نقش ولایت فقیه در حکومت اسلامی
من به همه ملت، به همه قوای انتظامی، اطمینان میدهم که امر دولت اسلامی، اگر با نظارت فقیه و ولایت فقیه باشد، آسیبی بر این مملکت نخواهد وارد شد. گویندگان و نویسندگان نترسند از حکومت اسلامی، و نترسند از ولایت فقیه. ولایت فقیه آن طور که اسلام مقرر فرموده است و ائمه ما نصب فرمودهاند به کسی صدمه وارد نمی کند؛ دیکتاتوری به وجود نمی آورد، کاری که بر خلاف مصالح مملکت است انجام نمی دهد، کارهایی که بخواهد دولت یا رئیس جمهور یا کس دیگری بر خلاف مسیر ملت و بر خلاف مصالح کشور انجام دهد، فقیه کنترل می کند، جلوگیری می کند.
صحیفه امام، ج10، ص: 59
برخلاف مسیر اسلام و ملت حرکت نکنید
شما از اسلام نترسید، از فقیه نترسید؛ از ولایت فقیه نترسید. شما هم مسیر همین ملت را طی کنید و با ملت باشید، حساب خودتان را از ملت جدا نکنید؛ ننشینید پیش خودتان طرح بریزید و پیش خودتان برنامه درست کنید. شما باید دنبال ملت باشید. باید هوادار ملت باشید. شما این قدر اشکال به برنامه های اسلامی نکنید. شمایی که از اسلام هستید لکن از اسلام درست اطلاع ندارید، مسلم هستید لکن از احکام اسلام درست مطلع نیستید، شیعه هستید لکن از احکام ائمه- علیهم السلام- درست مطلع نیستید؛ این قدر کارشکنی نکنید. ملت رأی داده است به جمهوری اسلامی، همه باید تبعیت کنید؛ اگر تبعیت نکنید محو خواهید شد. بر خلاف مسیر ملت، بر خلاف مسیر اسلام، راهی را پیش نگیرید، گمان نکنید که آن طرحی را که اسلام داده است موجب نابودی اسلام میشود. این منطق، منطق آدم ناآگاه است.
صحیفه امام، ج10، ص: 59
خودتان را پیش ملت مفتضح نکنید!
نگویید ما ولایت فقیه را قبول داریم، لکن با ولایت فقیه اسلام تباه می شود! این معنایش تکذیب ائمه است؛ تکذیب اسلام است و شما من حیث لا یشعر این حرف را می زنید. بیایید دنبال ملت که همه با هم به جمهوری اسلامی رأی داده اند و در مقابل آنها یک عده، یک عده بسیار معدود، یک از صد، یک و نیم از صد، با اینکه همه قوای خودشان را جمع کردند رأی خلاف دادند. شما تبعیت بکنید از اکثریت قریب به اتفاق ملت، تبعیت بکنید از اسلام، تبعیت بکنید از قرآن کریم، تبعیت بکنید از پیغمبر اسلام، مخالفت نکنید این قدر. از مجلس خبرگان کناره گیری نکنید. این کناره گیری از ملت است؛ کناره گیری از اسلام است. کارشکنی نکنید برای مجلس خبرگان، که این بر خلاف مسیر ملت است؛ بر خلاف مسیر اسلام است. خودتان را پیش ملت مفتضح نکنید. باید از شما کار صحیح انجام بگیرد؛ وقتی ملت شما را بر خلاف مسیر خود دانست طرد می کند. آگاهانه عمل کنید، آگاهانه حرف بزنید.
شرایط ولی فقیه
شما بعدها مبتلای به این هستید، دانشگاه که باز بشود، مبتلای به یک همچو اشخاصی هستید که گاهی با صورت اسلامی وارد می شوند و همین مسائل که حالا مثلا طرح می کنند که باید ولایت فقیه مثلا نباشد این دیکتاتوری است، و حال آنکه اگر یک فقیهی در یک مورد دیکتاتوری بکند، از ولایت می افتد پیش اسلام. اسلام هر فقیهی را که ولی نمی کند، آن که علم دارد؛ عمل دارد؛ مشی او مشی اسلام است، سیاستش سیاست اسلام است، آن را برای این است که یک آدمی که تمام عمرش را در اسلام گذرانده و در مسائل اسلامی گذرانده و آدم معوجی نیست و صحیح است این نظارت داشته باشد به این امرها، نگذارد که هر کس هر کاری دلش می خواهد بکند.
