تاریخ انتشار : ۱۷ آبان ۱۳۹۱ - ۰۸:۰۵  ، 
شناسه خبر : ۲۲۱۶۷۶
از محمدجواد حجتی کرمانی یادآوری: در متن مقاله‌ی دیروز اضطراب و تشویشی بود که بر اثر عجله در بازخوانی و تصحیح نسخه‌ی دست‌نویس پیش آمد. ضمن معذرت، در حاشیه‌ی این مقاله، به توضیح و تصحیح آن اشاره خواهد شد.

بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم
آنچه در شماره‌ی گذشته ملاحظه فرمودید، موارد پراکنده‌ی بود از برداشت‌های نادرست یا مبهم از «موضوعات» احکام و یا احیانا رکود و سکون در استنباط احکام و برداشت نادرست یا مبهم از مدارک احکام و در هر یک از این موارد، چه «موضوعی» و چه «حکمی» به نظر می‌رسد فقه ما نیاز به یک تحول و انقلاب بنیادین دارد.
فقه هم باید در شناخت موضوع احکام الهی غنا یابد و هم در نگرش استنباطی و روش رد فروع بر اصول و یا به اصطلاح امروزیها «متدلوژی» و آنچه در شماره‌های گذشته در زمینه‌ی وارد کردن عناصر جدیدی از دست‌آوردهای گرانبهای اندیشه‌ی بشری در برنامه‌های تحصیلی دوره‌های مختلف «مقدمات» ـ «سطح» و «خارج» حوزه‌های علمیه گفته شد، ناظر به هر دو جهت است: یعنی وقوف و ورود و اشراف حوزه‌های علمیه و گسترده‌ی بی‌کرانه‌ای علوم روز و نظامات حقوقی و سیاسی و اجتماعی جوامع مختلف بشری و اطلاع بر جو عمومی حاکم بر قلمروهای مختلف زندگی بشر باعث می‌شود فارغ‌التحصیل حوزه‌های علمیه که به درجه‌ی اجتهاد رسیده، دارای بینشی وسیع و فراگیر از آنچه در جهان پیرامونش ـ یعنی در واقع، همه‌ی کره‌ی زمین ـ می‌گذرد داشته باشد.
و این به آن معنی است که طلبه‌های حوزه‌ها در دوره‌ی «عمومی» تحصیلی‌شان حتما باید تاریخ، جغرافیا، فیزیک، شیمی، ریاضیات، تشریح و وظایف‌الاعضا، نجوم، جامعه‌شناسی و روانشناسی و حقوق اساسی در متن دروس حوزه‌ایشان وارد شود. و درس‌های فوق در کنار ادبیات فارسی و عربی، منطق و فلسفه و کلام، تفسیر و حدیث و درایه و رجال و اصول فقه فارغ‌التحصیل حوزه را به چنان سطح علمی‌ای برساند که فقیه آینده، بر علوم عصر خود ـ اگر نه به‌گونه‌ای تخصصی ـ باری ـ در سطح اطلاعات لازم برای سعه‌ی بینش اجتهادی و در حدی که از محیط طبیعی و سیاسی و اجتماعی خود، بیگانه نباشد، آگاهی داشته باشد. این خیلی عجیب است که در پاره‌ای از رساله‌ها بخوانیم اگر الکل صنعتی «مسکر» است نجس است، اگر مسکر نیست، نجس نیست.
یا در مورد آلودگی و نجاست آب، «شکل‌گرائی در استنباط» و بیگانگی از واقعیت خارجی به حدی برسد که به‌طوری که خواندید آب پاک را نجس بدانیم و آب نجس آلوده را، پاک و پاک‌کننده. این مثل در قلمرو یک حکم فرعی فردی است اما به پندار حقیر، احکام فردی امروزه، وجهه‌ی اجتماعی یافته‌اند و شاید مشکل بتوان خط مرزی دقیقی بین احکام فردی و احکام اجتماعی کشید. فرض بفرمائید حکم مسلم فقهی است که چیزی که برای بدن ضرر دارد برای شخص حرام است، حتی روزه‌ی واجب در صورت ضرر، حرام می‌شود و حکم وضو و غسل واجب در صورت ضرر، تبدیل به تیمم می‌شود، اما همین حکم مسلم را فی‌المثل در مورد سیگار در هیچ رساله‌ای نمی‌بینید.
چرا؟ زیرا جدائی بین محیط علمی فقهی و محیط علمی پزشکی و عدم اطلاع فارغ‌التحصیلان حوزه‌های علمیه بر آنچه در محیط علمی دیگر می‌گذرد و عدم تبادل علمی و اطلاعاتی و عدم وجود رابطه‌ی ارگانیک بین این دو محیط، باعث می‌شود که فقیه در تشخیص «موضوع حکم» ناتوان باشد. این یک حکم فرعی فردی است، اما آیا حلال بودن سیگار، اینک بصورت یک مشکل اجتماعی در نیامده است؟ ـ تا تعریف شما از مسائل فردی و اجتماعی چه باشد؟
مثال دیگر: تشریح بدن مرده است، بخصوص اگر مسلمان باشد. شما در رساله‌ها نمی‌بینید که بصورت مساله‌ی شماره‌ی فلان تشریح بدن مرده تجویز شده باشد. تجویز تشریح در دانشکده‌های پزشکی، آنهم در مورد بدن غیر مسلمان، به‌طور ضمنی یا استفتای موردی صورت پذیرفته و تازه در نظر بسیاری از فقها مساله هنوز به خوبی روشن نیست. چرا؟ زیرا که در محیط‌های علمی ـ فقهی ما، از تشریح و طب هیچ جای پائی نیست! محیطهایی که روزگاری بوعلی و زکریای رازی داشته و در حقیقت خود، معلم و آموزگار بشریت در فنون مختلف بوده است.
