بر اساس روایات، بعید نیست که شیاطین جن و انس به بعضیها خبرهایی بدهند که فلان اتفاق خواهد افتاد و آن اتفاق هم بیفتد. بعد هم این اطلاع را لطف خدا به خود تلقی نمایند تا اعتمادها را جلب کنند و دیگران را گمراه کنند.
سحر و جادو یکی از بدیلها و نظیرهای ایمان به غیب است
این روزها به دلائلی مسأله «سحر» و «اطلاع از غیب به طرق غیرمعمول» یکی از پرسشهایی است که ذهن جوانها را به خود مشغول کرده است. میپرسند آیا امکان دارد؟ آیا مجاز است؟
مقدمتاً عرض کنم: ایمان طبیعتاً به انسان قدرت میدهد؛ قدرتی که پاک است و انسان به آن نیاز دارد. امور دیگری هم هستند که هرکدام به نوب خود به انسان قدرت میدهند هرچند ضعیفتر و بعضاً ناسالم، و معمولا خیلیها آنها را بدیل ایمان قرار میدهند؛ مانند علم، ثروت، اعتبار اجتماعی و...
اگر کسی به قدرتی برسد، به تدریج ممکن است با اتکاء به آن، خودش را از «ایمان به خداوند» مستغنی بداند. اساساً اتکاء به هرچیزی غیر از خدا موجب میشود خدا او را به همان چیز واگذار کند، تا غیر قابل اتکا بودن آن، بر فرد ثابت شود. امیرالمؤمنین علی(ع) هرگونه «اتکا به خود» را از دامهای شیطان میداند. (غررالحکم/2678)
یکی از بدیلهای ایمان، «قدرت سحر و جادو» و قدرتهایی هستند که واقعیت دارند، ولی مُجاز نیستند و از نظر دین ما به شدت منکوب شدهاند. سحر و جادو، دستیابی به نوعی علم و توانایی است که جای ایمان به خدا را در دل انسان میگیرد. اگرچه ممکن است به ظاهر گرههایی را از زندگیِ فردی و اجتماعیِ ما باز کند، ولی در نهایت انسان را به زمین میزند.
حضرت آدم در بهشت رضوان الهی و در اوج صفا و پاکی زندگی میکرد که طبیعتاً در چنین فضایی، زمین بدی به سختی برای انسان پیش میآید. اما ابلیس آمد و او را به یک نیروی غیبی دعوت کرد: «فَوَسْوَسَ إِلَیْهِ الشَّیْطَانُ، قَالَ یَا آدَمُ هَلْ أَدُلُّکَ عَلىَ شَجَرَه الخُْلْدِ؟»(طه/120) ابلیس به آدم وعده داده بود اگر از این شجر ممنوعه بخوری به نیروی جاودانگی میرسی. گرچه وعد او دروغ بود، اما آدم را تحریک کرد که از طریقی غیر از ایمان به خدا به این توانایی دست بیابد.
اگر کسی بخواهد از راه غیر معمول قدرتی را کسب کند، به سختی میتوان جلوی او را گرفت. زیرا نوعاً اینگونه تواناییها برای انسان خیلی جذاب است. تصور کنید کسی بخواهد اخبار و آگاهیهایی از غیب و از آیند نزدیک به ما بدهد که ما تصور میکنیم در موفقیت ما مؤثر است؛ به طور طبیعی هر کسی دوست دارد از آن مطلع شود. اما خداوند دوست دارد ما با ایمان به خودِ او زندگی کنیم و به امور غیبیِ اینچنینی اتکاء نکنیم. خداوند میفرماید من خودم از مؤمنین دفاع میکنم: «إِنَّ اللَّهَ یُدَافِعُ عَنِ الَّذِینَ ءَامَنُواْ» (حج/38) بهویژه اینکه بر اساس روایات اینگونه امور گرچه بهظاهر تأثیر دارند، اما در حقیقت امر و سرانجام کار، سرنوشت و مقدرات کسی یا جامعهای را تغییر نمیدهند؛ اساساً هیچ عاملی توان تغییر سنتهای تغییرناپذیر الهی را ندارد.