اینها گاهی وقتها با همین صورت سازی که مثلا می خواهند چه بشود و به دیکتاتوری می رسد و دیکتاتوری عمامه و عصا و نمی دانم از این حرفهایی که تزریق کرده اند به آنها و دیکته کرده اند و اینها هم همان را پس می دهند. مثل بچه ها که یک چیزی را دهنشان می گذارند پس می دهند، اینها هم از آن قبیل هستند. شما از این به بعد ان شاء الله وقتی که دانشگاهها باز بشود، مبتلای به این مسائل هستید و باید با هوشمندی و با مطالعه و با مشورت بین خودتان افرادی را که می بینید یا به اسم آزادی و نمی دانم این حرفها، که می خواهند یک آزادی خاصی در کار باشد، دلبخواهی در کار باشد، نه آزادی مطلق، یا به اسم دمکراسی و امثال ذلک، الفاظ جالبی که در هیچ جای دنیا معنایش پیدا نشده تا حالا، هر کس برای خودش یک معنایی می کند، به این طور چیزها گرفتار هستید که اینها می خواهند عمل بکنند.
صحیفه امام، ج10، ص: 72
اهمیت ویژه ولایت فقیه
به حرفهای آنهایی که بر خلاف مسیر اسلام هستند و خودشان را روشنفکر حساب می کنند و می خواهند ولایت فقیه را قبول نکنند اعتنا نکنید اگر چنانچه فقیه در کار نباشد، ولایت فقیه در کار نباشد، طاغوت است. یا خدا، یا طاغوت، یا خداست، یا طاغوت. اگر با امر خدا نباشد، رئیس جمهور با نصب فقیه نباشد، غیر مشروع است. وقتی غیر مشروع شد، طاغوت است؛ اطاعت او اطاعت طاغوت است؛ وارد شدن در حوزه او وارد شدن در حوزه طاغوت است. طاغوت وقتی از بین می رود که به امر خدای تبارک و تعالی یک کسی نصب بشود. شما نترسید از این چهار نفر آدمی که نمی فهمند اسلام چه است؛ نمی فهمند فقیه چه است؛ نمی فهمند که ولایت فقیه یعنی چه. آنها خیال می کنند که یک فاجعه به جامعه است! اینها اسلام را فاجعه می دانند، نه ولایت فقیه را. اینها اسلام را فاجعه می دانند، ولایت فقیه فاجعه نیست. ولایت فقیه، تبع اسلام است.چشمهایتان را باز کنید! اهل خبره چشمشان را باز کنند. کسانی که با ولایت فقیه مخالفت می کنند بر خلاف این چیزی که ملت آنها را تعیین کرده است عمل می کنند.
صحیفه امام، ج10، ص: 221
اگر متوجه به لوازم این معنا باشند، مرتد میشوند!
این قدر تبعیت نکنید از این غربیها، از این شرقیها. کافی است ظلمی که به ما تا کنون شده است. باز هم باید ما زیر بار ظلم برویم؟ باز هم از زیر بار اسلام می خواهند خارج شوند؟ یک مسئله تشریفاتی! بله، آقایان بعضی شان می گویند مسئله ولایت فقیه یک مسئله تشریفاتی باشد، مضایقه نداریم. اما اگر بخواهد ولی، دخالت بکند در امور، نه، ما آن را قبول نداریم- حتما باید یک کسی از غرب بیاید دخالت بکند؟!- ما قبول نداریم که یک کسی اسلام تعیین کرده او دخالت بکند. اگر متوجه به لوازم این معنا باشند، مرتد می شوند! لکن متوجه نیستند.
صحیفه امام، ج10، ص: 223
مخالفت با اسلام در قالب مخالفت با ولایت فقیه
به صورتهای مختلف با اسلام مخالفت می کنند. در مجلس خبرگان به مجرد اینکه صحبت ولایت فقیه شد، شروع کردند به مخالفت. حتی در آخر این اخیرا، در همین دو روز- سه روز پیش از این، در یکی از مجالس شان این منحرفین، اینهایی که از اسلام هیچ اطلاع ندارند، اینهایی که مخالف با اسلام هستند، در مجلس شان گفتند که این مجلس خبرگان باید منحل بشود! و دیگران هم دست زدند برای آن یا تظاهر کردند. اینها از مجلس خبرگان می ترسند، برای اینکه مجلس خبرگان می خواهند ولایت فقیه را اثبات کنند. مجلس خبرگان می خواهند تصویب کنند آن چیزی را که خدای تبارک و تعالی فرموده است، و اینها از او می ترسند. اینها خیال می کنند که اگر چنانچه ولایت فقیه پیش بیاید، قضیه قلدری پیش می آید و دیکتاتوری پیش می آید.
