تاریخ انتشار : ۱۳ تير ۱۳۹۰ - ۰۹:۰۳  ، 
شناسه خبر : ۲۲۱۶۵۵
مقدمه: رهبری همواره در برابر دو جریان افراطی ایستاده‏اند یکی دیدگاهی که معتقد است رأی مرم بدون معیار دیگری تعیین کننده همه امور حتی حقانیت آنها است، و جریان دیگری که می‏گوید رأی مردم عملا در نظام جمهوری اسلامی نباید هیچ نقشی داشته باشد. دکتر علیرضا مختار پور ،معاون اسبق امور مطبوعاتی و اطلاع رسانی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، در کتاب "معارف انقلاب اسلامی " کوشیده است با طرح دیدگاه‏های رهبر معظم انقلاب درباره‏ی ابعاد،وجوه و مختصات انقلاب اسلامی، سیرت و جان مایه‏ی انقلاب اسلامی را با خطوط بیانات رهبری ترسیم کند. اما آن چه این اثر را با آثار مشابه بعضا کم مایه در این باره متفاوت می‏کند، این است که مختار پور پیشتر اهلیت و اشراف خود را به این مباحث به اثبات رسانده و به تمام معنا این دغدغه‏اش را در لابلای اثر نشان می‏دهد. گفت و گوی ایشان را با برهان می‏خوانید:

چه ضرورتی باعث می‌شود پژوهشگرانی چون شما سراغ دیدگاه‌های رهبر معظم انقلاب درباره‌ی موضوعات مختلف از جمله انقلاب اسلامی رفته آن‏ها را تدوین و به دایره المعارفی برای محققان و پژوهشگران تبدیل کنند یا به نوعی جامعه را با آن بن مایه‏های اصلی انقلاب اسلامی، آشنا سازند؟
در حال حاضر، بیش از 30 سال از انقلاب اسلامی ایران گذشته است. در طول این مدت شاهد حوادث، وقایع و اتفاقات مختلفی در این انقلاب بوده‌ایم. از دیگر سو دیدگاه‏های مختلفی در تحلیل انقلاب اسلامی زمینه‏های بروز این انقلاب، شرایط ایران و جهان در آن دوران و ویژگی رهبری این انقلاب و مسایل مختلف ارایه شده است. گاهی بعضی از این دیدگاه‏ها یک جنبه از جنبه‏های انقلاب را گرفته‌اند و براساس آن نظریه پردازی کرده‌اند و بعضی به چند جنبه پرداخته‌اند و به همه‌ی جوانب توجه نکرده‌اند، به هر حال از ابتدای انقلاب انواع تحلیل‌ها در این باره مطرح شد. از طرف دیگر در طول این مدت خاطرات بسیار زیادی از کسانی که در جریان انقلاب نقش داشته‏اند، منتشر شده است.
چه کسانی که در جریان انقلاب جزو مبارزین بوده‌اند یا عوامل رژیم پهلوی که بعد از فرار برای موجه جلوه دادن خود یا برای این‌که خاطرات خود را بیان کنند کتاب‌هایی نوشته‏اند و در آن به گوشه‌ای از مسایل مربوط اشاره کرده‏اند. به عنوان مثال عده‌ای از تحلیل‌گران، مسایل اقتصادی را عامل مهمی در انقلاب می‏دانند، بعضی مسایل دینی را مورد توجه قرار داده‌اند، برخی به بعضی مسایل اجتماعی پرداخته‏اند، بعضی به تغییر ساختار اجتماع در نظام طبقه‌ی متوسط نگاه کرده‌اند، بعضی حتی این مسایل را ناشی از تحولات در دیدگاه‌های بعضی کشورهای جهان دانسته‌اند و انواع و اقسام تحلیل‌ها به میان آمده است.
