تاریخ انتشار : ۱۶ مرداد ۱۳۹۰ - ۰۹:۰۱  ، 
شناسه خبر : ۲۲۱۷۷۲
واکاوی تحولات لبنان

احمد کریم‌خانی
با سقوط دولت سعدالدین حریری در لبنان و مأموریت یافتن «نجیب میقاتی» برای تشکیل دولت جدید این کشور، فضای سیاسی لبنان وارد مرحله‌ای حساس و در عین حال سرنوشت‌ساز شده است.
روز چهارشنبه 12 ژانویه 2011 (22 دی‌ماه) ابتدا 10 نفر از وزرای عضو جریان مقاومت (8 مارس) در کابینه سعدالدین حریری، ‌نخست‌وزیر سابق لبنان به صورت دستجمعی استعفا کردند بلافاصله «عدنان السید حسن» وزیری که از جانب میشل سلیمان،‌ رئیس‌جمهور لبنان به کابینه معرفی شده بود نیز رسما استعفای خود را از ادامه حضور در دولت حریری اعلام کرد. بنابراین با توجه از حد نصاب افتادن کابینه، دولت ائتلافی سعدالدین حریری سقوط کرد تا بار دیگر این کشور شاهد فضایی پرتنش به لحاظ سیاسی با افزایش فشارها و دخالت کشورهای خارجی باشد. به فاصله 10 روز از این اتفاق و با سنگینی کردن کفه ترازو به نفع جریان مقاومت در مجلس لبنان به دلیل جدا شدن ولید جنبلاط و طرفدارانش از گروه 14 مارس،‌ نجیب میقاتی،‌ نخست‌وزیر اسبق لبنان و کاندیدای مورد حمایت حزب‌الله مامور تشکیل دولت شد.
درباره نخست‌وزیر جدید لبنان و نحوه و چرایی سقوط دولت غربگرای حریری می‌توان به موارد ذیل اشاره کرد:
1ـ «نجیب میقاتی» نامزد گروه هشت مارس متشکل از حزب‌الله و متحدان آن که توسط رئیس‌جمهوری لبنان مامور تشکیل دولت جدید این کشور شده است بنابه اذعان تمامی گروه‌های سیاسی لبنان، در زمان نخست‌وزیری خود در گذشته یکی از بی‌طرفدارترین نخست‌وزیرهای تاریخ این کشور بوده است.
میقاتی سیاستمدار و بازرگانی لبنانی متولد سال 1955 در شهر طرابلس است. وی در عرصه سیاسی لبنان در سمت‌های مختلفی خدمت کرده است،‌ میقاتی در 19 آوریل سال 2005 به عنوان نخست‌وزیر لبنان انتخاب شد و تا 19 جولای همان سال نخست‌وزیر باقی ماند،‌ دولت وی دولتی موقت بود که تنها تا انتخابات مجلس قانونگذاری جدید و تشکیل دولت و اساس آن رسمیت داشت.
وی بعد از رسیدن به نخست‌وزیری لبنان سعی کرد تا به صورت کامل بی‌طرفی خود را در مناقشات سیاسی این کشور اعلام کند، ‌به همین علت نیز انتخاباتی سالم در می سال 2005 در این کشور برگزار کرد، ‌این انتخابات به اعتراف تمام گروه‌های سیاسی در لبنان یکی از سالم‌ترین انتخابات لبنان بوده است. وی حتی برای اطمینان دادن به سلامت این انتخابات قول داد که خود در آن شرکت نکند. گروههای سیاسی لبنان اعتقاد دارند که اولین باری است که نخست‌وزیر لبنان در طول تاریخ این کشور به این اندازه جانب بی‌طرفی را رعایت کرده است. میقاتی علاوه بر این از سال 1998 تا 2004 نیز به عنوان وزیر حمل و نقل و خدمات عمومی در سه دولت پی‌درپی لبنان فعالیت کرده است.
وی در سال 2000 میلادی به عنوان نماینده شهر طرابلس پارلمان انتخاب شد و پست نخست‌وزیری را بعد از ترور «رفیق حریری» نخست‌وزیر اسبق لبنان برعهده گرفت و نامزد انتخابات پارلمانی در آن زمان، با توجه به مأموریت خود در دولت نشد و در سال 2009 میلادی به عنوان نماینده طرابلس در پارلمان برگزیده شد.
در پایان رایزنی‌های اخیر پارلمانی میشل سلیمان رئیس‌جمهوری لبنان، نجیب میقاتی توانست با 68 رأی یعنی اکثریت آرای پارلمانی، خود را برای تصدی نخست‌وزیری و تشکیل دولت جدید آماده کند. سعد حریری نامزد مورد حمایت 14 مارس و غربی‌ها با کسب 60 رأی در کسب مجدد نخست‌وزیری لبنان ناکام ماند.
پارلمان لبنان 128 کرسی دارد، چهار رأی از 68 رأی اختصاص یافته به نجیب میقاتی متعلق به نمایندگان اهل سنت مخالف سعد حریری و هفت رأی نیز متعلق به جبهه مبارزه ملی به رهبری ولید جنبلاط و آرای دیگر نیز متعلق به جریان 8 مارس از جمله حزب‌الله است.