در صورتی که در اسلام این حرفها نیست. خیر، اینها حرف می زنند.اینکه می گویند که دیکتاتوری پیش می آید، نه این است که ندانند این طور نیست؛ لکن اینها از اسلام متنفرند. اینها باید بفهمند این را که تا این محراب و منبر هست و تا این خطابه خوانها و این اسلام و مسلمین و این بازار اسلام و این جوانان مسلمان هستند، نمی توانند کاری بکنند. اینها باید بفهمند این را که در خدمت رژیم سابق یا در خدمت اربابهای رژیم سابق دارند کار می کنند. اگر فهمیده هستند، از روی فهم می کنند، خائن هستند. و اگر چنانچه از روی بی اطلاعی و جهالت است، جاهل هستند.
صحیفه امام، ج10، ص: 308
ولایت فقیه، همان ولایت رسولالله(ص)
قضیه ولایت فقیه یک چیزی نیست که مجلس خبرگان ایجاد کرده باشد. ولایت فقیه یک چیزی است که خدای تبارک و تعالی درست کرده است. همان ولایت رسول الله هست. و اینها از ولایت رسول الله هم می ترسند! شما بدانید که اگر امام زمان- سلام الله علیه- حالا بیاید، باز این قلمها مخالف اند با او. و آنها هم بدانند که قلمهای آنها نمی تواند مسیر ملت ما را منحرف کند. آنها باید بفهمند اینکه ملت ما بیدار شده است، و مسائلی که شما طرح می کنید ملت می فهمد، متوجه می شود، دست و پا نزنید! خودتان را به ملت ملحق کنید. بیایید در آغوش ملت. قلمهای شما از تفنگهای آن دمکراتها به اسلام بیشتر ضرر دارد.
نطقهای شما به اسلام ضررش بیشتر از آن توپهایی است که آنها به جوانان ما می بندند و تفنگهایی که آنها می بندند؛ ضررش به اسلام بیشتر است، برای اینکه آنجا دشمن معلوم است، و شما به صورتهای مخفی به میدان می آیید. قلمهای شما از سرنیزههای رضا خان بدتر است برای اسلام! و شما مضرتر هستید از رضا شاه و محمد رضا برای اسلام، برای اینکه آنها معلوم بود مخالف هستند و مردم می شناختند آنها را، مخالفت می کردند با آنها، مقاومت می کردند؛ شما در پوشش اسلام، در پوشش طرفداری از خلق مسلمان، بر خلاف اسلام دارید عمل می کنید.
صحیفه امام، ج10، ص: 309
تبعیت ولی فقیه از قانون
شما از ولایت فقیه نترسید، فقیه نمی خواهد به مردم زورگویی کند. اگر یک فقیهی بخواهد زورگویی کند، این فقیه دیگر ولایت ندارد. اسلام است، در اسلام قانون حکومت می کند. پیغمبر اکرم هم تابع قانون بود، تابع قانون الهی، نمی توانست تخلف بکند. خدای تبارک و تعالی می فرماید که اگر چنانچه یک چیزی بر خلاف آن چیزی که من می گویم تو بگویی، من ترا اخذ می کنم و وتینت را قطع می کنم! به پیغمبر می فرماید. اگر پیغمبر یک شخص دیکتاتور بود و یک شخصی بود که از او می ترسیدند که مبادا یک وقت همه قدرتها که دست او آمد دیکتاتوری بکند، اگر او یک شخص دیکتاتور بود، آن وقت فقیه هم می تواند باشد. اگر امیر المؤمنین- سلام الله علیه- یک آدم دیکتاتوری بود، آن وقت فقیه هم می تواند دیکتاتور باشد. دیکتاتوری در کار نیست، می خواهیم جلوی دیکتاتور را بگیریم.
صحیفه امام، ج10، ص: 311
هدف از ولایت فقیه
ولایت فقیه، ولایت بر امور است که نگذارد این امور از مجاری خودش بیرون برود. نظارت کند بر مجلس، بر رئیس جمهور، که نبادا یک پای خطایی بردارد. نظارت کند بر نخست وزیر که نبادا یک کار خطایی بکند. نظارت کند بر همه دستگاهها، بر ارتش، که مبادا یک کار خلافی بکند. جلو دیکتاتوری را ما می خواهیم بگیریم، نمی خواهیم دیکتاتوری باشد، می خواهیم ضد دیکتاتوری باشد. ولایت فقیه، ضد دیکتاتوری است؛ نه دیکتاتوری. چرا این قدر به دست و پا افتاده اید و همه تان خودتان را پریشان می کنید بی خود؟ هر چه هم پریشان بشوید و هر چه هم بنویسید، کاری از شما نمی آید. من صلاحتان را می بینم که دست بردارید از این حرفها و از این توطئه ها و از این غلطکاریها! برگردید به دامن همین ملت. همان طوری که توصیه به دمکراتها کردم، به شما هم می کنم، و شما و آنها را مثل هم می دانم، منتها شما ضررتان بیشتر از آنهاست!
