تاریخ انتشار : ۰۵ تير ۱۳۹۰ - ۱۰:۰۸  ، 
شناسه خبر : ۲۲۱۵۶۹
گفتگوی الحوادث با شیخ محمد فضل‌الله
اشاره: علامه سیدمحمدحسین فضل‌الله، بی‌گمان یکی از برجسته‌ترین روحانیون مبارز لبنانی به شمار می‌رود. نقش نامبرده در هدایت جریانات اسلامی در صحنه مبارزات مسلمانان لبنان، ویرا از موقعیت متمایزی برخوردار کرده است. این مصاحبه که توسط خبرنگار مجله الحوادث چاپ لندن بعمل آمده قبل انفجار بزرگ محله(بئر‌العبد)صورت گرفته، و نقطه‌نظرات و دیدگاههای سیدمحمدحسین فضل‌الله پیرامون مسائلی چند از جمله برقراری جمهوری اسلامی در لبنان، موقعیت مسلمانان لبنانی، نقش اسلام در مبارزات مردمی و کیفیت آزادسازی سرزمینهای اشغالی را بیان نموده است. نظر به اهمیت مصاحبه ترجمه آن عینا به خوانندگان کیهان ارائه می‌گردد. سرویس خارجی کیهان

*س ـ چگونه به دگرگونی‌های وضعیت داخلی لبنان می‌نگرید؟
**فضل‌الله: در واقع من نشانی از وجود هیچگونه دگرگونی و تغییر در صحنه سیاست لبنان نمی‌بینم بلکه بعضی از چهره‌هائی را مشاهده می‌کنم که بنابر شرایط، همواره در صحنه سیاست لبنان جایگزین هم می‌گردند، من معتقدم که مرحله کنونی در لبنان مرحله حل بحران نیست بلکه مرحله کنترل بحران است تا از این رهگذر بتوان از نابودی معادلات ترسیم‌شده جلوگیری بعمل آید و بتوان از آن بمنظور باور ساختن راه‌حلهای آینده استفاده نمود. این راه‌حلها نه فقط به لبنان بلکه به کل منطقه و من جمله در رابطه با راه‌حل صلح‌آمیز و مساله فلسطین مربوط می‌شود. همه ما میدانیم که توطئه‌ای در منطقه از سوی آمریکا در شرف تکوین است و منظور آن سرگرم ساختن مردم در نقشه‌های آنان است و شاید آنچه که بوقوع خواهد پیوست بدست آوردن جایگاههای قدرت از سوی بعضی از گروههاست تا بتوانند در موعد اجرای مذاکرات داخلی از موقعیت نیرومندی برخوردار شوند.
بطور اجمال باید گفت که مساله لبنان هنوز در چارچوب مهار و اداره بحران و نه در چهارچوب حل آن قرار دارد بدین خاطر مساله‌ای تازه و جدید که در سطح استراتژی و اصول باشد موجود نیست ولی مسائل و موضوعات مختلف فراوانی وجود دارد.
*س ـ راه‌حل بحران چیست؟
**فضل‌الله: در واقع سخن گفتن از بحران لبنان، انسان را از ساده‌اندیشی پیرامون مساله راه‌حل بحران منع می‌نماید. زیرا مساله راه‌حل در خطوط گسترده‌ای که در صحنه ارائه می‌شود نهفته نیست بلکه چنین پیدا است که این خطوط گسترده تشکیل‌دهنده حالتی است که یا باید توافق همگانی در مورد آن وجود داشته باشد یا پیرامون یکی دو خط معین به بن‌بست می‌رسند لذا مشکل لبنان دارای جزئیات گسترده‌تری می‌باشد. در این جزئیات وجود قدرتهای محلی و بین المللی ذینفع را احساس می‌کنیم بدین‌خاطر نمی‌توانیم راه‌حل سحرآمیز بدست آوریم و با پیرامون راه‌حل سحرآمیز و سریع مشکل لبنان به گفتگو بنشینیم.
