احمد آذری قمی
بسماللهالرحمنالرحیم
فقرستیزی اسلام
در شمارۀ دیروز گفتیم که طرفدار اسلام ناب نبوی(ص) هم خودش در برابر حق و عدل و قسط خاضع است و هم میخواهد که دیگران خاضع باشند او حق و عدل را یکطرفه در جهت منافع شخصی خویش جستجو نمیکند، در حالی که اسلام آمریکائی، از اسلامی دفاع میکند که مطامعش را تأمین کند و به منافعش لطمه نزند، اینک دنبال مطلب.
رهبر کبیر انقلاب اسلامی ایران بهتر از هر کس به ماهیّت کثیف شیطان بزرگ آمریکا و اسلام مقلوب و واژگون و ناقص و مضّر آمریکا پی برده و استراتژی انقلاب اسلامی و حکومت جمهوری اسلامی را به تمام معنا نفی غرب و شرق که آنرا برای خنثی کردن اسلام ناب محمدی(ص) درست کردهاند، قرار دادهاند.
اگر یادمان باشد شوروی از مسلمانان انقلابی تنها به عنوان اوپوزیسیون (جناح مخالف و معترض) یاد میکرد و هرگز اسمی از اسلام نمیبرد و دین و مذهب منجمله اسلام را از خرافات و پندارهای موهوم به حساب میآورد ولی بعداً تحت تأثیر انقلاب اسلامی صد و هشتاد درجه چرخش کرد و ادیانی مثل مسیحیّت و اسلام را به عنوان یکی از واقعیّتها پذیرفت.
سفیر شوروی در دیدار با یکی از مقامات وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی به خدا سوگند میخورد، آن مقام میگوید شما که خدا را ساخته پندار بشر میدانستید، او در جواب میگوید: آن خدائی که شما را بر آمریکا پیروز کرد مورد قبول ما است، البتّه او از خدائی حمایت میکند که تنها علیه آمریکا باشد نه علیه کفر و الحاد کمونیستی، همچنین از محراب و منبر و مسجد و کلیسا و کشیش و آخوندی حمایت میکند که به منافع او لطمهای نزند و مثلاً غارت و ستم و جنایت شوروی را در افغانستان نادیده بگیرد.
ولی از آنجا که حاکمیّت هم در آمریکا، هم در شوروی با سرمایه است نه چیز دیگر بنابراین اسلام شوروی هم اسلام آمریکائی است، همانطور که مسیحیّت شوروی هم مسیحیّت آمریکائی است نه مسیحیت ناب عیسوی.
اسلام آمریکائی با اینکه به ظاهر اسلام است ولی با همۀ مفاسد و شرور سازگار است، با سرمایهداری با استکبار و نفاق و بیدردی با فرصتطلبی و سودجوئی و خلاصه با همه چیز جز اسلام ناب نبوی(ص) و در همۀ مظاهر فساد فردی و اجتماعی بروز و ظهور دارد و منشأ و ریشۀ همه آنهاست زیرا همانطور که گفته شد علت اصلی و مظهر اساسی آن حاکمیّت سرمایه و دلار است.
در حالی که اسلام ناب محمدی(ص) اسلام محرومان و پابرهنگان است و با حاکمیّت سرمایه به شدّت مخالف است. این به آن معنا نیست که اسلام میخواهد فقر را بین افراد جامعه تقسیم کند، بلکه میخواهد ثروت را توزیع کند، و اصولاً «فقرستیزی» اسلام هم برای همین است که سیطرۀ فقر در جوامع فقرزده از بین برود و مردم به رفاه و آسایش و استفاده از منابع طبیعی کشور و دادههای خدای متعالی برسند.
به همین دلیل دولت اسلامی وظیفه دارد که با برنامهریزی صحیح و اصولی، فقر را نابود کند، رونق اقتصادی را به کشور هدیه کند و مانع حصول تورم گردد و به جانب تولید بیشتر و بهرهوری مردم از زمین و نفت و معادن و منابع و دیگر سرمایههایشان حرکت نماید و آنان را با درآمد بیشتر سرشار سازد. پس اگر اسلام فقرستیز است، برای اینست که میخواهد محرومین و مستضعفین را به تمکّن برساند و اگر ظلمستیز است برای اینست که میخواهد حقوق رنجدیدگان و پابرهنگان را از اربابان زر و زور بگیرد و به صاحبان حق بازگرداند تا مسلمانان و دیگر محرومان و مستضعفان با قدرت و توان بیشتر، بتوانند به خواستههای سیاسی، فرهنگی اجتماعی خویش دست یابند. ما انشاءالله در شمارۀ آینده در این زمینه گستردهتر توضیح خواهیم داد. ادامه دارد...