من توصیه می کنم به شماها این قدر اجتماع نکنید، و این قدر حرف نزنید. هر روزی یک چیزی درست کنید و هر روز یک کاغذ بنویسید و هر روز یک نشریه ای بدهید. اینها غلط است! اینها اسباب این می شود که نهضت ما خدای نخواسته اگر- اگر، و الا شماکوچکتر از این هستید- ...شما دارید کمک می کنید به دشمن های کشور ما؛ به دشمن های ملت ما. خودتان یا ملتفت نیستید؛ یا از روی التفات می کنید. بعضیتان از روی التفات است، بعضی تان هم التفات ندارید به مسأله.
صحیفه امام، ج10، ص: 312
دست بردارید از این حرفها، از این مزخرفات
..شما کجا بودید؟ حالا سر درآوردید و حرف می زنید، و نمی دانم، به ولایت فقیه اشکال می کنید... مگر شما قدرت این را دارید؟ توی دهنتان می زنم من! دست بردارید از این حرفها، از این مزخرفات. وارد بشوید در جرگه اسلام، وارد بشوید در جرگه مسلمین. بگذارید که این مملکت سر و سامان پیدا بکند. او در کردستان، دمکرات در کردستان، خلاف می کند، آقایان در تهران! بس است دیگر. کفایت کرد!
صحیفه امام، ج10، ص: 317
توطئه برای انحلال مجلس خبرگان
همین آقایانی که فریاد می زنند که باید دمکراسی باشد، باید آزادی باشد، همین آقایان می نشینند دور هم و یک چیزی پیش خودشان می گویند و می خواهند تحمیل کنند به ملت. مثلا مجلس خبرگان با اکثریت ملت رفته است و مشغول کار است، حالا می بینیم که یک دسته چند نفری دور هم جمع می شوند و می گویند مجلس خبرگان باید منحل بشود! من نمی دانم که این آقایان باید منحل بشود چه کاره اند که می گویند باید منحل بشود. برای چه باید منحل بشود؟ برای اینکه این آقایان معمم هستند؟ برای اینکه این آقایان اهل علم هستند؟ برای اینکه آقایان به اسلام عقیده دارند، احکام اسلام را دارند جاری می کنند؟ چون گفتند که ولایت فقیه باید باشد، نظارت فقیه باید باشد؟ اینها از نظارت فقیه در امور می ترسند.
صحیفه امام، ج10، ص: 320
این باید یعنی چه؟
ما می گوییم که مگر شما می توانید یک اقلیت ده نفر، صد نفر، هزار نفری می تواند که حالا بگوید ملت رأی داده است به جمهوری اسلامی، لکن باید جمهوری باشد، نه اسلامی؟ این باید یعنی چه؟ باید این کار بشود! این باید برای چیست؟ این صد نفر، هزار نفر، چه کاره اند که در مقابل یک ملت باید می گویند؟
صحیفه امام، ج10، ص: 320
حل مشکلات کشور در گرو آرامش
مردم همین را می خواهند، مردم آن چیزی را که خدا می خواهد می خواهند، آن چیزی را که پیغمبر خدا فرموده می خواهند، بیخود نباید دست و پا بکنند اینها، باید به مسیر ملت بیایند. و اگر واقعا علاقه مندند که این مملکت یک مملکت صحیحی بشود، بگذارند یک آرامشی پیدا بشود؛ توطئه در اطراف نشود؛ توطئه در مرکز و در کردستان و در سایر جاها نشود؛ تا یک آرامشی پیدا بشود. وقتی که این آرامش پیدا شد، آن وقت همه چیز ملت به جای خودش هست؛ همه چیز ملت درست می شود؛ دست اجانب کوتاه می شود، و نمی توانند دیگر برگردند. اما الآن یک دسته در تهران توطئه کنند، یک دسته در کردستان توطئه کنند، یک دسته در بلوچستان توطئه کنند، هر دسته در یک جایی دیگر، ممکن است یک وقتی با این طور چیزها یک نهضت، خدای نخواسته شکست بخورد. و اگر شکست بخورد، همه چیزتان از بین خواهد رفت.
