حجتالاسلام دکتر سیدمحمود نبویان
مواردی که آقای کدیور از کلام حضرت علی (علیهالسلام) نقل کرده است، صراحتی در مدعای ایشان ندارد وچنانکه بیان گردید دو نکته را باید از هم تفکیک کرد:
الف) اینکه هر کس میتواند با هر تعبیری حتی تعبیرات زشت و نادرست حاکم جامعه اسلامی را مورد خطاب و عتاب قرار داده و نسبت به او بدگمان باشد.
ب) اینکه حاکم جامعه اسلامی باید نسبت به بدگمانی افراد توجه کرده و آنها را پاسخ داده و از بدگمانی خارج کند.
آنچه که آقای کدیور درصدد اثبات آن است امر اول است نه امر دوم؛ در حالی که آنچه از کلام حضرت علی (علیهالسلام) نقل شده، ناظر به امر دوم است و هیچگاه امر اول را بیان نمیکند.
مناسب است مواردی از سخنان حضرت علی(علیهالسلام) را که آقای کدیور در نامه خود در این بحث ذکر کردهاند، نقل کنیم تا حق روشن شود:
1- حضرت فرموده است: «و إن ظنّت الرعیه بک حیفا فأصحر لهم بعذرک و أعدل عنک ظنونهم بأصحارک فإن فی ذلک... تبلغ به حاجتک من تقویمهم علی الحق: و اگر رعیت بر تو بدگمان گردد، عذر خویش را آشکارا با آنان در میان بگذار و با این کار از بدگمانی نجاتشان ده، زیرا این امر موجب میشود... که آنان به حق واداشته شوند».(1)
از این سخن بهدست میآید که حاکم اسلامی باید مردم را با توضیحات خودش از بدگمانی نجات دهد تا به سوی حق حرکت کنند. ولی از این امر هیچگاه بهدست نمیآید که بدگمانی مردم نسبت به حاکم اسلامی امر درستی است.
در حالی که آنچه آقای کدیور در صدد اثبات آن است، توجیه کردن بدگمانیها و توهینهای خود نسبت به رهبر معظم انقلاب اسلامی است. ایشان در این مورد آورده است:
اگرچه استیضاح رهبری حق شرعی و اخلاقی نویسنده است، اما برای آنها که با هالهای از قداست رهبر را فراتر از پرسش و مسؤولیت و استیضاح میپندارند، بهعنوان ایضاح عباراتی از پیامبر خدا (صلیالله علیه و آله) و امام علی (علیهالسلام) در جواز، بلکه لزوم استیضاح را شاهد میآورم.(2)
آیا در عبارت نقل شده از کلام حضرت علی(علیهالسلام) شاهدی بر لزوم استیضاح وجود دارد؟ در کجای کلام حضرت حتی جواز با قطع نظر از لزوم بدگمانی نسبت به حاکم اسلامی آمده است؟
به واقع جای تعجب است که چگونه آقای کدیور مسألهای را که در سخن حضرت علی (علیهالسلام) به هیچوجه موجود نیست، به ایشان نسبت میدهد.
2- مورد دیگر نامه پنجاه از نهجالبلاغه است. حضرت فرموده است:
«ألا و إن لکم عندی ألّا أحتجز دونکم سراً إلا فی حرب، و لا أطوی دونکم أمراً إلا فی حکم، و لا أوخّر لکم حقاً عن محله، و لا أقف به دون مقطعه و أن تکونوا عندی فی الحق سواء، فإذا فعلت ذلک وجبت لله علیکم النعمه و لی علیکم الطاعه».(3)
در مورد این کلام حضرت (علیهالسلام) باید به نکات زیر توجه کرد:
اولاً) حضرت این بیان را در نامهای خطاب به نیروهای مسلح و مرزداران نوشتهاند نه برای هر یک از افراد مردم و در آن مسؤولیتهای رهبری و نظامیان را یادآور شدهاند.
ثانیاً) دقت در بیان حضرت میرساند که ایشان در این بخش از کلام خود در صدد بیان مسؤولیتهای رهبر و حاکم اسلامی است. اما اینکه وظیفه مخاطبین حضرت یعنی سربازان و مرزداران چه چیزی است، آیا آنها میتوانند به هر صورت ممکن نسبت به حاکم جامعه اسلامی بدگمان بوده و او را مورد عتاب، مؤاخذه و هتاکی خود قرار دهند، هیچ نکتهای در این بخش از کلام حضرت که آقای کدیور آن را نقل کردهاند، وجود ندارد. آقای کدیور از کجای کلام فوق از حضرت علی(علیهالسلام) لزوم و یا جواز استیضاح رهبر جامعه اسلامی را بهعنوان حق مخاطبین حضرت یعنی سربازان و مرزداران بهدست آوردهاند؟ از آقای کدیور میپرسیم آیا شما در این بخش از کلام حضرت هیچ کلمهای در مورد این امر که مردم حق دارند، بلکه به تعبیر شما لازم و ضروری است رهبر جامعه اسلامی را استیضاح کنند، ملاحظه میکنید؟
ثالثاً) جالب آن است که حضرت علی(علیهالسلام) وظیفه مردم را نیز در همین نامه و در ادامه همان کلامی که آقای کدیور آورده است اما آن را نقل نکرده است معین کرده است، وظیفهای که کاملاً در مقابل کلام آقای کدیور است. حضرت میفرمایند:
«و لی علیکم الطاعه، و ألّا تنکصوا عن دعوة، و لا تفرّطوا فی صلاح، و أن تخوضوا الغمرات إلی الحق، فإن أنتم لم تستقیموا لی علی ذلک لم یکن أحد أهون علیّ ممّن أعوجّ منکم، ثمّ أعظم له العقوبه، و لا یجد عندی فیها رخصة. فخذوا هذا من أمرائکم و أعطوهم من أنفسکم ما یصلح الله به أمرکم.»(4)
ملاحظه میشود که حضرت آنچه که از مردم میخواهد اطاعت است و پیروی از رهبران و فرماندهان؛ و جای تعجب است که چگونه آقای کدیور امری را به حضرت علی(علیهالسلام) نسبت میدهد که کاملاً در تضاد با کلام حضرت است.
اینکه این کلام حضرت آیا دلالت بر جواز و بلکه لزوم هتاکی و بدگمانی نسبت به رهبران میکند یا اینکه اطاعت مردم از رهبران را لازم میداند، امری است کاملاً روشن و خوانندگان محترم خودشان داوری خواهند کرد. ادامه دارد...