البته در لبنان جریانات مختلفی وجود دارد و هر کدام از این جریانات دارای شیوه ویژه خود برای ترسیم آینده وضعیت لبنان می‌باشند. شاید این حق را هم داشته باشند که طبق شیوه مخصوص خود آینده‌نگری نمایند ولی باید بدانیم میان اندیشه انسان و خطوط فکری او موضوعی که از نظر واقعیت میتواند اجرا شود تفاوت دارد.
شاید بیشتر طرحهای فکری که در زمینه‌های اسلامی یا مارکسیستی یا عربی مطرح می‌شود حداقل در مرحله کنونی امکانات واقعی اجرای آن فراهم نباشد لذا هنگامیکه بخواهیم شیوه واقعگرائی در پیش‌بینی آینده لبنان را بکار ببریم موضوعی که بمثابه ابزار برای بحرانی شدن وضعیت عمل کرده و باید از صحنه لبنان زودوده شود همانا سرنگونی رژیم طائفی است ما معتقدیم که مشکل واقعی در وجود رژیم طائفی غیرمتوازن، نهفته است و مشکل رژیم از دو جنبه قابل بررسی است. نخست سیاسی ـ زیرا مشکلات روانی بوجود می‌آورد. این مشکلات در آینده به مشکلات امنیتی تبدیل می‌شوند. دوم: موانع روانی رودرروی شهروند لبنانی می‌گذارد بطوریکه مانع از مناقشه و بررسی طرز فکر واحد و اندیشیدن در مورد آن می‌گردد.
ما معتقدیم که سرنگونی رژیم طائفی باید صورت پذیرد، تا در لبنان حالت انسانی حکمفرما شود. بطوریکه یک شهروند بتواند بعنوان یک انسان در کشور رفت‌وآمد کند. و رژیم بتواند نیازهای او را برآورده سازد و با اندیشه او بعنوان یک انسان شهروند برخورد شود. در آن هنگام است که لبنانیها بنابر دیدگاه انسانیت خود میتوانند شیوه رژیمی را که بر زندگی آنها حکومت دارد، برگزینند یا بتوانند رژیم خود را بنابر دیدگاه ارادی که به موانع طائفی یا سیاسی برخورد نداشته باشند انتخاب نمایند.
*س- آیا یعنی شما با کسانی که خواهان جمهوری اسلامی در لبنان هستند مخالف هستید و آیا در خط ایران قرار ندارید؟
**فضل‌الله: در واقع کلمه ضد یا مخالف دقیق نیست. من اسلام را بعنوان اندیشه کامل می‌پذیرم من از کسانی نیستم که در مورد مسأله دین طبق سبک و شیوه غربیان بیاندیشم. من اسلام را بعنوان حالت دینی فردی و عبادی نمی‌شناسم بلکه حالت فردی، اجتماعی و سیاسی است. اسلام در مفاهیم و تشریع خود، دارای نظریاتی است که جهان را مورد بررسی قرار میدهد. من با این فکر نه فقط در لبنان بلکه در تمامی جهان موافق هستم. ما معتقدیم که اندیشه و فکر نیازمند زمینه است و زمینه به تلاش مستمر و پیوسته نیازمند است تا مردمی که روی زمین زندگی میکنند بدان مسأله قانع شوند و بعلاوه به شرایطی نیازمند است تا بتوان در پرتو آن فعالیت نمود. چنانچه ما امکان برپائی جمهوری اسلامی در شکل متوازن آن را فرض کنیم، ضد آن نیستیم بلکه به آن علاقه‌مندیم و در جهت آن تلاش می‌کنیم و ما بعنوان دارندگان یک اندیشه میتوانیم مانند مکاتب دیگر مردم جهان را به اسلام دعوت کنیم ولی زمینه آن هنوز آماده نیست. هنگامی با مسئولین ایرانی به گفتگو می‌نشینم احساس نمی‌کنم که آنها خواهان جمهوری اسلامی در لبنان به شیوه هرج‌ومرج‌آمیزی مانند زور و اعمال فشار و کشتارمسیحیان باشند...
این یک امر بسیار خیالی است.