همه با هم باشید. همه در مسیر ملت باشید. همه دست به دست هم بدهید. همان طوری که از اول با هم این نهضت را آنهایی که شرکت داشتند نهضت را رساندند تا اینجا، باز هم با هم باشید تا این نهضت ان شاء الله به ثمر برسد؛ و ان شاء الله آن چیزی را که خدا و رسول خدا می خواهد و آن چیزی را که قرآن مجید می خواهد، آن چیزها عملی بشود. و این صلاح دین و دنیای همه ملت است و صلاح همه مملکت است. هیچ وقت خیال نکنید که دیکتاتوری در اسلام است؛ یا دیکتاتوری در روحانیت است؛ یا روحانیت در این طور چیزها است. ابدا این حرفها در کار نیست، و دیکتاتوری در کار نیست. شماها دیکتاتوری نکنید، ملت ما دیکتاتور نیستند! علمای ما هم دیکتاتور نیستند.
صحیفه امام، ج10، ص: 324
ولایت فقیه جلوی دیکتاتوری را میگیرد
ما باید خودمان، شما، همه ملتمان، دست به دست هم بدهیم، و همانی که از اول فریاد می کردیم که آزادی، استقلال، جمهوری اسلامی، همین را تعقیب کنیم. جمهوری اسلامی؛ یعنی احکام اسلام. باید احکام احکام اسلام باشد. این حرفهایی که می زنند که خیر اگر چنانچه ولایت فقیه درست بشود دیکتاتوری می شود، اینها از باب این است که ولایت فقیه را نمی فهمند چیست. ولایت فقیه نباید بشود، برای اینکه باید حکومت ملت باشد. اینها ولایت فقیه را اطلاع بر آن ندارند. مسائل این حرفها نیست. ولایت فقیه می خواهد جلوی دیکتاتوری را بگیرد؛ نه اینکه می خواهد دیکتاتوری کند.
اینها از این می ترسند که مبادا جلو گرفته بشود! جلوی دزدیها را می خواهد بگیرد. اگر رئیس جمهور با تصویب فقیه باشد، با تصویب یک نفری که اسلام را بداند چیست، درد برای اسلام داشته باشد، اگر درست بشود، نمی گذارد این رئیس جمهور یک کار خطا بکند. و اینها این را نمی خواهند. اینها اگر یک رئیس جمهور غربی باشد، همه اختیارات را دستش بدهند، هیچ مضایقه ای ندارند و اشکالی نمی کنند! اما اگر یک فقیهی، که یک عمری را برای اسلام خدمت کرده، علاقه به اسلام دارد، با آن شرایطی که اسلام قرار داده است که نمی تواند یک کلمه تخلف بکند اشکال می کنند.
صحیفه امام، ج10، ص: 353
هر که بگوید اسلام، اینها به او اشکال دارند!
اسلام دین قانون است. پیغمبر هم خلاف قانون نمی توانست بکند، نمی کرد هم، البته نمی توانست هم بکند. خدا به پیغمبر می گوید که اگر یک حرف خلاف بزنی، رگ وتینت را قطع می کنم. حکم قانون است. غیر از قانون الهی کسی حکومت ندارد. برای هیچ کس حکومت نیست، نه فقیه، و نه غیر فقیه، همه تحت قانون عمل می کنند. مجری قانون هستند همه، هم فقیه و هم غیر فقیه همه مجری قانون اند. فقیه ناظر بر این است که اینها اجرای قانون بکنند؛ خلاف نکنند؛ نه اینکه می خواهد خودش یک حکومتی بکند، بلکه می خواهد نگذارد این حکومتهایی که اگر چند روز بر آنها بگذرد برمی گردند به طاغوتی و دیکتاتوری، می خواهد نگذارد بشود. زحمت برای اسلام کشیده شد، خونهای جوانهای شما در راه اسلام رفت، حالا ما دوباره بگذاریم اساسی را که اسلام می خواهد درست بکند و زمان امیر المؤمنین بوده و زمان رسول الله- صلی الله علیه و سلم- بوده، بگذاریم اینها را برای خاطر چهار تا آدمی که دور هم می نشینند و پاهایشان را روی هم می اندازند، و عرض می کنم چای و قهوه می خورند و قلم فرسایی می کنند؟ مگر ما می توانیم اینها را بگذاریم؟ مگر ما می توانیم؟
جائز است برای کسی، برای یک مسلمانی که تمام این خونهایی که ریخته شده هدر بدهد و اسلام را بگذارد کنار؟ به جهت اینکه یک همچو ولایت فقیهی نداریم! خوب، شما نمی دانید. شما فقیه را اطلاع بر آن ندارید که می گویید ما ولایت فقیه نداریم. این طور ولایت فقیه از روز اول تا حالا بوده. زمان رسول الله تا حالا بوده. این حرفها چه است که می زنند اینها؟ این اشخاص غیر مطلع بر فقه، غیر مطلع بر مجاری امور، این حرفها را می زنند و اذهان را مشوب می کنند. آنهایی که از اسلام می ترسند البته باید به همه چیز اشکال بکنند، به همه چیز اشکال دارند. از آن طرف، به هر فردی که پیش می آید اشکال دارند، از آن ور هم به هر جمعی که پیش می آید اشکال دارند. هر که بگوید اسلام، اینها به او اشکال دارند!
