزدیک دارند. فکر نمیکنید که این نیروهای منطقهای در مسیر جهاد و مبارزه و پیکار اسلامی جنبشهای بلاد اسلامی اشکالتراشی مینمایند؟ همانگونه که در مسئله افغانستان شاهد آن بودیم، بفرمائید قدرت و نفوذ این جریانات و نقششان در مسیر جنبش چیست؟
** استاد راشد غنوشی: لطفاً سؤالتان را بازتر بگوئید!
* خبرنگار جمهوری اسلامی: ما نقش بازدارنده عربستان سعودی را در جهاد افغانستان شاهد بودیم زمانیکه مجاهدین افغانستان در آستانه پیروزی قطعی قرار گرفته بودند کمکهای آلسعود ناگهان قطع گردید و ضیاءالحق ترور شد و مجاهدین افغانی بناچار تا بحال به مبارزه بیحاصل خود ادامه دادهاند.
** آقای الغنوشی: این چه ارتباطی به جنبش نهضت تونس دارد؟
* خبرنگار: سؤال من اینست که آیا جریانات مشابهی در کنار جنبش نهضت وجود دارد که نقش بازدارنده در روند آن ایفا کند؟
** استاد غنوشی: جنبش نهضت یک جنبش مردمی گستردهای است و بالطبع در حد وسیعی تمایلات گوناگونی در آن حضور دارند. میتوان گفت که جنبش نهضت یک جنبش مردمی وسیعی است که جریانات و توجهات مختلفی در آن وجود دارد برخیشان متمایل یه تندروی هستند، بعضیشان میانهروند، برخی دیگر شتاب در کارشان هست.
و نیز برخی دیگر معتقد به گام به گام هستند لیکن این جریانات وسیعی که به جنبش نهضت نامیده میشوند توسط تشکیلات سازمانی اداره میشوند، فیالمثل تشکیلات شورا کنگره، کمیته اجرائی مرکزی، کمیتههای اجرائی محلی، هستهها و غیره که همگی بیانگر انضباط عمومی موجود در جنبش را نشان میدهد، همچنین در سطح فکر نیز میتوانند گرایشات فکری متعددی را در داخل جنبش بیابند.
بطور عام تمامی مکاتب فکری اسلامی هواداران بسیاری در داخل جنبش نهضت دارند، جنبش ما همچو دیگر احزاب سیاسی که از افکار تنگنظرانه پیروزی میکنند نیست. کلیه افکار و اندیشهها و کتب اسلامی که در جهان اسلام انتشار میابند در جنبش خوانده میشوند. این در تئوری است اما در عمل و در تحرک همه اعضاء ملزم به رعایت و پیروی از سیاستها و دستورات مقامات عالی جنبش که بوسیله مؤسسات اجرائی بتصویب میرسید میباشند.
* خبرنگار جمهوری اسلامی: آیا برخی از این جریانات و گرایشات فکری جنبش نهضت با عربستان ارتباط دارند؟ آیا از این کشور کمک و خط میگیرند یا خیر؟
** آقای غنوشی: جنبش نهضت از سوی هیچ طرفی کمک دریافت نمیکند، جنبش در شرایطی نیست که جریانات درونی آن با حکومتهای مختلف زد و بند داشته باشند ما میتوانیم اقرار کنیم که افکار و گرایشات متنوعی در جنبش وجود دارند لیکن وابستگی و طرفداری از یک کشور بخصوصی هرگز وجود ندارد، چه رسد به دریافت کمک.
* جمهوری اسلامی: لطفاً دیدگاهتان را در مورد اوضاع لبنان بویژه مقاومتهائی که در خلال ده سال گذشته بر علیه قوای استکباری و اذنابشان در این کشور بعمل آمده بفرمائید؟
** شیخ راشد غنوشی: جهاد مردم مسلمان لبنان، مایه افتخار و مباهات بسیار است. پس از اینکه ناتوانی رژیمهای عرب و خیانتشان و سازشکاریشان ثابت گردید، و تسلیم دشمن صهیونیستی شدند، ملت کوچکی قیام کرد و پرچم مبارزه اسلامی را برافراشت و در مقابل قدرتهای بینالمللی ایستادگی نمود، لبنانیها به مردم دنیا فهماندند کسی که اللهاکبر میگوید و برای خدا خم میشود، برای هیچ موجودی خم نخواهد شد، در شرایطی که اکثر مردم جهان قدرت خداوند را فراموش کرده بودند، مردم لبنان قدرت الله را نشان دادند، بنابراین جهاد مردم مسلمان لبنان که میتوان گغت یک جهاد بینظیر هست توانست هویت و اصالت از دست رفته مسلمانان را بازگرداند.
