تاریخ انتشار : ۲۰ تير ۱۳۹۰ - ۱۳:۳۵  ، 
شناسه خبر : ۲۲۲۱۶۶
حجت‌الاسلام والمسلمین خامنه‌ای در اجلاس مشترک شورای مرکزی حزب جمهوری اسلامی با دبیران دفاتر شهرستانها:
اشاره: سرویس سیاسی جمهوری اسلامی: دبیران دفاتر حزب جمهوری اسلامی سراسر کشور که جهت شرکت در سمینار مسئولان استانها حزب به تهران آمده بودند شب دوشنبه هفته گذشته در جلسه مشترک شورای مرکزی حزب جمهوری اسلامی شرکت کردند در این جلسه حجت‌السلام والمسلمین خامنه‌ای دبیر کل حزب جمهوری اسلامی سخنان مهمی در رابطه با نقش تشکیلات در انقلاب و رسالتهای حزب جمهوری اسلامی ایراد نمودند و طبق قولی که به خوانندگان عزیز داده شده بود به علت اهمیت آن سخنرانی نسبت به درج کامل متن آن مبادرت شده است:

بسم‌الله‌الرحمان‌الرحیم
البته روشن است که در اجتماع بزرگ کیفیت و پر کمیتی مثل این جلسه برنامه‌های طبیعی و معمولی شورای مرکزی را نمیتوان توقع کرد که انجام بگیرد لکن خواستیم که یک آشنائی اجمالی وجود داشته باشد و ما یکقدری با شما از مسائلمان صحبت کنیم. و از مسائل شما همه چیزهائی را در اختیار داریم سئوالاتی هست که آنها را مطرح می‌کنیم و یکقدری به کمک هم پیش برویم.
تأسیس حزب
اولی که حزب تشکیل شد سی نفر بعنوان شورای مرکزی موقت حزب معین شدند قبلا با بعضی از این سی نفر ما صحبت کرده و کسانیکه در شروع و تشکیل حزب هم آنها نظر داده بودند و با ما همفکری و همکاری کرده بودند. با بعضی از افراد دیگر با آن تفصیل صحبتی نشده بود و اجمالا دانسته بودند که این جمع پنج نفری حزبی را میخواهند تشکیل بدهند و اعلام بکنند و عضوگیری کنند.
دعوت ما را پذیرفتند و در آن جلسه اول شرکت کردند تا ببیند که ما چکاری میخواهیم انجام دهیم. تحزب در این سابقه خوبی نداشت، نام نیکی نداشت، مردم از حزب و حرب گرائی خاطره خوشی نداشتند علت هم معلوم بود تا آنوقت در این کشور احزابی که بوجود آمده بود یا احزاب فرموده دست پرورده دستگاه‌های قدرت بود یا احزابی بود که اگر مستقیما هم دست پرورده و فرموده و خواسته این دستگاه‌ها نبود بنحوی به قدرتهای مسلط بر این کشور از خارج از مرزها ارتباط پیدا می‌کرد بعضی مستقیم و بعضی غیر مستقیم بعضی هم احزابی بودند که با دین مردم، با ایمان مردم، با عشق‌ها و علاقه‌ها و ارتباط‌ها و پیوندهای مردم بیگانه بودند که یک حزب درستی که مردم شناخته باشند و در میان مردم جا افتاده باشد، مسئولان و رهبران آنرا مردم با نام نیک و با عمل نیک از پیش شناسائی کرده باشند واقعا در بین مردم نبود البته نمیخواهم به این صورت خط ابطال روی همه احزابی بکشم که تا آنوقت وجود داشتند «نه». احزابی بودند که بعضی خالص و صادق بودند و خالص و صادق هم متلاشی شدند و سرانشان رفتند مثل گروه فدائیان اسلام که صدق رهبران این جمعیت و آن حزب بر همه روشن بود. احزابی هم بودند که خالی از صدق و صفا نبودند اما مردم با آنها رابطه‌ای نداشتند، مردم آنها را نمیشناختند، اطمینان مردم را که اصل قضیه است نتوانسته بودند جلب کنند. بنابراین حزب در جامعه ما هیچ سابقه خوشی نداشت. دوستان ما و برادران ما که ما از آنها دعوت کرده بودیم برای شورای مرکزی آمدند ببینند چه خبر است، ما چه میگوئیم و به چه دعوت می‌کنیم.