صحیفه امام، ج10، ص: 354
ولایت فقیه؛ هدیهای الهی
شما موافقت کنید با این ولایت فقیه. ولایت فقیه برای مسلمین یک هدیه ای است که خدای تبارک و تعالی داده است.
صحیفه امام، ج10، ص: 408
دیکتاتوری کدام است؟
اینها اصلا اطلاعی ندارند که قضیه ولایت فقیه چی هست. اصلا از ولایت فقیه سر در نمی آورند که اصلا چه هست! در عین حالی که سر در نمی آورند، می نشینند می گویند اگر بنا باشد که ولایت فقیه بشود دیکتاتوری می شود، کذا می شود! مگر امیر المؤمنین که ولی امور مردم بود- دیکتاتور بود؟ مگر خود پیغمبر که ولایت داشت دیکتاتور بود؟ مگر بگویند ولایت برای پیغمبر هم نیست؛ پیغمبر هم مثل سایر مردم! و از اینها بعید نیست این را بگویند. لکن جرأت نمی کنند بگویند. دیکتاتوری کدام است؟ در اسلام همچو چیزی مطرح نیست. اسلام دیکتاتور را محکوم می کند. اسلام یک نفر فقیه را اگر بخواهد دیکتاتوری بکند از ولایت ساقطش می کند. چه طور دیکتاتوری می گویید می کند اسلام، و این حرفها را می زنید؟ اگر می دانید و می گویید، چرا باید در مخالف مسیر ملت سیر بکنید و این مسائل را بگویید؟ اگر نمی دانید، چرا انسان ندانسته یک حرفی را بزند؟
صحیفه امام، ج10، ص: 411
اختیارات ولی فقیه
اسلام با مستمندان بیشتر آشنایی دارد تا با آن اشخاصی که ثروتمند هستند. آن اشخاص هم اموالشان همان طوری که گفتید، این اموال بسیار، مجتمع از راه مشروع نیست، اسلام این طور اموال را به رسمیت نمی شناسد. و در اسلام اموال، مشروع و محدود به حدودی است و زاید بر این معنا ما اگر فرض بکنیم که یک کسی اموالی هم دارد که خیر، اموالش هم مشروع است، لکن اموال طوری است که حاکم شرع، فقیه، ولی امر تشخیص داد که این به این قدر که هست نباید این قدر باشد، برای مصالح مسلمین او می تواند قبض کند و تصاحب کند. و یکی از چیزهایی که مترتب بر ولایت فقیه است و مع الأسف این روشنفکرهای ما نمی فهمند که ولایت فقیه یعنی چه، یکیش هم تحدید این امور است. مالکیت را در عین حال که شارع مقدس، محترم شمرده است، لکن ولی امر می تواند همین مالکیت محدودی که ببیند خلاف صلاح مسلمین و اسلام است، همین مالکیت مشروع را محدودش کند به یک حد معینی و با حکم فقیه از او مصادره بشود.
صحیفه امام، ج10، ص: 482
فقیهی که عمرش را صرف در اسلام کرده
ملت ما اگر بخواهند سردی بکنند، یکی از اموری که توطئه در آن هست این است که راجع به این قانون اساسی مردم را سرد کنند. از آنها بپرسید، خوب این قانون اساسی که شما می گویید که قانونی است ارتجاعی، کدام یکی از این موادش ارتجاعی است؟ اولی که دست رویش می گذارند، دست می گذارند، روی ولایت فقیه. اول، دست آنجا می گذارند، برای اینکه این یک طرح اسلامی است و آنها از اسلام می ترسند. آنها اسلام را ارتجاع می دانند. آنها جرأت نمی کنند کلمه اسلام را بگویند ارتجاعی است. می گویند که اینها می خواهند ما را به هزار و چهار صد سال پیش برگردانند. این همان تعبیر دیگر است، منتها کلمه اسلام را نمی گویند.آن قدر به ولایت فقیه، اثر مترقی بار است که در سایر این موادی که شما ملاحظه می کنید، معلوم نیست مثل آنجا باشد.