از نظر مردم تونس جهاد مردم مسلمان با قوای کفر در فلسطین و در لبنان هر دو یکساناند و این مبارزه هم برای لبنان مایه افتخار است و هم برای اسلام. من معتقدم لبنان تنها دروازهای است که مسلمانان میتوانند از خلال آن با دشمن صهیونیستی بجنگند. به این دلیل که دروازهها و مرزهای وسیع کشورهای غربی با اسرائیل بر روی مسلمانان بسته شدهاند. در حال حاضر مرز کشورهای بزرگ عربی با اسرائیل بسته است کشورهائی که پیوسته شعارهای انقلابی و ضدامپریالیستی سر میدادند و خود را قویترین کشورهای منطقه خاورمیانه معرفی مینمودند اکنون مرزهایشان را بستهاند و از حرکت جهادی مسلمانان جلوگیری مینمایند.
من به جهاد مردم لبنان از صمیم قلب درود میفرستم. کشوری که حجم فیزیکیاش بسیار کوچک است ابعاد و معانی جهادی و انسانی و اسلامی آن بسیار بزرگ و عظیم میباشد. من به شهداء و خانواده شهداء لبنان درود میفرستم و امیدوارم جهاد مردم لبنان ادامه پیدا کند تا در آینده بتواند دربهای بسته شده دیگر کشورهای عربی را نیز بگشاید.
من معتقدم تمامی توطئههای بینالمللی و توطئه کشورهای عربی که بر مردم لبنان اعمال شده هدفی جز بستن جبهه جهاد با اسرائیل را نداشته است، باید گفت که اهداف و وظایف نظامهای رسمی کشورهای عربی که از سوی غرب به آنها تکلیف شده آنست که رژیم اسرائیل را حفظ کنند و مانند قلعهای باشند جهت حفظ و حراست از این رژیم صهیونیستی، ننگ بر این کشورها و ننگ بر کسانی که از این کشورها دفاع مینمایند.
نکتهای که لازم میدانم به آن اشاره کنم آنست که مردم تونس نسبت به حوادث و رویدادهای خاورمیانه بسیار حساس میباشند و هرچه در این منطقه میگذرد خود را در آن دخیل میدانند بنابراین آنچه که در لبنان و فلسطین میگذرد روی مردم کشورمان بویژه در دانشگاهها اثر میگذارد، جوانان دانشجو و جنبش نهضت تونس در هر مناسبت تظاهرات و نمایشگاه کتاب برگزار میکنند و این مناسبات را گرامی میدارند، همچنانکه پیروزی انقلاب اسلامی ایران بازتاب عمیقی روی دانشگاههای تونس داشت.
بگونهای که موجب شد در اندیشه و در فکر جوانان بویژه جوانان جنبش گرایشات اسلامی تونس دگرگونی و تحول فکری ظهور کند. در سالهای اولیه پیروزی انقلاب جوانان جنبش خود را با انقلاب همگام ساختند و اهداف آنرا دنبال کردند.
* جمهوری اسلامی: انتفاضه مردم مسلمان فلسطین چهارمین سال خود را آغاز کرده است. بفرمائید جایگاه و موقعیت انتفاضه در خطمشی جنبش نهضت چیست؟
** استاد غنوشی: اشتباه نکرده باشم، شعار مرکزیت فلسطین را در ابتدای دهه 1980 و از درون زندان الناضور ابتدا ما مطرح نمودیم. این موضوع در ادبیات گذشتهمان مطرح گردیده و با نامهای مستعار منتشر شده است. این ایده بصورت شعار طرح نشده بلکه از روی شناخت و آگاهی نسبت به اهمیت این قضیه بمنظور آزادی و رهائی امت اسلامی و کل جهان از سلطه نظامها و طاغوتهای بینالمللی و از سلطه اتحاد شوم آمریکا و صهیونیسم بوده است.
امروز نبرد در فلسطین میان ما و یهود بعنوان نبرد ما با کلیه قوای استکبار جهانی است که اسرائیل مرکزیت آنها را در منطقه تشکیل میدهد. از سوی دیگر جنگ با کیان صهیونیستی در اصل میتواند گوهر و مرکز مبارزه و جهاد تمامی جنبشهای آزادیبخش جهانی نیز باشد. ما با آگاهی کامل نسبت به اهمیت انقلاب و مبارزه در سرزمین فلسطین واقف هستیم.
