* نشست فصلی جمعیت ایثارگران در روز پنجشنبه برگزار میشود که یکی از محورهای آن، انتخابات مجلس نهم است اما برخی تشکلهای اصولگرا اعتقاد دارند، ورود به موضوع انتخابات زود است. شما چه نظری دارید؟
** ما و تعدادی دیگر از تشکلهای اصولگرا از مدتها قبل است که بحث انتخابات را آغاز کردهایم. البته رویکرد ما تببین ساز و کاری برای ورود به این انتخابات است و میخواهیم جریاناتی که از نظر فکری با ما هم عقیده هستند را دور هم جمع کنیم.
* شاخص این افراد که میتوانند دور هم جمع شوند چیست؟
** جامعتین چندی قبل منشور اصولگرایی را تدوین کرد که ما هم به آن اعتقاد داریم. ما باید با گروهها و افرادی که شاخصهای این منشور را قبول داشته باشند، وارد بحث وحدت شویم.
* به زودی منشور دوم جامعتین با محور حذف جریانات انحرافی منتشر میشود. موضع جمعیت ایثارگران در قبال این جریان انحرافی چیست؟
** من این منشور را ندیدهام اما میدانم کسانی که اصول تاکید شده در منشور اول را قبول نداشته باشند، اصولگرا محسوب نمیشوند. ما آنها را اصولگرا نمیدانیم لذا نیازی به جداسازی آنهایی که از ما نیستند احساس نمیشود.
* در هفتههای اخیر اصولگرایانی با توجه به اتفاقاتی که در دولت رخ داد، اعلام کردند در مواضع خود نسبت به رئیسجمهور و دولت تغییراتی دادهاند یا در ابتدا تنها به دلیل حمایتهای رهبری به سمت آقای احمدینژاد رفتهاند. موضع شما و جمعیت ایثارگران در این باره چیست؟ موضع شما و جمعیت ایثارگران تغییر نکرده است؟
** جمعیت ایثارگران بر اساس موازین و منشور اصولگرایی از آقای احمدینژاد حمایت میکند چرا که او را با معیارهای اصولگرایی تطبیق میدهند و نزدیک میبینند. اگر آقای احمدینژاد و سایر اصولگرایان از این اصول اصولگرایی فاصله بگیرند، اصولگرا نیستند اما فعلا چنین احساسی را نسبت به آقای احمدینژاد نداریم.
* و نسبت به اصولگرایان....
** جریان اصولگرایی هم بر اساس موازین اصولگرایی است که از احمدینژاد حمایت میکند و در انتخاباتهای پیش رو هم همین موازین را برای حمایت از کاندیداها در نظر میگیرد. اگر آقای احمدینژاد و هر اصولگرای دیگری از اصول اصولگرایی فاصله بگیرد دیگر اصولگرا نیست چنانکه دیدیم برخی اصولگرایان در انتخابات ریاست جمهوری دهم با دوم خردادیها همسو شدند. بخشی از این جریان حاضر نشدند جریان فتنه را محکوم کنند لذا از معیارها و اصول اصولگرایی فاصله گرفتند که موجب شد دیگر در سیطره اصولگرایی تعریف نشوند.
* آن طور که من فهمیدیم شما به عنوان نماینده جمعیت ایثارگران بر حمایت بیچون و چرا از رئیسجمهور بهرغم تمام انتقاداتی که در ماجرای عزل وزیر اطلاعات از سوی سایر اصولگرایان و حتی حامیان شناخته شده او مطرح شد، اصرار دارید.
** اینطور نیست. ما هم در این ماجرا انتقادات خودمان را مطرح کردیم اما به این نکته هم توجه داشتیم که مقام معظم رهبری همواره بر حمایت از دولت تاکید داشتند البته حمایت از دولت بدون دیدن نقاط ضعف آن سم مهلکی است که ما به دنبال آن نیستیم. شما نگاه کنید. نمایندگان جمعیت ایثارگران در مجلس شورای اسلامی و مراسمهایی که به عنوان سخنران دعوت میشوند، انتقاداتی را نسبت به این قضیه وزیر اطلاعات و رویکرد رئیسجمهوربه آن مطرح کردند.