همسازی با انقلاب
مرحوم شهید بهشتی رضوان‌الله علیه در آنشب توضیح مبسوطی برای این برادران ارائه داد که بعضی نپذیرفتند ولی اکثریت پذیرفتند و شورای مرکزی حزب جمهوری اسلامی در آنجا شکل گرفت. از آن اولین شورا که سی نفر بودند ده نفر شهید شدند و این جزو افتخارات است. از مؤسسین اول که پنج نفر بودند دو نفر شهید شدند. حزب با حرکت انقلاب توانست خودش را همساز کند یعنی اگر انقلاب ما، انقلاب خون بود این پدیده جدید خودش راهمساز و همنوا و یک آهنگ کرد هم خون داد و هم بمیان مردم رفت و توجه و اطمینان مردم را جلب کرد، حزبی مخصوص خواص نبود، حزبی مخصوص یک قشر معین نبود و توده‌های عظیم مردم به حزب روی آوردند و به او اطمینان پیدا کردند و علی رغم همه زحمات و صدمات و حملات و فشارها و تهمت‌ها و بازیهای سیاسی که با حزب بعمل آمد حزب توانست اعتبار خودش را در میان مردم نگهدارد. و من گمان می‌کنم کمتر جریانی چه برسد به کمتر فردی کمتر جریانی را می‌شود سراغ داشت و نشان داد که اینهمه مورد افتراء و تهمت سیاسی و بازی سیاسی قرار گرفته باشد و این اندازه در میان مردم اعتبار برای خودش حفظ کرده باشد. مگر لطف خدا و تلاش عزیزان و برادرانی که حزب را متعلق به خودشان میدانند و تلاش در راه آنرا تلاش در راه خدا میدانند و زحماتی که در همه کشور از سوی انواع و اقسام افراد و قشرهای مختلف نسبت به حزب انجام گرفته و از روحانیون، تا جوانها، تا دانشجویان و انواع قشرهای دیگر اجتماعی این حزب را از خودشان دانستند تلاش کردند و کار کردند و بالاخره حزب توانسته است آن مکانت خودش را در میان مردم حفظ کند و ادامه بدهد و مردمی بماند. در خط ولی فقیه ماندن و بودن هم یکی از پدیده‌ها و ظواهر ویژه حزب است. و حزب در خط فقاهت و در سنگر فقاهت ماند و چه ماندنی.
ولایت فقیه اعتقاد ماست
روزنامۀ حزب، گویندگان حزب، حزب مسئولان حزب و همه کسانیکه با حزب انتصابی داشتند در این خط تلاش عظیمی را انجام دادند و لطمه‌های سنگینی هم خوردند اما این خط را خط انقلاب دانستند و ما خط اسلام فقاهت و خط ولایت فقیه را خط سیاسی نمیدانیم و بعنوان یک سیاست آنرا نمیپذیریم این دین ماست، این اعتقاد ماست، این آنچیزیست که با جان در ما پدید آمده امید و آروزی ما و دریچه روشنی که ما در طول این سالهای اختناق همیشه نوید می‌داده این بوده و در این راه انشاءالله حرکت را ادامه خواهیم داد و به فضل الهی در همین راه هم خواهیم ماند. این خصوصیتی بوده که حزب داشته. ما درباره حرب مسائل فراوانی داریم که همه گفتنی و طرح کردنی است بعضی از این مسائل را شما البته سئوال هم کردید که من به بعضی از سئوالها جواب میدهم. یکی از این مطالب این است که امرور حزب در دوران یک تجدد حیات است، در دوران یک حرکت و جهش است و ما باید این مسأله توجه بکنیم. چرا در دوران یک حرکت جدید است؟ زیرا که از مراحل گوناگونی حرب عبور کرده و بقدر چهل سال در این سه، چهار سال حادثه دیده و تجربه اندوخته و از آن تجربه‌ها امروز مایل است استفاده کند. اولین تجربه ایکه ما اندوختیم و به آن خیلی اهمیت میدهیم اینستکه دانستیم در این مملکت حزب یک ضرورت است. این را ما میدانستیم، سالها جزو معلومات ما بود به همین دلیل هم بود که دنبال یک چنین تشکیلاتی بودیم اما این مساله را لمس و دریافتیم. در هیچ حرکتی آنهم حرکت بزرگ جمعی بدون ارتباط و اتصال و پیوند نمی‌شود کار کرد و کار ناموفق خواهد بود و اگر بخواهیم کار بصورت مستمر در این جامعه انقلابی که حداقل 20 سال، 30 سال باید به همین حرکت انقلابی خود ادامه دهد بصورت موفق پیش برود بدون یک ارتباط و یک اتصال میان افراد مؤمن و با هدف و با انگیزه امکان پذیر نیست.