ارزشها و معانی الهی که در این راه وجود دارد بسیارند و محدود به فلسطینیان و منحصر به اعراب و مسلمانان نمیباشند بلکه این ارزشها به کل بشریت و تمامی انسانیت تعلق دارند. آزادی فلسطین بمعنی آزادی انسانیت از سلطه مفسدین روی زمین و در رأس آنان یهودیان میباشد.
قوم یهود هدفشان اشاعه فساد و بیبندوباری در جهان و محو آثار ایمان و اعتقادات انسانی، عدم اصول و پایههای خانواده، تحریف مفاهیم اخلاقی تدمیر هنر و متعالی و نهایتاً مبدل ساختن بشریت به گلههائی از حیوانات اهلی است تا از طریق شهوت و هواهای نفسانی به عصای چوپانی سوق داده شوند. بنابراین مستأصل ساختن یهود و شکستن توطئه رفع و شر این جرثومه فساد بمعنی نجات انسانیت و بشریت محسوب میگردد.
لذا انتفاضه مردم فلسطین بزرگترین و عظیمترین و مقدسترین تلاش و حرکتی است برای آزادی فلسطین، مردم مسلمان تونس و جنبش نهضت و کلیه جنبشهای اسلامی بعلت اینکه رژیمهای مزدور و وابسته، دستانشان را از پشت بستهاند اجازه نمیدهند همگام با برادران فلسطینیشان با دشمن صهیونیستی به مقابله برخیزند.
نظام جهانی سعی دارد رژیمهای مزدور را سرگرم کند و از طریق ایجاد توطئه و مخاصمات منطقهای آنان را بخودشان مشغول کند تا هدفشان تنها برای حفظ تخت و تاجشان باشد و قادر به اندیشیدن در مسائلی همچون مشارکت در چنین انتفاضه و قیامی نباشند، هرچند این مشارکت ظاهری نیز بوده باشد.
جنبش نهضت معتقد است که مبارزات میهنی و محلیاش مقدمهایست برای شرکت در یک مبارزه بزرگتر و سرنوشتسازتر که بدون شک همان مبارزه سرنوشتساز امت اسلامی با دشمن اصلی نامیده میشود. اخیراً در الجزایر متینگی از سوی جبهه نجات اسلامی الجزایر جهت حمایت از انتفاضه مردم مسلمان فلسطین برگزار گردید. در این متینگ عباس مدنی اظهار داشت بمحض اینکه دولت اسلامی تشکیل بدهند بر علیه اسرائیل اعلام جهاد خواهند نمود. این تنها سخن و اعتقاد عباس مدنی نیست بلکه تمامی مردم شمال آفریقا بدان اعتقاد دارند.
* جمهوری اسلامی: انتفاضه مردم مسلمان فلسطین وارد چهارمین سال خود شده است. نشانهها و مفاهیم و ارزشهای انتفاضه را در روند مبارزه با دشمن صهیونیستی چگونه ارزیابی میکنید؟
** استاد غنوشی: خداوند را سپاس میگوئیم که این مولود مبارک (انتفاضه) به امت مژده آغاز فصل جدیدی را داد که در آن مسلمانان با عزت و سربلندی زندگی خواهند نمود. به امت بشارت میدهد که وعده الهی دایر بر تحقق حکومت و سرنوشت خویش را بدست گرفتن نزدیک است. انتفاضه این مژده را به امت میدهد که دوران قیمومیت بیگانگان سپری شده است. امروز دوران ملتها و تودهها، دوره اسلام و ایمان فرا رسیده است. امروز این حقیقت را مشاهده میکنیم که رهبری امت و سرنوشت ملّت بدست غرب و مزدورانش و سازشکاران و خیانتکاران باقی نخواهد ماند.
کمپ دیوید سرنوشت امت نیست این مولود جدید، معانی و مفاهیم جدیدی را نیز با خود بهمراه آورده است. انتفاضه فلسطین که چهارمین سال خود را آغاز کرده از مرزهای فلسطین فراتر رفته و حصار کشورهای محور را شکسته و روزبهروز پیروزیهای درخشانی را محقق میسازد و دشمن صهیونیستی را به وحشت میاندازد. کشوری که شکستناپذیر خوانده میشود بر اثر انتفاضه امروز نگران و سراسیمه گشته است. حسنی مبارک و رهبرانی که نقاب انقلابیگری بر چهره دارند امتداد همان اشخاص هستند که به حضرت داود گفتند ما قدرت جنگ با جالوت و لشکریانش را نداریم.
