تاریخ انتشار : ۰۸ تير ۱۳۹۰ - ۰۸:۰۴  ، 
شناسه خبر : ۲۲۰۵۹۶

 مسعود امجدی‌پور
شاید قریب به یک‌دهه باشد که موضوع مهندسی‌ فرهنگی به عنوان مهم‌ترین رویکرد دستگاه فرهنگی کشور در نظام جمهوری اسلامی ایران در دستور کار قرار گرفته است. این عبارت برای نخستین‌بار توسط مقام معظم رهبری (حفظه‌الله) به‌کار رفته و تبیین شد، بطوریکه ایشان در جلساتی که در سال‌های مختلف مثل سال‌های 84 یا 86 با اعضای شورای انقلاب فرهنگی داشته‌اند این مساله را بیان فرموده و رهنمودهایی برای متولیان عرصه فرهنگ داشته‌اند.
ایشان فرهنگ را فضای تنفسی جامعه می‌دانند و بر مهندسی دقیق آن تاکید دارند. از دیدگاه ایشان مهندسی فرهنگی این است که با رویکرد سیستمی، اجزای فرهنگ اعم از فرهنگ‌ ملی، فرهنگ عمومی، فرهنگ تخصصی و فرهنگ سازمانی را در مجموعه فرهنگ جانمایی کرده و روابط آن را به‌نحوی مطلوب تنظیم کرد. سپس ضعف‌های این اجزا در روابطشان را برطرف کرد. ایشان در ادامه فرمایشات خود بیان می‌دارند یکی از مهم‌ترین تکالیف ما در درجه اول مهندسی فرهنگ کشور است؛یعنی مشخص کنیم که فرهنگ ملی، فرهنگ عمومی و حرکت عظیم درونی و ضرورت بخش و کیفیت بخش که اسمش فرهنگ است و در درون انسان‌ها و جامعه به وجود می‌آید، چگونه باید باشد؟
فرهنگ هدف کدام است؟ اشکالات و نواقص آن چیست؟ چگونه باید رفع شود؟ فرهنگ موجود کدام است؟ کندی‌ها و معارضاتش کجاست؟ مجموعه‌یی لازم است که اینجا را تصویر کند. امروز مشاهده می‌شود که دستگاه‌های مختلف و در راس آنها شورای عالی انقلاب فرهنگی نتوانسته‌اند جواب‌های کاربردی وراهگشا برای سوالات مهم و حساس مطرح شده پیدا کنند. به همین دلیل مهندسی فرهنگی ضرورتی است اجتناب‌ناپذیر که متفکران امروز جامعه ما نقش اساسی در تبیین آن دارند و به عنوان یک رسالت مهم باید به آن بنگرند.
ایشان همچنان در ادامه بحث‌هایشان در ضرورت مهندسی فرهنگی بیان می‌دارند: «عوامل گوناگون تاثیرگذار در فرهنگ، قسم نخورده‌اند که چون ما کاری نمی‌کنیم آنها هم کاری نکنند. نه آنها اثر خودشان را می‌گذارند و کار خودشان را می‌کنند، تکلیف ما به عنوان مسوولان نظام جمهوری اسلامی چیست؟»«فرهنگ به عنوان جهت‌دهنده به تصمیمات کلان کشور حتی تصمیم‌های اقتصادی، سیاسی، مدیریتی و تولیدی نقش دارند پس می‌دانیم که فرهنگ روح تمام فعالیت‌های جامعه است. در واقع فرهنگ می‌تواند در تمام فعالیت‌های اجتماعی حدود را معین و جهت را مشخص کند.» ایشان فرهنگ را مهم‌ترین عامل دستیابی به آرمان اصلی ملت ایران می‌دانند و می‌فرمایند:
«آرمان اصلی ملت ایران رسیدن به جامعه‌یی رشید، موحد، پرنشاط، پرامید، عدالت‌طلب، دارای اعتماد به نفس، پرکار، پیش‌رو، پیشرفته، دارای توکل و برخوردار از روح ایثار و گذشت است و فرهنگ مهم‌ترین عامل دستیابی به این هدف والاست.» ایشان معتقدند: عاملی که یک ملت را به رکود و رخوت یا حرکت و ایستادگی، صبر و حوصله یا پرخاشگری و بی‌حوصلگی و اظهار ذلت در برابر دیگران یا احساس غرور و عزت در مقابل دیگران، حرکت و فعالیت تولیدی یا بیکاری تحریک می‌کند.