ضرورت تشکیلات
ما وقتی می‌گوئیم تشکیلات لازم است نمی‌گوئیم حتما تشکیلاتی که در آن باشیم لازم است، یک پیوند تشکیلاتی میان این مردم ضروریست. آن کسانیکه حالا اشاره خواهم کرد با تشکیلات و تحزب مخالفت می‌کنند یا با حزب جمهوری اسلامی مخالفت می‌کنند نه همه آنها، بعضی از آنها مایلند جایگزین و جانشینی برای این تشکل بوجود بیاورند که حالا درباره آن می‌کنیم تشکل و تحزب که آنکسانیکه علاقمند به حرکت شتابنده جامعه اسلامی هستند این امکان را میدهد که نیروهای متوقف یا بطئی را که در میدان حرکت و کار هستند به اینها شتاب لازم ببخشد و نیروهای منحرف را در خط صحیح و درست قرار بدهد و آن کسانی را که در خط صحیح و درست هستند با تغذیه فکری سالم آنها را دین خط نگهدارد. کلا تشکل و تحزب را ما بصورت یعنی در مقام مقایسه بشکل یک سازماندهی جسمی یعنی یک سازماندهی در جسم انسان، سازماندهی عصبی، سازماندهی رگ و شریان و ورید در بدن آدمی بحساب می‌آوریم. یعنی یک ضرورت برای تغذیه کامل همه اندامهای یک جسم و همه اعضا و جوارح. اگر این سازماندهی که از تشکیل دقیق و صحیح شریانها که در جسم بوجود آمده نباشد خون سالم و هوای سالم و انرژی لازم به همه اندامهای بدن نخواهد رسید بخشی از بدن فلج خواهد شد و این چیز تأسف انگیزی خواهد بود.
نظرات و پیشنهادات مردم
ما اگر مرکزیت حزب را اندیشه اسلامی و سیاسی قابل قبول و بالائی بتوانیم بوجود بیاوریم و تشکیل بدهیم این اندیشه می‌تواند با سازماندهی درست به همه گوشه و کنارهای جامعه برساند و چقدر خوب است که مردم یک کشور خاطرشان جمع باشد، مطمئن باشند که هرگاه سخن درستی، راه درستی، حرکت لازمی، گفتن یا سکوت لازمی وجود دارد به اطلاع آنها میرسد.
چقدر آسایش برای فکر یک عده از مردم بوجود خواهد آمد، چقدر تلاش آنها را موفق و توأم با امید خواهد کرد.
