تاریخ انتشار : ۲۱ مرداد ۱۳۹۱ - ۱۱:۲۰  ، 
شناسه خبر : ۲۲۰۶۰۵

استقلال حوزه و جایگاه روحانیت از موضوعات مهمی است که همواره نظر مراجع و فقها و علمای بزرگ اسلام را به خود معطوف داشته و دقت و مراقبت‌های ویژه‌ای را برانگیخته است. این موضوع به این دلیل حائز اهمیت می‌باشد و حیاتی و حساس به شمار می‌رود که با هویت اصیل و جایگاه رفیع و آثار مفید فعالیت‌های علمی و عملی حوزه و روحانیت در بستر زمان و در همه اعصار ارتباط و پیوستگی پیدا می‌کند. با این وصف همچنان که اعتلا و منزلت حوزه با استقلال آن حفظ می‌شود، تزلزل و سقوط آن با فرو ریختن ارکان استقلال و ساختار قدرت و عزت این مرکز بزرگ جهان تشیع حتمی و قطعی خواهد بود.
اگر چه استقلال حوزه در ابعاد فکری، فرهنگی، اقتصادی، سیاسی و حکومتی مطرح می‌باشد، لکن آنچه در این موضوع با نظام و دولت اسلامی ارتباط می‌یابد، دارای اهمیت و حساسیتی بیشتر است.
زیانمندی استقلال حوزه از دولت و حکومت جنبه‌هایی دارد که یکی از آنها نفوذ آفت جناح‌گرایی‌های سیاسی از درون نظام و حکومت به مراکز حوزوی می‌باشد.
در آمد و شد دولت‌ها، همواره شاهد گرایشات سیاسی خاص و جناح زدگی‌های حاد بوده‌ایم و ضرر و زیان‌های فراوانی از این عارضه تحمل کرده‌ایم. اگر مشاهده می‌کنیم که بسیاری از مشکلات فرهنگی جامعه بر جای مانده و تنگناهای اقتصادی و گرفتاری‌های اخلاقی مرتفع نگردیده و همچنان رنج‌ها و نقص‌ها باقی است، یکی از مهم‌ترین علل را باید وجود و تشدید جناح‌گرایی‌های سیاسی در درون نظام و دولت اسلامی دانست که باعث به هدر رفتن امکانات و وقت و انرژی نیروی انسانی در مدیریت‌های گوناگون می‌شود. آیا می‌شود دیده بر این واقعیت تلخ فرو خواباند که به خود مشغولی‌ها، منازعات، اختلاف‌ها، موضع گرفتن‌‌های انتقامی، سرکوب افکار و نظرات یکدیگر و تلاش فراوان برای تحقق اهداف سیاسی و منافع جناحی و باندی، عامل اصلی انباشته شدن مشکلات و گرفتاری‌های فرهنگی و اقتصادی و اخلاقی جامعه است و تا این مانع مرتفع نشود، تداوم تنگناهای ناشی از گرفتاری‌های فراوان جان و روح مردم را رنجه می‌دارد و لحظات زندگی را برای آنان ناگوار می‌سازد؟
در میان این مشکلات و رنج‌ها، به خطر افتادن استقلال حوزه و روحانیت، بسیار بزرگ و تهدید‌کننده است و نفوذ جناح‌گرایی‌های سیاسی در مراکز حوزوی، یکی از این خطرات و تهدیدهاست که باید به آن اندیشید و در چاره‌جویی و مقابله با آن کوشید.
آفات و آسیب‌های ناشی از جناح گرایی سیاسی در حوزه و در میان گروه‌هایی از علما و روحانیون که امروز شاهد آن می‌باشیم، اگر از آفات دیگر که تهدید‌کننده استقلال حوزه هستند بیشتر نباشد، کمتر نیست و نباید به راحتی از کنار آن گذشت و خطرات آن را ندید و لمس نکرد.
