اسدالله بادامچیان
به تدریج به پایان دومین مجلس شورای اسلامی نزدیک میشویم. و چون مجلس بفرموده امام در رأس امور است لذا لازم دیدیم به ارزیابی و ارزشیابی مجلس دوم بپردازیم.
البته گروههای مختلف انقلابی و غیر انقلابی و حتی ضد انقلابی نیز اعم از اسلامی و غیر اسلامی به بررسی و نقد این دوره پرداخته و میپردازند لکن نیات هر یک از آنها با دیگری تفاوت دارد. ضد انقلابها میکوشند با ایرادگیری بر مجلس دوّم کل نظام و انقلاب را زیر سئوال ببرند و نقاط قوّت آن را نادیده گرفته و یا تحریف نمایند و نقاط ضعف را که طبیعی هر امری از امور عالم فناست، بزرگ کنند و نهایتاً نتیجه بگیرند که مجلس شورای اسلامی نه تنها کاری مثبت انجام نداده بلکه دارای ایرادات فراوانی هم میباشد.
غیر اسلامیها نیز در پی این هستند که بگویند اسلام نمیتواند مجلسی مردم داشته باشد و قوانین و مقررات را براساس خواست مردم، تهیه و تصویب نماید.
این نوع تحلیلها و موضعگیریها که گاه و بیگاه از رسانههای خارجی هم شنیده میشود بحمدالله امروز بنحو بارزی رسوا شده است. و جمهوری اسلامی به رهبری امام بزرگوار و با دلسوزیهای بزرگانش به خوبی نشان داده که یک انقلاب عظیم با وجود اینهمه توطئههای جهانی و جنگ تحمیلی و فرهنگهای رسوباتی از شرق و غرب و سلطنتی، توانسته است با نظامی مردمی آزادترین انتخابات جهان را در این چند سال برگزار نماید. و آزادی و استقلال کشور را با تکیه به آراء و پشتیبانی تودههای عظیم ملت حفظ نموده و علاوه بر همه اینها، قلوب تودههای مشتاق ارزشهای انسانی را در سراسر جهان بدست آورد.
در داخل کشور هم گروهها و شخصیتها به نقد مجلس دوم نشسته و مینشینند و این کار بسیار شایستهای است گرچه هر یک انگیزههای متفاوتی داشته و دارند اما در مجموع این نظریات برای ادارهکنندگان نظام و نیز برای ملت و تاریخ انقلاب مفید و مؤثر خواهد بود. البته با نهایت تأسف امروزه عدهائی تلاش میکنند چهره درخشان مجلس دوّم را مخدوش نمایند. زیرا تمایل دارند جناح سیاسی مقابل خود را از میدان خارج کنند و به مردم القاء نمایند که مجلس دوّم فقط و فقط بخاطر وجود جناح مشهور به جناح فقاهتی نتوانست تاکنون مشکلات اساسی کشور از قبیل مالکیت، مسئله زمین ـ بخش خصوصی ـ مسکن ـ توزیع ـ تولید و تورم و... را حل نماید.
اینان صراحتاً میگویند: (مشکلات مردم لاینحل مانده ـ در جهت حل مشکلات مستضعفین، قدمهای اساسی برداشته نشده) (طاغوتچه و سرمایهدار و خان و فئودال را بازگرداندهاند و...)
و خلاصه همه مشکلات کشور را به گردن گروه دیگر گذاشته و همه موفقیتهای این چند ساله را هم به عهده خود و دوستان خویش میگذارند. بدون اینکه اشارهای به نقش مهم مجلس در این موفقیتها داشته باشند. و در نتیجۀ این تعصّب گروهی (دانسته یا ندانسته) مجلس دوّم را مجلسی بیتوفیق و بیتأثیر و بلکه دارای تأثیرات منفی معرفی مینمایند.
امید است این گروه و این قبیل دوستان بخود آیند و از این برخوردهای غلط سیاسی دست بردارند و بیشتر از این مردم را نسبت به موضعگیریهای خود بیتفاوت نکنند و مهمتر اینکه ارزش مردمی و الهی مجلس شورای اسلامی را مخدوش ننمایند.
و اما فارغ از این جریانات باصطلاحی خطی و باندی به سراغ بررسی و مطالعه عملکرد مجلس دوم برویم و بنگریم که این مجلس تا چه اندازه و در چه زمینههائی موفق بوده است و چه کارهائی تا بحال انجام داده است.
مجلس و تبعیت از ولایت فقیه
حق اینست که مجلس دوم را مجلس تابع ولایت فقیه بنامیم زیرا اعضای آن به ولایت فقیه اذعان و اعتقاد داشته، و اگر هم چند نفری در عمل رعایت نظرات ولی فقیه را نکردند، اما در سخنان و اظهارات خود، تبعیت و متابعت داشتند.
در این دوره نمایندگان به مراتب از دورۀ قبل در هنگام قانونگذاری به رعایت فقه و احکامالله که رضای خدا و ائمه اطهار(ع) و ولی فقیه عادل زمان حضرت امام خمینی در آنست بیشتر توجه داشتند. و بحثهای ثبت شده در صورت مذاکرات بیانگر همین نکته است. بنابراین محور اساسی در این مجلس فقه و فقاهت و ولایت فقیه بود که با توجه به مجلس دوره اول، یک موفقیت برای سیر انقلاب میباشد.
