استقبال عراق و احتیاط نشان دادن عربستان سعودی
اظهار نظر عصمت عبدالمجید وزیر خارجه مصر پیرامون نتایج دیدار حسنی مبارک از عراق در مارس 1985 م ابعاد تازهای از موضع مصر نسبت به جنگ خلیج (فارس) را فاش کرده است. زیرا وزیر خارجه مصر گفت: این دیدار در چارچوب تماسهای پیوسته بین حسنی مبارک و صدام حسین است و مبارک چند دعوت از صدام دریافت کرده بود و از فرصت توقف در عمان استفاده نموده بهمراه شاه حسین به بغداد سفر کرده تا از وضع نظامی مطمئن شوند و هر دو با اطمینان از قدرت جبهه عراق و یکپارچگی و تسلط آن بر اوضاع برگشتند» عصمت عبدالمجید افزود: («گفتگوها پیرامون مسائل خاص، میهن عربی و وضع جبهه عراق و مسائل مشترک بین مصر و اردن و عراق دور میزد. و ما با برادران عراقی در تماس هستیم و دقیقه به دقیقه حوادث را پیگیری میکنیم و جنگ عراق را جنگ مصر میدانیم!»).
بدون شک این اظهارات مقام مصری، منعکسکننده تحول موضع رسمی مصر است و از طرف دیگر ابعاد وسیع این درگیریها و همچنین دورنمای وضع منطقه خلیج (فارس) و تمام منطقه خاورمیانه را نشان میدهد. روابط بین قاهره و بغداد علیرغم قطع آن از سال 1978 (بدنبال دیدار سادات از قدس) بدنبال وقوع جنگ ایران و عراق تدریجاً همراه با جریانات این جنگ برقرار شد. و حتی به حد بیسابقه خود رسید و استحکام روابط «قاهره- بغداد» از قراردادهای اتحاد بین دو کشور در زمان عبدالسلام عارف و جمال عبدالناصر دو رئیس فقید در دو سال 1964 و 1965 هم پا فراتر گذاشته است. و استحکام این روابط گذشته از جنبههای سیاسی آن هم در سطح اجتماعی (نزدیک به دو میلیون کارگر مصری در عراق موجودند) و هم در سطوح بازرگانی و نظامی دیده میشود.
دو مرحله و دو سیاست
از زمان وقوع جنگ ایران و عراق و تا بعد از اظهارات ذکر شده عصمت عبدالمجید موضع مصر نسبت به جریانات نظامی منطقه خلیج (فارس) دو مرحله را شاهد بوده است:
اولی- زمان سادات و این مرحله از زمان اعلام عراق به لغو قرارداد سال 1975 الجزایر و ورود نیروهایش به خاک ایران برای اشغال مناطقی از خوزستان (موسوم به عربستان) طبق اطلاعیه عراق در 22/9/1980 آغاز و تا سالگرد جنگ اکتبر در سال 1981 م یعنی به مدت سیزده ماه ادامه داشت. و در طول این مرحله بنظر میرسید که مصر قصد ندارد موضعی به نفع یکی از طرفین درگیری اتخاذ کند و تنها در روزهای اول به اظهار بیطرفی علنی و دعوت به آتشبس و بازگشت به مرزهای بینالمللی اکتفا نمود. و قاهره علیرغم استقبال شاه ایران در اوایل سال 1979 و حمله تبلیغاتی مصر علیه ایران در آن وقت تکرار میکرد که موضعش نسبت به جنگ ایران و عراق در چارچوب حفظ توازن و امنیت قرار دارد.
هنوز چند هفته از این موضع رسمی نگذشته بود که رسانههای مصری به تدریج بطور بارز به طرف عراق تمایل نشان دادند و این رسانهها مجدداً از عربیت و قومیت عربی و نقش پیشرو مصر در این زمینه و لزوم بازگشت این موضع بخاطر خطراتی که امت عرب با آن مواجه است شروع به تبلیغ کردند. (این صحبتها از سال 1979 تا اوایل سال 1981 از رسانههای رسمی حذف شده بود) بغداد به نوبه خود فوراً از این دعوتهای مصر استقبال کرد و به بازگشت نقش تاریخی عربی مصر دعوت نمود و گفت وقت آن رسیده است که اعراب از مواضع سابق خود در منزوی ساختن مصر که در کنفرانس سران بغداد در سال 1978 م و بنا به دعوت خود صدام اتخاذ شده بود صرفنظر کنند.
