* آقای خوشچهره! شما چندی قبل اشاره کرده بودید سرویسهای امنیتی خارجی برای برخی افراد، شخصیتها و بیوت آنها برنامههایی در دست اجرا دارند. آیا اطلاع موثقی از این موضوع دارید؟
** بله! آنها روی همه کار میکنند.
* میخواهم بدانم به صورت مستند گزارشی وجود دارد؟
** بله. ببینید من حدود 15 - 10 سال است دکترای مدیریت استراتژیک درس میدهم. اگر ما جو تخاصم جهانی را با خودمان قبول داریم برای مثال من و شما دو سلیقه مختلف داریم. در شرایط غیرعادی و نظام تصمیمگیری، تحلیل رفتاری و شخصیتی از من میکنند و میگویند مثلاً خوشچهره پرکار، عصبی و... است. این تحلیل شخصیت را از همه میکنند و بعداً در انتقال خبر و مطالب تأثیر زیادی دارد و پس از آن اطلاعات را کانالیزه میکنند.
* بیشتر توضیح دهید.
** ببینید! ممکن است همزمان یک خبر از 10 کانال به من منتقل شود. اگر خوشبین باشم در ابتدا آن خبر را رد میکنم اما اگر هشت کانال آن موضوع را تکرار کنند کمکم آن را باور میکنم. این سازمانیافتگی میتواند مؤثر باشد.
* پس شما معتقدید جریانی که در صدد مقابله با آیتالله هاشمی برآمده تحت تأثیر سرویسهای امنیتی است؟
** نه فقط آقای هاشمی، که نظام تصمیمگیری ما را هدف قرار داده است. مسئله فراتر از این مسئله است.
* با چنین تفسیری این پرسش ایجاد میشود که این سرویسها در داخل نفوذ کردهاند.
** این خامخیالی است که بگوییم رخنه نکردهاند. این مسئله باید مورد توجه قرار بگیرد که چگونه میشود سرویسهای امنیتی نظام سلطه با تحریک جریانهای سیاسی و طرفین مباحث خاص در سطح مسئولان و زمامداران، مسائل را به نقاطی برسانند که بروز ظاهری آن، اختلاف سلیقه و جدلهای رفتاری و سیاسی افراد تلقی شود، بنابراین اولین تحلیل و گزینه در چنین اختلافاتی، ردگیری سازمان یافتهای باید باشد که در پس آن سرویسها و دستگاههای امنیتی دنیای سلطه قرار دارند.
* شیوه عملیاتی این سرویسها چگونه است؟
** این سرویسها بر نقاط ضعفی سوار میشوند که ناشی از عصبیت، بیتقوایی، زودباوری، سادهلوحی و عدم درک صحیح از شرایط است. بنابراین برخوردها اگرچه به صورت فردی جلوهگر میشود، ولی قطعاً چنین مطالبی از دسیسههای شیطانی و اذناب شیطان یعنی دنیای سلطه و وابستگان آن حکایت دارد، که از ضعف تدبیر افراد ناشی شده و به ایجاد فضاهایی برای بمباران فکری و اطلاعاتی افراد مؤثر در نظام تصمیمگیری منتهی میشود.
* مصداقی هم وجود دارد؟
** در این رابطه مصداقهای زیادی داشتیم و در طول انقلاب دیده شد بیوت برخی آقایان مسئلهدار بود و اگرچه خود آن آقایان انسانهایی سالم و حتی در درجه بالایی از فقاهت بودند، ولی به دلیل اینکه کنترل بیوت یا محیط بیرونی خود را نداشتند مورد عتاب امام(ره) بودند. من معتقدم این آفت کماکان قابل ردگیری است منشاء برخی تصمیمگیریها هم میشود و این تصمیمگیریها بعضاً مطلوب و عالمانه بوده است و شاید نگاه مبتنی بر وجود یک جریان سازمان یافته را به فکر وا دارد که چطور چنین کانالهایی توانستهاند چنین تسلطهایی پیدا کنند.