2ـ دولت حریری چگونه سقوط کرد؟ کابینه وحدت ملی لبنان به نخست‌وزیری سعدالدین حریری پس از حدود چند ماه تاخیر و کش و قوس سیاسی در خردادماه سال 1388 شکل گرفت. این کابینه بر مبنای توافق سران گروههای مختلف در دوحه روی تشکیل دولت وحدت ملی با فرمول 15 ـ 10 ـ 5 تشکیل شد و براساس آن گروههایی که مجموعا در مجلس 71 کرسی داشتند (14 مارس)، 15 کرسی در دولت به آنها داده شد، بقیه گروهها (8 مارس) که مجموعا 57 کرسی پارلمان را داشتند، 10 کرسی در دولت را تصاحب کردند و 5 پست وزارتی هم در اختیار رئیس‌جمهور (میشل سلیمان) که مرضی‌الطرفین است قرار داده شد. در واقع فرمول 15 ـ 10 ـ 5، ثلث ضامن دولت را برای مقاومت لبنان فراهم کرد با این تفاوت که یکی از کرسی‌های آنان در قالب 5 کرسی رئیس‌جمهور قرار داده شد.
با این وصف به مقاومت لبنان در کابینه خود وتو داده شد و بدون جلب نظر آنان امکان تصویب هیچ برنامه‌ای در دولت وجود نداشت. البته متقابلا یک کرسی هم از سهم رئیس‌جمهور به گروه حریری داده شد بر این اساس می‌توان گفت در واقع فرمول تشکیل کابینه 16 ـ 11 ـ 3 شد. بنابراین با استعفای 11 تن از کابینه 30 نفره سعدالدین حریری، عملا دولت ائتلافی لبنان از حد نصاب دو سوم افتاد و سقوط کرد.
3ـ نظام سیاسی در لبنان یک نظام پارلمانی است. در این نظام پارلمانی 128 نماینده وجود دارد که تعداد نمایندگان شیعه 27 نفر است. در کنار آن 27 نماینده سنی و 27 نماینده مارونی است و بقیه نمایندگان سایر طوایف هستند. در درون این ساختار ائتلافی شیعی با حضور حزب‌الله و حزب امل وجود دارد. از این 27 نماینده شیعی در حدود 12 نماینده متعلق به حزب‌الله هستند. نکته قابل توجه و مهم اینجاست که گروهی مثل حزب‌الله با 12 نماینده از 128 نماینده یعنی یک دهم توانسته به حزبی تعیین‌کننده تبدیل شود و ابن خود یک هنری سیاسی است. حزب‌الله هنرمندی سیاسی است که موفق شده با 12 نماینده ائتلاف‌سازی کند و اکثریت را به سمت خود جلب و دولت حریری را ساقط کند.
زمانی که انتخابات در لبنان به پایان رسید حریری و ائتلاف 14 مارس 72 کرسی داشتند در حالی که مخالفین 56 کرسی را در اختیار داشتند. در حال حاضر این ترکیب به هم خورده است چرا که حزب الله توانسته ائتلاف مقابل را تفکیک و ولید جنبلاط را از آن خارج کند.
همانطور که اشاره شد «ولید جنبلاط» رهبر دروزی‌های لبنان که در کابینه 3 پست وزارتی دارد عملاً از گروه 14 مارس جدا شده و با قوت از مواضع حزب‌الله حمایت و با هرگونه اقدام محدودکننده علیه حزب‌الله مخالفت کرده است. جنبلاط اعلام کرده که با مدیریت سعد حریری مخالف است. وی می‌گوید: حریری می‌خواهد برای محاکمه قاتلان پدرش،‌ لبنان را به قربانگاه ببرد. وی افزوده: حریری باید از این مسئله به خاطر لبنان بگذرد. این دیدگاه کاملا نشان می‌دهد که جنبلاط به ائتلاف 8 مارس نزدیک‌تر است تا حریری. ولید جنبلاط تا این مقطع موضع قاطعی نداشت.
4ـ عامل اصلی استعفای وزرای جریان مقاومت از کابینه به تحولات مربوط به دادگاه بین‌المللی ترور رفیق حریری نخست‌وزیر اسبق لبنان برمی‌گردد. رفیق حریری و 20 تن از همراهانش در 14 فوریه 2005 (25 بهمن 1383)، در یک عملیات تروریستی به قتل رسیدند. این ترور نقطه عطف مهمی در تحولات لبنان و منطقه و آغازگر دوره جدیدی از کشمکش‌ها و اختلافات سیاسی شد. به تعبیر بهتر این ترور،‌ نقطه پایانی بر آرامش نسبی 14 ساله‌ای بود که لبنان پس از پایان جنگ داخلی به این‌سو تجربه کرد و نقطه عطفی در تاریخ سیاسی جدید این کشور رقم زد. با این ترور، ثبات، امنیت و وحدت این کشور ضربه سختی خورد و دولت‌های غربی و برخی گروه‌های داخلی به سوء‌ استفاده از این وضعیت پرداختند که در نهایت اوضاع در این کشور را پیچیده‌تر کرد.