همچنین آنها بدانند و بفهمند که هرگاه یک فکر بکری به ذهن آنها آمد پیشنهاد صحیح و سازنده‌ای برای آنها پیدا شد این بشکل درست منظمی بمراکز تصمیم گیری در سطح بالای کشور خواهد رسید و آنها از آن استفاده خواهند کرد. چقدر فکر وجود دارد، چقدر پیشنهاد وجود دارد در مسائل کلی، در مسائل اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و مسائل نظامی که به ذهن مردم می‌آید و دسترسی ندارند که این را به مسئولان برسانند ما بندرت به همان اندازه‌ایکه توانسته‌ایم یک مقداری نامه‌های مردم را بخوانیم یا وادار کنیم برادرانی بخوانند و گزارش بما بدهند می‌بینیم که چقدر مردم پیشنهاد داده‌اند پیشنهادهائیکه مردم بما میدهند چقدر جامع است یعنی مجموعشان که اگر انسان هیچ مشاوری جز همین پیشنهادها نداشته باشد کلی به انسان کمک میکند. اگر مردم بدانند که می‌توانند نظرات و پیشنهادات خودشانرا بصورت منظم و مرتبی به آن مراکز تصمیم‌گیری برسانند چه آسایش خاطری در مردم بوجود می‌آید. همینطور اگر مردم بدانند هر حرکتی که آنها دارند انجام می‌دهند میلیونها، هزارها واحد دیگر از مردم در گوشه و کنار کشور آن حرکت را می‌فهمند، می‌پذیرند و انجام میدهند احساس تنهائی نکنند، احساس بیهودی نکنند، احساس خروج از جریان عظیم امت حزب‌الله نکنند همه این بارهای سنگین را تشکل و تحزب برعهده دارد و بر دوش میگیرد و انجام میدهد. یک تشکل صحیح و یک سازماندهی درست کار را انجام میدهد.
رقابت سالم
البته وقتی که ما می‌گوئیم یک تشکل نه اینکه فقط باید یک تشکل در کشور باشد نه ممکن است دو تا، سه تا حزب، سازماندهی، تحزب وجود داشته باشد هر کدام هم کار خودشانرا انجام دهند منتها اگر سالم برگزار بشود، اگر حسن نیت وجود داشته باشد آنچه که بین آنها بوجود خواهد آمد رقابت سالم است و رقابت سالم نه تنها خوب است قرآن هم بما میگوید بسوی کارهای نیک، بسوی هدفهای نیک مسابقه گذاشتن، رقابت مثبت داشتن چیز بدی نیست چیز خوبیست. چه مانعی وجود دارد که دو تا، سه تا تشکل در سطح کشور وجود داشته باشد و اینها با هم بدون اینکه بیافتند در سودای زشت و ناپسند و غیرانسانی کارهای احزاب کشورهای مادی واقعاً با هم رقابت مثبت بپردازند بنابراین ما وقتی می‌گوئیم که یک تشکلی وجود داشته باشد منظورمان این نیست که اصلاً یک تشکل وجود داشته باشد و آنهم حزب جمهوری اسلامی باشد «نه». هرگز ما از آغاز و نه در هنگام گرما گرم درگیری با مخالفان و دشمنان و نه امروز که داریم یک حرکت آرام و مطمئنی را ادامه میدهیم بحمدالله هرگز ما ادعا نکردیم، نخواستیم، اصرار نکردیم، پیشنهاد نکردیم که گروه دیگری، حزب دیگری، سازمان دیگری نباشد و ما هیچوقت این را نمیگوئیم.
مایه وحدت و برکت
ما می‌گوئیم تشکل لازم است. ارتباط و اتصال احر ء متفرق جامعه با هم یک ضرورت است البته یک وقت در یک جامعه‌ای یک حادثه‌ای بوجود می‌آید، یک شخصی، یک شخصیت عظیم کسی مثل امام امت مایه وحدت همه گروهها می‌شود، این یک استثناء است امیدواریم این استثناء برای جامعه ما تا سالیان دوری باقی بماند (آمین حضار) و امیدواریم که خدای متعال وجود ین سه وحدت، این مایه برکت، این مایه خیر و رحمت را برای ما حفظ کند (آمین حضار) لکن ما وظیفه؟ داریم بر مبنی استثنا‌ءها عمل کنیم ما باید آینده جامعه را بنگریم همانطوریکه گفتم ما سی سال احتیاج به حرکت انقلابی در این جامعه داریم. ما باید فکر مایه وحدت را بکنیم. اما که در این جامعه ظاهر شدند، وحدتی که بوجود آورند فقط بین افراد مسلمان حتی نبود. یعنی مسلمان و غیرمسلمان هم در زیر فریاد امام در یک برهه‌ای از زمان جمع بودند. اگرچه این تجمع کوتاه مدت بود اما بود. امروز در جامعه ما امام مایه وحدت بسیاری از افراد، قشرها، گروه‌های اجتماعی است که اینها احیاناً با هیچ وسلیه دیگری نمیتوانند با هم اتحاد پیدا کنند. این امر چیز استثنائی است. مساجد، روحانیون، مسئولان اسلامی و مذهبی همه به برکت امام متحد شدند. ما در دوران اختناق آنوقتی که هنوز فرمان امام و آن فریاد رعد آسای امام بر این جامعه سایه نیافکنده بود و حرکت نداده بود و حرکت نداده بود این ملت را مساجدمان هم با هم متحد نبودند مگر غیر از این بود؟ معارف دینی که در یک مسجد گفته می‌شد با معارف دینی که در یک مسجد دیگر گفته می‌شد گاهی صد و هشتاد درجه با هم اختلاف داشت. تقیه هم در این جامعه یک جور معنا می‌کردند؟ راجع به جهاد همه یک جور نظر داشتند؟ راجع امر معروف و نهی از منکر همه یک جور مردم را روشن می‌کردند؟ امام بود که آمد و مساجد ما را هم با هم متحد کرد. امام بود که یک رشته ناگسستنی و مستحکم را بوجود آورد و همه این متشتتات را در آن رشته جمع کرد. این برکت امام است.