* بحثهایی که درباره آیتالله هاشمی روزهای منتهی به پایان سال گذشته مطرح شد چگونه تحلیل میکنید؟ این موارد را هم در همین دستهبندی قرار میدهید؟
** برخی بحثها به ویژه اختلافاتی که بین خیلی از رجل سیاسی وجود دارد میتواند در محافل بستهتر، در سطح بالا و با حفظ تقوای الهی و مصالح ملی در محیط داخلی حل شود، ولی اگر اختلافات، بروز رسانهای و بیرونی پیدا کند، ضمن آنکه در آحاد مردم ایجاد ناامیدی و یأس میکند، پدیده سادهای نیست و نمیتوان به سادگی از آن گذشت. در ادبیات سیاسی روز نیز این مسئله مطرح میشود که اگر مسئولان و زمامداران نتوانند مسائل خود را با گفتوگو و اقناع کلامی حل کنند، نتیجه مناقشات و جدلها، خود را به صورت منازعات، تنشها و اغتشاشات و حتی به صورت جنگ نشان میدهد. شاید بسیاری از افراد توجه نکنند دامن زدن به مسائلی که نتیجه آنها، تشویش افکار عمومی، تفرقه و التهاب در جامعه است و هیچکدام از اینها خروجی مثبتی هم ندارد، نمیتواند پدیده سادهای باشد، بنابراین افراد باید به محیط پیرامونی و کانالهای اطلاعاتی خود با تفکر بنگرند تا ببینند چقدر از این جریانها طبیعی یا برعکس چقدر از آنها سازمان یافته است. در مجموع معتقدم پرداختن به این موضوع مخصوصاً باید از منظر نقاط قوت جمهوری اسلامی باشد که در سرمایهای به نام مردم متجلی شده است و از ابتدای انقلاب، موضوع هدفگیری نظام سلطه جهانی و ابزارهای آن از جمله سرویسهای امنیتی و اطلاعاتی آنها، انسجام و وحدت ملی بوده است.
* آینده را در صورت تداوم چنین روندی چگونه پیشبینی میکنید؟
** شرایط تجربی، تاریخی و آموزههای دینی به شدت نشان میدهد بسیاری از این مسائل و اختلافات ریشههای نفسانی دارد. فراموش نکنیم که امام(ره) میفرمودند اگر همه انبیا جمع شوند هیچگونه افتراق و اختلافی ندارند بنابراین اختلاف در بین افراد میتواند ناشی از هوای نفس و شیطانی باشد و همه به خصوص افرادی که مسئول هستند، باید بسیاری از مسائل را با سعهصدر حل و فصل کنند و نباید این مسئله به صورت بد و با به کار بردن الفاظ بد و هتاکی بروز کند.
* شما سال 84 به عنوان عضوی از ستاد محمود احمدینژاد یکی از منتقدان جدی هاشمی رفسنجانی بودید...
** من مخالف جدی هیچ شخصی نبودم بلکه عموماً هرگونه هشدار یا نقد یا انتقاد متوجه سیاستهای اقتصادی هر دولتی را که از مبانی شناخت علمی خود انحرافی پیدا میکرد، مطرح میکردم و در آن زمان به نحوره توزیع ثروت و درآمد انتقاد جدی داشتم. بنابراین به برخی از سیاستهای اقتصادی آن زمان که متأسفانه هنوز هم با شتاب اعمال میشود انتقاد داشتم از جمله سیاستهای درهای باز و هجوم بیرویه واردات به کشور که تولید ملی و اشتغال را تهدید میکرد و رهاورد آن گستردگی خط فقر بود. البته آقای هاشمی همانگونه که در آن زمان هم میگفتم از سرمایههای انقلاب هستند و ایشان در توان مدیریت سیاسی و بحران نمره بالایی میگیرند. ایشان ظرفیتهایی در بحث تعاملات و تبادلات بینالملل و مدیریت محیط بحران فراملی دارد. البته در کنار آن در بحث اقتصادی به برنامههایشان ایراداتی داشتم و البته به این دولت هم دارم و به دولت آقای خاتمی هم در مورد نحوه توزیع درآمد و بعضی از انتصابها داشتم.