ابعاد مهندسی فرهنگ
رهبر معظم انقلاب در تشریح ابعاد مهندسی فرهنگی معتقدند تا زمانی که ابعاد مهندسی فرهنگی را به درستی تعیین نکنیم بخش‌های پیرامون آن و تصمیمات اتخاذ شده مفید فایده نخواهد بود و گاها نتیجه معکوس خواهد داد. ایشان ابعاد مهندسی فرهنگی را در زمینه‌های فرهنگ ملی، فرهنگ عمومی، فرهنگ تخصصی و فرهنگ سازمانی تعریف می‌کنند و تمام این زمینه‌ها هم به مظاهر فرهنگی مثل زبان، خط و امثال آن اشاره دارند و هم به اصل و باطن تشکیل‌دهنده پیکره فرهنگ مثل عقاید و آداب اجتماعی، موارث ملی، خصلت‌های قومی و بومی را مورد بررسی قرار می‌دهند و اینها را از ارکان و مصالح تشکیل‌دهنده فرهنگ یک ملت می‌دانند.
در تحلیل فرمایشات ایشان می‌توان در یک رویکرد سیستمی به ابعاد مهندسی فرهنگی، بخش‌های مختلف جامعه را به چهار بخش: فرهنگ، اجتماع، سیاست و اقتصاد به عنوان چهار خرده نظام تقسیم کرد و روابط بین این بخش‌ها را تنظیم کرد. دراین رویکرد، نظام اقتصادی به انطباق و سازگاری با محیط می‌پردازد. نظام سیاسی وظیفه تعیین اهداف جامعه را بر عهده دارد و افراد جامعه این اهداف را همراهی می‌کنند. نظام اجتماعی بر وحدت و هماهنگی جامعه تاکید دارد و از طریق قواعد و هنجارها به اهداف می‌پردازد. نظام فرهنگی هم معطوف به حفظ الگوهای فرهنگی و ارزش‌های فرهنگی فراگیر در تمام خرده نظام‌ها از یکسو و هدایت نهادهای فرهنگی و دینی از سوی دیگر است.
مبانی مهندسی فرهنگی
با دقت در مباحث مطرح شده و تعمق در مبانی نظری و عملی مهندسی فرهنگی در می‌یابیم که تنها راه تبیین و پیشبرد اهداف مهندسی فرهنگی در جامعه اسلامی ایران یک نگاه معقول اسلامی است که با در دست داشتن ضوابطی که معارف و الگوهای اسلامی برای ما تعیین کرده است بتوان یک نقشه راه دقیق و مشخصی برای نیل به اهداف فرهنگی جامعه ایجاد کرد.
منظور از نگاه معقول اسلامی این است که دچار افراط و تفریط در مقوله فرهنگ نشویم چرا که در نگاه افراطی فرهنگ تعیین مجموعه‌یی از قواعد خشن و سخت‌گیرانه و نظارت کنترل‌آمیز بسیار دقیق است و در دیدگاه تفریطی فرهنگ مقوله‌یی غیر قابل اداره و مدیریت است.
مقوله‌یی رها و خودرو که نباید کاری به کارش داشت و وارد آن نشد. کاملا مشخص است که هیچ کدام از این دیدگاه‌ها نمی‌تواند مبنای تئوریک درستی برای ایجاد یک نظام فرهنگی در تمام ابعاد باشد. رهبر معظم انقلاب اسلامی اهداف عمومی ملت مسلمان و انقلابی ایران را معیار مهندسی فرهنگی جهت نیل به جامعه‌یی آرمانی و قرآنی می‌دانند چرا که عموم مطالبات مردم دینی و برخواسته از عقاید اصیل اسلامی است و همین امر ضرورت نگاه دینی به مقوله مهندسی فرهنگی را بیش از پیش نمایان می‌سازد. همچنین ایشان تحقق عدالت اجتماعی در جامعه را از دیگر مبانی و معیارهای مهندسی فرهنگی می‌دانند.
