تاریخ انتشار : ۲۸ خرداد ۱۳۹۰ - ۱۲:۱۲  ، 
شناسه خبر : ۲۲۱۱۹۹

جنگ بین شبه نظامیان امل و فلسطینی‌ها در بیروت و جنوب لبنان طی پنج هفته گذشته بیش از 400 کشته و هزار مجروح داشته است. این جنگ با اشغال شهرک مغدوشه در جنوب لبنان ابعاد وسیع‌تری بخود گرفت  و تلاش برای متوقف کردن آن تا کنون عملا بی‌نتیجه مانده است آخرین تلاش در این زمینه بوسیله جمهوری اسلامی ایران بعمل آمد که علیرغم مشکلات فراوان همچنان ادامه دارد.
ناظران سیاسی در منطقه از ابتدای شروع درگیریهای فوق انگیزه‌ها و دلایل بسیاری برای این جنگ برشمردند. برخی محافل سیاسی در منطقه ارزیابی نهائی خود را بروشن شدن نتایج نهائی این درگیریها بر روی صحنه موکول کرده‌اند.
در بررسی جنگ اردوگاهها به چند حقیقت باید اشاره شود تا ابعاد جنگ کنونی و نیز چشم‌اندازهای آتی آن روشن شود. نکته اول به وضعیت ساف به رهبری یاسر عرفات پس از لغو یک‌طرفه توافقنامه اردنی ـ‌ فلسطینی توسط شاه حسین مربوط میشود. بررسی این نکته از آن جهت اهمیت دارد که دلایل توجه ساف به لبنان در معادلات سیاسی به وضوح آشکار گردد. عرفات پس از خروج از بیروت در سال 1982 تونس را به عنوان مقر ساف برگزید تا به دور از خطوط تماس نظامی خطوط سیاسی بحران فلسطین را رسم نماید. وی برای خارج کردن مساله فلسطین از بن‌بست‌های ناشی از جنگ لبنان و نیز بهره‌برداری از امتیازهای باقیمانده ناچار بود دست به ابتکار عمل بزند. این ابتکار عمل یاسر عرفات در موافقت نامه اردنی ــ فلسطینی که بعدها به نام موافقت‌نامه یازده فوریه معروف شد شکل گرفت. عرفات به توصیه شاه حسین و بمنظور ابراز پای‌بندی خود به برقراری صلح عادلانه در خاورمیانه از طرق مسالمت‌آمیز دست به چند عمل مخاطره آمیز زد. عناصر تندرو را از ساف خارج کرد. استراتژی نبرد مسلحانه را منتفی اعلام کرد و بالاخره اردن را کانال گریزناپذیر وصول به فلسطین بشمار آورد. شاه حسین که قبول قطعنامه‌های 242 و 338 شورای امنیت را محور توافقهای خود با ساف میدانست مناقشات خود را برای متقاعد ساختن ساف آغاز کرد اما عرفات که از محورهای استراتژیک جنبش مقاومت فلسطین چشم‌پوشی کرده بود حاضر نبود بیش از این امتیاز بدهد.
از این رو و بتدریج اختلاف نظر عمده میان ساف و اردن بروز کرد. این اختلاف نظر بالاخره به لغو یکجانبه قرارداد فلسطینی ـــ اردنی از سوی شاه حسین منجر شد. در چنین شرایطی که زمان آن به نیمه اول سال 82 باز میگردد عرفات یکبار دیگر عنصر لبنان را به معادلات سیاسی ساف باز گرداند. در محاسبات عرفات عنصر لبنان بمثابه راه هموار برای اعاده امتیازهای از دست رفته تلقی شد اما راه وصول به این عنصر چندان هموار نبود. زیرا از یکطرف اسرائیل حاضر نبود راه طی شده را دوباره انتخاب نماید. از طرف دیگر سوریه یعنی دشمن سرسخت رهبری عرفات بر سر کمین‌گاهها ایستاده بود و از همه مهمتر ساف به این نکته واقف بود که دوران طلائی حضور فلسطینی‌ها در لبنان به لحاظ شرایط روانی مردم سپری شده است. اما در هر حال عرفات ناچار بود از این راه ناهموار برای وصول به راه هموار استفاده کند. ساف با بررسی اوضاع لبنان و جبهه‌بندیهای درونی و منطقه‌ای آن به این نتیجه رسید که به شکل مقطعی از نقاط نفوذپذیر لبنان بهره گیرد این نقاط در جبهه‌‌بندی حزب فالانژ برهبری امین جمیل و سوریه به وضوح دیده میشد. از این رو ساف بدون کوچکترین تردید با دشمن دیرینه خود یعنی حزب فالانژ سازش کرد تا از کانال آن به راه هموار مورد نظر خود نایل آید. این حقیقت نباید پنهان بماند که عرفات چندی پیش رسما در تلویزیون متعلق به حزب فالانژ لبنان ظاهر شد و اعتراف کرد که وی با رهبری حکیمانه! کنونی لبنان به توافق رسیده است که جنگجویان فلسطینی به صورت رسمی و از کانالهای رسمی مسیحیان وارد لبنان شدند. عرفات در همین مصاحبه گفت که تعداد هفتاد هزار گذرنامه رسمی لبنانی بهمین منظور از مقامات لبنان و برای جنگجویان فلسطینی دریافت کرده است.