چگونه می‌تواند باور کرد که گروه‌هایی از علما و روحانیون حوزه در دام جناح‌زدگی‌های سیاسی گرفتار شوند و در عین حال آنان را مستقل و تاثیرناپذیر از هرگونه گروه‌گرایی و باندبازی دانست؟
نفی جناح‌گرایی سیاسی در حوزه، هرگز به این معنا نیست که علما و روحانیون در مراکز حوزوی از سیاست فاصله بگیرند و در عرصه فعالیت‌های سیاسی وارد نشوند، زیرا اولا دست‌یابی به آگاهی و بینش‌های سیاسی برای روحانیون لازم می‌باشد و حوزه به دور از سیاست در ابعاد داخلی و خارجی، نمی‌تواند از شاخص‌های لازم حوزه علمیه موردنظر ائمه دین(ع) برخوردار باشد.(1) ثانیا دور بودن حوزه و روحانیت از سیاست در اعصار مختلف توسط قدرت‌های استعماری ترویج گردیده و آنان به طور گسترده و در جهان اسلام همواره حربه شیطانی جدایی دین از سیاست و در پی آن ضرورت جدایی حوزه و روحانیت از سیاست را تبلیغ کرده‌اند تا به این وسیله اسلام را به صورت دین یکسویه و منحصر به عبادات در فکر و رفتار ملل مسلمان تثبیت کنند.(2)
ثالثا جدایی حوزه و روحانیت از سیاست، نافی قوانین اجتماعی و سیاسی اسلام است و این دین رهایی بخش را از صحنه‌های حیات خارج می‌کند و "جهاد با ظلم و ستم" را تعطیل و اصل "صلح کل" را تبلیغ و "دین فردی" را ترویج می‌سازد. رابعا دیانتی می‌پرورد که از بینش سیاسی و قدرت تحلیل و تصمیم‌گیری‌های اساسی حضور در جبهه حق و تعامل با رهبران جامع‌نگر دینی باز می‌دارد و مسلمانانی تحویل جامعه می‌دهد که بلای جان اسلام اصیل و پیشوایان آزاده می‌گردند، چنان که در اعصار گذشته از این نوع دیانت، "خوارج" پدید آمدند که در عین کثرت عبادت، از قلت معرفت رنج می‌بردند و به دلیل فقدان بینش سیاسی نتوانستند به جریان‌شناس حق و باطل بپردازند و ملعبه دست حاکمان اموی قرار گرفتند و حتی علی(ع) را کافر نامیدند. (3) از همین گروه مسلمانان در عصر حاضر، طالبان و امثال آنان را در گوشه و کنار سرزمین‌های اسلامی مشاهده می‌کنیم و از جنایت‌هایشان علیه مسلمانان مظلوم و مرارت‌ها و مصائبی که برای اسلام آفریدند، فریاد می‌زنیم و چاره‌ای برای نجات و رهایی مسلمین نمی‌یابیم.(4)
تردیدی وجود ندارد که آنچه برخورداری از سیاست ناب و اصیل را در حوزه و روحانیت متجلی می‌سازد، "فراجناحی" بودن علمای دین است و همین نگرش و گرایش است که باعث می‌شود جناح‌زدگی‌های سیاسی استقلال حوزه را به خطر نیندازند و روحانیت را از "راه" به "بیراهه" نیفکنند. زیرا نمی‌توان پذیرفت که حوزه و روحانیت به طرفداری از برخی از جناح‌ها و باندهای سیاسی بپردازد و برا‌ی آنان وقت و نیرو و فکر و عمل هزینه کند و در عین حال مستقل باشد! آیا جز این است که هضم شدن در هر دولت در هر دوره و به نفع برخی زمامداران فعالیت کردن و به موضعگیری‌های تند و خلاف شرع و عقل افتادن و "مرگ" و "درود" گفتن، نمی‌تواند استقلال حوزه را حفظ کند؟متاسفانه امروز می‌بینیم که نه تمامیت حوزه و روحانیت. که گروه‌هایی از طلاب و روحانیون حوزه در دام جناح‌گرایی‌های سیاسی و تحلیل‌ها و موضعگیری‌ها به نفع برخی از جریان‌ها و باندها گرفتار شده‌اند و برای بعضی‌ها "درود" می‌فرستند و علیه بعضی‌ها "مرگ" و باعث تاسف و تحسر است که مردم هم تحت تأثیر آنان قرار می‌گیرند و رفتار و عملکردی همانند دارند!
