یکی از بلاهای انقلاب که از ابتدای پیروزی تا به امروز متبلابه آن بودهایم، وجود افراط و تفریط بخصوص در مسائل حساس انقلاب و بالاخص در بین بخشی از نیروهای جوانتر و کمتجربهتر بوده است. گاهی آنقدر مرزها به هم نزدیک است که افراد را به اشتباه میاندازد و خط اعتدال گم شده، خط افراط یا تفریط محور حرکت قرار میگیرد. البته این در آنجاست که کسی عمداً نخواهد خط اعتدال را کنار نهاده و گرایشهای افراطی یا تفریطی را جایگزین نماید. انحراف در آغاز زاویهای بسیار کوچک و ناچیز دارد لذا گرایشهای افراد و تفریطی ممکن است در ابتدا به نظر نیایند لکن به هر میزان که از خط اعتدال دور شویم، انحراف با زاویه شدیدتر و نمود بارزتری خود را نشان خواهد داد. و پوشیده نیست که افراط و تفریط از مهلکترین آفات هر انقلاب یا جامعهایست. به همین دلیل هم معصومین ما (علیهمالسلام) مکرراً مسلمین را به پرهیز از افراط و تفریط و حرکت در خط «وسط» یا طریق «اعتدال» توصیه فرمودهاند. کلماتی چون «الیمین والشمال مضله و طریق الوسطی هی الجاده» یا «خیرالامور اوسطها» بیانکننده همین معنی میباشند.
در موضوع مهمی که اخیراً در ارتباط با رهبری نظام اسلامی پیش آمده – یعنی استعفای قائم مقام رهبری از سمت خود و پذیرش آن توسط حضرت امام مدظلهالعالی – متأسفانه مشاهده میکنیم که همین آفت خود را نمودار ساخته است. برخی از قضاوتهایی که در این چند هفته اخیر نسبت به موضوع مذکور شده است «ناصحیح و غیرمنصفانه» میباشد.
عدهای که تا دیروز آن چنان در طرفداری افراط مینمودند به طوری که اگر کسی نظری مغایر نظر آیتالله منتظری اظهار مینمود (در عین داشتن علاقه به ایشان) از طرف این افراد به عنوان مخالف و ضد آیتالله منتظری معرفی شده و مورد شدیدترین هجمههای تبلیغاتی و سیاسی قرار میگرفت امروز آن چنان در مخالفت با ایشان افراط مینمایند که حتی «انصاف» را هم در حق ایشان زیر پا گذاشته و کمالاتی که حضرت امام به صراحت در مورد آیتالله منتظری قائل شدند، نادیده میگیرند و به اینکه از چند سال پیش مخالف آیتالله منتظری بودند فخر میفروشند!! کسان دیگری نیز این موضوع را بهانهای قرار دادند تا حسابهای چند ساله خود را با دیگران تصفیه نموده و زوبین خود را به سمت دیگران (البته تحت عنوان بررسی دلائل انصراف یا برکناری آیتالله منتظری) نشانه روند.
به هر جهت برخی از قضاوتها و تحلیلها در مورد این موضوع مقرون به صحت نبوده و از خط اعتدال – یعنی همان برخوردی که حضرت امام با موضوع داشتند با تمام ویژگیها و خصوصیات – خارج بود.
بدین جهت لازم دانستیم تا به سه دلیل این قضاوتها و تحلیلهای ناصحیح را مورد نقادی قرار دهیم. این دلائل عبارتند از:
1- بسیاری از مردم ممکن است بر اثر این تحلیلهای غلط دچار شبه شده و خود نیز همانند تحلیلگران مزبور به خطا و انحراف یا افراط و تفریط بیفتند.
2- با توجه به اینکه برخی از تحلیلها تا حدودی مؤید برخی از تحلیلهای رسانهها و منافع بیگانه بوده و ممکن است آنها از این تحلیلها بهرهبرداریهای سوء نمایند لذا لازم است عدم صحت آنها روشن شود.
3- دلیل آخر آنکه مسائل مربوط به موضوعی بدین مهمی به طور غلط و ناصحیح در تاریخ ثبت نگردد. چرا که تحلیلها و گفتههای امروز مبنای قضاوت و سمتگیری آیندگان قرار خواهد گرفت.
