تاریخ انتشار : ۲۵ خرداد ۱۳۹۰ - ۰۹:۱۳  ، 
شناسه خبر : ۲۲۱۲۰۵

تهاجم سنگین زمینی و هوائی ارتش عراق به خاک کویت متعاقب شکست مذاکرات دوجانبه عراق و کویت که روز سه‌شنبه هفته گذشته در شهر جده در عربستان برگزار شد، صورت گرفته است. همزمان با اعلام شکست مذاکرات جده رسانه‌های گروهی عراق مجدداً حملات تبلیغاتی خود علیه کویت را که از دو هفته پیش آغاز شده بود با لحن شدیدتری از سر گرفتند و در پی این رخداد سحرگاه روز چهارشنبه 10 مرداد ماه جاری نیروهای عراقی به استعداد یکصدهزار سرباز و بیش از 350 دستگاه تانک حمله تهاجمی خود علیه کویت آغاز کردند. هنوز مردم کویت از خواب بیدار نشده بودند که پایتخت کویت در زیر زنجیر تانکهای عراقی قرار گرفت. عراقیها در حمله خود به خاک کویت 4 هدف اصلی و اساسی را دنبال می‌کردند. این 4 هدف عبارتند از:
فرار از بدهی‌ها
1- عراقیها قصد دارند خود را از زیر بار بدهی سنگینی که به دولت شیخ جابر‌الاحمد‌الصباح امیر کویت دارند برهانند. دولت آل‌صباح با تأمین 30 درصد از حجم کمکهای اقتصادی و مالی شورای همکاری خلیج‌فارس به عراق در خلال سالهای جنگ تحمیلی و با طلب چند ده میلیاردی خود از عراق بزرگترین بستانکار رژیم بعث در منطقه خلیج‌فارس می‌باشد. عراقیها با ساقط کردن رژیم آل‌صباح و برقراری یک رژیم متمایل به خود در کویت تصمیم دارند خود را از زیر بار این بدهی سنگین که به هیچ روی قادر به پرداخت آن نمی‌باشند برهانند. دولت عراق نه فقط از زیر بدهی شانه خالی کرده بلکه بابت آنچه که «نفت‌ربائی حکام کویت» خوانده بیش از دو میلیارد دلار نیز ادعای خسارت کرده است.
افزایش بهای نفت
2- از جمله اهداف عراق در حمله به کویت پایان دادن به نقش کویت در کمک به کاهش بهای جهانی نفت می‌باشد. مجلس عراق روز پنجشنبه 28/4/69 دولت کویت را متهم ساخت «با کاهش عمدی قیمتهای نفت خام در اثر صدور بیش از حد سهمیه‌های تعیین شده خنجری زهرآگین به عراق زده است». پیش از این موضع‌گیری، صدام رئیس حکومت عراق نیز «بعضی از حکام عرب» را به اجرای یک سیاست آمریکائی بمنظور کاهش قیمت نفت متهم ساخته بود. مقامات کویتی این اتهام را رد کرده بودند. عراقیها همچنین مدعی هستند که رژیم کویت از حوزه نفتی رمیله متعلق به عراق به میزان دو میلیارد و چهارصد میلیون دلار نفت پمپاژ کرده و بابت آن طلب غرامت کرده‌اند. کویتیها این اتهام را نیز رد کرده‌اند.
مقامات کویت و امارت متحده عربی اتهامات عراق را رد کرده‌اند و اکنون گزارش میرسد که در پایتخت‌های سه کشور، جنگ تبلیغاتی و موضع‌گیری تند دیپلماتیک علیه یکدیگر با وسعت بیشتری ادامه یافته است.
صرف‌نظر از تهدیدات عراق علیه کویت، اصولاً سیاستهای نفتی کویت و نیز عربستان سعودی و امارت متحده عربی همواره بر مبنای افزایش بی‌رویه تولید و طبعاً کاهش بهای نفت استوار بوده است که آمریکا و اروپای غربی بعنوان واردکنندگان عمده نفت خام خلیج‌فارس و خریداران اصلی و اولیه این ماده حیاتی، خواستار آن هستند...
تعهدات رسمی این سه کشور در اجلاسیه‌های دوره‌ای اوپک همواره خلاف عملکردشان در زمینه تولید و صدور نفت خام بوده است. این سیاستی است که طبعاً در درازمدت به زیان سایر کشورهای صاحب نفت در خلیج‌فارس و به سود خریداران غربی آن می‌باشد.
امروز آمریکا و جهان غرب بر روی نفت خلیج‌فارس حساب بزرگی باز کرده‌اند. در گزارشی که اخیراً از سوی شورای اطلاعات ملی آمریکا وابسته به سازمان سیا به وزارت انرژی این کشور نوشته شده است چنین می‌خوانیم:
«وابستگی جهان به نفت خام کشورهای حوزه خلیج‌فارس طی سال 2000 میلادی به 30 درصد افزایش خواهد یافت.