فریاد رسا
در سال 41 و 42 هم که آغاز نهضت بود باز امام در جامعه حضورشان محسوس و فعال و زنده و همه جائی بود وقتی امام را تبعید کردند، مایه وحدت را از این مردم گرفتند، رابطه کم شد، فاصله زیاد شد یواش یواش ارتباط‌ها بین اجزاء این جامعه هم کم شد بعد که امام مجدداً فریادش از سال 55 و 56 رساتر کرد، زمینه آماده‌تر شد با این متفرقات با هم جمع شدند پس ببینید که وجود امام به عنوان شخص امام مایه وحدت است والا دین را هم می‌توان دو جور معنا کرد امیرالمؤمنین(ع) به ابن عباس می‌فرمایند که با خوارج با قرآن احتجاج کن زیرا که قرآن را چند نوع می‌شود معنا کرد. ابن عباس با خوارج ممکن بود با یک آیه‌ای استناد کند این یک نوع برداشت کند از آن آیه و آن خارجی یک جور برداشت کند از آیه. این نفس امام بود، این فریاد امام بود با همه وجود، با همه دل و با همه جان از خدای متعال بخواهیم که مایه وحدت و مایه رحمت را برای ما حفظ کند (آمین حضار). این استثناست. قاعده غیر از این است. قاعده اینستکه باید میان افراد جامعه یک مایه وحدت داشت و ساخت. اگر حزبی، تشکلی باشد که خوب باشد، درست باشد آن تشکل می‌تواند همه چیز متشکل و درست داشته باشد و به این جامعه بدهد. یک دولت یکدست، یک مجلس یکپارچه و خوب، ارگانهای دولتی صحیح همه معلول یک حزب یکپارچه می‌توانند باشند نه اینکه خود حزب برود آنجا بکارد و بگمارد «نه» کما اینکه ملاحضه کردید حزب جمهوری اسلامی در همین مدت سه، چهار سال خوشبختانه مایه وحدت شد. توانست مجلس خوبی، دولت خوبی ارائه بدهد اما این به آن معنا نبوده که حزب خودش در مجلس است و لاغیر.
ملاک صلاحیت و تقوا
اکنون دولت را ملاحضه کنید وررائی که در دولت وابسته به حزب جمهوری اسلامی هستند شاید از نصف کمتر باشد. هرگز آنروزیکه بنده با آقای نخست وزیر نشستیم و راجع به وزرا صحبت کردیم که آقا این شخص برای وزارت آری آن شخص نه نگفتیم که بله این شخص خوب است، با صلاحیت است، با دین است اما حزبی نیست پس «نه» نه اینطور نیست هر گاه به کسی برخورد کردیم که با صلاحیت و با دین بوده و با کفایت بوده هم بنده و هم آقای نخست وزیر آنرا قبول کردیم و بعنوان یک وزیر او را پذیرفته‌ایم. حزب ما هم با یک چنین چیزی نه تنها مخالفت نکرده بلکه حتی گاهی بیش از آنچه که ما درصدد بودیم ما را به این جهت سوق داده است. مرحوم رجائی یک فرد غیر حزبی بود رضوان الله تعالی علیه با حزب فقط رابطه دوستانه داشت و هیچ رابطه تشکیلاتی بین مرحوم رجائی و حزب نبود.