توصیه‌های مقام معظم رهبری برای اجرای هر چه بهتر مهندسی فرهنگی
توصیه‌های ا حصا شده از بیانات ایشان در باب اجرای هرچه بهتر مقوله مهندسی فرهنگی بسیار متنوع و قابل بحث است که بنده تعدادی از آنها را به صورت تیتروار بیان می‌دارم چرا که توضیح درباره هریک از این بیانات فرصت و مجالی مضاعف می‌طلبد که در حوصله نوشته حاضر نیست.
1- تعیین متولی و مرکز برای انجام این امر خطیر، که ایشان این وظیفه را به شورای انقلاب فرهنگی سپرده‌اند.
2- نقش دلسوزانه حکومت در اجرای مهندسی فرهنگی: به این معنا که وضع فرهنگی جامعه دغدغه دست‌اندرکاران حکومت باشد و حمایت‌های لازم برای نیل به اهداف موجود در سند مهندسی فرهنگی را بعمل آورد.
3- حدود مهندسی فرهنگی بدرستی تامین شود: همانطور که اشاره شد درک درست از مطالبات مردم، اوامر الهی و دستورات دینی می‌تواند ما را در تعیین این حدود یاری رساند.
4- بهره‌بردن از عوامل تاثیرگذار در فرهنگ: ایشان معتقدند با شناخت این عوامل می‌توان ملت را بتدریج عوض کرد چرا که اخلاقیات حاکم بر جوامع یک رنگ ثابت لایزالی و لایزولی نیست که قابل تغییر نباشد. فرهنگ می‌تواند در این زمینه بسیار کارگر باشد.
5- میدان‌دادن به اراده‌ها: ایشان معتقدند رشد فرهنگی باابتکار، آزادگی و آزادی و میدان دادن به اراده‌هاست منتها متولیان فرهنگ باید هوای کار را داشته باشند.
6- شناخت نقاط ضعف در زمینه فرهنگی و تقویت این نقاط بهره جستن از نقاط قوت فرهنگی: ایشان بیان می‌دارند به عنوان مثال انضباط، اعتماد به نفس ملی، قانون‌پذیری، تدین و دین‌باوری، فرهنگ ازدواج، فرهنگ رانندگی، فرهنگ خانواده، فرهنگ اداره و فرهنگ سیاسی از جمله نقاط ضعفی است که باید مورد مطالعه قرار گیرد.
7- اعلام مواضع شفاف در ابعاد مختلف فرهنگ جامعه از سوی مسوولان ذی‌ربط: مساله‌یی که هنوز در جامعه ما توسط مسوولین نادیده گرفته می‌شود.
نقش رسانه در پیشبرد اهداف مهندسی فرهنگی
واضح و مبرهن است مهندسی فرهنگی فعالیتی دوبعدی و نقطه پیوند و تماس حوزه اندیشه و عمل است. پس از تبیین سرفصل‌ها، روش‌ها و راهکارهای مدیریتی در حوزه مهندسی فرهنگی نوبت به ایجاد ساز و کار مناسب جهت عملیاتی کردن این پروسه طولانی و مهم است. شاید بتوان گفت بهترین ابزار پیش رو برای انجام این مهم استفاده از رسانه‌های جمعی و در رأس آن تلویزیون است. چرا که به گفته مقام معظم رهبری رادیو و تلویزیون یک دانشگاه بزرگ و ارزشی برای ملت بزرگ ایران است. در صورتی‌که در سازمان صدا و سیما سیاست‌گذاری‌های مناسب همسو با اهداف مهندسی فرهنگ صورت پذیرد، می‌توان از ظرفیت‌های این رسانه گروهی و جمعی در سطح کشور بصورت یکپارچه استفاده کرد.
با توجه به اینکه مساله ارتقای سطح فرهنگ در جامعه از مطالبات مهم مردم و رهبر معظم انقلاب است و زمینه پیشرفت در این عرصه در جامعه دینی و تاریخی ما مهیاست، به نظر می‌رسد دستگاه‌های متولی این مقوله هنوز با اهداف مورد نظر فاصله زیادی داشته و باید تلاش مضاعفی را در این زمینه به‌کار بندند. مجلس با قانون‌گذاری‌های مناسب، دولت با صرف هزینه لازم واستفاده درست از نخبگان در زمینه فرهنگ و شورای انقلاب فرهنگی با سیاسیت‌گذاری‌های راهبردی، این‌بار سنگین نظام جمهوری اسلامی را به دوش کشیده و به جلو حرکت کنند.