مصطفی یاسینی
یکی از عرصههای مهم در حوزه اخلاق کاربردی بحث از اصول و مسائل اخلاقی در رسانههای جمعی است. در مقالات قبل درباره مفهوم اخلاق، رسانه، اخلاق رسانهای توضیحاتی ارائه نموده و رویکردهای مختلف در خصوص تعامل اخلاق و رسانه را برشمردیم. این رویکردها عبارت بودند از : "موقعیتگرایی و یا اباحیگری"؛ "غایتگرایی"؛ "عمومیتگرایی"؛ "خودگرایی و خود محوری"؛ "حقمداری یا حقیقتگرایی". چهار رویکرد اول به اخلاق سکولار اختصاص دارد و رویکرد پنجم یعنی حق مداری و حقیقت گرایی به اخلاق دینی.
همانطور که در نوشتار قبل بیان شد مبانی اخلاق رسانهای حقمدارانه، دروندینی است. چه اطلاعاتی باید منتشر شود؟ حقیقت. در واقع، دیدگاه اسلام به اخلاق رسانهای که در اصول، ارزشها و فلسفه این دین الهی ریشه دارد، دیدگاهی عام و فراگیر و جهانشمول شمرده میشود. این دیدگاه، گرچه منتسب به فرهنگی خاص به نام فرهنگ اسلامی است، اما به دلیل فطری بودن این دین، در برگیرنده تمامی اصول و فروع اخلاقی است که در زمینه رسانهها مطرح شده است. در این رویکرد، اصول اخلاقی لایتغیر و ثابت و به اصطلاح، خطوط قرمزی وجود دارد که نمیتوان آنها را نقض کرد. این رویکرد دارای اصول متنوع و قابل توجهی است که ذیلا به برخی از آنها اشاره میشود.
1. اطلاعات به عنوان "امانت":
اصحاب رسانهها، که عهده دار وظایف عمومی هستند، باید اطلاعات را نزد خود به عنوان "امانت" نگهدارند. این یک پایه و مبنا است. امام کاظم(ع) فرمودند: "ازجمله حقوق برادر تو بر تو این است که، آنچه بر مصلحت امر دنیا و آخرت اوست، از او نپوشانی". پس اگر در بیان چیزی نفعی متوجه دیگری است، وظیفه انسانی حکم میکند که به او گفته شود. در این میان، تفاوتی میان خبرنگار، گزارشگر و دیگران نیست. البته اگر فرد، وابسته به رسانههایی است که وظیفه اصلی آنها آگاهی دهی و اطلاع رسانی است، وظیفه مضاعفی بر عهده اوست؛ زیرا این کار او به عنوان شغل محسوب میشود و در برابر بیان حقایق، وظیفه و مسئولیت دارد.
2. اطلاع مردم از مصالح و منافع عموم:
هر انسانی نسبت به سایر انسانها، برخوردار از "حق الناس" و نیز نسبت به خدای متعال، برخوردار از "حق الله" است. خداوند حق بندگانش را نسبت به حقوق خود مقدم گردانده است. کسی که حق مردم را پایمال کند، حق خدای متعال را راحتتر پایمال خواهد نمود.
3. آگاهی و انتخاب:
بدون آگاهی، انتخاب بیمعناست. از این رو، میتوان گفت: آیه "الذین یستمعون القول و یتبعون احسنه"(زمر:18) از یک اصل اخلاقی بحث نمیکند، بلکه از این اصل بدیهی سخن به میان میآورد که انتخاب، تابعی از آگاهی و اطلاع است. فرد تا از چیزی آگاهی پیدا نکند، انتخاب درستی نخواهد داشت. اصولاً "انتخاب" در پرتو شناخت و آگاهی درست است و این وظیفه رسانههای اطلاع رسانی است.
4. خبرنگار شاهد:
نگاه امانتدارانه به خبر از آنجا ناشی میشود که خبرنگار "شاهد" تلقی میشود. شاهد در دیدگاه قرآنی، هر آن کسی است که امانتی نزد اوست و باید آن را با پیشه ساختن تقوی و دادن شهادت، کتمان نکند. هرکسی که شهادت را کتمان کند، دارای دلی گناهکار است(بقره:283). به تعبیر دقیقتر، در نگاه قرآنی، خبرنگاری که خبر را گزارش نمیکند و یا واقعیات و حقایق را بیان نمیکند، گناهکار است.
5. توجّه به مبانی اخلاقی و ارزشی جامعه:
رسانهها در رویکرد حق مدار باید پاسدار مبانی اخلاقی و ارزشی جامعه باشند. به عنوان مثال، نوع برنامههایی که تلویزیون ارائه میدهد و یا قواعد اخلاقیای که روزنامهنگار برای جامعه مفروض میگیرد مانند: مردمسالاری، آزادی و به طور کلی، حریمها و چارچوبهای حقوقی، فرهنگی، اجتماعی و... همگی مبتنی بر اصول اخلاقیای هستند که همیشه باید پایدار بمانند.
6. رسانهها به مثابه معلم اخلاق:
رسانهها، خود برآیندی از نیروها و شرایط اجتماعی است. در جامعهای که اصول ارزشی و اخلاقی نادیده گرفته میشود، نمیتوان از رسانهها انتظار داشت که خود را ملزم به رعایت این اصول اخلاقی بدانند. از این رو، رسانهها در یک جامعه هم میتوانند نقش یک "معلم اخلاق" را ایفا کنند و هدایتگر مردم به سوی ارزشهای اخلاقی باشند و هم میتوانند اصول اخلاقی رایج در جامعه را گرفته و بازتولید کنند و بدینسان، رسالت خود را به درستی انجام دهند.