در ملاقات اخیر من با دست‌اندرکاران ایرانی، دریافتم که آنان فعلاً به مسأله جمهوری اسلامی در لبنان به سبک ایران نمی‌اندیشند. اکنون مسئله حل مشکل لبنان از رهگذر دمکراسی و یا دمکراسی اکثریت را مطرح می‌نمایند. می‌باید ملت رئیس‌جمهور را انتخاب کند تا او از آن اکثریت باشد و همچنین در مورد انتخاب رئیس مجلس نمایندگان شیوه بیان این موضوع مورد اهمیت است. هنگامی‌ که مسأله جمهوری اسلامی در لبنان مطرح شد مخالفین و موافقینی برای خود بوجود آورد. از رهگذر این مسأله، این اندیشه موضوع مناقشه اختلاف قرار گرفت. بدین خاطر هر صاحب‌اندیشه‌ای از مخالفین خود بیشتر از موافقین برای تحکیم اندیشه خود بهره می‌جوید.
*س ـ روابط خود را با رژیم لبنان چگونه ارزیابی می‌نمائید؟
**فضل‌الله: در رابطه با موضوع رژیم لبنان باید بگویم که مورد احترام من نیست زیرا بر پایه مردمی قرار ندارد.
ما میدانیم انتخاباتی که برگزار شد تحت فشارهای اسرائیل برگزار گردید.
لذا این رژیم نمی‌تواند به کسب پشتیبانی مردم نایل آید زیرا بر پایه مردمی استوار نشده است. خود مجلس نمایندگان را هم بعنوان نماینده نمی‌شناسیم.
از سوی دیگر دستهای رئیس‌جمهوری به خون مستضعفین آلوده شده است و نمی‌توانیم او را بعنوان رئیس دولت برسمیت بشناسیم. حومۀ جنوبی بیروت غربی و جبل بمباران شد. می‌باید حداقل بعنوان فرمانده نظامی اول ارتش این مسئولیت را بعهده گیرد. او برای خود و سخن خود احترامی قائل نیست. در مسائل سیاسی رفتار یک تاجر را دارد آیا او همان کس نیست که دمشق را به بمباران تهدید کرد سپس همان دمشق بعنوان راه‌حل از سوی او پذیرفته شده؟
ما به حضور او موافق نیستیم. حزب کتائب مانند اسرائیلیها نژادپرست است و ما آنرا بعنوان نمایندۀ مسیحیان نمی‌شناسیم. ساختاران گرچه شکلهای متمدنی بخود گرفته اما یک ساختار آن مبتنی بر شیوه نازیسم است. ما نمی‌توانیم رژیم کتائبی و مشخصاً رژیم امین جمیل را بپذیریم و برایش احترام قائل شویم.
*س ـ با آنکه نبیه بری یکی از رهبران شیعه بحساب می‌آید مشارکت وی در رژیم را چگونه تفسیر می‌کنید؟
**فضل‌الله: این سئوال را میتوان از خود نبیه بری پرسید: در ثانی حالت طائفی در بین نیست بلکه ما از اصولی پیروی می‌کنیم که حتی در سطح شیعه هم مطرح است حالت طائفی یک حالت قبیلگی است در حالیکه ما اصول و مبادی اسلامی داریم که در حیات آدمی از اهمیت بسزائی برخوردار است.
*س: گفته میشود که نبیه بری نمایندۀ همه شیعیان نیست آیا این را تأیید می‌کنید؟
**فضل‌الله: شاید واقعیت اینطور باشد. جنبش امل نماینده بخش بزرگی از شیعیان بحساب می‌آید ولی نمایندۀ همه شیعیان نیست.
*س ـ بنابراین کدام جنبش اکثریت شیعه را نمایندگی می‌نماید.
**فضل‌الله: شخصا خود من از دید طائفی سخن نمی‌گویم من به شیعه بعنوان یک مسأله شیعی نمی‌نگرم من به مجموع مسائل اسلامی و به مسئله مستضعفین در کشور حتی چنانچه مسیحی هم باشند اهمیت می‌دهم.