حزب ما مرحوم رجائی را بعنوان نخست‌وزیر پیشنهاد کرد با رأی بالائی در داخل حزب یعنی همانوقت ما کسان دیگری را هم از خود حزب برای نخست وزیری مطرح کردیم و به قدر رجائی رأی نیآوردند یعنی حزب به صلاحیت رجائی بیشتر از صلاحیت آنها معتقد بود آنها را هم صالح میدانست اما رجائی را اصلح می‌دانست پس این تعصب را حزب هم نداشت پس ما که می‌گوئیم یک مجلس یکپارچه خوب، یک دولت مؤمن خوب ناشی از یک حزب می‌شود بمعنای حزبی شدن آن مجلس یا حزبی شدن آن دولت نیست که بگوئیم حزب می‌آید هر که از خودش هست می‌فرستد در مجلس نه نگفتیم. ما تا بحال اینکار را نکرده‌ایم یعنی حزب ما اینکار را نکرده است و حزب ما این چیز را نخواسته خوشبختانه این فرهنگ حزب در شهرستانها و در سراسر کشور هم رایج بوده در بعضی در استانها، شهرستانها برادران عزیز حزبی ما، دبیران حزبی ما کسانی را کاندیدا می‌کنند که حزبی نیستند بخاطر اینکه آن شخص را قبول دارند. به دین و به تقوا او را می‌شناسند یا به صلاحیت بر این کار او را می‌شناسند. پس اگر یک حزب درست و یک تشکل درست وجود داشته باشد یعنی یک پیوندی اجزاءگوناگون جامعه را بهم متصل بکند ما همه چیزمان در آن جامعه نشان وحدت خواهد داشت رنگ وحدت خواهد داشت و این چیزیست که برای جامعه لازم است. خوب این یک مطلب که ما در طول سال حس کردیم و از نزدیک لمس کردیم که تشکل برای یک جامعه آنهم یک جامعه انقلابی مثل جامعه ما یک چیزی ضروری و لازم است. مطلب دیگر اینکه این لزومی را که ما برای جامعه خودمان احساس می‌کنیم دشمن ما لزومی هم این را احساس کرده است و دشمن هم فهمیده است اگر این جامعه بخواهد بماند وحی و قیوم و مسلط بر کار خودش تشکل لازم دارد.
با ایجاد یک تشکل موازی در آغاز کار با بایکوت کردن حزب جمهوری اسلامی در رسانه‌های گروهی یعنی در روزنامه‌ها، رادیو تلویزیون که آنوقت متاسفانه تقریبا بطور کامل در اختیار کسانی بود که با مستقیما وابسته به دشمنان بودند یا غیر مستقیم وابسته و تحت تاثیر بودند ما با آن روزهای اول بنده شده بودم مسئول تبلیغات برادرمان آقای هاشمی مرتب چند روز یکبار مراحی دیدند که چرا این حزب ساکت است. چرا اعلامیه نمیدهد ما می‌گفتیم که اعلامیه‌ میدهیم کسی چاپ نمی‌کند. به روزنامه میدادیم چاپ نمیکرد، به رادیو میدادیم پخش نمیکرد هر کاری می‌رکدیم نمیشد و کار پیش نمیرفت.
آنقدر ما را اذیت کردند در پخش اعلامیه و بیانیه که ما بالاخره مجبور شدیم که یک روزنامه درست کنیم و چقدر خوب شد اذیتمان کردند که ما مجبور شدیم و الحمدالله این روزنامه با شکل خوبی بوجود آمد و برادران عزیزی که از اول در کار این روزنامه بودند واقعا هم خدمات بزرگی کردند. از این بایکوت و بی‌اعتنایی و اینها شروع شد تا حملات مستقیم.