نکته‌ی دوم این است که اگر ما قرار باشد در داخل کشور روایت انقلاب را از ناحیه‌ی انقلابیون به صراحت و صداقت بشنویم از کسی که در جریان انقلاب و مبازرات آن حضور داشته و از طرف دیگر بعد از پیروزی انقلاب اسلامی در سطح اجرایی تا ریاست جمهوری و بعد بیش از دو دهه رهبری نظام را به عهده داشته و با تمام این تهدیدها و حوادث روبه‌رو بوده، فکر می‌کنم کسی جز مقام معظم رهبری نخواهد بود. از طرف دیگر وقتی ما دیدگاه‌های ایشان را مطالعه می‌کنیم بخش بسیار مفصل و دقیقی از دوران پس از پیروزی انقلاب اسلامی مشتمل بر زمینه‌ها و عوامل آن، شرایط سیاسی جامعه و ریشه‌های تثبیت انقلاب در بحث‌های گوناگون ایشان در دوره‌های مختلف، تکرار شده است.
به هر حال اشاراتی در بیانات ایشان وجود دارد که جالب است. به عنوان نمونه ایشان در اولین سالگرد ارتحال حضرت امام(ره) پیامی دارند که در آن به نکات اصلی مورد بحث می‏پردازند و بیان می‌کنند که این نکات به واقع معارف انقلاب هستند: "اینجانب لازم می‌دانم اساسی‌ترین معارف انقلاب را که همه در شمار بینات و مکتب انقلاب و برخاسته از اصول احکام اسلام است یک بار دیگر به برادران تذکر داده و همه‌ی ملت شجاع را به توجه و اهتمام روز افزون دعوت کنم. " خب عاملی که جزو معرفت تلقی بشود به این معنا است که به همان نسبت می‌تواند جهل و غفلت نسبت به آن صورت بگیرد رهبری تذکرات خود را در باب این موضوع طرح می‌کنند.
از طرف دیگر در سخنرانی 24 شهریور 81 به یک نکته‏ی جالبی اشاره می‏کنند و می‏فرمایند: "وقتی انقلاب را مثل یک کتاب باز کنید در درون فصول و سطور آن معرفت را می‌یابید، معرفت دینی، معرفت سیاسی و معرفت اخلاقی. همه‌ی این‌ها در ذیل کلمه‌ی انقلاب وجود دارد " و ایشان شروع می‌کنند به صحبت کردن و در ادامه می‌فرمایند: "اگر چنین چیزی را کسی تهیه بکند این کتاب معرفتی وقتی تدوین شد -یعنی اشاره می‏کنند که این یک کار کوچک و سهلی هم نیست- یک کتاب قطوری خواهد بود. " حالا از قضا همین گزینشی هم که صورت گرفته و فقط مربوط به دوران رهبری ایشان است دوران قبل از رهبری را در یک کتاب دیگری انشاء الله آماده می‌کنیم فقط در همین حجمی که در این دوره جمع شده بیش از هزار و چهل صفحه مطلب است.
· ویژگی تحلیل‏گری و اشراف رهبر معظم انقلاب به حوزه‌ی فرهنگ، یک خصوصیت برجسته است منتهی اتفاقی که این‌جا می‌افتد این است که خصوصیت یاد شده پشت رهبری و چهره‌ی سیاسی ایشان عمدتاً پنهان می‏ماند و حتی افرادی که علاقه‌مند هستند به این قضیه توجه چندانی نشان نمی‌دهند، شاید این هم یک بخشی از مظلومیت رهبری باشد. دیدگاه شما در این باره چیست؟
بله؛ به نکته‌ی درستی اشاره کردید. بنده اعتقاد دارم اگر شما بعضی از مباحث ایشان مثلاً متن سخنرانی در کنگره‌ی بین المللی حافظ را که در دوران ریاست جمهوری برگزار شد بردارید و ما اسم ایشان را از داخل متن حذف کنیم و آن متن را بدهید به کسی بخواند یا دیدگاهی که ایشان راجع به تحلیل شعر معاصر ایران یا اشعار شاعران کهن و شاعران معاصر یا شعر عرب دارند را بدون ذکر نام بدهید به صاحب‌نظران بخوانند و از آن‌ها بپرسید حدس بزنید این متون را چه کسی نوشته است به شما خواهند گفت این کار ادیبی است که در شعر، فرهنگ و ادب بسیار ممحض است و هیچ کاری به مسایل سیاسی و اجتماعی ندارد. معلوم است تمام عمرش فقط نشسته و کتاب‌های شعر و ادبیات خوانده است.
