تاریخ انتشار : ۰۴ مرداد ۱۳۹۰ - ۱۳:۳۸  ، 
شناسه خبر : ۲۲۱۷۷۷

دکتر داوود هرمیداس باوند
جامعه مصر به طور سنتی جامعه‌ای رادیکال نبوده است. مصری‌ها در طول تاریخ خود به جز موارد نادر،‌ مردمی آرامش‌طلب بوده‌اند. رادیکال‌ترین جنبشی که جامعه مصر در تاریخ معاصر خود تجربه کرده بود جنبش پان‌عربیسم به رهبری جمال عبدالناصر بود که عملاً از مرزهای این کشور فراتر رفت و کل جهان عرب را تحت تأثیر قرار داد. این در حالی است که ناصر نیز در طول زمامداری خود نشان داد با وجود موضع‌گیری‌های تند شعاری، در عمل تلاش می‌کرد روابط خود را با هر دو بلوک مسلط دوران جنگ سرد متوازن نگه دارد و از تنش‌های پرخطر پرهیز کند. او در این سیاست که گونه‌ای بندبازی سیاسی میان شرق و غرب محسوب می‌شد تا حدود زیادی موفق بود،‌ برای نمونه،‌ با وجود آنکه مصر ناصر به دلیل برقراری رابطه دیپلماتیک با آلمان شرقی سابق،‌ دارای روابط رسمی با آلمان غربی نبود، بسیاری از دانشمندان آلمان غربی در برنامه‌های توسعه موشکی و هسته‌ای مصر مشارکت داشتند که تعدادی از آنها نیز توسط تیم‌های ترور موساد شکار شدند. پس از ناصر، مصر در فرآیندی که در دوره انور سادات آغاز و در سه دهه حکومت حسنی مبارک تثبیت شد به همراه عربستان سعودی و اردن، ‌یکی از اضلاع مثلثی را تشکیل می‌داد که به عنوان متحدان کلیدی غرب،‌ سیاست‌های خاصی را در قبال آمریکا و اسرائیل پیگیری می‌کردند. آن گونه که تاکنون شاهد بوده‌ایم،‌ مردم مصر در تظاهرات اعتراضی خود،‌ حملات‌شان را به سمت دیکتاتوری حسنی مبارک و فساد دستگاه حاکم هدف گرفته‌اند. این در حالی است که در جنبش کنوین مصری‌ها، همه قشرها و گروه‌های سیاسی این کشور شرکت دارند و عملاً نمی‌توان هژمونی ویژه‌ای برای هیچ یک از گروه‌ها و احزاب سیاسی قائل شد. هم اکنون در تظاهرات خیابانی،‌ هواداران همه گروه‌ها از جمله «جوانان 6 آوریل»، «جنبش ملی تغییر»،‌ حزب تاریخی «وفد» که در نهضت استقلال این کشور نیز مشارکت داشته است، ‌گروه‌های ناصری و احزاب چپ و همچنین اخوان‌المسلمین حضور دارند که برآوردهای اولیه نشان می‌دهد اخوان‌المسلمین دست کم از لحاظ سازماندهی بر سایر گروه‌ها برتری دارد. تحولات پرشتاب کنونی در مصر به عنوان یکی از مهم‌ترین کشورهای عرب،‌ خواه ناخواه تأثیر خود را بر سایر کشورهای عربی و منطقه بر جا خواهد گذاشت. همان گونه که پیش از این شاهد بودیم، مردم بسیاری از کشورهای منطقه از جمله اردن،‌ یمن،‌ عربستان و حتی ترکیه در حمایت از مردم مصر یا با مطالباتی مشابه به خیابان‌ها آمدند. سمت و سو و نتیجه تحولات کنونی مصر در آینده نیز به گونه‌ای گریزناپذیر بر سایر کشورهای منطقه تأثیرگذار خواهد بود. در این میان یک گرایش غالب در میان تحلیلگران و ناظران تحولات مصر در مورد جهت‌گیری سیاست خارجی آینده این کشور وجود دارد. براساس این دیدگاه،‌ حکومت آینده مصر با در پیش گرفتن سیاستی شبیه به آنچه حکومت کنونی ترکیه در منطقه پیش گرفته است، عملاً تلاش خواهد کرد ضمن حفظ روابط استراتژیک خود با غرب و اسرائیل، دست کم در عرصه شعار و نزد افکار عمومی به طور جدی‌تری به انتقاد از اقدامات تل‌‌آویو علیه فلسطینیان بپردازد. حکومت آینده مصر برای در پیش گرفتن چنین سیاستی با دشواری‌هایی به مراتب بیش از آنچه حکومت ترکیه در این زمینه دارد روبه رو خواهد بود چرا که انتظار افکار عمومی جهان عرب از نحوه نقش‌آفرینی مصر در مسئله فلسطین به مراتب بیش از ترکیه است. با این همه نباید از یاد برد که مصر یکی از عمده‌ترین دریافت کنندگان کمک‌های مالی و نظامی از آمریکا در سطح جهان به شمار می‌رود و با توجه به وضعیت اقتصادی این کشور،‌ چشم‌پوشی از این کمک‌ها در آینده نزدیک برای هیچ حکومتی ممکن نیست. ضمن آنکه بخش عمده این کمک‌ها به ارتش مصر اختصاص می‌یابد و ارتش این کشور با سیاستی که در روزهای گذشته در پیش گرفت، نه تنها محبوبیت گذشته خود را نزد مردم حفظ کرده بلکه بر میزان این محبوبیت نیز تا حدی افزوده است به همین دلیل در آینده نیز به عنوان یکی از بازیگران اصلی و مؤثر عرصه سیاسی این کشور باقی خواهد ماند. از مجموع آنچه گفته شد احتمال می‌رود که حکومت آینده مصر تلاش خواهد کرد با ایجاد توازن در سیاست خارجی، روابط خود با جهان خارج را بر مبنای منطقی‌تری پی‌ریزی و حفظ کند و از این رهگذر نقش خود را به عنوان یک بازیگر عمده منطقه‌ای ارتقا بخشد.