*س ـ شیعیان نماینده مقاومت در جنوب هستند نقش مقاومت پس از عقب‌نشینی اسرائیل چگونه می‌نگرید و آیا این مقاومت ادامه خواهد داشت؟
**فضل‌الله: درست است که اکثریت عناصر مقاومت در جنوب از شیعیان هستند ولی در چارچوب اسلامی و نه شیعی طائفی حرکت می‌نمایند. بدین‌خاطر هدف مرحله‌ای مقاومت طرد مفتضحانه اسرائیل از لبنان بوده است. ما با خروج اسرائیل بر طبق موافقتنامه 17ماه مه یا مذاکرات ناقوره مخالف بودیم زیرا با خروج قدرتمندانۀ اسرائیل و تحمیل شرایط خود بر کشور ما موافق نبودیم.
هدف مقاومت درهم کوبیدن افسانه ارتش شکست‌ناپذیر و ابطال افسانه اسرائیل قدرتمند که منطقه را تحت نفوذ قرار داده می‌باشد. سعی داریم آن فضای سیاسی و نظامی را در منطقه آماده کنیم که زمینه رویاروئی مستقیم با اسرائیل را در آینده فراهم آورد. این رویاروئی، باید از این دید که اسرائیل نیروی توانائی مقاومت و دفاع ندارد انجام گیرد حتی اگر هم آمریکا از آن حمایت و پشتیبانی بعمل آورد.
مشکل کسانی که با اسرائیل به نبرد برخاسته‌اند آنست که طبق شیوه کلاسیک نظامی جنگیدند، در حالیکه اسرائیل از این لحاظ نیرومند‌تر است.
از اینجا ضرورت جنگ مردمی براساس شیوۀ مقاومت ملی در جنوب مطرح میشود تا بتوان از این رهگذر اسرائیل را شکست داد و شهرت آنرا در جهان از بین برد البته بخش مهمی از این هدف در جنوب بدست آمد.
چنانکه نبردی در نوار مرزی بوجود آید این نبرد سخت و دشوار خواهد بود ولی می‌باید مقاومت ادامه داشته باشد اما پیرامون آزادسازی فلسطین ما بعنوان مسلمان و مستضعف بدان تعهد داریم اشغال این سرزمین را بعنوان تهدید آیندۀ منطقه و نادیده گرفتن ارزشهای انسانی میدانیم ملت فلسطین به ناحق از کشور خود رانده شده و ملتی دیگر جای آنرا گرفته است، بنابراین این یک افسارگسیختگی است که باید تصحیح شود ولی میان آزادسازی فلسطین و آزادسازی جنوب از لحاظ کیفیت تحرک تفاوت وجود دارد ناگزیر است شیوه دیگری برگزینیم مثال فلسطینیهای ساکن کرانه غربی و غزه و در داخل فلسطین از عملیات مقاومت اسلامی در جنوب الهام بگیرند. چنانچه بدینگونه حرکت نمایند ما با آنها خواهیم بود.
البته نباید بی‌گدار به آب زد. عملیات داخل باید امکانات پیروزی و موفقیت را داشته باشد. تا بصورت شهادت فردی نباشد بدین‌خاطر ما باید برای مرحله بعد از خروج اسرائیل راه و شیوه متفاوت از شیوه مقاومت در جنوب برگزینیم.
*س ـ عملیات انفجار مقر نیروهای آمریکائی و فرانسه در لبنان را چگونه ارزیابی می‌نمائید و آیا این عمل توسط مقاومت انجام پذیرفت؟
**فضل‌الله: میان سربازی که در جنگ رودرروی دشمن قرار گرفته با کسی که با درک و آگاهی قبلی میداند که بسوی مرگ پیش میرود و تنها هدف او رساندن بیشتر خسارت و ضرر به صفوف دشمن است تفاوت وجود دارد شیوه نخست کلاسیک است در حالیکه مردم به شیوه دوم عادت نکردند بعلاوه جنبه‌های روحی آنرا در نظر نگرفته‌اند. اما غربیان کوشیدند که فلسفه این مساله را با روانشناسی و شستشوی مغزی مورد تفسیر و تحلیل قرار دهند.