عرضه نفت خام متناسب با میزان روبه رشد تقاضا خواهد بود و به علت افزایش سهام و منافع کشورهای حوزه خلیج‌فارس در اقتصاد کشورهای غربی، تنگناهای عمده دهه 70 میلادی در زمینه عرضه نفت تکرار نخواهد شد.
اضافه بر این برنامه کشورهای عمده تولیدکننده در حوزه خلیج‌فارس در جهت توسعه و گسترش تولید و همچنین مشابه همین برنامه در کشور ونزوئلا، سبب افزایش عرضه و ایجاد ظرفیت کافی برای متعادل کردن فشار روبه افزایش برای ترقی قیمتها خواهد شد».
دنیای غرب و بخصوص آمریکا، امروزه امید فراوانی به سیاستهای نفتی کویت، امارت متحده عربی و عربستان سعودی برای تأمین اهداف اقتصادی درازمدت خود از منابع حیاتی خلیج‌فارس بسته‌اند. اکنون بهتر از هر زمان دیگر ثابت شده است که استراتژی عمده آمریکا محور نمودن این سه کشور در اوپک از نظر سهمیه و قدرت تولید می‌باشد تا دنیای غرب با بحرانهائی مانند آنچه که در دهه 1970 اتفاق افتاد مواجه نشود.
عراقیها بخاطر کوچکی کویت، این کشور را در نوبت اول برای گوشمالی قرار داده‌اند. بنابراین خاتمه بخشیدن به نقش کویت در کمک به کاهش بهای نفت که بشدت به اقتصاد عراق لطمه می‌زند می‌تواند بعنوان دلیلی بر حمله نظامی عراق به کویت مورد بررسی قرار گیرد.
حل اختلافات ارضی
3- سومین دلیلی که می‌تواند در موضع تهاجم به عراق به کویت مورد بررسی قرار گیرد، حل یکباره دعاوی ارضی و اختلافات مرزی عراق با این کشور کوچک عربی است.
از سه دهه پیش به این طرف یعنی از زمان استقلال کویت تاکنون مواضع دولت این کشور بخاطر مرزهای مشترک و نسبتاً طولانی که با عراق دارد و نیز بخاطر خودخواهیها و خودکامگیهای دولتهائی که در عراق بقدرت می‌رسیدند، همواره متأثر از سلطه سیاسی رژیمهای حاکم بر بغداد بوده است. دولتهای عراق همواره ادعای مالکیت کویت را داشته‌اند، ‌ادعاهای عراق بر کویت پس از 62 سال سلطه دیرپای استعمار انگلیس بر این کشور یعنی از زمان اعلام استقلال این کشور در سال 1340 آغاز گردید. در آن زمان دولت وقت عراق (زمان حکومت کمونیستی عبدالکریم قاسم)مدعی مالکیت کویت بعنوان یکی از ایالاتش بوده است. شیخ کویت عبدالله‌ صباح از زمان استقلال کشورش همواره به رژیم عراق بعنوان یک مهاجم و سلطه‌جوی نگریسته است در تابستان 1340 و یک هفته پس از اعلام استقلال کویت از حاکمیت 62 ساله انگلیس، عبدالکریم قاسم اعلام کرد کویت جزء لاینفک عراق است و ما حکومت قلابی دست‌نشانده انگلیس را تحمل نمی‌کنیم.
ژنرال قاسم استقلال کویت را یک تحریک امپریالیستی خواند و رسماً اعلام کرد از آنجا که کویت جزء خاک اصلی عراق است جمهوری عراق باید شیخ (حاکم) آنرا منصوب کند.
پس از اظهارات رسمی قاسم، ارتش عراق بلافاصله برای بازپس‌گیری و اشغال کویت اعلام آمادگی کرد، کویت از انگلستان تقاضای کمک کرد و رزمناوهای انگلیس در خلیج‌فارس برای حمایت از کویت بحال آماده‌باش درآمدند و ناوگان و قوای جنگی تازه به کویت اعزام شد. در همان‌ روزها عربستان نیز برای دفاع از کویت در مقابل عراق به این کشور نیرو اعزام کرد.