بی‌اطلاعی از نجوم نیز مشکل فتوا در مورد اول و آخر ماه را به وجود آورده است: می‌دانید که اگر ماه رمضان 29 روز بود، اگر ماه «رویت» نشود، روز بعدی، سی‌ام رمضان محسوب است نه اول شوال. حالا اگر فی‌المثل سراسر هوای ایران ابری بود، ولی همه‌ی رصدهای نجومی متفق‌القولند که هلال زیر این ‌ابرها پنهان است، آیا این، «رویت» نیست؟ آیا «رویت» علمی و با رصد علمی چه فرقی با «رویت» معمولی و عادی دارد؟ چگونه است که شهادت عدلین بر «رویت» در حکم «رویت» است ولی شهادت رصد علمی اعتبار ندارد؟...
بحمدالله ـ ما در سطح عام جمهوری اسلامی دیگر این مشکل را نداریم و این به نظرم با آگاهی و روشن‌بینی امام است که دفتر امام، هر ساله بی‌دغدغه اعلام عید می‌کند وگرنه، در بین مقلدین فقهای عظام دیگر، این مشکل همچنان باقی‌ است. عید رمضانی را به خاطر دارم در زمان مرحوم آیت‌الله بروجردی که تمام تقویمها آنروز را اول شوال نوشته بودند و تا نزدیکی‌های ظهر مردم روزه داشتند و آنوقت اعلام شد که «رویت هلال» ثابت شده و مردم روزه‌شان را خوردند. هیچگاه خاطره‌ی از هم‌گسیختگی و بدریختی و سردرگمی و درهم‌ریختگی آن روز، که باید روز تجمع و گردهم‌آئی و نشاط و شادی روحی و معنوی مردم باشد، از یاد من نمی‌رود.
در همین سال‌های جمهوری هم در پاره‌ای از شهرها اختلافات در رویت هلال شوال یا ذیحجه، مشکل اجتماعی و دینی آفرید. حالا که خوب شده، سال‌ها پیش در کرمان وقتی ماه رمضان سلخ نداشت، گرفتاری عجیبی برای مردم پیش می‌آمد، همه‌ی ما جمع می‌شدیم در خانه‌ی مثلا آقای صالحی یا آقا شیخ حسین فقیه یا علمای دیگر و همه حیران بودیم و سرگردان. پس از چندی می‌دیدیم آقا با ماشین رفت به مسافرت! که اگر رمضان است مسافر باشد و روزه را بخورد و اگر هم عید است که به تفریح عید رفته است.
خب، تکلیف ما بدبختها چی بود؟ ما باید روزه را بگیریم! چون «رویت هلال» ثابت نشده بود. این همان «محو کردن» صورت مساله به جای حل مساله است که یکبار بدان اشاره کردیم. بی‌ریخت‌تر از همه وقتی بود که ماه برای یک آقا ثابت می‌شد، برای دیگری ثابت نمی‌شد، یکجا عید بود و آمد و رفت و چای و شیرینی و یکجا روزه و دعا و قرآن و وداع ماه رمضان... راستی علم‌ که توانسته بسیاری از مشکلات زندگی را حل کند، نمی‌تواند برای اثبات رویت هلال به کار رود؟
غرض از بیان این نمونه‌های ناقص آن بود که بگوئیم برنامه‌های درسی حوزه‌های علمیه نیاز به یک دگرگونی بنیادی دارد و دیگر حالا آن زمان گذشته است که فارغ‌التحصیل حوزه‌ی علمیه که اجازه‌ی اجتهاد گرفته است، چشم و گوشش بر همه‌ی پدیده‌های محیرالعقول عصرش بسته باشد و تنها کفایه و رسایل و کافی و وسایل، ابزار کار اجتهاد و استنباطش باشد و جز اقوال فقهای عظام گذشته و ابداع احتمالات چندگانه در فهم یک آیه یا روایت، خاستگاه دیگری برای استنباط حکم خدا نداشته باشد.
حقیر در این نوشته به صراحت از برنامه‌ریزان حوزه‌ی علمیه‌ی قم درخواست دارم که برای ایجاد «انقلاب فرهنگی و علمی در حوزه‌ها» و وارد کردن علوم جدید در متن درسی حوزه‌ها و حتی وارد کردن لابراتوارها و آزمایشگاه‌ها در مدارس دینی و بالاخره ایجاد یک تحول عمیق و اساسی در علوم و معارف لازم‌التحصیل طلاب علوم دینی بپاخیزند و با کسب نظر حضرت امام و سایر فقها و مراجع عظام شالوده‌ی محکمی برای بنای عظیم علمی فراگیر حوزه‌ها بریزند. خوشبختانه آیات عظام و مراجع معظم تقلید و فقهای گرانقدر حوزه‌ها، به برکت قیام امام و برپائی جمهوری اسلامی، آمادگی ذهنی کامل برای ایجاد چنین تحولی دارند. حضرت امام هم که توپهای اصلی و استراتژیک را شلیک کرده است...
اینک بر «پیاده نظام» است که بپاخیزند و به پیش روند...