همچنین لازم دانستیم علاوه بر نقد و بررسی تحلیلهای ناصحیح، دلائل اصلی برکناری یا استعفای آیتالله منتظری از سمت قائم مقام رهبری را آن چنان که واقع امر است و حضرت امام بدانها اشاره داشتند، مطرح نماییم تا شاید، هم مردم خوب و حزبالله عزیز نسبت به واقعیات روشنتر شده، هم عرصه برای القائات مغرضانه بیگانه تنگ گردیده و هم تحلیلهای ناصحیح دوستان، نقد گردد.
قبل از نقد و بررسی «قضاوتهای ناصحیح اخیر» لازم است اجمالاً به آنچه که ما «خط اعتدال» در برخورد با این موضوع تشخیص دادهایم، اشاراتی بنماییم. این «خط اعتدال» از پاسخ حضرت امام به استعفانامه آیةالله منتظری قابل درک و فهم است. حضرت امام مدظله در نامه مبارک به چند محور اساسی در رابطه با قائم مقام رهبری اشاره فرمودهاند که این محورها به شرح زیر است:
دلائل برکناری یا استعفای آیتالله منتظری از سمت قائم مقام رهبری
حضرت امام در نامه مبارکشان دو دلیل اساسی برای برکناری ایشان از سمت خود ذکر فرمودهاند:
1- سنگینی با رهبری نظام و عدم تحمل و طاقت کافی ایشان برای رهبری، چون میفرمایند:
«رهبری نظام جمهوری اسلامی کار مشکل و مسئولیت سنگین و خطیری است که تحملی بیش از طاقت شما میخواهد»
2- وجود برخی اشتباهات در گذشته
«برای اینکه اشتباهات گذشته تکرار نگردد...»
البته ما در آینده بیشتر توضیح خواهیم داد که این اشتباهات چه بوده است ولی اجمالاً اشاره میکنیم که این اشتباهات بیشتر متوجه برخی از موضعگیریها و اظهارنظراتی است که آیتالله منتظری در مورد مسائل مربو به دستاوردهای نظام، جنگ و... بیان نمودند که میتوانست موجب تضعیف اصل نظام گردد.
همچنین حضرت امام دلائل بروز این اشتباهات را دو عامل زیر بیان میفرمایند:
- نفوذ افراد ناصالح در بیت ایشان
- ارتباط و مراوده مخالفین نظام با ایشان
حضرت امام در پیام خود میفرمایند:
«برای اینکه اشتباهات گذشته تکرار نگردد به شما نصیحت میکنم که بیت خود را از افراد ناصالح پاک نمایید و از رفت و آمد مخالفین نظام که به اسم علاقه به اسلام و جمهوری اسلامی خود را جا میزنند جداً جلوگیری کنید.»
تثبیت شخصیت فقهی، علمی و اظهار علاقه شخصی نسبت به ایشان
«من صلاح شما و انقلاب را در این میبینم که شما فقیهی باشید که نظام و مردم از نظرات شما استفاده کنند»
«مردم ما شما را خوب میشناسند و حیلههای دشمن را هم خوب درک کردهاند که با نسبت هر چیزی به مقامات ایران، کینه خود را به اسلام نشان میدهند.»
«جنابعالی انشاءالله با درس و بحث خود حوزه و نظام را گرمی میبخشید.»
«شما حاصل عمر من بودهاید و من به شما شدیدا علاقهمندم.»
جملات فوق از پیام امام برای تثبیت فقهی و علمی و اظهار علاقه نسبت به آیتالله منتظری آمده است.
محورهای فوق همانگونه که اشاره شده بیانگر «خط اعتدال» در برخورد با موضوع است و هر تحلیل یا برخوردی خارج از این چهارچوب، خطا و ناصواب است.
پیام امام باید برای همه تحلیلگران و قلم به دستان و سخنگویان حکم «شاقول» را داشته باشد و همه تحلیلهای خود را باید با این مقیاس بسنجیم و از اظهارات خلاف و ناروا پرهیز کنیم. البته محورهای نامه حضرت امام محتاج بسط و تفصیل است که در آینده بدان خواهیم پرداخت.