بر اساس روایات، خداوند از کسی که به جای اعتماد به او، به امور غیبیِ اینچنینی اتکا و آنها را تصدیق کند، نمیگذرد؛ زیرا اینها در حد شرک است. اگر ما به دنبال راهی باشیم که ما را به قدرتی برساند، از «ایمان به خدا» فاصله گرفتهایم و بهجای توکل به قدرت پروردگار، به آن قدرت اتکاء کرده و در واقع کافر شدهایم.
آیا واقعیت دارد که از طریق سحر و جادو میتوان به قدرتهایی رسید؟
امیرالمؤمنین علی(ع) میفرمایند: «الْعَیْنُ حَقٌّ وَ الرُّقَى حَقٌّ وَ السِّحْرُ حَقٌّ وَ الْفَأْلُ حَقٌّ وَ الطِّیَرَه لَیْسَتْ بِحَقٍّ وَ الْعَدْوَى لَیْسَتْ بِحَقٍّ؛ چشم زخم واقعیت دارد، و اینکه کسی چیزی شبیه طلسم در کاغذی بنویسد و گیری در کارِ دیگران ایجاد کند نیز واقعیت دارد، جادو گری و سحر هم واقعیت دارد تفأل به خیر نیز واقعیت دارد اما اینکه کسی بخواهد فال بد بزند واقعیت ندارد و اینکه بدیِ کسی در ما نفوذ کند نیز واقعیت ندارد.»(نهجالبلاغه/حکمت400)
از امام صادق(ع) راجع به سحر و جادوگری میپرسند و ایشان میفرمایند: «جادو، گونههاى مختلفى دارد: گونهاى از آن به منزله طبابت است. همانطور که پزشکان براى هر بیمارى و دردى، دارویى درست کردهاند، در علم سحر نیز جادوگران براى هر صحّتى آفتى و براى هر عافیتى درد و رنجى و براى هر کارى چارهاى اندیشیدهاند. گونه اى دیگر از آن چشم بندى، چالاکى، مهارت و تردستى است. نوع دیگرى از آن امورى است که اولیاء شیطان(جنگیرها) از شیاطین جنّ فرا میگیرند. (احتجاج طبرسی/2/340) (میزان الحکمة/باب السحر)
از آیتا... بهجت نیز سؤال شده است: «آیا جادو و سحر واقعیت دارد و در صورت وجود، آیا حرام است؟» ایشان فرمودهاند: «بله، واقعیت دارد و حرام است.» (استفتائات/1867) علامه طباطبایی نیز ذیل آیه 102 سور آلعمران بحثی در مورد سحر و جادو دارد.
کاهنان کسانی هستند که میتوانند رضایت شیاطین را جلب و از علم و قدرت آنها استفاده کنند. شخصی از امام صادق(ع) پرسید: اصل کهانت از چیست و کاهن چگونه از آنچه اتفاق میافتد به مردم خبر میدهند؟
حضرت فرمودند:«کَانَ الْکَاهِنُ بِمَنْزِلَه... وَ ذَلِکَ فِی وُجُوهٍ شَتَّى، مِنْ فِرَاسَه الْعَیْنِ و.... مَعَ قَذْفٍ فِی قَلْبِهِ، لِأَنَّ مَا یَحْدُثُ فِی الْأَرْضِ مِنَ الْحَوَادِثِ الظَّاهِرَه فَذَلِکَ یَعْلَمُ الشَّیْطَانُ وَ یُؤَدِّیهِ إِلَى الْکَاهِنِ وَ یُخْبِرُهُ بِمَا یَحْدُثُ فِی الْمَنَازِلِ وَ الْأَطْرَافِ... وَ الْیَوْمَ إِنَّمَا تُؤَدِّی الشَّیَاطِینُ إِلَى کَهَّانِهَا أَخْبَاراً لِلنَّاسِ مِمَّا یَتَحَدَّثُونَ بِهِ وَ مَا یُحَدِّثُونَهُ وَ الشَّیَاطِینُ تُؤَدِّی إِلَى الشَّیَاطِینِ مَا یَحْدُثُ فِی الْبُعدِ مِنَ الْحَوَادِثِ مِنْ سَارِقٍ سَرَقَ وَ قَاتِلٍ قَتَلَ وَ غَائِبٍ غَابَ وَ هُمْ بِمَنْزِلَهِ النَّاسِ أَیْضاً صَدُوقٌ وَ کَذُوبٌ) (احتجاج طبرسی/2/340) یعنی «مردم در گذشته در امور مشتبه به کاهن مراجعه میکردند و کاهن از اموری که اتفاق میافتاد به آنها خبر میداد. و این خبر دادن دارای گونههایی بود: زیرکی روح و... و از آن جمله آنچه شیاطین جن به قلب آنها وارد میکردند.
