تاریخ انتشار : ۱۳ تير ۱۳۹۰ - ۱۱:۵۹  ، 
شناسه خبر : ۲۲۲۳۰۲
ترجمه: سرویس خارجی کیهان

در لبنان در شهرهائی که شاهد درگیریهای اخیر بود، زنان غیرچریک میتوانستند آزادانه از جائی به جای دیگر رفت و آمد کنند و از موانع بازرسی عبور نمایند. اما بتازگی خیابانهای این شهرها برای زنان بسیار خطرناک شده‌اند.
خطر از دو جناح ناشی میشود. یکی از سوی جنگجویان شوف و دیگری ضدفلسطینی‌ها، از جمله نیروهای ارتش لبنان. در شتیلا شواهدی دیده شده که نشان میدهد لبنانیها زیر چتر حمایت اسرائیل، درصدد اذیت و آزار زنان ساکن مناطق فلسطینی هستند نظیر آنچه که در فائمه و میه و امید رخ داد. این امر موجب شده موجی از ترس و وحشت خیابانهای این شهر را فراگیرد.
بسیاری از مردان این مناطق کشته شده‌اند یا در زندانند یا آنجا را ترک گفته و یا بخاطر فلج شدن موسسات مالی سازمان آزادیبخش فلسطین در بیروت، بیکار هستند. بیشتر زنان بازمانده فلسطینی در جستجوی راهی برای تهیه غذای کودکان خویش راهی بکا و دمشق شده‌اند. در مسیری که آنها می‌پیمایند به دو پست بازرسی کتائبی‌ها برخورد میکنند. «اربنیه» نزدیک «بیت میری» و «باربارا» نزدیک «جونیه» قرار دارند هر دو پاسگاه به بازداشتهای غیرقانونی زنان شهرت یافته‌اند. این بازداشت‌ها به خاطر فعالیت سیاسی صورت میگیرد و نه بخاطر مدارک جعلی. این زنان همه موازین قانونی را رعایت کرده‌اند و دولت حق اقامت در لبنان را نیز به آنان داده‌ است. کتائبیها آنان را فقط بخاطر فلسطینی بودنشان توقیف میکند.
مالیات سفر
یکی از آخرین حوادث در اوایل فوریه افتاد و آن ماجرای یک زن شانزده ساله بنام «فادیافارئیس» بود. او بعد از دیدن شوهرش در دمشق نزد خانواده‌اش بازمیگشت. در پست بازرسی «اربنیه» توسط یکی از چریکهای کتائب مورد بازرسی قرار گرفت. او در حالیکه دچار ترس و وحشت شده بود و سعی میکرد لهجه فلسطینی خود را مخفی کند به سؤالات پاسخ میداد. چریک کتائب ضمن مواخذه شدید از راننده تاکسی (بسیاری از این رانندگان بخاطر حمل مسافران فلسطینی به سختی کتک خورده و بازداشت شده‌اند) فادیا را بزور از تاکسی بیرون میکشد. زن فلسطینی در این فاصله فقط توانست نام و آدرس خواهرش را به سایر مسافران بدهد.
معمولاً زنانی که دست به چنین مسافرتی میزنند حامل مقداری پول و نامه برای خانواده‌های همسایگان نیز میباشند. موضوعی که بیش از بازداشت آنان برای چریکهای کتائب جالب است، ضبط پول این مسافران میباشد که یک «حرفه» پر درآمد برای آنان بشمار می‌آید و آنرا نوعی مالیات سفر میدانند.
در کنار این عمل، تجاوز وحشیانه به زنان نیز شاید نوع دیگری از مالیات باشد. بدون شک هدف اصلی، منصرف کردن زنان از مسافرت و بازگشت است. در این زمینه همه منابع به روی خانواده کسانی که مهاجرت کرده‌اند بسته میشود و فشار بر آنان روزبروز افزون‌تر میشود و این تنها بخاطر رنج بیشتر و پریشانی بیشتر اقتصادی جامعه فلسطینیها است تا این سرزمین را ترک گویند.
تا بحال همه اقدامات برای آزادی «فادیا» حتی از راههای سیاسی بی‌نتیجه بوده است و خانواده او از این میترسند که مبادا به سرنوشت «ا.ف.» دچار شود «.ا.ف» مخفف نام یک زن بیوه فلسطینی است که شوهرش در جنگ کشته شد. او هنگام رفتن به خانه دستگیر میشود چند روز بعد او را در «بکا» در حالت رقت‌انگیزی پیدا میکند. این زن آنچنان وحشیانه مورد تجاوز قرار گرفته بود که بلافاصله در بیمارستان بستری شد.
نمونه دیگری از رفتار غیرانسانی چریکهای کتائب موردی است که نسبت به «صالحه» اعمال شد. او از اهالی برج‌البراضه است. صالحه به اتفاق سه فرزندش برای دیدن شوهر بیمارش به دمشق رفته بود.
هنگام بازگشت در ژانویه در پست بازرسی «باربارا» همراه فرزندانش و راننده بازداشت و زندانی میشود و بعد از پنج روز آزاد میشود. در اینمدت بارها مورد تهدید قرار گرفت و بسختی کتک خورده بود و مقدار پولی که برای یک زوج سالمند بهمراه داشت بسرقت میرود.
