تاریخ انتشار : ۰۳ بهمن ۱۳۹۰ - ۰۸:۵۹  ، 
شناسه خبر : ۲۲۰۶۷۲

پروفسور حمید مولانا
بافت جمعیتی جامعه آمریکا به سرعت در حال تغییر است و این دگرگونی تأثیر فوق العاده ای در سیاست، اقتصاد و فرهنگ ایالات متحده به جای خواهد گذاشت. طبق آمار جدیدی که از سرشماری جمعیت سال گذشته (2010 میلادی) از طرف دولت فدرال (مرکزی) اخیراً (24 مارس 2011) منتشر شده است، به علت افزایش جمعیت لاتین و آسیایی نژاد و اسپانیایی زبان، جمعیت سفیدپوست آمریکا در 30 سال آینده یک اقلیت جدید در ایالات متحده خواهد بود. آمریکا که تا چند سال قبل به یک کشور سفیدپوست و یک اقلیت نژادی سیاهپوست شناخته می شد، اکنون از جنبه هویت، زبان و نژاد به اکثریتی تبدیل می شود که خود را چند ملیتی و چند فرهنگی می شناسند.
هم اکنون در برخی از ایالات آمریکا مانند کالیفرنیا و نیومکزیکو عده کودکان لاتین و اسپانیایی زبان آمریکایی در مدارس بیش از کودکان سفیدپوست هستند. زاد و ولد سفیدپوستان پائین و نژادهای دیگر نظیر لاتینی و آسیایی تبارها بالاست. امروز 50 میلیون از جمعیت 309 میلیونی آمریکا، اسپانیایی زبان و لاتین تبار هستند. به عبارت دیگر، از هر شش نفر آمریکایی یک نفر لاتین تبار و اسپانیایی زبان است. جمعیت آسیایی تبار آمریکا پنج درصد و جمعیت آفریقایی نژاد این کشور 12درصد جمعیت کل آمریکا را تشکیل می دهند.
تغییر بافت جامعه آمریکا تنها جمعیتی، نژادی و زبانی و جغرافیایی نیست. در 10 سال اخیر مطابق آمارهای منتشر شده از طرف وزارت کار، خزانه داری و مؤسسات و سازمان های دولتی و خصوصی، فاصله طبقاتی و اقتصادی بین جمعیت آمریکا به بالاترین درجه خود در تاریخ این کشور رسیده است و بحران اقتصادی و ورشکستگی های چند سال اخیر مسئله فقر و گرسنگی و بی خانمانی در آمریکا را بارزتر کرده است. مثلا تعداد افراد بی خانمان در واشنگتن پایتخت آمریکا در سه سال اخیر 10درصد افزایش یافته است. از 700 هزار جمعیت شهر واشنگتن اکنون 20هزار نفر بی خانمان هستند و یک سوم این عده را کودکان تشکیل می دهند (واشنگتن پست، 14 آوریل 2011) در حومه واشنگتن 400هزار نفر در حال گرسنگی یا «بی امنیتی غذایی» به سر می برند (واشنگتن پست، 25 مارس 2011).
پروژه تحقیقاتی و مطالعاتی «تغذیه آمریکا» که توسط یکی از میلیاردرهای آمریکا به نام هوارد بافت (و یکی از هیئت مدیران روزنامه واشنگتن پست) انجام یافته نشان می دهد که 50 میلیون آمریکایی (تقریباً یک ششم جمعیت آمریکا) پول کافی برای رفع گرسنگی روزانه خود را ندارند و در شهر واشنگتن و بخشداری های حومه آن که پردرآمدترین نقاط آمریکا به شمار می روند بین 6 تا 8/15 درصد شهروندان گرسنه به خواب می روند. به طور متوسط 6/16 درصد جمعیت تمام ایالات آمریکا همیشه در حال گرسنگی و بی امنیتی غذایی هستند. بحران اقتصادی، کسر بودجه دولت مرکزی و دولتهای ایالتی، بیکاری و ورشکستگی که به علت ولخرجی دهه های گذشته به وجود آمده است، باعث شده است که در بسیاری از شهرهای آمریکا، بویژه ایالت کالیفرنیا نصف کارمندان دولتی حذف شده و مزایای رفاه و بازنشستگی بقیه نیز تعلیق یابد (واشنگتن پست 10 مارس 2011) و این باعث اعتراض و تظاهرات در ایالات ویسکانسین، کالیفرنیا، اوهایو و ایندیانا شده است.
در حالی که فشار مالی و اقتصادی بر طبقات متوسط و پایین آمریکا افزایش یافته است، مؤسسات و شرکت های بزرگ توانسته اند با کمک و یارانه هنگفت دولت فدرال وضع خود را بهبود بخشیده و از طریق قوانین و مقررات حقوقی نسبت به درآمد و سود خود مالیات کمتری بپردازند. دو ماه قبل روزنامه نیویورک تایمز اطلاع داد که کمپانی عظیم «جنرال الکتریک» با درآمدی بالغ بر 2/14 میلیارد دلار در سال و سودی بالغ بر 1/5 میلیارد دلار هیچ مالیاتی نپرداخته است (واشنگتن پست، مارس 30/2011). فشار خون بسیاری از شهروندان با شنیدن این خبر بالا رفت. شبکه تلویزیونی ان.بی سی متعلق به شرکت جنرال الکتریک این خبر را پخش نکرد.
این روزها خبر خوب در رسانه های آمریکا خیلی کمتر پیدا می شود. بیکاری، بحران و رکود اقتصادی، ورشکستگی های سازمانی و فردی، افول قدرت سیاسی و اقتصادی آمریکا، تنزل دلار، افزایش قیمت نفت و بنزین، اخبار مربوط به زلزله و سونامی و خسارات وارده به ژاپن، بی ثباتی و ناآرامی در کشورهای عربی که مورد حمایت واشنگتن بودند، تداوم دخالت های نظامی و جنگی در افغانستان، عراق، پاکستان و اکنون در لیبی و دعوای قدرت بین جناح های سیاسی، یک حالت نگرانی در بین قشر عظیم مردم ایجاد کرده است.
تغییر بافت جمعیتی و اجتماعی جامعه آمریکا یک واقعیت و یک حقیقت تاریخی است. سؤال اصلی این است که آیا این تغییرات بومی با تغییرات فکری، نظری و رفتاری و سیاستگذاری نخبگان حاکم و سیاست گذاران کشوری همراه خواهد بود یا نه؟ اولین تغییر عظیم در بافت جامعه آمریکا و در جمعیت و اقتصاد آن کشور در نیمه قرن نوزدهم، تقریباً یک دهه قبل از آغاز تجزیه طلبی و جنگ های داخلی آمریکا صورت گرفت و به علت غفلت ایالات متحده آمریکا و اختلافات موجود بین ایالات شمالی و جنوبی به فاجعه بزرگی منجر گردید که به مدت چهار سال (1861 الی 1865 میلادی) ادامه یافت.