اگر شما بدانید ایشان چه‌طور رمان‌های داخلی و خارجی را خوانده‌اند و چه طور حاشیه نویسی کرده‏اند و چه نقدهایی داشته‌اند و با مترجمین رمان‌ها بحث‌های تخصصی کرده‌اند، اگر این‌ها را کسی بخواند تصور می‌کند اثر کسی است که فقط نشسته و به رمان توجه کرده است. همین کتاب را که ما تهیه و تدوین کردیم اگر شما صرف نظر از آن‌که دیدگاه‏هایش متعلق به چه شخصیتی است مطالعه کنید، تصور می‌کنید یک استاد صاحب کرسی اندیشه سیاسی سالها در یک دانشگاه کار کرده و راجع به مسائل تاریخ ایران، تاریخ جهان، زمینه انقلاب، وضع مردم و علل عقب‏ماندگی ایران تحقیق‏های جامعه شناسی، سیاسی کرده و آثارش را به این شکل ارائه داده است، بنابراین نکته‏ای که شما می‏فرماید کاملا درست است یعنی به هر حال جایگاه رهبری باعث شده است بسیاری از ابعاد شخصیتی ایشان زیر سایه برود.
. شما به کتاب‏هایی که آقا با وجود همه اشتغالات حکومتی مطالعه می‏کنند اشاره کردید، این مطالعات همچنان ادامه دارد و شاید اگر مسؤولان دیگر ما به اندازه حضرت آقا به حوزه مطالعه اقبال نشان می‏دادند بسیاری از مشکلات ما حل می‏شد.
ایشان اردیبهشت ماه سال جاری بیش از سه ساعت بازدید از نمایشگاه کتاب و بیش از چهار ساعت حضور در اندیشه‏های راهبردی با موضوع عدالت را داشتند، یعنی فقط در اردبیهشت ماه بیش از هفت ساعت حضور فیزیکی در نشست و نمایشگاه بوده، حالا ببینید چقدر برای این مسائل مطالعات و کار صورت گرفته، واقعا یک وجه غالب در فعالیتهای ایشان همین حوزه اندیشه، فرهنگ و نظریه پردازی است.
. امروز بسیاری از پژوهشگاه‏ها و نهادهای فرهنگی به مطالبات و انتظارات مقام معظم انقلاب اقبال نشان می‏دهند و دیدگاه‏های رهبری را گردآوری می‏کنند نظیر کاری که شما انجام می‏دهید اما سطح این کارها خیلی متفاوت است. گاه واقعا به نوعی جفا صورت می‏گیرد یعنی صرف اینکه ما بدون اشراف به یک بحث جستجوهای نصف و نیمه‏ای در اینترنت انجام دهیم و مباحث را ابتر عرضه کنیم. این در واقع یک نوع دفاع بد است. شما فکر می‏کنید رجوع به آراء رهبری چگونه باید باشد؟
اخیرا در همین نمایشگاه بین المللی کتاب تهران نرم افزار حدیث ولایت از سوی موسسه‏ی پژوهشی انقلاب‏ اسلامی وابسته به دفتر مقام معظم رهبری با همکاری موسسه نور قم منتشر شد. البته در جامعه ما نسبت به این آثار و کتاب‏ها یک نوع تشنگی وجود دارد و این باعث می‏شود مردم و مهمتر از آن برخی نهادها به این آثار توجه نشان دهند، اما ممکن است این توجه ناقص باشد.