زیرا شیاطین جن از حوادث ظاهری که در «زمین» اتفاق میافتد، اطلاع دارد و آن را به کاهن اطلاع میدهد. و اما اخبار آسمانها را استراق سمع کرده و گاهی کلمهای از آن را میشنید و چیزی به آن اضافه یا کم کرده و در قلب کاهن میانداخت. اما پس از رسول خدا(ص) شیاطین از شنیدن اخبار آسمانها منع شدند (سوره جن/8-9). و اما امروز شیاطین جن، به کاهن از اخبار مردم خبر میدهند؛ از اینکه در چه فکری هستند و چه میگویند و در دوردستها چه اتفاقی افتاده است؛ از دزدی که دزدی کرده یا قاتلی که مرتکب قتل شده، یا کسی که پنهان شده. و البته شیاطین جن نیز مانند انسانها، راستگو و دروغگو دارند.»
برخی از کاهنان و کسانی که با شیاطین ارتباط داشته و از قدرت آنها استفاده میکردند، مشاور برخی از حاکمان زمان خود بودهاند. مانند فرعون که نسب موسی را به کمک کاهنان به دست آورد و حدود 20هزار بچه را کشت تا بلکه موسی را بکشد و دوام پادشاهی خودش را تضمین کند، اما بر تقدیر الهی فائق نیامد.(غیبت طوسی/167) همیشه اخباری از مراجع انواع سیاسیون به این قبیل افراد وجود داشته است.
البته ممکن است کسانی از این طریق به آگاهیهایی دسترسی پیدا کنند ولی این را ناشی از ایمان به خدا و لطف او جلوه دهند و به ظاهر خود را به گونهای خیرخواه نشان دهند که به سختی بشود انحرافشان را دریافت. اینگونه افراد ممکن است هزاران خبر درست بدهند تا یک خبر دروغشان باور شود.
اتکا به هر قدرت غیر الهی، هم شرک است و هم بدفرجام؛ چه تکیه به ابرقدرتهای بینالمللی باشد، چه تکیه به ثروت باشد، و چه اتکا به قدرت سحر و جادو. بر اساس سنت الهی که در روایت آمده است، اگر انسان به هر قدرت غیرالهی تکیه کند، از همان ناحیه زمین خواهد خورد.
در آخرالزمان، ترفند شیطان در استفاده از نیروهای غیبی برای فریب انسانها پررنگتر خواهد بود
یکی از قویترین ترفندهای شیطان وادار کردن انسان به اتکاء به نیروی غیبیِ شیطان میباشد. چون از این طریق بهتر میتواند انسانها را گمراه کند. بخصوص اینکه در آخرالزمان نزدیک نابودیِ ابلیس است و خداوند شیطان را تا هنگام ظهور فرصت داده است(تفسیر عیاشی/2/242) پس او تمام سعی و تلاش خود را برای تأخیر ظهور به کار خواهد بست.