*س ـ گفته میشود که شما رهبر روحانی و فکری حزب‌الله هستید...؟
**فضل‌الله: هیچگونه رابطه به شکل سازمانی با این حزب یا هرگونه جنبش دیگری ندارم. من در سطح اندیشه و فکر فعالیت می‌کنم مثلا بیست کتاب در این زمینه نگاشتم که در صحنه لبنان و دنیای اسلامی تأثیر گذاشته است. روابطی در سطح جهانی دارم. البته بیشتر ناشی از موضوعاتی که در زمینه فکری و نه سازمانی نگاشتم. روابط ممتازی با حزب‌الله و اکثریت کادر امل و بعلاوه با بسیاری ازمردم که به هیچ سازمانی وابسته نیستند دارم. و مضافاً بر این با گروههای اسلامی غیرشیعی در طرابلس و بیروت روابط خوبی برقرار است.
بهرحال عدم وجود فرد بارز و شناخته‌شده در حزب‌الله منجر به این گمان که من رهبر این حزب هستم میشود. هم‌اکنون حزب دارای مسئولیتی است که در صحنه حضور دارند.
*س ـ بنظر شما حزب‌الله کدام بخش از شیعه را نمایندگی می‌نمایند؟
**فضل‌الله: همه جنبشهای موجود در سطح شیعه در چارچوب جوانان قرار دارد و بطور عمومی نمایندگی وسیع جوانان آگاه را دارد.
*س ـ نظر شما پیرامون حضور سوری‌ها در لبنان چیست؟
**فضل‌الله: ما با سوریه از لحاظ مواجه و رویاروئی سیاسی یا نظامی، در مقابل اسرائیل و آمریکا در یک خط هستیم. نقش آن در هر دو حالت بالا مثبت است و در لبنان از آن بهره می‌بریم. چنانچه رابطه با سوریه منفی باشد مسلمانان در روزنه اسرائیل قرار داده میشوند همچنین سوریه در لبنان وضعیت سیاسی و امنیتی را بدست دارد که بنوبه خود آزادی فعالیت را فراهم میسازد.
*س ـ پیرامون روابط عالی با برخی از گروههای اسلامی غیرشیعی در طرابلس سخن گفتید نظر شما در مورد سعید شعبان و جنبش تولید اسلامی چیست؟
**فضل‌الله: فکر می‌کنم بسیاری از چیزهایی که پیرامون شیخ سعید شعبان شنیده‌ می‌شود صحیح نباشد. او مردی مخلص و راستگو است چون در محیطی مملو از حالت نظامی قرار دارد، با شیوه دفاع از نفس در مقابل پیش‌آمدها رفتار می‌کند.
چنانچه ما در بعضی از شیوه‌ها با شیخ سعید شعبان تفاوت داریم این مسئله صداقت او را نسبت به خود و دیگران نفی نمی‌کند.
*س ـ در پرتو دیدگاه شما درباره جمهوری اسلامی غیرطائفی، روابط مسلمانان و مسیحیان در لبنان چگونه تنظیم می‌شود؟
**فضل‌الله: به هنگام طرح این مسئله فکر نمیکنم که در روابط مشکلی پیش آید مسیحیان خود ایده‌ای برای حاکمیت ندارند زیرا قانونگذاری مذهبی ندارند و بعلاوه کلیسا رابطه‌ای با سیاست ندارد. اسلام ایمان و آزادی آنها را مانند دیگران تضمین میکند و آنها را مورد عنایت خود قرار میدهد و انسانیت آنها را گرامی میدارد و آنها را به جنگی که منشأ تنگنای آنهاست نمیکشاند. بسیار طبیعی است که هر حاکمیت با هر اندیشه‌ای بدان مقید و ملتزم است فرصت لازم برای کسانی که هوادار اندیشه آنها نباشد فراهم نمی‌آورد. مثلاً آیا اتحاد شوروی و کشورهای بلوک شرق فرصت لازم برای فردی غیرمارکسیست بمنظور در دست گرفتن مقام اول یا دوم یا سوم فراهم می‌آورد؟ البته نه، فکر میکنم مسیحیان هم‌اکنون ارزشمندانه پیرامون اسلام فکر نمی‌کنند. همه ما میدانیم که مسیحیان و یهودیان درطول 14 قرن در کشورهای اسلامی بسر می‌بردند. از این لحاظ اسلام مشکلاتی در رابطه با آزادی دیگران ندارد. ما پیوسته مسیحیان را برای گفتگو دعوت نموده‌ایم و می‌گوئیم که اسلام با مسیحیت متضاد نیست. چنانچه حفظ و نگهداری از ایمان مسیحی یک ایده‌آل بحساب می‌آید این موضوع مورد احترام اسلام قراردارد.