7. "حق گویی" و "حق جویی":
این هر دو، از برجستهترین ویژگی رویکرد حق مدار است. در این رویکرد، هر گفته خلاف حقی باطل است، خواه دروغ یا تهمت باشد و یا عیبجویی بیدلیل. یکی از رسالتهای مهم رسانهها، اطلاعرسانی است. در بیان اخبار و حوادث و وقایع به مردم، باید معیاری برای گزینش و انتخاب باشد، معیار در رویکرد دینی، حقمحوری، حق گویی و حق جویی است.
فرایند اخلاقی شدن رسانه
نقش رسانهها در تعمیق و گسترش اخلاق بسیار حائز اهمیت است. رسانههای همگانی و ارتباط جمعی، در ایجاد نشاط، شور، شوق و مشارکت همگانی در اخلاقیسازی جامعه و وارد کردن اخلاق درخصوصیترین محیط زندگی افراد نقشی بیبدیل ایفا میکنند. به گونهای که با رسانهای شدن اخلاق، عموم مردم درک عینی و ملموسی از اخلاق به دست خواهند آورد. از این رو، میتوان مهمترین فرایند رسانهای شدن اخلاق را در رسانه چنین برشمرد:
1. رسانهها گزارشها، رویدادهای سیاسی و اصول اخلاقی را از طریق رسانهها و در قالبهای گوناگون خبری، گزارش، فیلم، سریال و ... ارائه میدهند؛ چیزی که از نظر اکثر شهروندان و نخبگان سیاسی، بویژه در مواردی که اکثر مردم از دسترسی مستقیم به آنها محروم هستند، واقعیت محسوب میشود.
2. رسانههای همگانی،گاهی اوقات به شیوههای گوناگون تحلیل، گزارش، خبر، تفسیر، فیلم، سریال، گفتگو، داستان، رمان، طنز، مقاله و ... نمونههای بسیار گزینشی و خاصی ارائه میکنند. موضوعات خاص اخلاقی را اشاعه و یا امور اخلاقی را برجسته میسازند. همچنین برخی شخصیتها را بیشتر از سایران مورد توجه قرار میدهند، گاهی نیزبا برجستهسازی موضوعات در عرصه اخلاق اجتماعی و یا برخورد منفی با برخی مقولات غیراخلاقی در ضمن سریال، فیلم و ...، آن را در سطح رسانه و جامعه نهادینه میسازند. تأکید بر اصول اخلاقی و برجستهسازی و ترویج آن، در قالب و سوژههای گوناگون، موجب اخلاقی سازی رسانههاست.
3. رسانهها در بسیاری موارد، در باب موضوعات و مباحث اخلاقی جهتگیری میکنند و موضع خود را به عنوان خواست و مطالبات عمومی مطرح میکنند. برای مثال، موضعگیری منفی در قبال فرد سیگاری که سرانجامی جز گرفتاری، مشکلات زندگی و بیماری و...... ندارد و یا موضعگیری در خصوص یک رفتار ضداخلاق اجتماعی از جمله این موارد است؛ زیرا رسانهها خود را ناظر و نگهبان جامعه میدانند و نسبت به بعضی موضوعات اخلاقی موضع منفی به خود میگیرند. البته گاهی هم در نقش خود مبالغه میکنند. رسانهای شدن اخلاق، همچون رسانهای شدن "سیاست"، "دین"، اخلاق، سیاست و دین را در جامعه نهادینه میسازد.
4. منطق رسانهها و شیوه ارائه برنامههای رسانهای، منطق تجاری و صنعتی است. محدودیتهای ساختاری، ارتباط رسانهای را با اهداف رایج فعالیتهای تجاری میآمیزد. البته، در منطق تجاری، میتوان عواطف و احساسات را در عرصه اخلاق تحریک کرد یا حداکثر سود مادی را در عرصه سیاست مورد توجه قرار داد. آنچه در قلمرو عمومی و اخلاقی مهم تلقی میشود، مهارت برقراری ارتباط با مخاطب، تحریک عواطف و احساسات او و نهادینه کردن اخلاق، آشنا ساختن مخاطب با مفاهیم و مقولات اخلاقی است. این گونه مقولات و مفاهیم را میتوان در قالب سخنرانی، نمایش، تصویر، فیلم، داستان، طنز، گزارش، خبر و ... ارائه نمود. همه اینها ویژگیهای معمولی زبان رسانههای تجاری است.
برای رسانهای شدن اخلاق باید اصحاب رسانهها، کارگردانان، مجریان، داستان نویسان، فیلمنامه نویسان، گزارشگران، نویسندگان، خبرنگاران و حتی سیاسیون و شخصیتهای برجسته خود را با این قالبهای رسانهای هماهنگ سازند تا بتوانند اخلاق را در جامعه نهادینه و رسانهای نمایند. همچنان که بازیگران سیاسی رویدادی را به وجود میآورند تا به کمک آن بتوانند توجه رسانهها را به خود جلب نمایند و پیام و شخصیت سیاسی خویش را کانون توجه رسانهها قرار دهند، باید رسانهها در سریالها، فیلمها، داستانها، حوادث تاریخی، گزارشها و... با برجستهسازی مقولات اخلاقی و با تحریک عواطف و احساسات، مخاطبان را به خود جلب و در خصوص رفتارهای ضداخلاقی، نابهنجار و ناشایست موضعگیری منفی نموده و اجماع عمومی را به سمت و سوی اخلاق اسلامی و دینی، تحریک، حساس و جذب نمایند. در واقع، اصحاب رسانهها باید با بهرهگیری از شیوههای مطلوب در ارتقای سطح اخلاق و عفت عمومی تلاش نمایند و از شگردهای گوناگون جذاب و مخاطبپسند، در پی نهادینه کردن اخلاق در جامعه برآیند.