این حقیقت نیز باید گفته شود که برنامه مصاحبه تلویزیونی عرفات با تلویزیون حزب فالانژ در بغداد و با همکاری رژیم عراق ضبط شد. در طی این ماجرا تقریبا هزار تن از جنگجویان فلسطینی پیش از شروع درگیریهای اخیر اردوگاهها بطور پراکنده و بگفته برخی منابع مطلع هر شب پنجاه تن از فرودگاه لارناکای قبرس به فرودگاه مخصوص حزب فالانژ در بیروت شرقی منتقل شدند و چند شب بعد این تعداد از فلسطینی‌ها بطور پراکنده و با استفاده از قایق‌های جنگی حزب فالانژ از بندر «جونیه» در بیروت شرقی به بندر «صیدا» در جنوب لبنان منتقل شدند و خود را برای جنگ آماده ساختند. البته ناگفته نماند که درگیریهای پراکنده قبلی در اطراف اردوگاه رشیدیه در جنوب لبنان به تسریع ارسال واحدهای تازه نفس از جنگجویان فلسطینی به جنوب این کشور کمک کرد. اینک این سئوال مطرح میشود که چرا حزب فالانژ که در گذشته نه چندان دور فلسطینی‌ها را مردمی که وجودشان ضرورت چندانی ندارد توصیف میکرد اکنون و در چنین شرایطی با ساف به توافق رسید. سئوال دوم آن است که اسرائیل که در حزب فالانژ نفوذ بلا منازع دارد چگونه چشم خود را بروی این توافق بست. پاسخ این سئوال در نکات بعدی می‌آید. حقیقت یا نکته دوم در چگونگی سازش حزب فالانژ با ساف نهفته است از نظر حزب فالانژ، لبنان کنونی آبستن تحولات بسیار عمیق است، تحولاتی که به گونه‌‌ای موثر موقعیت احزاب دست‌راستی و جناحهای طرفدار غرب را با خطر مواجه کرده است. از دیدگاه تئوریسین‌های حزب فالانژ خطر فوق برای آینده لبنان جنبه استراتژیک دارد و از هم اکنون باید برای محدود کردن دامنه‌های آن چاره‌ای اندیشیده شود. رشد رادیکالیزم شیعه در لبنان که با عملیات غرورانگیز جنبش مقاومت اسلامی علیه اسرائیل همراه است از عنصر زما ن نیز پیشی گرفته است هم اکنون بخش‌های عمده و استراتژیک لبنان که از مرکز بیروت تا جنوب لبنان امتداد می‌یابد زیر سلطه مسلمانان انقلابی می‌باشد. به عبارت دیگر و از دیدگاه حزب فالانژ موازنه فرقه‌ای لبنان به گونه‌ای بسیار آشکار به سود مسلمانان لبنان در حال تغییر است. مارونی‌های لبنان اینک آرزو دارند موازنه قبلی یعنی موازنه‌ای که پیش از جنگ اسرائیل در لبنان در سال 1982 که با هدف نابودی زیربنای جنبش مقاومت فلسطینی در لبنان صورت گرفت، دوباره برقرار گردد زیرا در آن دوران امتیازهای سیاسی اقتصادی و حتی جغرافیائی مارونی‌ها بمراتب از وضع کنونی بهتر بود. از این رو بازگشت به دوران گذشته از دیدگاه مارونی‌های لبنان نه یک تاکتیک بلکه یک هدف بشمار میرود بازگشت به گذشته نیز جز با ایجاد موازنه مطلوب در میان فرقه‌ها میسر نیست. برقراری موازنه مطلوب هم مستلزم بازگشت محدود فلسطینی‌ها به لبنان است زیرا فلسطینی‌ها که از سال 1948 تاکنون در لبنان حق آب و خاک پیدا کرده‌اند مشروع‌ترین جریانی هستند که با انگیزه‌های ملی و بعضا مبارزاتی میتوانند در نقاط قبلی خود یعنی در جنوب لبنان استقرار یابند.