همزمان با انتشار گزارشاتی مبنی بر پیش‌روی واحدهای ارتش عراق در خاک کویت بحران باوج رسید و دهها فروند جنگنده انگلیس در کویت مستقر شده و نیروهای انگلیسی در مرز دو کشور موضع گرفتند. با بحرانی شدن اوضاع در شمال خلیج‌فارس صادرات نفت کویت و عراق تعطیل شد و شورای امنیت سازمان ملل بررسی موضوع را آغاز کرد و در آنروزها کویت برای ایجاد مصونیت در مقابل ادعاهای ارضی عراق متوسل به تشکیل فدراسیون با عربستان سعودی شد و از کشورهای عضو اتحادیه عرب تقاضا کرد سرباز به این کشور اعزام کنند. اضطراب کویت و بحران مرزی با پیشنهاد شیخ کویت مبنی بر پرداخت سالیانه 40 میلیون دینار کویتی به عراق که نام کمک بر‌ آن نهاده شد فروکش کرد این بحران در ماههای بعد نیز با انتشار گاه‌بگاه اخبار مربوط به حرکت نیروهای عراقی بسوی کویت، درخواست کمک کویت از کشورهای مختلف و اعزام و ارسال نیرو و تجهیزات از سوی این کشور تازه می‌شد.
تحریکات عراق در کویت، طرح‌ریزی کودتا و نگرانی کویت از این بابت سالها طول کشید و حتی تا چند سال بعد از شروع این بحران بخشهایی از خاک کویت در اشغال ارتش عراق ماند. هراس و نگرانی کویت از دولتهای عراق در این سالها و در اشکال گوناگون به ظهور رسیده است و هر از چندگاه روزنامه‌های کویتی خبر از دستگیری باندهای خرابکار و کشف مواد منفجره داده‌اند.
طمع دولتهای حاکم بر عراق در مورد کویت در مقاطع مختلف بصورت فعالیتهای تروریستی،بمب‌گذاری، تخریب و ایجاد فضای ناامن جلوه‌گر بوده است. دولتهای عراق همواره کوشیده‌اند تا چنین وانمود کنند که امنیت کویت مدیون همسایگی این کشور با عراق بوده است و تنها عراق است که می‌تواند امنیت این کشور را حفظ نماید و هر خطری که متوجه حاکمیت عراق گردد دیر یا زود دامن کویت را نیز خواهد گرفت.
رژیمهای حاکم بر عراق از 30 سال پیش به این طرف با استفاده از این شیوه موفق شده‌اند دولتهای کویت را تحت سلطه سیاسی خود داشته‌ باشند، از این‌رو نفوذ سیاسی عراق در داخل نهادهای سیاسی، اجتماعی و دولتی و در ساختار حکومت کویت همواره مهمترین نقش را در ترسیم سیاست خارجی این کشور برعهده داشته و مواضع رژیم کویت در قبال مسائل سیاسی جهان عمدتاً متأثر از این نفوذ بوده است.
اعمال حاکمیت بر جهان عرب
4- و بالاخره چهارمین دلیل عراق در حمله به خاک کویت و نیز تهدید کردن عربستان می‌تواند تصمیم عراق در اثبات برتری سیاسی و نظامی این کشور در میان رژیمهای عربی باشد. تحقق این تصمیم در حقیقت یکی از رؤیاها و آرزوهای همیشگی سرمداران عراق بوده است.
صدام که کشور مصر را در زمان سادات در جهان عرب منزوی می‌دید و از سوئی پس از مرگ جمال عبدالناصر سالها بود که دنیای عرب رهبر مقتدری به خود ندیده بود می‌کوشید تا حدی پای خود را در میان کشورهای عرب مستحکم نماید و خود را بعنوان نیرومندترین سیاستمدار جهان عرب معرفی کند. شاید از نظر صدام تحقق چنین رویاروئی مستلزم اثبات برتری نظامی و پیروزی در یک رویاروئی نظامی سنگین در منطقه بوده است. بخصوص ارتش عراق بخاطر برخورداری از یک ارتش 220 هزار نفری که بالاترین نیروی انسانی نظامی در میان کشورهای عربی منطقه خاورمیانه بود، توانائی این رویاروئی را در خود احساس می‌کرد.
عراقیها پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران همواره تلاش داشته‌اند تا خود را قدرت برتر خلیج‌فارس بنامند. یکی از هدفهای آنان در تحمیل جنگ بر جمهوری اسلامی ایران نیز اثبات همین شعار بود. اما شکست آنان در آرزوهائی که در جنگ در سر می‌پروراندند بر این تصمیم آنان ضربه جبران‌ناپذیری وارد آورد. عراقیها که پس از 8 سال جنگ نتوانستند رؤیای خود را تحقق بخشند پس از جنگ تلاش کردند تا با به رخ کشیدن قدرت خود به رژیمهای ضعیف حوزه جنوبی خلیج‌فارس از یک‌سو شکست خود در جنگ را توجیه کنند و از سوی دیگر خود را قیم و قدرت اول در میان کشورهای عربی قلمداد کنند.