باید دانست که قبل از این مواضع، بین بغداد و قاهره تماسهای سری از طریق پایتخت اردن و یا فرانسه و یا پایتختهای دیگر بطور مستقیم صورت گرفته بود که این تماسها به ورود محمولههای اسلحه و موشکهای مصری به صورت سری به عراق انجامید و سادات در آوریل 1981 به بستن این قراردادهای نظامی از طریق اردن اعتراف کرده بود. اما مسئله تنها به این محمولهها منحصر نشد بلکه صدها افسر و کارشناس نظامی و خلبان مصری طی مراحل متعدد و طبق قراردادهای خاص به آنها رو آوردند و این امر به عراق قدرت رزمی داد و به ادعای منابع غربی به جلوگیری از پیشروی ایران کمک کرد. در این چارچوب دو موضع ظاهراً متناقص از سوی مصر بچشم میخورد. اولی موضع رسمی علنی که سعی میکرد بیطرفی نسبی خود را نشان دهد و دیگری موضع عملی سری که به صورت حمایت قوی و روزافزون از عراق دست زد.
این موضع مصر علل و شرایط خاصی دارد که آنها را میتوان در دو عامل سیاسی خلاصه کرد اول اینکه مصر به دنبال امضای قرارداد صلح با اسرائیل به سیاست آمریکا در منطقه با شدت بیشتری مرتبط شده است. بنابراین موضعی که قاهره در ازای درگیریهای منطقه اتخاذ میکند باید موضع آمریکا را نسبت به آنها در نظر بگیرد و یا حداقل نباید با مواضع آمریکا متناقص باشد و موضع کاخ سفید نسبت به این درگیری (جنگ ایران و عراق) آشکار است و در حمایت غیر مستقیم از بغداد و مقابله با به اصطلاح تعصب اسلامی آینده (سرچشمه گرفته از تهران) نمایان است. اما عامل دیگر به خود مصر یعنی به انزوای عربی آن به دنبال قرارداد کمپ دیوید و تلاشش برای شکستن این انزوا که ضررهای سیاسی و اقتصادی فاحشی را به بار آورده مربوط میشود. قاهره در وقوع جنگ ایران و عراق و ادامهاش فرصت بزرگی برای رهایی از این انزوا و بازگشت به نقش عربی مؤثرش یافته است.
قرارداد بین عراق و مصر
اما مرحله دوم موضع متمایز مصر زمان حسنی مبارک رئیسجمهور فعلی این کشور اتخاذ شد. اگر پایههای روابط مثبت بین مصر و عراق در زمان سادات وضع شد در زمان جانشین آن و در خلال پانزده ماه اول حکومتش (بین اواخر سال 1982 و اوایل سال 1984) بهمان نحو ادامه یافت و در اینجا میتوانیم وقوع تغییر را در موضع رسمی از «موضع متمایل به عراق به سوی دعوت آشکار به «پشتیبانی و ایستادن در مقابل ایران» ببینیم. و این موضع جدید برای نخستین بار در اظهارات فؤاد محیالدین نخستوزیر سابق مصر به دنبال دیدارش از بغداد در 24/3/1984 آشکار شد. قبل از این اظهارات دیدارهای متعددی از سوی مسئولان عراقی انجام شده بود که بارزترین آنها دیدار طارق عزیز معاون نخستوزیر و وزیر خارجه عراق بوده و بعضی از منابع گفتند که نامبرده در 6/2/1984 با کمال حسن علی همتای مصریاش قراردادی حاوی هشت ماده امضاء کرد و این قرارداد در پاریس منتشر شد و به این ترتیب است:
ماده اول- وزارت خارجه عراق به مراعات کردن تعهدات جمهوری عربی مصر ناشی از امضای قرارداد کمپ دیوید تعهد میکند و متعرض همکاری «مصری- اسرائیلی» نمیشود.
ماده دوم- بازگرداندن کامل روابط دیپلماتیک بین عراق و مصر در نزدیکترین فرصت ممکن انجام میگیرد.
ماده سوم- 1- جمهوری عربی مصر به اعزام کارشناسان نظامی برای شرکت در آموزش نیروهای مسلح عراق روی سلاحها و تجهیزات نظامی متعهد میشود.