بطور کلی حاکمیت اسلامی نباید مانند حاکمیت مارکسیستی یا لیبرالیستی یا هرگونه حاکمیت دیگر، باید بعنوان یکی از آلترناتیوها مورد بررسی قرارگیرد. و هیچکدام نباید حالت طائفی داشته باشند.
اندیشه اسلام تازه نیامده است. یک قانون متکامل است من بعنوان یک مسلمان نمیتوانم بگویم که دین از آن خدا و میهن برای همه باشد. من می‌گویم میهن برای همه ولی در پرتو یک قانون معین، پس چگونه باشد؟ البته قانون لبنان قانون اسلامی یا مسیحی نیست بلکه بر مبنای قانون فرانسه است: چنانچه بخواهیم قانون اسلامی را اجرا و تطبیق دهیم این بی‌احترامی به مسیحیان بحساب نمی‌آید بلکه به قانون فرانسه بی‌احترامی شده است. چنانچه برپائی جمهوری اسلامی را فرض کنیم مسیحیان احوال شخصی و قانون ویژه خود را خواهند داشت.
*س ـ روابط شما با دروزیها و ولید جنبلاط چگونه است؟
**فضل‌الله: من به ولید جنبلاط و موضعگیریهای او دربرابر رژیم لبنان احترام می‌گذارم بعلاوه با بسیاری از افکار و طرحهای او موافقم. دروزیها در رویدادهای اخیر موضعگیری خوبی اتخاذ نمودند.
بهرحال هنوز ملاقاتی با جنبلاط نشده است و فقط دوررادور روابطی وجود دارد.
*س ـ گفته می‌شود که فلسطینی‌های بی‌هوادار سوریه و هوادار عرفات به لبنان بازگشته‌اند بعلاوه گفته میشود که سازمان (ساف) اموالی در صیدا خرج میکند آیا این موضع احتمال بوجود آمدن یک طرابلس دیگری نیست؟
**فضل‌الله: من با سازمان آزادیبخش در شیوۀ سیاسی خود موافق نیستم. سازمان سعی دارد بیشتر برگهای نیرومند سیاست فلسطینی را به آمریکا واگذار نماید و این به شیوه‌ای انجام میشود که از موفقیت آن شیوه سادات کمتر است. جستجو برای یافتن افراد فلسطینی که با آمریکا گفتگو کردن و مورد رضایت سازمان آزادیبخش باشند روح فلسطینیها را خسته و آزرده و تفنگ فلسطینیها را واژگون می‌نماید. مامعتقدیم که واژگونی تفنگ، واژگونی مسأله فلسطین را بدنبال دارد. زیرا روش آمریکا بر مبنای تحمیل اعراب بر دادن امتیازات بیشتر و آفریدن مشکلات میان آنها متمرکز میباشد.
بطور خلاصه ما با خط سیاسی کنونی سازمان آزدادیبخش فلسطین که راه‌حل شرافت‌آمیزی ندارند موافق نیستم. درباره بازگشت فلسطینیان باید گفت که واقعیت امر غیر از چیزی که در مطبوعات گفته شده است. و جریانی برای تقویت فعالیت فلسطینیها نیست بعلاوه آنها نیازمند بازگشت مخفیانه نیستند زیرا به فراوانی در حور و نبطیه و صیدا همراه احزاب خود و اسلحه موجود در مخفی‌گاهها یافت می‌شوند.