در اینجا باید نکته‌ای را یادآور شد و آن اینکه تنها زنان فلسطینی قربانیان این آدم‌ربائی چریکهای کتائب نیستند، بلکه بیش از دویست زن ناپدید شده در جریان نبرد «دارالفتوا» قربانی اعمال کتائب شدند پیر جماهیل رهبر کتائب وجود زندان و زندانیان فرقه‌اش را تکذیب کرده، ولی شواهد کافی از زنان قربانی برای اثبات این ماجرا وجود دارد حتی محل این زندانها در خانه‌های چوبی آدونی نزدیک جونیه تایید شده است.
صلیب سرخ بین‌المللی وجود زندانهای کتائب را رسماً پذیرفته ولی اظهار داشته است که هیچ مقام مسئولی برای مذاکره در زمینه بازدید از آنجا وجود ندارد. قبلاً ربوده شدن زنان شامل چریکهای زن میشد اما موج اخیر حتی زنانی را که گناهی بجز جستجوی راهی برای تهیه معاش خانواده‌شان ندارند دربر گرفته است. آیا استقرار پست بازرسی توسط ارتش لبنان در مناطق کتائب به این اعمال پایان میدهد؟ فشار بر فلسطینی‌ها در همه موارد اعمال، از جمله ممنوعیت رفت و آمد، با توجه به اینکه چریکهای راست‌گرا مجازند آزادانه و علیرغم حضور ارتش به بیروت غربی رفت و آمد نمایند، ممنوعیت فلسطینیها در این مورد برای اثبات وجود فشار کافی است.
بعد از شروع تهاجم اسرائیل تعداد زیادی از زنان فلسطینی و جنوب لبنان به زندانهای اسرائیل منتقل شدند. این امر مغایر با معاهده ژنو که انتقال زندانیان را به خارج از مرزهای کشور مربوط ممنوع ساخته، میباشد. بعضی از این زنان چندین‌بار بازداشت شده‌اند از جمله «آبلاالحسن» که در اوایل دسامبر برای سومین‌بار بازداشت میگردید.
«ابلاالحسن» مدیره یکی از مدارس صیدون است و چهار فرزند دارد. اولین‌بار در 15 ژوئیه گذشته توسط نیروهای اشغالگر اسرائیلی توقیف شد. دومین‌بار به زندان زنان در رام‌الله انتقال یافت و درباره شوهرش که مظنون به رهبری یکی از گروههای مقاومت بوده مورد بازجوئی قرار گرفت و مدتی به عنوان گروگان در بازداشت بسر برد. در این زمینه باید گفت اغلب زنان بازداشتی تا دستگیری فرد موردنظر «گروگان» گرفته میشوند «آبلا» در رام‌الله به زندان‌بان زن خود گفت: «من چریک نیستم ولی شما اشتیاق چریک شدن را در من بوجود آورده‌اید.»
در روستاهای شیعی مذهب مظنون به حمایت از مقاومت، زنان مرتبا بازداشت و تحت بازجوئی قرار میگیرند. فاطمه شهاب برای اینکه محل مخفی شوهرش را فاش سازد دستها و صورتش با آتش سیگار سوزانده شد. در بعضی موارد اسرائیلی‌ها حتی زحمت فرستادن زنان بازداشتی را به زندان بخود نمیدهند و در محل آنان را مورد بازپرسی قرار میدهند.
«افتخار نابوسی» تا بحال سه‌بار توقیف شده است. اولین‌بار در 13 دسامبر دستگیر شد. او در یک دخمه بدون نور سی‌و‌شش ساعت بدون غذا و آب ایستاده زندانی شد و بعد از آن مدت پنچ ساعت بدون لحظه‌ای استراحت مورد بازجوئی قرار گرفت.
در بیروت موج بازداشت فلسطینی‌ها و اعضای مقاومت ملی لبنان توسط ارتش لبنان تنها در مورد زنان اعمال میگردد. بعضی از این بازداشتها موقتی و در محل میباشد مانند آنچه که درباره «ناوال نونی» اهل شتیلا صورت گرفت. وی مدت سه روز به اتهام راهپیمایی بخاطر شهدای صبرا و شتیلا در زندان بسر برد. در بعضی موارد کار به خشونت میکشد و جدی میشود. «ثریا راجه» اهل شتیلا هیجده ساله، ماشین‌نویس یکی از گروههای مقاومت بود ولی هیچگونه رابطه‌ای با عملیات چریکی نداشت. در اواسط نوامبر سربازان ارتش لبنان او را به اتفاق یکی از برادرانش دستگیر نمودند و به زندان بیروت بردند. در آنجا به مادرش اجازه داده شد به ملاقاتش بیاید و برایش لباس بیاورد. در یکی از روزهای ملاقات، مادرش او را ندید اما بنظرش آمد که فریاد دخترش را از زیرزمین زندان شنیده که او را صدا میزد. دو ماه بعد به او اطلاع دادند که ثریا به زندان «یارزه» منتقل شده است. بنا به گفته زندانیان قدیمی این زندان محل شکنجه است. و این اولین‌باری نیست که ارتش لبنان رفتاری غیرانسانی و وحشیانه نسبت به زن یا مرد زندانی که از پاسخ گفتن امتناع میورزد و چیزی برای گفتن ندارد در پیش میگیرد.