همین امسال بعد از آن که رهبر معظم انقلاب در بیانات نوروزی شعار سال را تبیین کردند یکی از نهادها در کمتر از دو هفته کتابی را با تبلیغات گسترده در این زمینه منتشر کرد اما بعدها وقتی این کتاب خوانده شد دیدیم که چقدر تحلیل‏های غلط و اشتباه در این کتاب وجود داشت.
می‏خواهم بگویم اگر نهادهای ما می‏خواهند درباره این بیانات تبیین و روشنگری انجام دهند، راهش این نیست که به کارهای سطحی و دم دستی اهمیت بدهند، متأسفانه گاهی نهادهای عمومی، دولتی یا فرهنگی صرفا به خاطر این که سطری به گزارش کارهایشان اضافه شود مبادرت به این فعالیتها می‏کنند که طبیعتا غلط است.
نکته دیگر این که برخی از افراد بدون آن که مجوزی از وزارت ارشاد داشته باشند بر اساس سلیقه و دریافت خود از بیانات آقا کتاب منتشر می‏کنند و عکس ایشان را هم روی جلد می‏گذارند و هرکس هم که با این کتاب مشکل پیدا کرد به او اعتراض می‏کنند که چرا با رهبری مخالف است.
· این یک مسأله‏ی مهم است که ما این ذهنیت را در جمع فعالان و نهادهایی که می‏خواهند کار جدی فرهنگی انجام دهند به ویژه به بیانات رهبری بپردازند ایجاد کنیم که صرفا یک نیت خوب یا قصد خدمت برای انجام یک کار فرهنگی تأثیر گذار- البته از بعد مثبت آن - کافی نیست. ما واقعا بعضی وقتها با محصولاتی در این زمینه مواجه می‏شویم که عملا حکم همان دفاع بد را دارد و بیشتر بمباران مواضع نیروهای خودی است.
بله، همین طور است. من راه حل و راهکار ایجابی این موضوع را در میدان دادن به نهادهای معتبر، پژوهشگران حقیقی و آثار غنی و خوب می‏دانم، ما به هر میزان که بتوانیم عرصه را برای حضور این آثار و پژوهش‏ها باز کنیم از انتشار کتابهای دم دستی و سطحی کاسته خواهد شد.
· تصور می‏کنم نهادهای مختلف کشور که به نوعی مورد خطاب رهبر معظم انقلاب قرار می‏گیرند گاهی در درک آنچه گفته می‏شود و آنچه آنها باید انجامش دهند ناتوانند، فی‏المثل جایگاه رهبری ایجاب می‏کند که ایشان ابتدای سال مهمترین راهبرد و جهت گیری کشوری را در ذیل شعار سال اعلام کنند، مثلا حرکت به سمت اصلاح الگوی مصرف یا جهاد اقتصادی و نظایر آن. خب آیا وقتی رهبری شعار سال را اصلاح الگوی مصرف اعلام می‏کنند وظیفه ما این است که همان بیانات را تبدیل به بیلبورد و پوستر و تراکت کنیم؟ اصلا این کار مصداق مصرف بی‏رویه نیست؟ یا این که نهادهای ما وظیفه دارند بیانات رهبری و مطالبات ایشان را به شکل رفتار و عملکرد سازمانی درآورند؟
متأسفانه ما هنوز نقصان‏های جدی در این زمینه داریم. شما اگر امسال به بیانات حضرت آقا در مشهد دقت می‏کردید ایشان به خاطر پیش بینی همین فضایی که برشمردید فرمودند وقتی ما این جا بر جهاد اقتصادی تأکید می‏کنیم این طور نشود که شما همین حرف‏ها را بردارید و در و دیوار را با پارچه نوشته‏ها پرکنید و در ورطه اسراف بیفتید.
آقا همان جا صریحا نهادها را از این کارهای شکلی و صوری برحذر داشتند و فرمودند جهاد اقتصادی، عرصه اجرا است. وقتی سخنی درباره این موضوع مطرح می‏شود برای این است که تأمل و تفکر و اقدام بر روی آن صورت بگیرد، مسلما تبدیل اینها به پارچه نوشته و پلاکارد اهداف ما را در این زمینه محقق نخواهد کرد.
