تاریخ انتشار : ۰۴ تير ۱۳۹۰ - ۱۱:۰۰  ، 
شناسه خبر : ۲۲۰۹۸۲

مهدی قربان‌زاده
 از نظر مفهومی وحدت در مقابل کثرت است. نظام هستی نه به وحدت صرف پابرجاست و نه به کثرت تنها. برخی صاحبنظران در عرفان نظری برای اینکه مقام خداوند متعال را ارتقا بخشند، بر کثرت خط بطلان می‌کشند. به عبارت دیگر در توجیه کثرت توجیه‌هایی عنوان می‌کنند که با نفی کثرت فرقی ندارد. نویسنده می‌خواهد بگوید ضرورتی ندارد برای اثبات وحدت به انکار کثرت بپردازیم. در کائنات، خداوند متعال، ائمه معصوم(ع)، پیامبران(ع)، فرشتگان، ابلیس، جنیان، حیوانات، گیاهان و جمادات حضور دارند؛ وجود هریک ‌نیز جا را برای دیگری تنگ نمی‌کند، منتها هریک ‌در نظمی قرار دارند که در نهایت به حکومت آرمانی جهان یعنی خلافت حضرت ولی‌عصر(عج) منجر خواهد شد.
کثرت‌ها باید حول ولایت سازمان یابند وگرنه بی‌نظمی سراسر هستی را فراخواهد گرفت و هستی حتی برای لحظه‌ای برقرار نخواهد ماند. در همین باره روایت زیبایی از امام پنجم نقل شده است. جابر از امام محمدباقر‌(ع) پرسید که چه چیزی موجب نیاز مردم به پیامبر یا امام می‌شود، امام نیز در پاسخ فرمودند: «به خاطر پابرجا ماندن جهان بر خوبی‌هایش. همانا هنگامی که پیامبر یا امام در میان مردم باشند، خداوند (عزوجل) عذاب را از مردم دنیا برمی‌دارد[...] پیامبر خدا(ص) فرمود که ستارگان برای اهل آسمان امان محسوب می‌شوند و اهل‌بیت من مایه امان برای مردم زمین هستند، وقتی که ستارگان بروند اهل آسمان از هرچه که بدشان می‌آید به سراغ‌شان می‌آید و زمانی هم که اهل‌بیت من از بین مردم بروند، مردم دنیا از هر چه بدشان بیاید به سراغ‌شان می‌آید». (1)
تردیدی نیست که ولایت فقیه ادامه ولایت معصومین‌(ع) است. گاهی ولایت فقیه را در افتا و استفتا می‌بینیم و گاهی پا فراتر گذاشته ولایت فقیه را در مسائل اجتماعی- سیاسی. بی‌تردید ولایت سیاسی– اجتماعی بسی مهم‌تر از ولایت در افتاست زیرا در اولی فقیه نه‌تنها حکم می‌کند بلکه به تطبیق موضوعات بر احکام کلی نیز می‌پردازد. از این منظر او هم باید نسبت به اجرای کل احکام و ارزش‌ها نظارت داشته باشد و هم با توجه به نظام ارزشی دین، به طرح نقشه راه برای نظام اسلامی و مسلمین دنیا اقدام کند. این امر نیز به تیزهوشی و برخورداری از اطلاعات عمومی وسیع نیاز دارد.
بنابراین به همان دلیلی ‌که وحدت اجتماعی باید حول امام معصوم‌(ع) شکل گیرد وگرنه جامعه سر از گمراهی درمی‌آورد، به همان دلیل وحدت اجتماعی- سیاسی باید مبتنی بر رهبری ولیّ سیاسی– اجتماعی شکل گیرد وگرنه جامعه به تشتت دچار می‌شود.
البته قانون هم محور وحدت است، لیکن حجیت قانون در جامعه الهی نیز ناشی از ولایت است. پس به صراحت می‌توان گفت محور وحدت «ولایت‌گرایی و قانون‌گرایی» است.
این وحدت هم با ادعای صرف شکل نمی‌گیرد بلکه همچنان‌ که مردم خداجو و شهیدپرور ایران ثابت کرده‌اند، این امر در میدان عمل با از جان گذشتگی و فداکاری حاصل می‌شود.