برخی از وسایل ارتباط جمعی سعی فراوانی در خلق وضعیت سیاسی شخص و بخصوصی دارند تا بتوان از این رهگذر بر واقعیت موجود در لبنان در قبال افکار عمومی جهان فشار آورده شود لذا به تبلیغات مربوط به بازگشت فلسطینیها دامن زده میشود تا از این طریق مشروعیت تجاوز تازۀ اسرائیلیها و آمریکائیها فراهم گردد. پیرامون احتمال ازسرگیری نبردها، هیچگونه نشانه‌ای از اینکه صیدا طرابلس دیگری شود، در دست ندارم و این ناشی از وضعیت خاص و روند کشمکشهای هر دو شهر می‌باشد. با این وجود، بوجود آمدن حالت هرج‌ومرج در منطقه زمینه بازگشت دوباره اسرائیل را فراهم میسازد.
*س ـ به نقش ابرقدرتها درمنطقه خاورمیانه مانند آمریکا و شوروی و فرانسه چگونه می‌نگرید؟
**فضل‌الله: دولتهای بزرگ در هر منطقه از جهان دارای منافعی می‌باشند مثلا شورویها در خاورمیانه دارای منافع استراتژیک و اقتصادی میباشند که در این زمینه کوششهائی برای تثبیت موقعیت خود و رویاروئی با محاصرۀ آمریکا بعمل می‌آورند در حالیکه ایالات متحده میخواهد حلقه این محاصره را از طریق کشور‌های همجوار شوروی تنگتر سازد. شوروی در خاورمیانه خواهان رسیدن به آبهای گرم و تسلط بر نفت و معادن موجود می‌باشد و ایالات متحده تحت پوشش کمک به ملتها خواهان حفظ منافع خود میباشد. لذا موضوع آزادی از چنگ آمریکا روی دیگر سکه شوروی است مطرح می‌گردد، شوروی از قالب دولتی که دارای اندیشه کمونیستی است به دولت بزرگی که سیاست تجاوز به کشورهای دیگر را انتخاب کرده تغییر ماهیت داده است و این مسئله‌ای است که امروزه در افغانستان شاهد آن هستیم.
باید از کوششها و تلاشهای آمریکا برای تسلط بر منطقه و تحت نفوذ درآوردن رژیمهای آنان و طرد دامنۀ نفوذ شوروی سخن بگوییم. بعلاوه ایالات متحده خواهان کنترل اقتصادی منطقه ثروت‌خیز و سوق‌الجیشی خاورمیانه است تا بازار مصرف کالاهای خود را فراهم آورد. در رابطه با نقش فرانسه باید بگوئیم نقش آن حاشیه‌ای است. فرانسۀ میتران امروز تابع آمریکا است و به امید بهره‌برداری از برخی دست‌آوردها بعنوان چتر سیاستهای آمریکا در منطقه عمل می‌کند. بنابراین تا زمانیکه معادلات فرانسه تابعی از معادلات آمریکا است نمی‌توانیم نقش فرانسه را مستقل بدانیم. این مسئله از طریق نظارت بر عملکرد سیاست فرانسه و انگلستان و کلاً اروپا بدست آمده است.
ما نسبت به کشورهای قدرتمند جهان دیدی منفی و بدبینانه داریم زیرا منافع آنها از طریق ما تأمین می‌گردد و بعلاوه آنها نمی‌گذارند ما بعنوان یک ملت مستقل در راه صنعت و خودکفائی و مدرنیزه کردن کشاورزی و تأمین استقلال فرهنگی خود گام برداریم.
* نظر شما درباره گروه جهاد اسلامی چیست؟
**فضل‌الله: به هرکسی که مرا به چیزی به این نام راهنمائی کند جایزه هنگفتی خواهم داد.