· احتمالا شما هم قبول دارید که تضمین ادامه راه انقلاب اسلامی در مسیر راستین امام(ره) و صراط مستقیم بستگی تام و تمامی به فهم حقیقت، ذات و ماهیت انقلاب اسلامی دارد. به این مفهوم در کتاب "معارف انقلاب " چگونه پرداخته‏اید؟
من دوازده ویژگی در این حوزه برشمرده‏ام که مفصل است و طبیعتا کسی که می‏خواهد با تأمل بیشتری به این موضوعات بپردازد باید به شکل جزیی‏تر مباحث کتاب را مدنظر قرار دهد. با این توصیف اگر شما همین کتاب "معارف انقلاب " را بخوانید از لابلای بحث‏ها و بیانات حضرت آقا متوجه نکته جالبی می‏شوید و آن این است که راه مستقیمی که بارها در کلام آقا مطرح می‏شود خط امام(ره) و اسلام ناب محمدی(ص) است.
به واقع شما در این دو دهه و اندی که از مسؤولیت رهبری ایشان می‏گذرد تزلزل و تعللی در این زمینه نمی‏بینید، این که تعبیر ایشان از صراط مستقیم انقلاب و نظام در برهه و دوره‏ای یک چیز باشد و در برهه دیگر چیز دیگر.
جالب این جا است که وقتی خطوط اصلی و نقاط محوری بیانات ایشان از سال 68 تا به امروز را دنبال می‏کنید این عناصر بسیار برجسته ظهور پیدا می‏کنند. به عنوان مثال این روزها "بیداری اسلامی " موضوع روز جهان است و آثار و برکات خوبی هم داشته که همه ما به عینه می‏بینیم. حضرت آقا هم در نماز جمعه به این بحث پرداختند. اما نکته جالب اینجاست که بیداری اسلامی دقیقا با همین تعبیر که ملت‏های مسلمان در حال آماده شدن برای چنین تجربه تاریخی هستند در بیست و دوم تیرماه سال 68 در کلام آقا آمده است.
در همین رخدادهای مربوط به سال 88 و فتنه‏ای که در انتخابات شکل گرفت ملاحظه فرمودید تأکیدی که ایشان داشتند مطابق با آنچه ائمه اطهار(ع) فرموده‏اند تأکید بر دو عنصر "صبر " و "بصیرت " برای عبور از فتنه بوده.
اما شما وقتی به گذشته برمی‏گردید می‏بینید در 14 و 26 خرداد سال 70 به دو عنصر صبر و بصیرت به عنوان دو عامل اصلی در حفظ انقلاب توجه و تأکید شده است. در همین نشست راهبردی عدالت که اخیرا برگزار شد خطوط اصلی بحث آقا همان بود که 10 خرداد سال 69 فرمودند؛ تساوی در برابر قانون و این که عدالت فوری‏ترین هدف نظام جمهوری اسلامی است.
تعقیب زمانی این خواسته‏ها و محورها ما را متوجه نقش و هدف و دوراندیشی رهبری در این باره می‏کند. شاید برخی گمان کنند که مثلا توجه به نهضت نرم‏افزاری که چند سال است به کرات در کلام رهبری طرح می‏شود موضوعی متعلق به امروز باشد، در حالی که محتوای نهضت نرم افزاری نخستین بار 10 خرداد 69 در بیانات آقا عنوان می‏شود، به این شکل که اگر می‏خواهید از این عقب ماندگی تاریخی، ذلت و تحقیری که سالها دامن گیرتان بوده نجات پیدا کنید و دوباره به آن دوران طلایی تمدن ایرانی- اسلامی برگردید راهش در گسترش دانش، تحقیق، رشد علمی، شکوفایی استعدادهای انسانی و نفی خودباختگی علمی است.