پس از این ترور، روز هشتم مارس سال 2005 بیش از یک میلیون نفر از مردم لبنان در پاسخ به دعوت حزب‌الله در میدان مرکزی بیروت گردهم آمده و مراتب حمایت خود را از حزب‌الله، رئیس‌جمهوری وقت و حمایت‌های سوریه از کشورشان اعلام کردند که به 8 مارس معروف شدند.
در مقابل، شش روز بعد و در چهاردهم مارس گروه‌های مخالف این دیدگاه نیز طرفداران خود را در همان مکان گردآوردند که این تشکل‌ها نیز به گروه 14 مارس معروف شدند. این دو جریان طی پنج سال گذشته درگیری‌های سیاسی و کش و قوس‌های فراوانی را در صحنه سیاسی لبنان با یکدیگر داشته‌اند. گرچه تدبیر حکم می‌کرد که یک کمیته حقیقت‌یاب ملی و مستقل مامور بررسی و واکاوی جوانب پیدا و پنهان این ترور شود، اما فضای غبارآلود ناشی از اختلافات سیاسی در لبنان و نیز فشارها و دخالت‌های فزاینده خارجی مانع از کشف و بررسی این ترور مشکوک شد و خیلی زود این موضوع به یک پرونده سیاسی و عاملی برای پیشبرد اهداف سیاسی برخی گروه‌ها و کشورها تبدیل شد.
چند روز پس از ترور حریری،‌ شورای امنیت سازمان ملل،‌ خواستار تشکیل دادگاه بین‌المللی برای رسیدگی به این ترور شد؛ درخواستی که البته با مخالفت پارلمان لبنان مواجه شد. سرانجام حدود دو سال بعد در ژوئن 2007، با فشار آمریکا و همراهی متحدانش در شورای امنیت، قطعنامه 1757 در این شورا به تصویب رسید. طبق این قطعنامه بود که رسما دادگاه بین‌المللی ترور حریری شکل گرفت. دادگاه بین‌المللی در اولین مرحله پس از آغاز آنچه «تحقیقات» نامید، سوریه را عامل اصلی در ترور حریری دانست. امری که با مخالفت مقام‌های سوری همراه شد. اما پس از مدتی طولانی سرانجام دادگاه به این نتیجه رسید که سوریه نقشی در این ترور نداشته است. در سپتامبر 2010، سعد حریری پسر رفیق حریری و نخست‌وزیر لبنان،‌ با تجدید نظر در مواضع پیشین خود،‌ اتهام به سوریه در ترور پدرش را اشتباه و اتهامی سیاسی دانست.
ظاهرا پس از رفع اتهام از سوریه، این‌بار نوبت حزب‌الله لبنان رسیده که به مشارکت در قتل حریری متهم شود. شواهد نشان می‌دهد که این دادگاه در نظر دارد که برخی از اعضای حزب‌الله را به عنوان متهم اصلی این ترور معرفی کند. این مسئله به ویژه پس از دیدار حدود پنج ماه پیش حریری با نصرالله روشن شد. گویا در این دیدار حریری به نصرالله اطلاع می‌دهد که دادگاه بین‌المللی قصد دارد افرادی از حزب الله را به دست داشتن در ترور پدرش محکوم کند. دبیرکل حزب‌الله لبنان پس از این دیدار در سخنرانی مهمی از شکل‌گیری «توطئه‌ای بزرگ» علیه این حزب از طریق دادگاه بین‌المللی خبر داد.
سعد حریری در جریان سفر اخیر به آمریکا و دیدار با اوباما درصدد بود زمینه‌ها را جهت صدور حکم دادگاه پدرش که براساس آن قرار است حزب‌الله متهم اصلی معرفی شود،‌ فراهم نماید. به همین دلیل حزب‌الله با درایت و زیرکی عملا دولت و نخست‌وزیر را از اعتبار ساقط کرد.
5ـ سعد حریری با ناپختگی و برخلاف انتظار همگان، لبنان را قربانی خونخواهی پدر و کشورش را به عرصه منازعات سیاسی میان احزاب و جناح‌ها مبدل کرده است. به‌رغم همه تلاش‌هایی که برای آرام کردن اوضاع و کاهش اثرات منفی رأی دادگاه بین‌المللی ترور پدرش صورت گرفت،‌ این‌بار حریری با سفرش به آمریکا و اعلام حمایت از دادگاهی که طی دو سال اخیر سیاسی و مغرض بودن آن بر همگان محرز شده، استراتژی خود در پرونده ترور پدر را به منافع آمریکا پیوند داد غافل از آنکه نمی‌دانست در این بازی او و دولتش است که ساقط می‌شود.
در این میان پاسخ حزب‌الله به اظهارات حریری بسیار هوشمندانه بود. در واقع ساقط کردن دولت حریری از سوی حزب‌الله حامل این پیام بود که نخست‌وزیر باید بداند که چالش‌های داخلی لبنان تنها در خاک کشور قابل حل و فصل است و ورود دست‌های بیگانه جز تشدید بحران دستاورد دیگری نخواهد داشت.