حتی رهبران مرتجعی که نقاب اسلام را بر چهره گذاشتهاند اینها نیز دنبالهروان همان افرادی هستند که به موسی گفتند طاقت نداریم. امروز هم میگویند ما توان جنگ با اسرائیل و آمریکا را نداریم. لیکن کودکان، زنان، جوانان، بزرگسالان فلسطینی که سنگ بدست گرفتهاند همچون اشخاص با ایمانی هستند که پیروان موسی حضور داشتند. اکنون مردم فلسطین مانند مسلمانان صدر اسلام هستند و سخنی را میگویند که آنان به پیامبر میگفتند.
«این پیامبر مانند بنیاسرائیل بتو نمیگوئیم، تو و پروردگارت با کمک هم بجنگید. بلکه بتو میگوئیم ما نیز در کنار تو و پروردگارت میجنگیم. من به فرزندان فلسطین، به قهرمانان فردا، به ژنرالهای واقعی که ژنرالهای آمریکائی و مزدورانشان را فراری دادند به آنها میگویم که ما سربازان و لشکریان شما هستیم. راه را ادامه دهید. بجنگید که فرزندان امت پشت سر شما قرار دارند. مادامیکه مساجد با گلدستههایشان و با بلندگوهایشان، صبحگاهان و شامگاهان ندای اللهاکبر را پخش میکنند، مطمئن باشید که تودههای امت هرگز شما را تنها نخواهند گذاشت.
ما با خداوند عهد بستهایم که اولین قبله مسلمانان را و معراج پیامبر را آزاد کنیم. گرچه امروز کانون معراج پیامبر و مسیرهائی را که پیامبر طی کرده است همگی در قبضه دشمنان اسلام قرار دارند! (مسجدالحرام و مسجدالاقصی). این سرزمینها مجددا بدست صلیبیان جدید و بدست منافقین یهودی درآمده است! با این وصف مسلمانان متعهد چگونه میتوانند آرامش داشته باشند. اعراب میهنپرست چگونه میتوانند آسایش داشته باشند در حالیکه قلب امت تحت اشغال بیگانگان قرار دارد؟
بنابراین انتفاضه سرفصل جدیدی است که نه تنها روشها و شیوههای جهاد را توسعه داده بلکه دوران نوینی را در تاریخ مبارزات و مجاهدات امت گشوده است بنحویکه مشاهده میکنیم تمامی آحاد ملت فلسطین سلاح بدست گرفته و با دشمن صهیونیستی میجنگند. سنگهائی که فلسطینیان بسوی یهودیان پرتاب میکنند، در واقع گلولههای آموزشی هستند که در آینده میخواهند از سلاحهای آتشین استفاده کنند. این فعلا یک عمل آموزشی تلقی میشود.
مگر در حج هنگامیکه جمرات را بسوی شیطان «رمی» میکنیم خود یک آموزش تیراندازی نیست. اکنون جوانان فلسطینی با این حرکتشان در حقیقت شعایر اسلامی حج را منعکس مینمایند، این شعایر را به جهاد و مبارزه مبدل ساختهاند. آنان بنحوی آیات قرآنی را درک کرده و متون سنت را شناختهاند که شعارهای اسلامی، شعایر ظاهری و توخالی نیستند، بلکه عملیات آموزشی هستند برای مقابله با شیطان! همانگونه که امام خمینی (رحمةاللهعلیه) فرمودند امروز شیطان بزرگ آمریکاست با متحدانش و مزدورانش.
بنابراین «رجم» این شیطان از بزرگترین عبادات است. در واقع سلاحی که فلسطینیان اختراع نمودهاند یک سلاح قرآنی و اسلامی است که از شعایر اسلامی (رمی) اقتباس شده و در آینده نه چندان دور به لشکر بسیار بزرگ مبدل خواهد شد تا سرزمین فلسطین را به ایمان و توحید آباد کند و جهان اسلام را آزاد گرداند. اکنون جرقههای این آتش عظیم به هر سو پرتاب میشود و شعلههای قیام، و انتفاضههای متعددی را در اماکن مختلف روشن میسازد.