سوگمندانه، ما در جامعه اسلامی‌مان کسانی را در رده‌های بالای نظام مشاهده می‌کنیم که به‌رغم اینکه دائما شعار وحدت را مطرح می‌کنند، عملا التزامی به قانون و ولایت‌فقیه ندارند. حاصل عملکرد آنان این است که گویا آنان خود محور وحدت به شمار می‌آیند و رفتارشان نیز عین اعتدال و قانون محسوب می‌شود، هر رفتار سیاسی دیگری هم که خلاف رفتار آنان باشد، تندروی محسوب می‌شود. چنین است که اینان هرگز به فتنه اعتقادی ندارند و از به کار بردن چنین الفاظی برای منافقان و خائنان می‌پرهیزند.
عده دیگری از سیاستمداران به نام امام زمان(عج) با محور وحدت یعنی رهبری به مقابله می‌پردازند و گمان می‌کنند با این عمل به آن حضرت خدمت می‌کنند!
عده دیگری هم که روشنفکرند و اصلا اعتقادی به ولایت فقیه ندارند، از آب گل‌آلود ماهی می‌گیرند و مدعی تبعیت از ولایت فقیه می‌شوند. همه اینها خلاف وحدت سیاسی– اجتماعی نظام اسلامی و انقلاب اسلامی است.
بنیانگذار انقلاب اسلامی بارها نسبت به ولایت فقیه توصیه فرمودند. آن حضرت ولی‌فقیه را حافظ نظام اسلامی برمی‌شمارند:
«من به همه ملت، به همه قواى انتظامى، اطمینان مى‏دهم که امر دولت اسلامى، اگر با نظارت فقیه و ولایت فقیه باشد، آسیبى بر این مملکت نخواهد وارد شد». (2)
همچنین حضرت امام خمینی‌(ره) مطلب جالبی دارند که در آن هم به جهت وحدت ملی و هم به ثمره‌اش که گسترش اسلام در سطح دنیاست اشاره می‌فرمایند:
«ما وحدتمان براى این نیست که خودمان به جایى برسیم یک کارى بکنیم. خدا فرموده وحدت داشته باشید، براى او وحدت داریم و این وحدت که براى خداست، هر کیدى در مقابلش خنثى است. براى اینکه این کید، کید با خداست. این دشمنى، دشمنى با خداست. وقتى ما براى خدا این کار را کردیم، کسى اگر مخالفت کند، مخالفت با خدا کرده است چون ما براى او مى‏کنیم، آنها هم براى اینکه ما براى خدا مى‏کنیم دارند [دشمنى‏] مى‏کنند. الان دشمنى‏ها براى این است که ما براى اسلام داریم کار مى‏کنیم و الا ما چیزى نیستیم کi آنها مى‏بینند که اسلام اگر چنانچه دامنه‏اش توسعه پیدا بکند، دامنه نفاق برچیده مى‏شود، دامنه کفر برچیده مى‏شود، همه این چیزها از بین مى‏رود، قدرت‏ها فلج مى‏شوند. اینها دیدند یک موج کوچکى در اینجا پیدا شده، لیکن الان در شرق و غرب از آن حرف است، صحبت است، اینها از این صحبت مى‏ترسند. الان ایران در همه جا مطرح است، آنها از این مطرح شدن مى‏ترسند». (3)
به هر طریق، چند اقدام اساسی که باید در جهت حفظ وحدت ملی انجام شود عبارتند از:
1- طرد نیروهای منافق از حلقه نیروهای انقلاب اسلامی، ارزشی و روشنگری رسانه‌های ارزشی نسبت به آنها
2- مدارا با آن دسته از سیاستمداران بانفوذ که ظاهرا به ولایت فقیه معتقدند لیکن در میدان عمل پایبند نیستند و می‌شود به نوعی با آنها کنار آمد.
3- معرفی بیش از پیش نقش ولایت و قانونگرایی در جهت حفظ وحدت ملی از طریق رسانه‌ها
4- هشدار مردم نسبت به سیاستمداران زمانی که آنان به خط قرمزهای نظام نزدیک شده یا دارند وحدت ملی را خدشه‌دار می‌کنند.
5- مبارزه با ویژه‌خواری و باندبازی
6- تصویب قانونی دقیق بر نمایندگان مجلس شورای اسلامی.