خب، بسیار دلگرم کننده است که می‏بینیم عناصر اصلی استحکام نظام از عدالت، قانون گرایی، صبر، بصیرت، نهضت نرم‏افزاری و نظایر آن مطابق با یک مسیر روشن و چارچوب تعیین شده در کلام رهبری متجلی شده است. همه این رخدادها ناشی از این است که ایشان معارف انقلاب را به خوبی می‏بینند و رصد می‏کنند. در دیدگاه رهبری انقلاب ما مبتنی بر یک جهان بینی به نام مکتب اسلام است، مکتبی که برای تحقق راه سعادت برای بشر کافی است، بنابراین هر اقدامی برای حصول این هدف با یک طرح و چارچوب مشخص صورت می‏گیرد.
· ما امروز در جریان‏های مرتبط با انقلاب و نظام بعضا شاهد انحرافاتی هستیم که شاید بخشی از آنها به تبیین نشدن عناصر و مولفه‏های مکتب اسلام برگردد. ایا ما در این عرصه دچار کم کاری بوده‏ایم؟
- ممکن است کم کاری‏هایی در این عرصه به ویژه در انتقال ارزش‏ها و اصول انقلاب به نسل‏های بعدی صورت گرفته باشد اما می‏خواهم بگویم حتی اگر کم کاری هم در این عرصه صورت نمی‏گرفت به هر حال همواره دربرابر مسیر روشن حق ممکن است جریانهایی شکل بگیرند و به دنبال انحراف آن باشند.
این موضوع از ابتدای انقلاب بوده و پدیده تازه‏ای نیست. در همان رأی گیری و رفراندوم برای نظام، حضرت امام (ره) فرمودند "جمهوری اسلامی؛ نه یک کلمه بیشتر نه یک کلمه کمتر " بعد دیدیم افراد و جریانهای مختلفی مدام پسوند و پیشوند اضافه می‏کنند، اما حضرت امام فرمودند نه! ما آنچه را که باید رأی بگیریم از مردم، انجام می‏دهیم، اگر مردم گفتند نمی‏خواهیم، آن موقع رای دیگری می‏گیریم. قرار نیست ما مردم را منحرف کنیم؛ یکی بگوید جمهوری دموکراتیک، یکی بگوید جمهوری دموکراتیک اسلامی، دیگری حکومت اسلامی منهای جمهوری. شما در طول این مسیر می‏بینید که رهبری همواره در برابر دو جریان افراطی ایستاده‏اند.
دیدگاهی که معتقد است رأی مرم تعیین کننده همه امور حتی حقانیت آنها است، بدون آن که ملاک و معیار دیگری مطرح باشد- البته نمونه‏هایی از این تفکر را در غرب دیده‏ایم که به نام رأی مرم عملا با تبلیغات و اثرگذاری بر روح و روان جامعه، افکار عمومی را به سمتی که خود می‏خواهند و منافعشان ایجاب می‏کند می‏کشانند، به قول آن متفکر به ظاهر می‏گویند رأی مردم اما قبلا رأی را در دل مردم می‏ریزند- در مقابل این تفکر، جریان افراطی دیگری هم وجود دارد که رأی مردم عملا در نظام جمهوری اسلامی نباید هیچ نقشی نداشته‏اند.
شما وقتی به ویژه این دو دهه و اندی که از رهبری حضرت آقا می‏گذارد حوادث انقلاب و جریان‏های مختلفی که بر سر کار آمده‏اند رصد می‏کنید می‏بینید راه رهبری و دیدگاه مکتبی، راهی است که همچنان معتقد است مردم بهترین حافظان و صاحبان این انقلاب هستند، همواره پای این انقلاب ایستاده‏اند و زودتر از خواص و نخبگان مسیر را تشخیص داده‏اند و در میدان‏هایی که حتی بعضی از خواص ما یک سال طول کشیده که متوجه قضیه‏ای شوند مردم در صحنه بوده‏اند و مشکلات بسیار بزرگی را از پیش پای انقلاب برداشته‏اند.