در این مجلس همه حرفها و بحثها روی فقه و مطابقت قوانین و سیاستها با فقاهت اسلامی، و تبعیت یا عدم تبعیت از ولی فقیه بود؛ و حتی مسئله اساسی حمایت از مستضعفان که از آرمانها و ارزشهای بزرگ انقلاب اسلامی است و دائم در این مجلس تلاش میشد که قوانین بر این مبنا تنظیم شوند، باز تحتالشعاع این موضوع بود که آیا این منافع در مطابقت با فقه سنتی تأمین میشود یا براساس اجتهادهای دیگر، بخصوص که حضرت امام در پیام به مجلس دوم فرموده بودند:
«در تمام این امور آنچه لازم است بدون مسامحه عمل شود موافق بودن قوانین مربوط به این امور و سایر امور کشور با قوانین مقدس اسلام اعم از احکام اولیه یا احکام ثانویه است. کسی گمان نکند که نفع محرومین و خدمت به آنان اگر بطور غیر مشروع هم باشد مانعی ندارد که این یک انحراف و خیانت به اسلام و جمهوری اسلامی، بلکه محرومین است که از مال حرام و غصب و یا ظلم به دیگران، آنان را مبتلا به آتش جهنم کنند).
پس این مجلس، مجلسی بود که در آن روح فقه و فقاهتخواهی و ولایت فقیه و برائت از هرگونه شرک خفی و جلی موج میزد. و بحمدالله جوسازیها و غوغاسالاریها و فراز و نشیبها نتوانست در اکثریت نمایندگان مجلس تأثیر مؤثری بگذارد و اینکه جمهوری اسلامی بتواند ظرف 5 سال تحت رهبری امام، آنچنان جریان اسلامیت انقلاب را پیش ببرد که مجلسش با انقلاب خود مردم و علیرغم حضور افکاری که رسوبات فرهنگهای دیگر را دارند مجلس تبعیت از ولی فقیه و مبلغ فقه گردد موفقیت بسیار عظیم و پربرکتی است.
وحدتشکنانی معدود در میان مجلس
در این مجلس تنها یک گروه معدود بودند که غوغاسالاری، تفرقهافکنی و اختلافاندازی را در تمام طول این دوره مجلس دنبال میکردند و این موضوع در سخنان قبل از دستور و موضعگیریهای دیگر آنان کاملاً روشن است و نیازی به معرفی آنها نمیباشد.
این افراد در طول 4 سال علیرغم تأکید مکرر حضرت امام مبنی بر پرهیز از اختلافافکنی، و توصیه بر رفتار برادرانه جناحها با یکدیگر حتی اظهار ناراحتی و نارضایتی ایشان از سخنان تفرقهآور این عناصر که از طرف آقای هاشمی بطور خصوصی به نمایندگان ابلاغ گردید، باز این عده تا آخرین روز مجاز جهت نطق قبل از دستور (از هنگام طرح بودجه در مجلس سخنرانی قبل از دستور تا پایان بحث بودجه مجاز نیست) به این روش نکوهیده ادامه دادند.
و یکی از سخنرانان علیرغم منع تبلیغات انتخاباتی از تریبون مجلس و بخصوص قبل از شروع تبلیغات انتخاباتی مجاز، و علیرغم دستور صریح حضرت امام در پاسخ به دبیرخانه ائمه جمعه که (به هیچوجه و به هیچکس اجازه نمیدهیم از اموال عمومی و دولتی خرج انتخابات کنند) از یکی از کاندیداهای نمایندگی آینده به «نام» اسم بردند و تبلیغ نمودند و حتی به روحانیت مبارز هشدار دادند که مبادا وی را نامزد ننماید! یعنی با استفاده از تریبون و وقت مجلس که از مهمترین اموال عمومی است به نفع فردی از دوستان خود تبلیغ کردند.
جالب است که حتی دستگیری چند نفر از سردمداران این گروه و رسوایی جریان باند مهدی هاشمی و قضایای بنیاد نبوت نیز این معدود افراد را متنبه نساخت.
این گروه معدود همواره پیروی از خط امام و حمایت از مستضعفین و ولایت فقیه را در انحصار خود دانسته و هر کس را که از جناح خود نمیدانستند به باد اتهامات گوناگون از قبیل ضدیت با ولایت فقیه و طرفداری از سرمایهداری میگرفتند و بجای ایجاد وحدت و برادری بین جناحهای خط امام به ایجاد اختلاف و دستهبندی و حتی پس از اینکه حضرت امام در عید فطر 1406 (19 خرداد 65) صراحتاً فرمودند:
«علیهذا شیاطین در بین این هستند که از این راه پیش میروند که بین جناحها، اختلاف ایجاد کنند، اعتنا نکنید به این شیاطین. در شهرها اعتنا نکنند آقایان به این شیاطین، میخواهند اختلاف ایجاد کنند، قوی باشید و پشت هم باشید».
ولی باز این معدود افراد توجه به این تذکر مهم نداشتند و بکار خود ادامه داده و باید گفت: هنوز هم افراد هستند که در مجلس و بیرون از مجلس به این نوع اختلافافکنیها مشغولند.
البته اکثریت نمایندگان بیاعتنای به این گروه بودند و تنها دربارهای اوقات برخی به سبب دفاع ضروری از شخصیت اسلامی افراد و جناحها سخنانی گفتند. ادامه دارد...