2- جمهوری عربی مصر به وساطت در خرید، انتقال و تحویل اسلحه که عراق از هر منبعی بخرد تعهد میکند.
3- عراق به تضمین خدمات نظامیان مصری که برای جنگ در کنار نیروهای مسلح عراق علیه ایران داوطلب شوند متعهد میشود. همچنین مصر به بازگرداندن آنها به پستهای نظامی خود بعد از پایان جنگ با حفظ ارتقای نظامی آنها به همان شکلی که در خدمت کنونی خود در مصر بودند، تعهد میکند.
4- وزارت کشور جمهوری عراق با وزارت کشور جمهوری عربی مصر راجع به تبادل اطلاعات امنیتی با هم هماهنگی کامل داشته باشند.
ماده چهارم: طرفین از همبستگی روزافزون کنونی بین مصر و عراق و اردن در تمام زمینهها حمایت کرده و از برای توسعه دامنه این همبستگی تا اینکه کشورهای عربی دیگری را هم در بر بگیرد عمل کنند.
ماده پنجم: طرفین به حمایت متقابل از یکدیگر علیه کسانی که هم از خارج و هم از داخل تهدیدشان کنند بخصوص لیبی و ایران تعهد مینمایند.
ماده ششم: طرفین تصمیم گرفتند کمیتهای ویژه تشکیل دهند تا به صورت دورهای اجتماع کند و تصمیمات مقدماتی را اتخاذ نماید و این کمیته هسته همکاری سیاسی و نظامی و اقتصادی باشد و عراق سعی خواهد کرد تا کشورهای عربی و اسلامی دیگری را در این همکاری شرکت دهد.
ماده هفتم: وزارت دارایی عراق با کارکنان مصری شاغل در عراق تعهد میکند تا تمام پسانداز آنها را با ارز آزاد و با نرخ رسمی مشخص شده از سوی بانک مرکزی عراق به بستگان خود در مصر تحویل دهند.
ماده هشتم: عراق تعهد میکند مقدار سه میلیون بشکه نفت را با نرخ 34 درصد کمتر از نرخ بازار، به مصر بدهد.
ابتکار مصر
این توافق چه به این صورت یا به صورتی دیگر باشد اما روند حوادث بین قاهره و بغداد مطابق همان هشت ماده، پیش رفت. چون مصلحت خاص طرفین حصول چنین رابطه و توسعه آن را به صورتی که خواهیم دید ایجاب میکرد. این تحولات به ازدیاد دیدارهای مسؤلان عراق از مصر و بخصوص طارق عزیز منجر شد و باعث گردید که مصر از اوایل سال 1984 برای متوقف ساختن این جنگ در محافل بینالمللی به تحریک بپردازد و در همین حال حمایت نظامیاش از عراق افزایش یافت. مسئله متوقف ساختن این جنگ که مورد نظر اکثر اطراف ذیربط در منطقه هست برای قاهره در تحرک خارجیاش یک برگه مهمی شد. مصر در ژوئیه 1984 پیشنهادهایی را برای متوقف ساختن این جنگ را اعلام کرد و در خلال دیدار حسنی مبارک از یوگسلاوی در 6/8/1984 این پیشنهادها مورد بحث قرار گرفت و بلگراد موافقت خود را با آنها اعلام کرد. و آنها را هند (سومین رهبر جنبش غیر متعهدها) مورد بررسی قرار داد و این ابتکار که عراق از آن استقبال کرد یک طرح سهجانبه «مصری، هندی، یوگسلاوی» برای متوقف ساختن جنگ شد.
کمال حسن علی نخستوزیر مصر بندهای ششگانه این طرح را فاش ساخت که عبارتند از:
- احترام حاکمیت ملی طرفین.
- بازگشت به مرزهای سال 1975.
- برقراری آتشبس.
- کمک گرفتن از نیروهای بینالمللی برای نظارت بر آتشبس.
- بررسی تلاشهای مسالمتآمیز از راه مذاکرات برای تأمین حقوق طرفین در مسائلی که مورد اختلاف هست.
- تصویب اصل جبران خسارتها.
در همان موقع طارق عزیز به هدف ابلاغ تشکر بغداد از نقش مصر در ازای عراق در زمینههای مختلف از قاهره دیدن کرد و گفت «روابط دوجانبه طرفین در توسعه مستمر است».