در واقع قاطعانه میتوان گفت که مارونی‌های لبنان قصد دارند با یک تیر به چند هدف بزنند و البته دو هدف از این اهداف همان‌هائی است که اسرائیل نیز چه در گذشته و چه در حال حاضر مشغول زدن آنها است. هدف‌های مارونی‌های لبنان عبارتند از: استقرار مجدد فلسطینی‌ها در لبنان موجب کاهش فشارهای نظامی و سیاسی مسلمانان انقلابی علیه مارونی‌های لبنان میشود در توضیح این مطلب باید گفت که اساسا مخالفت تاریخی فالانژها با فلسطینی‌ها بدین علت بود که فلسطینی‌ها بویژه در نیمه دوم دهه 1960 و نیمه اول دهه 70 اوضاع سیاسی لبنان را تحت تاثیر حضور خود قرارداده بودند. یکی از آرزوهای مارونی‌ها این بود که فلسطینی‌ها از لبنان خارج شوند تا آنها بتوانند نقاط تمرکز مسیحیان را در جنوب لبنان به نقاط مسیحی‌نشین شمال و مرکزی این کشور پیوند داده و به این وسیله جامعه متحده مسیحیان لبنان را تشکیل دهند اما این آرزوها نه بصورت طبیعی بلکه بشکل بسیار دردناکی بر باد رفت و اینک مسلمانان انقلابی لبنان که از دیدگاه مارونی‌ها بمراتب و به لحاظ ایدئولوژیک خطرناک‌تر از فلسطینی‌ها هستند جایگزین آنها شده‌اند.
2- حضور مجدد فلسطینی‌ها در لبنان و بدنبال آن پاشیدن تخم اختلاف میان آنها و مسلمانان انقلابی دایره ابتکار عمل سیاسی و نظامی محافل اسلامی و انقلابی لبنان را علیه اسرائیل تنگتر خواهد کرد.
3- حضور فلسطینی‌ها در لبنان یکبار دیگر بحران فراموش شده لبنان را در محافل بین‌المللی زنده خواهد کرد و غرب برای حل ریشه این مساله به چاره‌جوئی خواهد پرداخت.
4- حضور مجدد فلسطینی‌ها در لبنان به گونه‌ای تلویحی مقابله با سیاست‌های سوریه در لبنان بشمار میرود و این موجب میشود که دمشق در برخورد با قضایای لبنان منافع مارونی‌های این کشور را در اولویت سیاست‌های خود جای دهد.
حقیقت یا نکته سوم در این تحلیل در چگونگی برخورد رژیم صهیونیستی با حقایق فوق قابل دسترسی می‌باشد.
بطور کلی تل‌آویو با بازگشت متشکل و مسلح و وسیع فلسطینی‌ها به لبنان مخالفت می‌کند زیرا بازگشت فلسطینی‌ها در واقع یعنی بازگشت ناامنی به مناطق شمالی فلسطین اشغالی می‌باشد، اما این مخالفت تل‌آویو به این معنا نیست که استراتژیست‌های صهیونیست از وضع کنونی ساف و تحولات آن و نیز از پی‌آمدهای فاجعه‌آمیز جنگ 1982 اسرائیل در لبنان بی‌خبر باشند. برای تل‌آویو این مهم نیست که چه کسی کمتر از دیگران شعار جنگ علیه اسرائیل سر میدهد بلکه مفهوم ایدئولوژیک ضرورت نابودی اسرائیل و پایداری پرصلابت بر دوش‌کشان رسالت اجرای این مفهوم مهم است ناظران کمتر به این حقیقت اشاره می‌کنند که استراتژیست‌های محوری اسرائیل پس از جنگ 1982 با صراحت گفتند که باختن اسرائیل در جنگ لبنان غیر قابل جبران است زیرا زیر بنای جنبش مقاومت فلسطین در لبنان نابود شد اما زیر بنای ایدئولوژیک رادیکالیزم شیعه که از ایران امام خمینی مایه میگیرد تقویت شد و این خطر بزودی دامن اسرائیل را خواهد گرفت.