چهره منور انقلاب
ما باور نمیکردیم کسی در این جامعه پیدا شود که به آقای بهشتی چهره منور انقلاب و کسیکه امام او را قبول دارد، مردم او را قبول دارند، شخصیت بارز اهانت بکند. یعنی تصورش برای من واقعا مشکل بود. دیدیم نه خیر با کمال تعجب حملات به آقای شهید بهشتی آغاز شد.
حملات روزنامه‌ای حملات اول بی‌نام بعد تدریجا حملات با نام عناوین مختلف و بعد هم با آن ابتذالی که شما ملاحظه کردید که مخالفین حزب جمهوری اسلامی و شهید بهشتی انجام می‌دادند بنظم در تاریخ ما کمتر به این ابتذال حرکتی وجود داشته باشد. اینطور آشکار قدرت نمایانه و قدرت گرایانه اما این کار را کردند.
بگمان من بیش از همه چیز آنچیزیکه مؤثر در این کار بود وجود حزب جمهوری اسلامی بود. چون دیدند یک حزبی است که امکان گسترش دارد، مردم به این حزب می‌گروند، اما هم از این حزب تاییدهایی پیاپی و بسیار قوی انجام دادند در اوائل، و بارها امام در جلسات عمومی و خصوصی حزب را تأیید کردند بزبانهای گوناگون دشمن دید که این حزب با این مسئولین و با این دبیر کل و با این توجه مردم یک چیز خطرناکی است و حملات به حزب شروع شد. بنده می‌خواهم به شما برادران عزیز عرض بکنم امرور هم در این پیمام کوتاه مختصر به شما عرض کردم این حملات همچنان ادامه دارد منتها به آن شکل نیست.
با آن وقاحت و قباحت نیست. زمان هم در اجازه آن وقاحتها را نمی‌دهد اما بنده دو خطر در آن کار می‌بینم.
حرکات مخالفین
خطر اول خطر سرگرم کردن و مشغول کردن مردم به این گونه اختلافات است که یک عده‌ای بنا کنند علیه تحزب و علیه حزب جمهوری اسلامی و این حرفها صحبت کردن و گفتن و عده‌ای بنا کنند آن را بازگفتن و جواب دادن و رد و بدل کردن و در این فرصت و موقعیتی که ما این همه احتیاج داریم به کوبیدن دشمن دچار یک چنین مطالبی شویم و خطر دوم آن که به نظر من از این خطر مهمتر است این است که با کوبیدن حزب جمهوری اسلامی و برای کوبیدن حزب جمهوری اسلامی عده‌ای امروز اصل تحزب را می‌کوبند. این خطر بسیار بزرگی است. البته بعضی هستند که در واقع هم غرضشان کوبیدن اصل تخریب است و نمی‌توانند ببینند و فکر کنند که یک روزی جامعه یک حزب کامل و درست و حسابی داشته باشد. بعضی غرضشان کوبیدن اصل تحزب و تشکل نیست، تنگ نظری آنها موجب شده است که حزب جمهوری اسلامی را بکوبند و می‌خواهند بکوبند منتها جوری می‌کوبند که اصل تحزب هم خراب میشود. این وجود دارد. این حملات و این حرکات ما البته در آنچه که به یقین و اعتقاد و ایمان دانستیم متزلزل نمیکند، بلکه حتی ایمان ما را محکمتر هم میکند اما در مقابله و مواجهه با این جریان یک نوع ظرافت لازم هست. ما مصلحت نمیدانیم که امروز هیاهوی مخالفت و موافقت با حزب بلند بشود. ما میخواهیم برادران بدانند که مخالفت هست.نمیخواهیم که پس از این دانستن یک حرکت مدافعی از حزب به صورت هیاهو دار و جار و جنجال داری بوجود بیاید یعنی این را واقعاً مصلحت جامعه امروز نمی‌دانیم.