* واکنش آقایان هاشمی و خاتمی به انتقادات شما چگونه بود؟
** جالب است بگویم حداقل غیردوستانه نبود. آنها هروقت بنده را میدیدند با احترام از دیدگاههای من یاد میکردند چون میدانستند اساس آن دلسوزی عالمانه است و شبهه جناحی و صنفی در آن وجود ندارد.
* احمدینژاد هم با احترام از ایرادات شما یاد میکند؟
** از ایشان در این مورد چیزی نشنیدهام.
*ارتباطی هم با آقای احمدینژاد دارید؟
**در یک پاسخ کلی خیر. البته در مواردی تلاشهایی برای ایجاد ارتباط با بنده از طریق پیامهای برخی دوستان مشترک صورت گرفته اما من کماکان ترجیح میدهم در حوزه دانشگاه به عنوان یک معلم و به طور مستقل فعالیت کنم. حتی در مناظرهای هم اشاره کردم هر چهار کاندیدای انتخابات ریاست جمهوری سال گذشته از بنده به کرات خواستند به آنها مشاوره دهم.
* آیا شما پروژهای را که استراتژی آن حذف هاشمی باشد میپذیرید؟
** بله. شواهد تا اندازهای دال بر وجود چنین پروژهای است.
* پروژهای که توسط برخی در حال اجراست مثل نشریهای که توقیف شد؟
** قطعاً. حملات برخی گروهها به ظاهر متوجه آقای هاشمی است اما من معتقدم برای برخی از این افراد هدف فراتر از آقای هاشمی است. این راهبرد به ظاهر در حمله به شخصیت حقیقی آقای هاشمی است ولی جایگاه حقوقی ایشان را هدف قرار داده و در حال زدن نهادهای انقلاب است. نتیجه چنین رفتاری، هجوم سازمانیافته به جایگاه افراد است که مخصوصاً اگر این افراد روحانی باشند به جایگاه روحانیت لطمه میخورد و متأسفانه در سالهای اخیر شاهد بودهایم تعرضات سازمانیافته و همچنین بعضاً تعرضاتی توسط جریانات افراطی و خودسر داخل نظام به اسم انتقاد به افراد حقیقی صورت گرفته. ولی در حقیقت جایگاه حقوقی آنها مورد انتقاد قرار گرفته است؛ جایگاههای حقوقیای که از نهادهای اصیل و در نتیجه آن، تضعیف و هتک سازمانیافته نهادهای برجسته نظام را شاهد بودهایم.
* برای عبور از آن هم پیشنهادی دارید؟
** خب این مسئله متقابلاً هوشیاری، بیطرفی مطلق و حفظ مصالح و منافع ملی را برای رسانهها بهویژه رسانه ملی ایجاب میکند و البته این مسئله به خود افراد هم برمیگردد که دقت کنند مناقشاتی که به مطبوعات کشیده شده و به تشویش افکار عمومی منجر میشوند، حداقل یک ایراد دارند و آن این است که یک طرف ماجرا در منظر افکار عمومی بازنده خواهد بود و این به ضرر جایگاه آن فرد است.
* چرا این جریان چنین پروژهای را پیگیری میکند؟
** تحلیل چنین سئوالی یک پاسخ امنیتی استراتژیکی است که میتواند ریشه در سرویسهای امنیتی دنیای سلطه و در رأس آن موساد و سیا داشته باشد که از احساسات عناصر و محدودنگری برخی آنها به طور مطلوب استفاده میکنند. بنابراین مقابله با نظام جمهوری اسلامی و ارکان نظام و تضعیف اعتماد و باور عمومی نسبت به مسئولان نظام و ایجاد شبهه در میان برخی آنها به سلامت شخصیت ارکان اصلی نظام اعم از روحانیت و نهادهایی مانند مجمع تشخیص یا آیات عظام از جمله مصادیق چنین بحثی است.
* به کجا میخواهند برسند؟
** قطعاً میخواهند به تضعیف باور و اعتماد مردم و انسجام و وحدت ملی و حذف سرمایههای انقلاب برای زدن ضربات بعدی برسند.