هماکنون شیاطین و مزدورانشان، نظامهای رسمی عربی و نظامهای سلطه بینالمللی از این شیوه مبارزه بشدت بوحشت افتادهاند. آنان ترسشان از اینست که انتفاضه به داخل سرزمینهای اشغالی فلسطین محدود نماند و ترس از گسترش و سرایت آن به کشورهای پیرامون فلسطین دارند. من به قهرمانان پرتاب سنگ، به قهرمانان فردا، به قهرمانان اسلام، به مفسرین واقعی اسلام در فلسطین پیام میدهم و از آنان میخواهم راهشان را ادامه دهند و در این راه ثابت قدم بمانند. زیرا آنان امانت سنگین امت و تمامی آزادگان جهان را بر دوش دارند.
حتی خلقهای غیرمسلمان، حتی مردم غرب و مردم آمریکا که زیر چکمه کارتلها و سمساران بزرگ سرمایهداری لگدکوب میشوند همگی چشم بشما دوختهاند. در سال گذشته در دیداری که از آمریکا داشتم با تعدادی از اساتید دانشگاهها به بحث نشستم و در مورد سلطه یهود در آمریکا گفتگو نمودم. از آنان پرسیدم شما بعنوان آزادگان در مسائل آزادی چه کار مثبتی میتوانید انجام دهید؟ چرا اجازه میدهید کشورتان ابزاری باشد برای سرکوب آزادیخواهان؟
مگر کشورتان داعیه آزادی و دفاع از اصول دمکراسی نیست؟ چرا ایالات متحده با تمام توان به توطئهها و نقشههای شیطنتآمیز دست میزند؟ و نیروها و توانهایش را بنفع یهودیان بکار میبندد؟ یکی از اساتید پاسخ عجیبی گفت که برایم شگفتانگیز بود! وی گفت ما قشر مستضعف آمریکا هستیم. ما در کشورمان مغلوب سرمایهداران هستیم، اختاپوس سرمایهداری یهود بر کلیه شئونات زندگیمان چنگ انداخته ما از شما اعراب و از شما مسلمانها انتظار داریم، آرزو داریم شما کانون یهود و صهیونیزم را در منطقهتان قلع و قمع کنید.
شما بیائید منافع آمریکا را تهدید کنید!
استاد دانشگاه آمریکا اضافه نمود چنانچه قدرت تهدید منافع آمریکا و صهیونیزم در کشورهایتان داشته باشید دست بکار شوید! آنگاه ما نیز قادر خواهیم بود آزادانه نفس بکشیم.
بنابراین من به فرزندان فلسطین تاکید میکنم که تنها جهان اسلام بشما چشم ندوخته است. بلکه جهان غرب نیز منتظر مجاهدات و مبارزات شماست. تا بتواند در مقابل صهیونیزم قد علم کند. امروز در جهان غرب و در آمریکا بهیچوجه امکان ندارد از یهود و صهیونیزم انتقادی بعمل آید. اخیراً در فرانسه قانونی وضع شده که بموجب آن هیچکس حق ندارد کتابی نقدگونه درباره یهودیان بنگارد! هیچکس اجازه ندارد در مورد «کورههای گازی» سخن بگوید.
سخن گفتن پیرامون این مسئله پیگرد قانونی دارد! هماینک قدرت و سلطهای که یهود و صهیونیزم بینالملل بدست آورده هرگز قابل قیاس با اختیارات گذشته آنان نیست. بهرحال تداوم جهاد و مبارزات مهم فلسطین دیوار ترس و وحشت را در جهان غرب میشکند و زنجیرههای یاس و نومیدی را نه فقط در جهان اسلام بلکه در تمامی جهان پاره میکند.
من به فرزندان انتفاضه فلسطین میگویم ثبات و تداوم حرکتشان باعث میشود عصیانگری و حالت اعتراض در جهان مستضعفین بر ضد مستکبرین گسترش و رواج پیدا کند و تمامی موسسات جهانی، رسانههای بینالمللی، و کلیه اختاپوسهای بینالمللی همه و همه زیر سؤال خواهند رفت. امیدوارم امت اسلامی که مردم فلسطین قلب طپنده آن هستند با استقامتشان، قدرتها و توانها و خلاقیتهای جدیدی را بوجود آورند تا ارکان و پایههای ظلم و کفر متزلزل گردد.