آنچه "حق" است و باید به آن بیندیشیم و در مراکز حوزوی و تفکر و عملکرد روحانیون جناح‌گرا و تند و افراطی متسری سازیم. این است که جایگاه حوزه و روحانیت رفیع‌تر از آن است که در گوشه‌ای از این مرکز و در رفتار و سیره گروهی از علمای دین این گونه رفتارها و کنش‌ها را مشاهده کنیم. روحانیت "هادی" و "فراجناح" است و این نقشی است که در گستره زمان و در تمام مقاطع تاریخی توسط عالمان و اندیشمندان بزرگ دین به صورت جهاد فکری و عملی در مراتب بالا و با بهترین شیوه و روش به عینیت درآمده است. امروز نیز باید همین جایگاه و نقش برای روحانیت باقی بماند و علمای دین همچنان هدایتگر، راهگشا،‌ تحول‌زا، پرورش دهنده و انسان ساز باشند.
بدیهی است اگر روحانیت بخواهد هادی و راهنما باقی بماند، باید فراجناحی باشد و به هیچ وجه در دام جناح‌گرایی و سیاست‌بازی گرفتار نشود. همچنین چنانچه حوزه و روحانیت بخواهند استقلال خود را حفظ کنند و در حکومت و دولت هضم نشوند، باید ضمن یاری رسانی‌های فکری و عملی به نظام و زمامداران حکومتی، به نفع کسی و زیان کس دیگری وارد عرصه سیاست نشوند و نگذارند جناح‌زدگی‌ها و باندبازی‌ها در مراکز حوزوی نفوذ کند و روحانیون را به بازی‌های سیاسی بکشاند، که در آن صورت نمی‌توان به استقلال حوزه مطمئن بود و این قشر از علمای جناح‌زده را مستقل نامید.
روحانیت اسلام اگر بخواهد جایگاه رفیع خود را حفظ کند و نقش تاریخی خویش در ابعاد مختلف را به مرحله عمل درآورد و جامعه و کشور ایران و جوامع و سرزمین‌های اسلامی را در مسیر مستقیم دین الهی به حرکت درآورده و از هرگونه بیراهه‌روی و حمایت از خطوط انحرافی تابع قدرت مطلق و سیاست ناسالم مصون بدارد، باید بنگرد و بیندیشد که پیامبراکرم(ص) یکی از مسئولیت‌های محوری علمای اسلام را مقابله با "بدعت" معرفی می‌کند و با صراحت اعلام می‌فرماید که:"وقتی بدعت‌ها در امت من پدید آمد، بر عالم دینی است که علم و دانش خویش را آشکار کند."(5) یعنی عالم دینی باید به آگاهی‌بخشی‌های اعتقادی، فکری، اجتماعی و سیاسی بپردازد و بدعت‌ها را بنمایاند و مردم را شناخت و بصیرت دهد تا در دام‌ها گرفتار نشوند و به ضلالت و گمراهی در نیفتند.
همچنین پیامبراکرم(ص) تفاوتی بسیار بین "عالم" و "عابد" قائل می‌شود ورجحان و برتری عالم بر عابد را هفتاد درجه و فاصله میان هر دو درجه را به اندازه هفتاد سال پوئیدن می‌داند و علت این تفاوت و فاصله را این گونه توضیح می‌دهد: "این تفاوت و فاصله به این دلیل است که شیطان بدعت‌ها را برای مردم فراهم می‌آورد، و عالم دینی آنها را می‌بیند و از آنها جلوگیری می‌کند،‌ در صورتی که عابد همواره به عبادت خود مشغول است و بدعت‌ها را نمی‌شناسد و متوجه آنها (و مفاسد بزرگ اعتقادی و اجتماعی و سیاسی آنها) نمی‌شود."(6)
و نیز حضرت امام جعفرصادق(ع) موسس حوزه‌های علمیه و فقه جعفری می‌فرماید:
"بار حفظ دین را در هر قرن، عالمان عادلی بر دوش دارند که تأویل‌های باطل‌اندیشان و تحریف‌های گزافکاران و ساخته‌های جاهلان را از آن دور و نابود می‌کنند. همان‌گونه که کوره آتش، پلیدی و ناخالصی آهن را از آن دور می‌کند."(7)
اکنون به این نکته اساسی می‌پردازیم که بدعت‌گزاری و تحریف‌‌گری در دین دارای تنوع موضوع و ابعاد و جلوه‌های مختلف می‌باشد و هرگز نمی‌توان آن‌ها را در موضوعی خاص محصور کرد. به دیگر سخن، بدعت و تحریف در دین را نمی‌توان فقط در مسائل اعتقادی یا عبادی محدود ساخت و به سایر امور و مسائل توجه نداشت و در آنها دقت نکرد. بلکه بدعت‌گزاری و تحریف‌گری علاوه بر دو موضوع اعتقادات و عبادات، در سایر موضوعات همچون مسائل اخلاقی، عرفانی، تربیتی، اقتصادی، نظامی اجتماعی، سیاسی و حکومتی نیز ظهور و بروز دارد.
