تاریخ انتشار : ۲۵ خرداد ۱۳۹۰ - ۱۰:۱۷  ، 
شناسه خبر : ۲۲۱۲۱۶

ترجمه از : انتیرنشنال هرالدتریبیون
اعراب در تلاشهای برای تشریح روابط جدید خود با ایالات متحده و بقیه کشورهای غربی، به این نتیجه رسیده‌اند که آنطوری که فکر می‌کردند، دیگر اهمیت زیادی ندارند.
با فروپاشی اتحاد شوروی و شکست عراق، رهبران جهان غرب دریافته‌اند که دیگر کسی از آنها نمی‌ترسد. اعراب بسیاری هم می‌گویند از اینکه دیگر حتی به آنها احترام هم نمی‌گذارند شگفت‌زده شده‌اند.
بنظر نمی‌رسد که نگرانی‌های آنها تنها وهم و خیال باشد. دولت بوش در کشاندن اعراب و اسرائیل به پای میز مذاکرات صلح اصرار می‌ورزد اما هیچگونه تصویری از سیاست جامعی در قبال خاورمیانه یا جهان عرب ارائه نمی‌دهد. دیپلمات‌های آمریکایی به طور خصوصی می‌گویند که دولت بوش به معامله با اعراب برحسب کشور به کشور بازگشته است، برداشتی که دلیلی فوری برای انجام کاری غیر از این را پیش‌بینی نمی‌کند.
این احساس در جهان عرب که در حاشیه قرار گرفته است و از رفتار آمریکا، انگلستان و فرانسه با لیبی تشدید شده است. قدرت‌های غربی از طریق شورای امنیت سازمان ملل مجازاتهای اقتصادی لیبی را بدست آورده‌اند تا این کشور را وادار سازند شش لیبیایی را که به دخالت در دو انفجاری که مجموعاً 441 کشته بر جای گذاشت، مورد سؤظن هستند، در اختیار تشکیلات قضایی غرب قرار دهد.
در حالیکه در جهان عرب، اقدامات لیبی کمتر مورد تائید قرار می‌گیرد، اما این حادثه به عنوان نشانه‌ای از بی‌توجهی شدید غرب به طرز تفکر اعراب تلقی شده است. از نظر اعراب غرب در واکنش نسبت به درخواستهای دوستان خود، چون مصر، مراکش و تونس برای دادن فرصت بیشتر جهت یافتن راه‌حل مصالحه‌جویانه‌ای برای این بن‌بست، کوچکترین توجهی نکرد. جامعه 21 عضوی عرب نیز کوشید مساله را به نحوی حل کند اما موفق نشد.
شریف شباشی خبرنگار اروپایی روزنامه مصری الاهرام می‌گوید «از نظر ما، این نظم نوین جهانی آمیزه‌ای از نادیده گرفتن مهربانانه اعراب و مجازاتهای انتخاب شده، همچون موارد عراق و لیبی است.» او در برشمردن دیدگاهی که طی هفته‌های اخیر در مطبوعات اعراب به آن پرداخته شد می‌گوید «این یک نظم انتقام‌جوی جدید است.»
سیاست‌سازان آمریکائی نیز گرچه از چشم‌انداز‌های دیگری به این امر می‌نگرند، اما آنها هم تا حدودی به همین نتیجه‌گیری می‌رسند. یک دیپلمات آمریکایی در پاسخ به سوالی درباره ارزیابی سیاست واشنگتن در قبال خاورمیانه، اظهارنظرهای فرستادگان بلندپایه آمریکایی را تکرار کرد.
این دیپلمات گفت: «فکر نمی‌کنم که واشنگتن دیگر اعراب را بطور کلی در مدنظر بگیرد. ما اکنون با مصریان، سعودیها، لیبیایی‌ها و الجزایر سروکار داریم. گرچه هنوز تا حدودی مفهوم همبستگی اعراب احساس می‌شود اما این امر دیگر در محاسبات نفتی ایفا نمی‌کند.»
او می‌افزاید «ارزشهای مشترک» کمی بین غرب و اعراب وجود دارد و بزرگترین علاقه غرب در منطقه - یعنی نفت - اکنون با از بین رفتن رقابت شوروی و ضعف نسبی مخالفت با غرب، حتی از سوی اصول‌گرایان اسلامی، بیش از هر زمانی مطمئن و امن است.
او می‌گوید که از دو سال پیش که ایالات متحده نسبت به حساسیت‌های اعراب در جریان بحران خلیج‌فارس علاقه نشان می‌داد، اوضاع به نحو برگشت‌ناپذیری فرق کرده است. دیپلمات آمریکایی افزود از آن به بعد، ایالات متحده نتیجه‌گیری کرد، که «خیابان اعراب» - قدرت افکار عمومی - بیشتر از آنچه که خطری متوجه منافع آمریکا کند، جنبه اسطوره‌ای دارد.