طارق عزیز در مصاحبه با روزنامه اخبارالیوم چاپ قاهره به تاریخ 18/8/1984 همچنین روی لزوم ادامه این روابط در تمام زمینهها تأکید کرد و گفت طرفین با عرض اندامها و خطرات مشترکی مواجه میباشند.
رابطه بین مبارک و صدام
تا این تاریخ تماسهای مستقیم طرفین در همان حد وزراء باقی ماند و به سطح رهبران دو کشور نرسید. یا به عبارت بهتر از تماس رهبران دو کشور چیزی اعلام نشد. تا اینکه در تاریخ 29/10/1984 اعلام شد که محمد المشاط سفیر عراق در پاریس نامهای از سوی رئیسجمهور عراق به حسنی مبارک در محل اقامتش در کاخ مارینی تسلیم کرد، عصمت عبدالمجید وزیر خارجه مصر از فاش کردن محتوای این نامه خودداری نمود و در همان وقت احتمال از سر گرفتن روابط دیپلماتیک بین قاهره و بغداد میرفت بخصوص اردن که روابطش را با مصر از سرگرفته بود اشاره کرد که کشورهای دیگری هم بزودی از وی متابعت خواهند نمود. بلکه این تحرک عراق بسوی مصر همراه با بهبود تدریجی روابط عراق و آمریکا بوده است. طارق عزیز در اظهاراتی با روزنامه (واشنگتن پست) به این امر اشاره کرده بود. همچنین گفته بود که عراق علاقمند است تا روابط دیپلماسی خود را با مصر، که به او کمکهای نظامی میدهد، از سر بگیرد.
به دنبال تسلیمنامه از سوی «مشاط»، حسنی مبارک اولین تماس تلفنی (علنی) خود را در تاریخ 22/10/1984 به دنبال حمله ایران در بخش میانی جبهه که به تصرف هورالهویزه از سوی ایران منجر شد با صدام انجام داد و قاهره اعلام کرد که صدام از مبارک برای دیدار از عراق دعوت نمود. و بدینترتیب معلوم میشود که روند جنگ و تحولات آن، روند و پیشرفت روابط عراق و مصر را تعیین میکرد و نخستین دیدار مهم حسنی مبارک بهمراه شاهحسین از بغداد در 18/3/1985 برای اطمینان مستقیم از وضع نظامی عراق به دنبال حمله ایران به شرق دجله و هورالهویزه به هدف قطع راه استراتژیکی بغداد - بصره این مسئله را تأکید میکند. زمینه این دیدار در حدود بیست سال قبل برای اولین بار انجام شد و برای رؤسای هر دو کشور مهم بود و از نتایج این دیدار اعزام خلبانان و خدمه تانکها و موشکهای بیشتر به بغداد بود و رسانههای تبلیغاتی مصر شدت نگرانی مسؤلان این کشور را بر وضع عراق و بخصوص زمامداری صدام منعکس کردند. و عصمت عبدالمجید امنیت عراق را امنیت مصر خواند.
او اظهار داشت امنیت منطقه خاورمیانه، از هم جدا نیست و موج اسلامی که در صحنه پیدا شده این ارتباط امنیتی را بیشتر تأکید میکند. قاهره بخوبی میداند هرگونه تحولی در بغداد بنفع جناح اسلامی به معنای رسیدن این موج به خود مصر خواهد بود چون خوی اسلامگرائی در مصر و با قدرت زیاد در حال فعل و انفعال است لذا حسنی مبارک بطور منطقی احساس میکند که صدام هم پیمان اصلی وی در منطقه هست و این امر استخدام قدرتهای مصری را که در پشتیبانی کردن از این هم پیمان ملزم میکند بخصوص که مسئله درگیری با (اسرائیل) را هم حل کرده است. لذا بسیاری این گفته ابوغزاله وزیر دفاع مصر که («کشورش هماکنون هواپیمای برزیلی (توکانو) مونتاژ میکند و اولین تولید این هواپیما مستقیماً به عراق تحویل داده خواهد شد») را عجیب ندانستهاند. ابوغزاله این اظهارات را در پایان مانورهای ارتش مصر در مرزهای لیبی در تابستان سال 1985 ایراد کرده بود.