به این ترتیب مخالفت تل‌آویو با حضور مجدد فلسطینی‌ها در لبنان در شرایطی که خطر رشد انقلابیون مسلمان این کشور تشدید میشود، تخفیف می‌یابد و بلکه اگر این حضور حتی بشکل تاکتیکی موجب به دام انداختن فلسطینی‌ها و مسلمانان انقلابی و شکار هردوی آنها شو د یک ضرورت اجتناب‌ناپذیر تلقی میشود زیرا اولا فلسطینی‌ها بالاخره از دیدگاه خانواده بین‌المللی ساکنان موقت لبنان محسوب میشوند و در هر شرایطی و به هر بهانه‌ای میتوان آنها را قلع و قمع کرد اما مسلمانان انقلابی لبنان که ساکنان اصلی و همیشگی این کشور می‌باشند با مفاهیم ایدئولوژیک علیه اسرائیل نبرد می‌کنند و از نقطه نظر افکار عمومی جهان نمی‌توان با سهولت آنها را قلع و قمع کرد بنابراین و از دیدگاه تل‌آویو چه بهتر که ماموریت قلع و قمع فلسطینی‌ها و مسلمانان انقلابی لبنان بر دوش خودشان گذاشته شود! و اگر هر یک از اطراف در این ماموریت خود کوتاهی نمایند ارتش اسرائیل با بمباران‌های خود نظیر آنچه که در دو هفته اخیر اتفاق افتاد به کمک آنها خواهد شتافت!
البته به قطب‌های منطقه‌ای و جهانی نیز باید اشاره شود. واشینگتن و مسکو تاکنون از اظهار نظر رسمی درباره رویداد‌های لبنان خودداری کرده‌اند. این سکوت معانی فراوانی دارد اما میتوان گفت که هم واشینگتن و هم مسکو نسبت به رویدادهای جنگ اردوگاههای فلسطینی در لبنان رضایت دارند. زیرا آنچه که موجبات خرسندی تل‌آویو را فراهم میسازد مورد قبول واشینگتن است علاوه بر این اوضاع کنونی فلسطینی‌ها در جنوب لبنان موجب میشود که از فشارهای جناح‌های میانه‌رو عرب مبنی بر حل مساله فلسطین در چهارچوب صلح خاورمیانه کاسته شود و اعراب برای حل مشکل کنونی فلسطینی‌ها و لبنانی‌ها مشغول میشوند و از همه مهمتر هم واشینگتن و هم تل‌آویو به ابعاد روانی پی‌آمدهای ناشی از جنگ اردوگاههای فلسطینی‌ها و تاثیر آ‌ن در افکار عمومی جهان توجه زیادی دارند. زیرا این نکته از هم اکنون توسط رسانه‌های خبری امپریالیستی و صهیونیستی مطرح شده است که وقتی اعراب حاضر نباشند فلسطینی‌ها را در کنار خود تحمل کنند اسرائیل چگونه و به چه دلیلی حاضر باشد فلسطینی‌ها را آنهم در شکل دولت مستقل تحمل نماید.
بنظر میرسد که رضایت مسکو نیز از این نقطه نظر سرچشمه میگیرد که بازگشت فلسطینی‌ها به لبنان بحران این کشور را که با بحران عمومی خاورمیانه پیوند دارد تشدید خواهد کرد و در نتیجه یک بار دیگر ضرورت حل بحران خاورمیانه در چارچوب انعقاد اجلاس بین‌المللی صلح با مشارکت اتحاد شوروی مطرح خواهد شد. علاوه بر این از دیدگاه مسکو بازگشت فلسطینی‌ها به لبنان موجب وحدت دوباره نیروهای ساف میشود و جریانات چپ فلسطینی قدرت بیشتری پیدا خواهند کرد. برخی از ناظران سیاسی علت ناکامی سوریه در حل بحران جنگ اردوگاهها را ناشی از رضایت مسکو نسبت به استمرار این بحران تا مرحله میوه‌دهی میدانند.
در مجموع میتوان گفت که مساله جنگ اردوگاههای فلسطینی در لبنان سرآغاز یک بحران است، بحرانی چند سره که یک سر آن به بحران کنونی ساف و سر دیگر آن به بحران موجودیت مارونی‌ها در لبنان مربوط میشود.