یک نفر آدمی که همه جهات اخلاقیش و دیانتی اش و ملی بودنش و علم و عملش ثابت است پیش ملت، و خود ملت این را تعیین می کنند، این نظارت می کند بر اینکه مبادا خیانت بشود. همان رئیس جمهوری که ملت خودشان تعیین می کنند و ان شاء الله دیگر از این به بعد امین تعیین می کنند، لکن مع ذلک برای محکم کاری یک فقیهی که عمرش را صرف در اسلام کرده است و عمرش را برای اسلام خدمت کرده، می گذارند ببینند این چه می کند؛ مبادا یک وقت خلاف بکند، رئیس جمهوری آتی ما خلاف نمی کند، لکن محکم کاری شده که نگذارند این خلاف بکند. رؤسای ارتش ما و ژاندارمری ما و این رؤسای درجه اول، دیگر از این به بعد اشخاصی نیستند که خیانت بکنند، لکن محکم کاری شده است که همین فقیه را ناظر قرار بدهند. و هکذا آن موارد حساس را نظارت می کند فقیه و تصرف می کند فقیه. و این از اموری است که مترقی ترین موادی است که در قانون اساسی اینها تصویب کردند. و اینها دشمن ترین مواد، پیششان این است.
صحیفه امام، ج10، ص: 526
هراس دشمنان از اسلامیت نظام
همینها بودند که فریاد می کردند و می نوشتند این را که خوب دیگر اسلام را می خواهد چه کند؟ خوب بگویید جمهوری، از اسلام می ترسیدند خوب به جای اسلام بگذارید دمکراتیک، جمهوری دمکراتیک اینها نمی فهمند که این همه دمکراسی چه. دمکراسی که در عالم معروف است، کجاست؟ کدام مملکت را شما دارید؟ این ابرقدرتها کدام یکی شان به موازین دمکراسی عمل کرده اند؟ یک دمکراسی که در هر جا یک معنا دارد. در شوروی یک معنا دارد، در آمریکا یک معنای دیگر دارد، پیش ارسطو یک معنایی دارد، پیش حالائیها یک معنای دیگر دارد. ما می گوییم یک چیزی که مجهول است و هر جا یک معنا از آن می کنند، ما نمی توانیم آن را در قانون اساسی مان بگذاریم که بعد هر کسی دلش می خواهد آن جوری درستش کند. ما می گوییم اسلام، اسلام هر جا یک معنا ندارد، اسلام یک معناست، همه مسلمانها می شناسند آن را. ما می گوییم جمهوری اسلامی، ملت ما هم جمهوری اسلامی را خواسته بود.
صحیفه امام، ج10، ص: 527
با ملت مخالفند برای خاطر اینکه اسلام را میخواهد
ملت ما با تقریبا اتفاق کلمه، درصد دو، یک و نیم مخالفت- این مخالفت، اسمش نیست- همینی که ملت ما می خواست و با اصطلاح آنها دمکراسی بودن اقتضای این را می کرد که همه تسلیم باشند در همین، از اول مشغول مخالفت شدند. اینهایی که آن روز مخالف بودند با جمهوری اسلامی، و از اسلامش می ترسند، نه از جمهوریاش. حالا با مجلس خبرگانش، قبل هم با انتخابات مجلس خبرگان مخالفت می کردند، و بعد هم با مجلس خبرگان مخالفت می کردند، و بعد هم خواهد آمد که با مجلس شورا مخالفت خواهند کرد. و بعد هم با این رفراندومی که برای قانون اساسی است، خواهند مخالفت کرد. درد همه، این است که چرا اسلام؟ این دردشان است.