تردیدی وجود ندارد که اولا بدعت و تحریف در دین در همه اعصار و زمان‌ها جلوه و نمود داشته و مشکل و مانع به وجود آورده است. ثانیا با توع و تعدد موضوع در بدعت گزاری و تحریف گری، می‌توان اذعان و اعتراف داشت که "جناح گرایی" در حوزه‌های علمیه و آثار و عواقب تلخ اجتماعی و سیاسی آن، از مصادیق بارز بدعت و تحریف در دین می‌باشد، ثالثا هیچ سابقه‌ای از این نوع نگرش سیاسی و گرایش عملی در تاریخ حوزه‌های علمیه وجود نداشته است و حوزه و روحانیت در بستر زمان و به پیروی از ائمه دین(ع) و با مرزبانی‌های اعتقادی و فکری و مجاهدت‌های عملی مراجع عظام و فقها و علمای آگاه به زمان از این آفت و آسیب بزرگ مصون بوده‌اند.
رابعا به آن دلیل که جناح زدگی‌ها و باندبازی‌ها و سیاسی کاری‌های ناشی از آن، مراکز بزرگ حوزوی را آلوده می‌کندو منزلت و جایگاه ارشادی و هدایتگری علما و روحانیون را متزلزل می‌سازد و به جای دفاع جامع و به دور از مطامع سیاسی از اسلام ناب و اصیل و همه سونگر، به حفظ موقعیت‌های سیاسی و جناحی خود وامی‌دارد،عین بدعت و تحریف در دین به شمار می‌رود.
راستی آیا می‌توان در مراکز حوزوی ودر میان گروه‌هایی از علما و روحانیون، گرایشات تند و حمایت‌های افراطی نسبت به برخی از جریان‌ها و جناح‌های سیاسی کشور را مشاهده کرد و حرکات ضد اسلامی و ضد اخلاقی را به نام اسلام و اخلاق و به نفع و به ضد برخی از جناح‌ها به نظاره نشست. و به سهولت از کنار این مصداق عینی "بدعت" و "تحریف" در دین و مرکز دینی و عالم دینی عبور کرد؟
این پرسش را باید کسانی پاسخ دهند که می‌خواهند از زیر بار مسئولیت بزرگ مقابله با جناح گرایی و سیاست‌ بازی در حوزه‌ها شانه خالی کنند.
همچنین کسانی باید به این پرسش پاسخ دهند که خود عامل این بدعت و تحریف سیاسی می‌باشند و سیاست بازی‌ها و جانبداری‌ها و به سرو سینه زدن‌ها برای بعضی از جناح‌ها و فرقه‌ها و باندهای سیاسی را سامان دهی می‌کنند و از زیر بار فشار وجدان دینی چنان فرار می‌کنند که گویی بازخواست‌ها و عذاب‌های شدید الهی را می‌توانند به تأخیر اندازند! اما برخلاف این تفکر مبتنی بر "جهل" ومتصل به "نفس"، خداوند متعال همه اعمال را مورد سئوال و باز خواست قرار می‌دهد: "ولتسئلن عما کنتم تعلمون" (از همه کردارها و عملکردهایتان سئوال و بازخواست می‌شود)(8) و نیز خداوند به حساب‌ها با سرعت تمام رسیدگی می‌کند: "و هو اسرع الحاسبین" (خداوند سریع الحساب است" (9) و همچنین خدای متعال برای کسانی که مستحق عذاب شده‌اند، با شدت رفتار می‌کند: "لهم عذاب شدید" (و بر آنان است عذاب شدید الهی)(10)
پس "اندیشه" کنیم و "راه" بیابیم و از "بیراهه" کناره گیریم و جایگاه "حوزه" و نقش "روحانیت" و ثمره سال‌های طولانی و سخت و مرارت بار جهاد فکری و عملی مراجع و علمای بصیر و هوشیار و مبارز را پاس بداریم و استقلال حوزه را با جهاد مستمر با بدعت گزاری‌ها و تحریف گری‌های گوناگون از جمله بدعت و تحریف‌های سیاسی حفاظت و صیانت کنیم.