آنقدر در آخرالزمان این مسائل رونق میگیرد که وقتی صیح آسمانی به نفع امام زمان(ع) بلند میشود، نعرهای هم از جانب شیطان شنیده میشود که بعضیها حق و باطل را اشتباه میکنند. (امام صادق(ع): یُنَادِی مُنَادٍ بِاسْمِ الْقَائِمِ(ع). قُلْتُ: «خَاصٌّ أَوْ عَامٌّ؟» قَالَ: «عَامٌّ یَسْمَعُ کُلُّ قَوْمٍ بِلِسَانِهِمْ» قُلْتُ: «فَمَنْ یُخَالِفُ الْقَائِمَ وَ قَدْ نُودِیَ بِاسْمِهِ؟قَالَ: لَا یَدَعُهُمْ إِبْلِیسُ حَتَّى یُنَادِیَ فِی آخِرِ اللَّیْلِ فَیُشَکِّکُ النَّاسَ) زراره میگوید: امام صادق(ع) [در مورد زمان ظهور حضرت و نشان آن] فرمودند: منادی نام قائم را ندا میدهد. پرسیدم: آیا این ندا را بعضی میشنوند یا همه؟ فرمود: «همه. هر قومی به زبان خودش میشنود» پرسیدم: پس با این حال، دیگر چه کسی با حضرت مخالفت میکند، در حالی که نام او ندا داده شده و شکی در حقانیت او نیست؟ حضرت فرمودند: ابلیس آنها را رها نمیکند، تا اینکه در آخر شب ندای دیگری بدهد. پس مردم دچار شک میشوند.) (کمالالدین شیخ صدوق/2/650)
اساساً امتحانات آخرالزمان خیلی عجیب و غریب هستند. در روایات آمده است: دوازده نفر ادعای ارتباط با حضرت و یا ادعای مهدویت میکنند و هرکدامشان دیگری را تکذیب میکند. (غیبت نعمانی/277) و در روایت دیگری آمده است: دوازده نفر که از سادات نیز هستند خروج کرده [ادعای مهدویت کرده] و همگی به خود دعوت میکنند. (غیبت شیخ طوسی/437) خداوند هم از اینکه چنین صحنههایی برای امتحان انسانها پیش بیاید ابایی ندارد.
خبردادن از آینده به کمک شیاطین نشان حقانیت نیست، بلکه نوعی شرک است
بر اساس روایات، بعید نیست که شیاطین جن و انس به بعضیها خبرهایی بدهند که فلان اتفاق خواهد افتاد و آن اتفاق هم بیفتد. بعد هم این اطلاع را لطف خدا به خود تلقی نمایند تا اعتمادها را جلب کنند و دیگران را گمراه کنند. در آخرالزمان باید خیلی منتظر این قبیل اتفاقها باشیم. این گونه امور بههیچ وجه معیاری برای حقانیت نیست.
البته شیاطین نمیتوانند هر خبری را از آینده بدهند. بهویژه اینکه پس از رسول خدا(ص) دست ایشان از اخبار قطعیِ آسمانی و تقدیرات الهی به کلی کوتاه شده، و به اخبار زمینی محدود شده است. ضمن آنکه طبق روایات، گاهی اخبار را کم و زیاد کرده و یا راست و دروغ را به هم میآمیزند و به کاهنان میدهند. لذا برخی خبرهایشان هم دروغ از آب در میآید.
کسانیکه به این قبیل امور روی میآورند، یعنی از امور غیبی و سحر و جادو برای رسیدن به اهداف خود استفاده میکنند، مجازاتهای سختی را پیشخواهند داشت و ملائک خداوند آنها را لعنت خواهند کرد؛ همانطور که رسول خدا(ص) کسی را که از این روش استفاده کرده بود لعنت کردند. زنی نزد رسول خدا(ص) آمد و گفت:ای رسول خدا، همسری دارم که کمی با من درشتی میکند و من کاری کردهام(از کارهای سحر) که او را بر خودم نرم کنم. حضرت فرمودند: اف بر تو. دینت را مکدر کردی. ملائک برگزید خدا تو را لعنت کنند. و سه مرتبه این را فرمود. (نَوَادِرُ الرَّاوَنْدِیِّ/25)
در روایت دیگر آمده است که «اگر فرد ساحر، کافر باشد حکمش اعدام نیست، اما اگر از مسلمانان بود باید به قتل برسد چون شرک و جادوگری با هم قرین هستند.» لذا کافری که سحر میکند، سحر شعبهای از همان شرکش است(و مشرکین در طول معاهد صلح در امان هستند)، اما مسلمانی که سحر کند، مانند این است که مشرک و مرتد شده است، زیرا سحر نوعی شرک است. (علل الشرائع/2/546) در روایات دیگر آمده است که ساحر کشته میشود، مگر اینکه توبه کند.