ناکامی دشمنان
آنچه که مهمترین نکته این روزگار ماست که من اشاره‌ای میکنم وارد میشوم این است که ما بایستی سعی کنیم در ساختن آن، این بزرگترین وظیفه ماست خودمان را به عنوان تشکیلات و خودمان را به عنوان افراد بگذاریم، اگر موفق شویم که خودمان را بسازیم به عنوان تشکیلات و به عنوان افرد، دشمن چه دشمن تشکل وجه دشمن ارزشهای حزب جمهوری اسلامی، چه دشمن چهره‌های حزب جمهوری اسلامی، چه دشمن محتوی و خط و راه حزب جمهوری اسلامی به خودی خود ناکام خواهند ماند. با پریشانی ما، نابسامانی ما، بدعمل کردن ما است که دشمنان احیاء میشوند و امکان فساد وافساد پیدا می‌کنند ما بایستی آرام، بی‌سر و صدا بدون اینکه بخواهیم کسی را یا جریانی را نقل بکنیم و یک حرکت خستگی ناپذیر عمیق و وسیعی را مبتنی در سطوح اسلامی براساس تشکل درست بوجود بیاوریم و ادامه بدهیم و ما این کار را از بالا شروع کردیم البته تعبیر بالا تعبیر غلطی است همیشه ما در صحبتهایمان چه درباره وظایف جامعه و چه حرب ؟خواستیم حتی تعبیر بالا و پائین هم داشته باشیم و یک تلاش جدیدی را آغاز کردیم، ترتیبات جدیدی داده میشود شورای مرکزی که امروز وجود دارد شورای مرکزی منبعث از کنگره نیست بعد از آنکه برادران شهید شدند بتدریج ما برادران دیگری را با همکاری در شورای مرکزی دعوت کردیم همچنین قبل از آنکه حادثه هفتم تیر پیش بیاید بعضی از برادران شهید شدند مثل شهید عراقی که از اولین شهدای حزب بود. ما هر یک از برادران که شهید شدند یا بدلیلی همکاری ؟کردند چند نفر هم اینجوری داشتیم که همکاری ؟کردند ما کسانی را جای آنها دعوت کردیم و آوردیم.
تشکیل کنگره
بنابراین این عده را خود شورای مرکزی یعنی باقی مانده شورای مرکزی اول این عده را تکمیل کردند و ما امروز هم حدود 30 نفر هستیم لاکن طبق اساسنامه، شورای مرکزی را باید کنگره انتخاب بکند و ما انشاء الله کنگره‌مان را تشکیل خواهیم داد و شما برادران خودتان اعضای شورای مرکزی را انتخاب خواهید کرد. و حزب یک حرکت تشکیلاتی منظمی را این اینجا شروع میکند یعنی شورای مرکزی منبعث از کنگره، هیأت اجرایی منبعث از شورای مرکزی همه واحدها و ارگانها و کادرهای مختلف حربی منبعث از شورای مرکزی و هیأت اجرائی است و خود افراد حزب احساس میکنند که حرکت و جریان عمومی حزب را آنها دارند هدایت و رهبری می‌کنند اگر دقیقاً مثل کار یک تشکیلات اجرائی مثلاً کار یک تشکیلات اجزائی مثلا دولت یا یک تجارتخانه یا یک اداره اگر در طول مدت حزب خوب حرکت نکرد افرادی حق دارند احساس کنند که این شورای مرکزی با این دبیر کل یا این هیأت اجرائی کارش را خوب انجام نداده است.
نمایندگان حوزه‌ها، کنگره در تشکیل می‌دهند و کنگره هم این ارگانها را بوجود میآورد. بنابراین همه حوزه‌های حزبی در سراسر کشور ناظر و متوجه حرکت تشکیلات حزب خواهند شد. البته ما برای اینکه حرکت حزب در خط درست فکری و سیاسی باشد واحد سیاسی، واحد ایدئولوژی، واحدهای عمیق فکری را بازسازی می‌کنیم و آنها را داریم بازسازی می‌کنیم، واحد ایدئولوژیمان دارد بازسازی میشود، برادران دارند یارگیری می‌کنند و کسانی را به کمک می‌طلبند تا کار انجام بگیرد، بهتر انجام بگیرد و همه واحدها‌ایکه میتوانند یک هدایت و حرکت درستی را به حزب بدهند.
امیدواریم که انشاء الله این حرکت با کمک و با همت شما برادران و یاران عزیز یک حرکت موفق باشد و پیش برود.