* شاخص انتقادات شما چیست؟
** یادتان رفته است که دولت خاتمی به سمت براندازی و خروج از اسلام و حاکمیت دوگانه حرکت میکرد و جام زهر در دست داشت؟ البته دولت کارگزاران هم از همین نوع بود. جریان فتنه ناشی از عملکرد دولت اصلاحات و کارگزاران بود. تمام افراد در دایره اصول و انقلاب باید پاسخگوی اعمال خود باشند.
* فتنه پس از انتخابات دهم تا حدودی فروکش کرده است و اکنون روحانیون بزرگی مانند آیتالله مصباح یزدی نسبت به فتنه جدیدی هشدار میدهند که محور آن جریان انحرافی در دولت است. در مقابل این فتنه چه موضعی دارید؟
** موضع من همان موضعی است که اقای حسین فدایی مطرح کردند.
* یعنی شما هم جریان انحرافی را دارای ارتباط با آمریکا و اسرائیل و جریانی می دانید؟
** بله و موضع دیگری غیر از آنچه از سوی دبیرکل جمعیت اعلام شد، نداریم. این را باید بگویم که جریان فتنه که اصلاح طلبان هستند و جریان انحرافی شبیه هم هستند و انتهای آنها به یک هدف میرسد.
* یعنی معتقدید که اصلاح طلبان شانسی برای حضور در انتخابات ندارند؟
** معتقدم که اصلاح طلبان جایی در انتخابات ندارند. حافظه تاریخی ملت ایران فراموش نکرده است که آنها چه کردند. عربده کشیهای آنان را فراموش نکرده است، قانون شکنی و دستدادن با ضد انقلاب و بیگانگان هنوز در اذهان است.
* معتقدید جریان فتنه و جریان انحرافی در یک راستا هستند. چه مسایلی این همراهی را به اثبات رساند؟
** سوال خوبی است. این جریان فتنه در برابر اقدامات و اظهارات جریان انحرافی تنها سکوت کرد و بهصورت غیرآشکار به کمک آنها آمد. اعتراض کردند که چرا اعضای جریان انحرافی دستگیر میشوند و دستهای حمایتی آنها از جریان انحرافی دیده میشود.
* برخی اصولگرایان معتقدند چهرههای معتدل جریان اصلاحطلبی مانند خاتمی و عارف میتوانند به صحنه فعالیتهای سیاسی بازگردند.
** آقای خاتمی استعداد خودش را در دولت اصلاحات نشان داد. او در آن دولت کارهای نبود و تاثیری نداشت. اشتباه است که تصور شود آقای خاتمی سرخط جریان اصلاحطلبی است یا بر این جریان اشراف دارد. او زمانی هم که رئیسجمهور بود هیچ اختیاری از خودش نداشت. او اصلا در نزد اصلاحطلبان اعتباری ندارد. چرا نمیآید توبه نماید و از سران فتنه اعلام برائت کند؟ این نشان میدهد که مواضعش همراه سران فتنه است. آقای خاتمی باید بداند شتر سواری دولادولا نمیشود.
* اما آقای خاتمی مدعی هستند که خط اعتدال را دنبال میکنند؟
** خط اعتدال خط رهبری است. آقای خاتمی بیاید و در خط رهبری حرکت کند. خط رهبری و صحیح این نیست که دیگران را به افراط و تفریط متهم کنید و مسیر خود را خط اعتدال بنامید. آقای خاتمی چندین بار خواستند تا از رهبری وقت ملاقات بگیرند اما ظاهرا آقا به ایشان گفتند که بروید به آنچه گفتهام عمل کنید. خاتمی باید بگوید که فتنه کیست؟ برائت و توبه کند. آقای خاتمی مجرم و متهم است. مجرم که نمیتواند شرط برای نظام تعیین کند. ایشان هواداران خود را به خیابانها ریختند و هنوز نمیداند در چه موضعی قرار دارد.