آمریکا همچنین نتیجه گرفته است که منافع فردی کشورهای عرب مانند عربستان سعودی که به حمایت آمریکا نیاز دارد و مصر که به پول آمریکا محتاج است، بر تمامی زمینه‌های همبستگی اعراب رجحان دارد. سرانجام، واشنگتن به این نتیجه رسیده که «اصول‌گرائی اسلامی» به اندازه تهدید شوروی خطرناک نیست.
او تاکید می‌کند که دکترین تازه‌ای که راهنمای سیاست خاورمیانه‌ای واشنگتن باشد وجود ندارد و تنها مقررات جدید «مخصوص و تدریجی» به همراه فقدان نگرانی از خطرهای قبلی وجود دارد و از تلاش برای یافتن مسیرهای جدید خبری نیست.
احمد خالدی، متفکر فلسطینی مقیم لندن می‌گوید قوانین کنونی «تیر مجازاتها و اقدامات تنبیهی خود را متوجه اعراب کرده است در حالیکه به اسرائیل اجازه داده است همه قطعنامه‌های سازمان ملل و مفهوم یک نظم نوین جهانی را زیر پا بگذارد.»
بهرحال، او و سایر روشنفکران عرب خاطرنشان می‌سازند که برای اسرائیل هم خیلی چیزها تغییر کرده است. یک دیپلمات بلندپایه مصری در اروپا اشاره می‌کند که بازرسان نظامی آمریکا اخیراً به اسرائیل فرستاده شدند تا پیرامون اتهام انتقال تکنولوژی موشکی پاتریوت از اسرائیل به چین تحقیق نمایند.
«درست همانطور که هیات‌های بازرسی، عراق را برای یافتن و نابود کردن سلاح‌های هسته‌ای یا بیولوژیکی بغداد زیر و رو می‌کنند.» بازرسان اعزامی به اسرائیل مدرکی دال بر این مدعا پیدا نکردند.
مقام‌های آمریکایی هم سردی نسبی کنونی را در سیاست آمریکا در قبال اسرائیل خاطرنشان می‌سازند و می‌گویند زبان جدید آمریکا در دیپلماسی خاورمیانه، لزوماً بر تمایل کل منطقه، از جمله اسرائیل، به تن دادن به نقطه‌نظرات واشنگتن دور می‌زند.
مقامی که سیاست آمریکا را تشریح کرده است می‌گوید «روابط آمریکا - اسرائیل تا حدی پائین آمده که اکنون تمایل فزاینده‌ای به این پرسش پیدا شده که آیا آنچه که اسرائیل می‌کند با ارزشهای مشترک ما سازگاری دارد یا نه.
اما احمقانه خواهد بود اگر دولت‌های عرب نتیجه بگیرند که ارزشهای مشترک بیشتری بین ما و آنها وجود دارد.» بنظر نمی‌رسد که در میان اعراب، مقاومتی در برابر آنچه که خالدی «عصر آمریکایی» می‌خواند، ظهور کرده باشد.
لیبی، عراق، ایران، جناح‌های چپ‌گرای فلسطینی و اصول‌گرایان مبارز تقریباً از هیچ حمایتی برخوردار نیستند و اگر هم حمایتی باشد، زیر فشار اعراب مجبور به سکوت هستند در ضمن، کشورهای با نفوذی چون مصر و عربستان سعودی تاکید می‌کنند که تنها راه نفوذ در سیاست آمریکا، ماندن در زیر چتر واشنگتن است.
اما این واقعیت همچنان پابرجاست که اکثریت قابل ملاحظه‌ای از حدود 300 میلیون عرب، برغم سردی روابط آمریکا - اسرائیل، اعراب همچنان بر این باورند که آمریکا در رابطه با حقوق اسرائیلیان و حقوق اعراب، از معیارهای دوگانه استفاده می‌کند. این برداشت که دیدگاهها، سیاستها و حتی ارزش‌های فرهنگی اعراب هم در واشنگتن به چیزی گرفته نمی‌شود، اوضاع را پیچیده‌تر کرده است.
جمیل مطبر، نویسنده مشهور مصری در مقاله‌ای نوشت که ایالات متحده و غرب در معامله‌ای و یا حتی دورنمای معامله‌ای را با اعراب ارائه نمی‌دهند. جوهر سیاستهای غربی، که در تعصب‌های نژادی و فرهنگی ریشه دارد. رد همه اعتقادات اساسی اعراب و از جمله آرمانهای مشروع آنهاست.»