به گزارش فارس، روز گذشته وزیر دفاع آمریکا بطور غیر منتظره وارد افغانستان شد و به نظر میرسد هدف از سفر وی که قرار است جای خود را به "لئون پانهتا " رئیس فعلی سیا بدهد، خداحافظی با نظامیان آمریکایی مستقر در افغانستان و مقامات افغان باشد.
گیتس که از دوران "جرج بوش " بر کرسی وزارت دفاع آمریکا تکیه زده، یکی از معماران جنگ افغانستان محسوب میشود، جنگی که پس از یک دهه هنوز سرنوشت آن مشخص نیست و هیچ یک از طرفین نمیتوانند ادعای پیروزی یا شکست کنند.
وزیر دفاع اوباما پیش از سفر به کابل، در کنفرانس امنیتی سنگاپور حضور یافت و در این کنفرانس به نگرانیهای متحدان آمریکا در منطقه جنوب شرق آسیا در مورد افزایش قدرت چین و کاهش بودجه نظامی آمریکا اطمینان خاطر داد.
سخنان گیتس در آخرین روزهای کاری وی در رابطه با افغانستان در این کنفرانس و همچنین در کنفرانس خبری مشترک با حامد کرزی قابل تأمل است.
تعیین تاریخ مذاکره با طالبان
وی در کنفرانس سنگاپور از احتمال مذاکره با طالبان در اواخر سال جاری خبر داد.
پیش از این مقامات سیاسی آمریکا مانند کلینتون بر راهکار سیاسی اشاره کرده بودند و همچنین خبرهایی مبنی بر مذاکره مخفیانه مقامات این کشور با نماینده طالبان در قطر و آلمان منتشر شده بود اما این اولین بار است که یک مقام بلند پایه آمریکایی تاریخی را برای مذاکره با طالبان مشخص میکند.
نکته قابل توجه این است که گیتس مذاکره در این تاریخ را مستلزم فشار نظامی بیشتر بر این گروه توسط ناتو دانست؛ یعنی اگر فشار نظامی به قدر کافی نباشد، تعیین تاریخ مذاکره ممکن است به تعویق انداخته شود.
فشار نظامی پوششی برای مذاکرات مخفی
گرچه منطقی به نظر میرسد که یک گروه بر اثر فشار نظامی طرف مقابل حاضر شود به پای میز مذاکره بنشیند، اما اگر این روش موثر بود، چرا در طول ده سال گذشته و یا حداقل چند سال اخیر موثر واقع نشد.
"عملیات مارجه " و "عملیات قندهار " در کنار سایر عملیاتهای پراکنده در یک سال اخیر با هیاهوی زیادی انجام شد اما نتیجه آن جسارت بیشتر طالبان، گسترش دامنه فعالیت این گروه، تغییر تاکتیک و روی آوری به عملیاتهای انتحاری بود، به گونه ای که ناتو و دولت افغانستان را مسأصل ساخته است.
به طور قطع آمریکا به این نکته رسیده است که از راه نظامی نمیتوان طالبان را مهار کرد و تنها راه حل این است که با این گروه به پای میز مذاکره بنشیند.
بنابراین فشار نظامی را بهانه قرار میدهد تا ببیند مذاکرات مخفی که از چند ماهی بدین سو با وساطت برخی کشورهای عربی به راه افتاده است، به ثمر میرسد یا خیر.
پیشبینی گیتس و دیگر مقامات آمریکایی در حال مذاکره این است که گفتوگوها با طالبان تا زمستان سال جاری به ثمر میرسد و در آن زمان مذاکرات سمبولیک و رسمی اعلام میشود.
گیتس در کنفرانس خود در کابل نیز گفت که باید دید پس از مرگ بن لادن، در چند ماه آینده چه تأثیری بر مبارزه طالبان پدیدار میشود.
مقامات آمریکایی بر این اعتقادند که مرگ بن لادن تأثیری بسزایی بر طالبان نهاده و انعطاف این گروه برای مذاکره احتمالا بهتر از قبل خواهد شد.
همزمانی تاریخ اعلام شده با "کنفرانس بن"
در دسامبر سال جاری قرار است آلمان میزبان کنفرانسی بین المللی درباره افغانستان باشد.
"مایکل اشتاینر " نماینده ویژه آلمان در امور افغانستان و پاکستان که از وی به عنوان یکی از واسطههای مذاکرات آمریکا و نماینده طالبان یاد میکنند، در این ایام به شدت برای برگزاری این کنفرانس فعالیت میکند.
وی در سال جاری چندین سفر به افغانستان داشت و با حامد کرزی که پیشنهاد دهنده این کنفرانس بود، مذاکراتی انجام داد.
آلمان یک بار دیگر نیز میزبان کنفرانس مشابهی بود، کنفرانسی که در آن تمامی جناحهای شاخص افغانستان به دور میز مذاکره جمع شدند و دولت موقت به ریاست حامد کرزی را تشکیل دادند.
"لخضر ابراهیمی " نماینده وقت سازمان ملل در امور افغانستان که خود برای برگزاری این کنفرانس تلاش زیادی کرد، بعدها نقص بزرگ این کنفرانس را عدم دعوت طالبان قلمداد کرد.
به نظر میرسد که کشورهای اروپایی که در قالب آیساف یا ناتو در باتلاق افغانستان گیر کرده اند، تلاش میکنند بار دیگر تاریخ را برگردانند و این بار طالبان را هم در اجلاس بن شریک سازند تا شاید راهی برای نجات آنها از افغانستان فراهم شود.
گیتس پایان سال میلادی جاری را زمان احتمالی مذاکره با طالبان اعلام کرده است که با زمان کنفرانس بن همخوانی دارد.
طالبان بخشی از تار و پود سیاسی افغانستان
گیتس در پرسش و پاسخی که در انتهای کنفرانس سنگاپور انجام شد، طالبان را بخشی از تار و پود سیاسی افغانستان خواند که میتوانند در آینده افغانستان نقش داشته باشند.
چنین لحنی تا به حال از سوی مقامات آمریکایی دیده نشده بود و این نخستین بار است که یک مقام بلند پایه این کشور آشکارا بیان میکند که طالبان در افغانستان سهمی دارند.
با توجه به مذاکرات مخفی که میان طالبان و آمریکا در جریان است، احتمال دارد این سخنان برای اغوای این گروه و تطمیع آنان برای پذیرش شرط های آمریکا بیان شده باشد و اگر بر اساس نظر برخی کارشناسان افغان مذاکره ای در میان نباشد و این گونه خبرها کذب باشد، این تغییر لحن گیتس برای شکاف انداختن میان اعضای این گروه به کار رفته است که باز هم دعوت برای مذاکره است.
در هر صورت، تغییر لحن آشکار گیتس در آخرین سفر وی به آسیا واضح است و به طور قطع نشان از تغییر راهبردهای آمریکا در قبال طالبان دارد.
پیشبینیهای فوق تنها در صورتی تحقق مییابد که طالبان در پای میز مذاکره با مقامات آمریکایی به تفاهم برسند و در صورت هر گونه اختلاف، که احتمال آن بسیار زیاد است، این طرح مقامات آمریکایی همانند دیگر طرحهای آنان در افغانستان، نقش بر آب خواهد شد.