«محمدجواد رمضانی»
هفته گذشته اوباما در سخنرانی در کمیته روابط عمومی آمریکا و رژیم صهیونیستی (آیپک)، در حالی که تنها چهار روز از سخنرانی اش در مورد خاورمیانه گذشته بود، تحت تاثیر حملات رسانه ای و تبلیغاتی صهیونیست ها به شدت از مواضعش عقب نشینی کرد و به صورت مکرر بر حمایت از رژیم اسرائیل و تعهد به تامین امنیت این رژیم تاکید کرد.
نکته ای که در این نطق متفاوت از سخنرانی روز پنجشنبه وی بود و پرداختن به آن موجب روشن شدن مسئله مهمی خواهد شد این است که آمریکا گرفتار مخمصه ای طراحی شده از سوی لابی صهیونیست شده است که می تواند به قیمت حیثیت و هزینه سنگین مالی برای آمریکا تمام شود. این برداشت از یک مسئله به ظاهر ساده به نام مرزهای 1967 سرچشمه می گیرد. این مرزها پس از شکست جنگ دوم اعراب و اشغال شدن بخش های بیشتری از سرزمین های مسلمانان توسط صهیونیست ها تعیین شد. مرزی که تعهدی در پی آن نبود و تجاوز مداوم و اشغال اراضی به صورت گسترده از سوی تل آویو تحت عناوین مختلف را در برداشت.
مرزهای 67 دو جنبه اساسی دارد. اول طرف فلسطینی که در پی خیانت های مکرر سردمدارانش از عرفات تا ابومازن نتوانسته از حق خود دفاع کند و انبوه جمعیت آوارگان فلسطینی را در کشورهای همسایه و همچنین فلسطینیان ساکن کرانه باختری و غزه را خشمگین کرده و از سوی دیگر رژیم اسرائیل که تعیین حد و مرز و محدود شدن را برای خود پایانی بر شعار نیل تا فرات می داند.
حکومت قانونی حماس با طرح آشتی با فتح زمینه را برای یکپارچه ساختن سرزمین فلسطین و در نتیجه تجمیع ظرفیت ها برای بهره برداری از فرصت مجمع عمومی سازمان ملل در ماه سپتامبر که در آن در مورد شناسایی دولت مستقل فلسطینی رای گیری خواهد شد، زمینه سازی های لازم را انجام داده است. در عین حال اوباما در سخنرانی پنج شنبه خود نیز از این حرکت تقدیر و آن را گامی به سوی صلح دانست.
رئیس جمهور آمریکا در نطق آیپک با برگشت از موضع خود توافق اخیر بین فتح و حماس را مانعی بزرگ برای صلح قلمداد کرد و تاکید کرد حماس باید مسئولیت های اساسی صلح از جمله به رسمیت شناختن اسرائیل، کنار گذاشتن سلاح و پایبندی به توافقنامه ها را بپذیرد. همچنین برای تهییج بیشتر احساسات از گلعاد شالیت سرباز دستگیر شده توسط حماس نیز نام برد و گفت که دوری از خانواده اش برایش سخت است! همچنین اوباما افزود: «می دانم که بیان این اصول در زمینه موضوعات قلمرو سرزمینی و امنیت باعث جنجال هایی در چند روز گذشته شده است. من به نخست وزیر نتانیاهو گفتم که معتقدم وضع کنونی در خاورمیانه اجازه تأخیر و تعلل را نمی دهد.»
اوباما در ادامه دلایل خود را برای بازگشت طرفین به مرزهای 67 اینچنین اعلام می کند: «نخست اینکه شمار فلسطینی هایی که در غرب رود اردن زندگی می کنند به سرعت در حال افزایش است و به صورت اساسی باعث تغییر شکل واقعیت های مربوط به ترکیب جمعیتی سرزمین های اسرائیل و فلسطین خواهد شد و بدون رسیدن به توافقنامه صلح، حفظ کردن اسرائیل به عنوان یک کشور یهودی و یک کشور دموکراتیک سخت تر خواهد شد.» رئیس جمهور آمریکا خاطرنشان کرد: «دوم اینکه در نبود یک صلح واقعی، فناوری باعث می شود دفاع از اسرائیل برای اسرائیل سخت تر شود. سوم اینکه نسل جدید عرب ها درحال شکل دهی مجدد به منطقه هستند و دیگر یک صلح عادلانه و پایدار را نمی توان با یک یا دو نفر از سران عربی بدست آورد. در ادامه میلیون ها شهروند عربی باید مشاهده کنند که صلح ممکن و شدنی است تا از این طریق این صلح حفظ شود. همان طور که اوضاع در خاورمیانه تغییر کرده است در چندین سال گذشته اوضاع جامعه بین المللی هم تغییر کرده است.»