روابط دیپلماتیک
علیرغم تمام این تحولات در روابط بین قاهره و بغداد، یک وجه تمایز بارزی در این موضوع هست و آن این است که هر دو از بازگرداندن روابط دیپلماتیک فیمابین خود حذر دارند در صورتی که بنا بر آنچه که در عرف بینالمللی معمول است «روابط دیپلماتیک در این سطح بر روابط سیاسی سبقت میگیرد». پیرامون این تناقص طهیاسین رمضان مرد شماره دو عراق و فرمانده (ارتش خلقی) که به همراه نامهای از طرف صدام برای مبارک در روز 25/6/1985 از مصر دیدار کرد گفت: «موضوع برقراری روابط دیپلماتیک (با مصر) با پیچیدگیهایی همراه است و این روابط نه تنها نمیتواند مفید باشد بلکه ممکن است حتی روی روابط دوجانبه تأثیر منفی بگذارد، و هر دوی ما سر این مسئله تفاهم کردیم و هر دو رئیس این مسئله را خوب درک کردهاند».
ابعاد روابط
با تشکیل محور «اردنی - مصری» در پشتیبانی از عراق و افزایش نقش نظامی مصر به صورتهای مختلف بخصوص در سطح سربازان که تهران از افزایش تعداد کشتهها و اسرای مصری صحبت میکند، این امر باعث نگرانی عربستان سعودی شده زیرا ورود مصر در منطقه نقش بارز عربستان را که به دنبال تشکیل شورای همکاری خلیج در اوایل سال 1981 تأثیر بیشتری به خود گرفته تضعیف خواهد کرد. و ادامه چنین نقشی برای قاهره باعث میشود که مصر در سطح نیروی انسانی و فنی، کشور اصلی حمایتکننده از عراق بشود. طبق اعتراف منابع عراقی دو میلیون کارگر مصری در عراق بسر میبرند و این افراد مانند عراقیها خدمت سربازی انجام میدهند. در کنارش هزاران نفر با حقوقهای کلان از ارتش مصر آورده شدهاند این مسئله شکل دخالت مصر را در جنگ بصورت غیر مستقیم منعکس میکند اما تحولات جنگ باعث میشود که مصر بیشتر به صحنه کشیده شود، لذا منابع غربی معتقدند قاهره چارهای جر حمایت از حکومت شخص صدام ندارد هر چند که گفته شود بعضی از کشورهای خلیج (فارس) برای تحقق شرط ایران جهت پایان جنگ، حاضر به رها کردن صدام و پیدا کردن جانشینی برای وی شدهاند. لذا بنظر میرسد که قاهره و ریاض با هم در مسابقه هستند، اولی با صدام است و دومی «به اندازهای که دور کردن آتش جنگ از خود برایش اهمیت دارد، بقای صدام برایش اهمیت ندارد». و در این خصوص ناقلان هم عقیده هستند که عراق به حمایت نظامی مداوم از نظر تسلیحات و افراد نیارمند است و علت استخدام نظامیان از کشورهای عربی متعدد با حقوقهای کلان در کنارش حمایت نظامی با اسلحه پیشرفته از سوی شرق و غرب هم به همین دلیل است. اما با این وجود عراق در حال حاضر بیشتر نیازمند نیروی انسانی یعنی رزمنده است و این سربازان بدون وارد شدن مستقیم مصر در جنگ نمیتوانند نیاز مطلوب را تحقق بخشند زیرا مصر تنها کشور عربی است که میتواند منابع نظامی بزرگی را تأمین و خسارتهای عراق را جبران کند و مصر در سایه ادامه این جنگ و احتمالات بروز تحولات در جبهه که ممکن است به تغییر تعادل نیروها در عراق منجر شود در مقابل انتخاب دشوار و خطرناک قرار خواهد گرفت. چنین انتخابی بدون شک تحت تأثیر عوامل بسیاری قرار خواهد داشت و در رأس این عوامل مسئله دستیابی مصر به نتیجه نهایی برای روابط خود با تلآویو در مورد طبیعی ساختن روابط و بازگرداندن «تابا» به آن و برداشتن گامهای مؤثر و ضروری در جهت مسئله صلح وجود دارد گذشته از این که باید دید که وضع داخلی مصر تا چه اندازه اجازه چنین تهوری را که عواقب آن نامعلوم است (به رژیم مصر) میدهد!