یکی از اصحاب امام صادق(ع) از حضرت سؤال کرد: در منطق ما کسی است[از همین کاهنها] که مردم وقتی چیزی را گم میکنند، از او میپرسند و او خبر میدهد. آیا ما هم میتوانیم از او بپرسیم و کمک بگیریم؟ حضرت در پاسخ او فرمودند: رسول خدا(ص) فرمودند: هر کس سراغ چنین افرادی برود و به سخنش اعتماد کند، به کتاب خدا کافر شده است. (وسائل الشیعه/17/150)
امام صادق(ع) فرمودند: اگر کسی خودش از شیاطین برای غیبگویی کمک بگیرد یا به کسی که این کار را میکند مراجعه کند، از دین رسول خدا برائت جسته است. (خصال شیخ صدوق/1/19)
امیرالمؤمنین(ع) نیز یادگیری کم یا زیاد سحر را معادل کفر و ارتداد و موجب قتل دانستند. (وسائلالشیعه/17/148)
امیرالمؤمنین(ع) در راه مبارزه با دشمن نیز کمک غیرالهی را به شدت رد کرد
امیرالمؤمنین(ع) وقتی منجمی میخواست برای کمک به پیروزی حضرت، از طریق علم نجوم(پیشبنی حوادث زمینی از طریق ستارهشناسی) به حضرت مشورتی بدهد، برخورد بسیار تندی با او کردند و خودش و هر که به مشورت وی اعتماد کند را کافر دانستند!
«هنگامی که مرد ستارهشناس(به همان معنی که ذکر شد) گفت: «اگر در این زمان [براى جنگ با خوارج] بروى میترسم به مراد خود نرسى» حضرت فرمود: آیا خیال میکنى تو میتوانى ساعتى را نشان دهى که هر کس در آن ساعت سفر کند بلا و بدى از او دور شود و از ساعتى برحذر دارى که هر کس در آن ساعت سفر کند ضرر و زیان او را در برمى گیرد؟! آن کس که سخنان تو را تصدیق کند، قرآن را تکذیب کرده است و براى رسیدن به مطلوب و دفع امور ناخوشایند، از کمک گرفتن از خدا بى نیازى نشان داده است... حضرت سپس رو به مردم کرد و فرمود: اى مردم! از آموختن اختر شناسى بپرهیزید مگر آن مقدارى که در بیابان یا دریا وسیله راهیابى میشود؛ زیرا اختر شناسى به کهانت و پیشگویى میانجامد و اخترگو مانند کاهن است، و کاهن چون ساحِر و ساحر همانند کافر و کافر در آتش است؛ [اینک] به نام خدا حرکت کنید.) (نهج البلاغه/خطبه 79)
الان اگر کسی بخواهد به هر کدام از ما، اخباری از غیب بدهد، و ما توجهی به حقایق نداشته باشیم، خیلی دشوار است که بیاعتنایی یا پرهیز کنیم، شاید بگوییم غنیمت است. انشاءا... خدا کمک کند و با تأسی به امامان معصوم به این قبیل امور و این تواناییها طمع نکنیم، بلکه از راههای عادی و با اتکاء و توکل به خداوند و عمل صالح پیش برویم. که فرمود: «إِنْ یَنْصُرْکُمُ اللّه ُ فَلاَ غَالِبَ لَکُمْ وَ إِنْ یَخْذُلْکُمْ فَمَنْ ذَا الَّذِی یَنْصُرُکُمْ مِنْ بَعْدِهِ وَ عَلَى اللّه ِ فَلْیَتَوَکَّلِ الْمُؤْمِنُونَ» (آلعمران/160)