دلایل اوباما برای تسریع در فرایند از سرگیری مذاکرات سازش و رسیدن به توافق به مهم ترین دغدغه (بحران) موجود اشاره دارد.از جمله فشار افکار عمومی جهان که وضعیت بحرانی فلسطینی های ساکن در سرزمین های اشغالی و همچنین آوارگان را مشاهده می کنند و از مجامع جهانی و آمریکا به عنوان هم پیمان اصلی اسرائیل خواستار اقدامی جدی هستند. نکته دیگر تحت عنوان فناوری های جدید اشاره شده که در حقیقت گسترش توان نظامی و دفاعی گروه های مقاومت است که راه حل اصولی و صحیح را در پاسخگویی متقابل به اسرائیل در قبال کشتار فلسطینیان دیده اند و از قضا در این زمینه موفقیت های چشمگیری از جمله در جنگ 22روزه غزه داشته اند. گسترش توان نظامی فلسطینیان قطعاً محدوده کوچک جغرافیایی اسرائیل را در صورت تجاوز مجدد به هر یک از کشورهای همسایه تبدیل به قبرستان صهیونیست ها خواهد کرد.
نکته مهمتر در سخنرانی اوباما که مورد اشاره قرار گرفت، روی کار آمدن نسل جدید فلسطینیان با روحیات جهادی است که برخلاف روسای سازشکار گذشته، تحت تأثیر فریب ها و تطمیع های اسرائیل قرار نمی گیرند. اوباما قطعاً با مشاهده انقلاب های تونس و مصر که جوانان میان دار اصلی آنها بودند، این احتمال را داده است که سرنوشت فلسطین را جوانانی که به دنبال حق مشروع خود و بازپس گیری سرزمینشان هستند رقم خواهد زد.
آخرین دلیل اوباما چشم انتظاری اعراب از آمریکا به عنوان تغییر دهنده معادلات بود که بتواند با این ابتکار مجدداً آمریکا را به عنوان یک متحد و کشوری قدرتمند در اذهان عمومی تداعی کند. این امر در روز پیروزی اوباما در انتخابات در فلسطین شاید تأثیرگذار بود و فلسطینیانی را که به امید رنگین پوست بودن و یا دموکرات بودن رئیس جمهور آمریکا شادمانی می کردند را اغوا کرد، اما با گذشت زمان سخنان رهبر انقلاب که دستانی چدنی در دستکش مخملی را تعبیر نمودند، برای عموم مردم به ویژه اعراب جلوه گر شد. حرکت های خودجوش جوانان مصری و اردنی و همچنین ساکنین کرانه باختری در روز نکبت یکی از این شواهد ادعای ماست.
اما ذلت اوباما و تسلیم شدن کشورش در برابر فشار لابی صهیونیسم درخصوص مرزهای 1967 با این بخش از سخنرانی وی بیشتر مشخص می شود: «اینها اشاره من به خطوط مرزی سال 1967و معاوضه های مورد توافق بودند که بخش زیادی از توجهات را به خود جلب کرد. هم اکنون هم این بخش مورد توجه زیاد قرار گرفته است. از آنجا که موضع من چندین بار به صورت نادرست معرفی شد می خواهم بار دیگر تأکید کنم که معنی مرزهای 1967 و معاوضه های مورد توافق چیست. تعریف این مسئله یعنی اینکه طرفین خودشان، یعنی اسرائیلی ها و فلسطینی ها درباره مرزی مذاکره خواهند کرد که متفاوت با مرزهایی است که در چهارم ژوئن1967 وجود داشت. معاوضه های مورد توافق متقابل معنی اش همین است.»
این بدین معنی است که حتی همان تعهدات بین المللی پذیرفته شده از سوی کاخ سفید و تل آویو نیز ارزشی ندارد و بدین گونه با مغالطه سهمی در حدود دو درصد از اراضی فلسطینی را به فلسطینیان خواهند داد. و دولت فلسطینی یک دهم از سرزمین هایش را حتی بر فرض مرزهای 67 اداره خواهد کرد.
بدون شک فلسطینیان امروز دیگر سرنوشت خود را براساس وعده و وعید معامله نمی کنند. فلسطینیان اگر به کمتر از تمام سرزمین فلسطین قانع شوند قطعاً ضرر خواهند کرد. به تعبیر رئیس جمهور ایران در سخنرانی اخیرش، این غده سرطانی حتی اگر به اندازه یک سلول باقی بماند، مجدداً ایجاد مشکل خواهد کرد.