و ملت ما هم همه مقصد خودش را اسلام می داند، برای اینکه از اسلام می بیند که آن چیزی که می خواهد حاصل می شود. اسلام، هم دنیاست و هم آخرت. ملت ما اسلام را می خواهد و اینها با ملت ما مخالفند برای خاطر اینکه اسلام را می خواهد. اگر این ملت می گفت که جمهوری فقط، اینها همه برایش سینه می زدند و برایش تبریک می گفتند. اما حالا که کلمه اسلام آمده توی کار، نه با این مخالفند. این ارتجاعی است! اینها اسلام را ارتجاعی می دانند. اینها خدا را مرتجع می دانند، یک همچو مردمی اند. اگر اعتقاد به او داشته باشند- اعتقاد که ندارند- اینها با پیغمبر اسلام بدترند تا با شماها؛ برای اینکه اساس را او گذاشته است. این ارتجاعی بود که شما ملت را نجات داد، این ارتجاعی بود که دست خیانتکارها را از این مملکت برید. و اینها این را مسئله ارتجاعی می دانند. این ارتجاعی بود که شماها را به سرنوشت خودتان حاکم کرد.
نمی دانم کی اینها می خواهند بیدار بشوند و کی می خواهند دست بردارند از این مغلطه کاریهای خودشان، از این مخالفتهای خودشان؟ من متأسفم که یک جمعیتی که باید به این مملکت خدمت بکنند، باید الآن قدردانی بکنند که این ملت خون خودش را داد و چپاولگرها را بیرون کرد و مفت خورها را دستشان را قطع کرد و آدمکشها را بعضیشان را به جزای خودشان رساند و بعضیشان را هم می رساند ان شاء الله من متأسفم که اینها نمی آیند میدان با این ملت موافقت کنند. انسان متأسف می شود از اینکه این چه افکاری است که اینها دارند. هی ارتجاع، ارتجاع! هر کلمه ارتجاع که می گویند اگر دلشان را بشکافید، برمی گردد به اینکه اسلام ارتجاعی است؛ منتها جرأت نمی کنند بگویند. بعضیشان هم با صراحت یک کلمه ای گفتند و توبه کردند بعدش. و معلوم نیست که توبه حقیقی هم باشد.
صحیفه امام، ج10، ص: 528
ممانعت ولایت فقیه از ایجاد دیکتاتوری
مع الأسف اشخاصی که اطلاع ندارند بر وضعیت برنامه های اسلام، گمان می کنند که اگر چنانچه ولایت فقیه در قانون اساسی بگذرد، این اسباب دیکتاتوری می شود. در صورتی که ولایت فقیه هست که جلو دیکتاتوری را می گیرد. اگر ولایت فقیه نباشد، دیکتاتوری می شود. آن که جلو می گیرد از اینکه رئیس جمهور دیکتاتوری نکند، آن که جلو می گیرد از اینکه رئیس ارتش دیکتاتوری نکند، رئیس ژاندارمری دیکتاتوری نکند، رئیس شهربانی دیکتاتوری نکند، نخست وزیر دیکتاتوری نکند؛ آن فقیه است.
آن فقیهی که برای امت تعیین شده است، و امام امت قرار داده شده است، آن است که می خواهد این دیکتاتوریها را بشکند و همه را به زیر بیرق اسلام و حکومت قانون بیاورد. اسلام، حکومتش حکومت قانون است؛ یعنی قانون الهی، قانون قرآن و سنت است. و حکومت، حکومت تابع قانون است؛ یعنی خود پیغمبر هم تابع قانون، خود امیر المؤمنین هم تابع قانون، تخلف از قانون یک قدم نمی کردند و نمی توانستند بکنند.
صحیفه امام، ج11، ص: 23
بهترین اصل از اصول قانون اساسی
استبداد را ما می خواهیم جلویش را بگیریم. با همین مادهای که در قانون اساسی است که ولایت فقیه را درست کرده این استبداد را جلویش را می گیرند. آنهایی که مخالف با اساس بودند می گفتند که این استبداد می آورد. استبداد چی می آورد. استبداد با آن چیزی که قانون تعیین کرده نمی آورد. بلی ممکن است که بعدها یک مستبدی بیاید. شما هر کاری اش بکنید مستبدی که سرکش است بیاید هر کاری می کند. اما فقیه مستبد نمی شود. فقیهی که این اوصاف را دارد عادل است، عدالتی که غیر از این طوری عدالت اجتماعی، عدالتی که یک کلمه دروغ او را از عدالت می اندازد، یک نگاه به نامحرم او را از عدالت می اندازد، یک همچو آدمی نمی تواند خلاف بکند. نمی کند خلاف. این جلوی این خلافها را می خواهد بگیرد. ... بهترین اصل در اصول قانون اساسی این اصل ولایت فقیه است. و غفلت دارند بعضی از آن و بعضی هم غرض دارند.
صحیفه امام، ج11، ص: 465