احمد آذری قمی
بسماللهالرحمنالرحیم
نبرد علیه حاکمیت سرمایه
همانطور که بارها گفته و نوشته شده است، اقتصاد اسلامی غیر از اقتصاد کمونیستی و سوسیالیستی و اقتصاد سرمایهداری است رژیم سرمایهداری براساس اقتصاد آزاد و انحصار در بخش خصوصی، در خدمت سرمایهداران فعالیت میکند و دسترنج همۀ محرومین و مستضعفین را در خدمت خود به کار میگیرد و همۀ اعتبار و ارزش قانونی ـ فرهنگ ـ سیاسی ـ اقتصادی ـ اجتماعی را در استخدام و انحصار سرمایه قرار میدهد.
رژیم کمونیستی نیز براساس اقتصاد دولتی و سرمایهداری دولت به استثمار و استعمار محرومین و زحمتکشان میپردازد.
در هر دو رژیم تودۀ محروم و رنجدیده، استثمار شدۀ سرمایهداران هستند، با این فرق که در رژیم سرمایهداری تراستها و کارتلها و قارونها، استثمار میکنند و در رژیم کمونیستی احزاب کمونیست.
هر دور رژیم برای بالا بردن سرمایه و ثروت خود به انواع و اقسام ترفندها و فریبها متوسل شده و میشوند و چیزی که نزد آنها بیاعتبار است، منافع مردم و عدالت اجتماعی و آزادی و برابر است.
انحصارات، تراستها، شرکتهای چند ملیتی، جذب نیروهای آموزشدیده و پر بازده، جذب بازارهای جهان سوم و... و... آزادی غارت را برای آنان فراهم میآورد و آنها را یکهتاز عرصه ابرقدرتی و نخوت و چپاول مینماید.
سرمایهداری خصوصی همه اعتبار و ارزش افزوده را از آن سرمایه میداند و لذا سرویسی را که به کارگر میدهد تنها در مقابل خدمت و ادامه خدمت و بازدهی او است سرمایهداری کمونیستی یا سوسیالیستی هم گرچه در ایدئولوژی خود تمام ارزش افزوده را برای کار میداند ولی عملاً ببهانه نفی طبقه، از دادن حق کارگر خودداری نموده و او را حتی در وضعی بدتر از وضع سرمایهداری موجود نگه میدارد.
گرچه در هر دو رژیم اعتبار و اصالت و محوریت با سرمایه و اقتصاد و مالکیت است ولی هر یک استراتژی خاصی را ترسیم نموده و در آن حرکت میکنند و به تخریب فرهنگ و سیاست و اقتصاد و... و... هم در بلوک خود و هم در کل جهان میپردازند.
البته صولت این هیولای افسانهای و این عفریتهای جهانخوار سرمایهداری باید درهم شکسته شود اما چگونه؟
بیشک ضربه زدن بر پیکر این غولهای آدمیخوار را، تیغی قوی و شمشیری بران و اسلحهای پر قدرت لازم است و آن جز تیغ تیز و ظلمستیز «لاالهالاالله» و استقرار نظام نوین که براساس حاکمیت خداوند جهان باشد، نخواهد بود.
تنها به سلاح رژیمی میتوان به جنگ عفریت سرمایهداری رفت که حاکمیت سرمایه را جهنمی از آتش قهر پروردگار جهان میشناسد و میفرماید:
«اَلْهیکُم التکّاثُر ـ حَتّی زُرْتُم اَلمقابَر، کّلا سَوْفَ تَعَلمون ثم کَّلا سَوْفَ تَعْلمون، کّلا لَوْ تَعْلَمونَ علْمَ الیقین لَتَروُّنَ اَلَجحیم، ثُمَ لَتّرونَها عین الیقین، ثمَ لتُسْئلُنَّ یومئذٍ عَن النّعیم».
شما را زیادی ثروت و فرزند سخت غافل نمود ـ تا جائیکه برای تفاخر به زیارت قبور رفتید ـ نه چنین است بزودی خواهید دانست حقّاً خواهید دانست و اگر به یقین میدانستید ـ دوزخ و عذاب آخرت را مشاهده میکردید و با چشم یقین میدیدید که چگونه از نعمتهائی که به شما داده شده، مؤاخذه میشدید.
تنها با تیغ بران نظامی میتوان به جنگ جنایات و دزدیها و غارتهای هیولای سرمایهداری رفت که چاه «ویل» ذلت را برای زراندوزان و سرمایهپرستانی که خود را جاودانه میپندارند، میشناسد و دربارۀ آنها میفرماید:
«ویلٌ لکل هُمَزة لُمزَه الذّی جَمَع مالاً و عدّده، یَحْسب اَنَّ مالَهُ اَخْلده»
وای بر هر عیبجوی هرزهزبان، همانکسی که پیوسته در جمع مال کوشید و به شمارش آن سرگرم شد و پنداشت که مال و ثروت دنیا عمر ابدش خواهد داد.
تنها با اسلحۀ جانگزای نظامی میتوان به نبرد با حاکمیت سرمایهدار رفت که تواضع برای سرمایهدار را موجب لعن و مستلزم از بین رفتن قسمت اعظم دین میداند و میفرماید «ملعونٌ منَ اکْرَمَ غنّیًا لِغِناه» یعنی مورد لعنت است کسی که خود سرمایهداری را برای سرمایهاش، اکرام کند.
و یا میفرماید «مَنْ تواضَعَ عنیاً لِغِناه ذهب ثلث دینه» هر کس در برابر توانگر ثروتمندی به خاطر ثروتش فروتنی کند، دو سوم دینش را از دست داده است.
با قدرت اسلامی باید به پیکار با اهریمن سرمایهدار رفت که نصیب ثروتمندان بیایمان و سرمایهداران مستکبر و متکّبری همچون قارون را جز هلاکت و نابودی و زمینگیری و عذاب دنیوی و اخروی نمیشناسد؛ و طبیعت غنا و ثروت را طغیان و گردنکشی و استکبار میداند «کّلا اِن الانسان لَیَطْغی اَنِ آه استغنی» از ایزدی تنها با اسلام ناب نبوی میتوان به نبرد با حاکمیت سرمایه پرداخت و با اسلام ناب محمدیص میتوان به مبارزه علیه اسلام آمریکائی رفت. ادامه دارد...