احمد کاظمزاده
روز یکشنبه 15 خرداد ماه برابر با 5 ژوئن 2001 در سالروز آغاز جنگ شش روزه 1967 که به روز نکسه معروف شده، هزاران آواره فلسطینی مقیم سوریه به نوار مرزی در جولان یورش بردند که در نتیجه گلولهباران نظامیان اسرائیلی 22 نفر شهید و 350نفر دیگر نیز زخمی شدند. پیش از این در15 می برابر با 25 اردیبهشت در سالروز جنگ 1948 و اعلام استقلال اسرائیل نیز که روز نکبت نام گرفته است، آوارگان فلسطینی مقیم لبنان و سوریه به سمت مرزهای فلسطین اشغالی هجوم بردند که در نتیجه تیراندازی نظامیان اسرائلی 15 نفر از آوارگان شهید و 300 نفر دیگر نیز زخمی شدند و بدین ترتیب میتوان گفت که در فاصله حدود سه هفته بیش از 600 آواره فلسطینی زخمی و 37 نفر دیگر نیز کشته شدهاند که این آمار خود بیانگر تحرک و پویایی آوارگان مقیم خارج و نقش جدیدی است که احتمالاً در صحنه جدید تحولات فلسطین بر عهده خواهند گرفت.
عوامل شکسته شدن سکوت آوارگان
با وجود اینکه بیش از 50 درصد از جمعیت 13 میلیونی فلسطینیها را آوارگان تشکیل میدهند که اغلبشان نیز در خارج از سرزمینهای اشغالی به سر میبرند اما تاکنون نقش تعیینکنندهای در تحولات فلسطین نداشتند به گونهای که در انتخاباتی که چند بار در داخل اراضی اشغالی برگزار شد، هیچ صندوق رأیی به اردوگاههای آوارگان برده نشد که از آنها نیز نظرخواهی شود.
در کل روند تحولات در خصوص آوارگان حتی در کشورهای میزبان به گونهای پیش میرفت که خواه ناخواه به تحقق مواضع رژیم صهیونیستی مبنی بر اسکان دائمی آوارگان در کشورهای میزبان و جلوگیری از بازگشت آنها به موطن اصلی خود کمک میکرد. از این رو تاکنون در هیچ یک از طرحهایی که برای حل بحران فلسطین ارائه شده یا در گفتوگوهایی که در چارچوب مذاکرات سازش صورت گرفته است هیچ راه حل مشخصی برای مسئله آوارگان داده نشده است و اساساً اسرائیل نخواسته آن را در دستور کار مذاکرات قرار دهد. حتی در سخنان اخیر اوباما که با مخالفت و جنجالآفرینی صهیونیستها مواجه شد تنها به لزوم بازگشت به مرزهای 67 و مبنا قرار گرفتن آن برای از سرگیری مذاکرات اشاره شد و باز هم مسئله آوارگان در کنار قدس مسکوت گذاشته شد. از این رو به نظر میرسد آوارگان فلسطینی مقیم خارج به این نتیجه رسیدهاند که اگر دست روی دست بگذارند و سرنوشت خود را به گفتوگوهای سازش محول کنند هیچ نتیجهای کسب نخواهندکرد.
از طرف دیگر آغاز خیزشهای مردمی در خاورمیانه و شمال افریقا اعتماد به نفس آوارگان فلسطینی را افزایش داده است، چه آنکه از برخی جهات وضعیت مردم در کشورهای انقلابزده به وخامت اوضاع فلسطینیها در اردوگاههای آوارگان شباهت دارد و همچنان که پیروزی انقلاب اسلامی در ایران زمینههای مقاومت و انتفاضه را در سرزمینهای اشغالی پدید آورد اکنون نیز خیزشها و قیامهای مردمی درجهان عرب انگیزه آوارگان فلسطینی را برای اقدام مشابه علیه رژیم صهیونیستی فراهم کرده است.
چرایی سرکوب آوارگان
با وجود اینکه رژیم صهیونیستی از نظر حقوقی و اصول و قوانین بینالمللی هیچ دلیل محکمهپسندی برای مخالفت با حق بازگشت آوارگان ندارد و در قطعنامه سازمانملل و همچنین طبق اصول و کنوانسیونهایی که در خصوص آوارگان و پناهندگان وجود دارد بر حق بازگشت آوارگان به خانه و کاشانه خود تأکید و تصریح شده است، اما این رژیم به هیچ وجه نمیخواهد زیر بار تأمین حقوق آوارگان برود و اساساً به آوارگان به عنوان خط قرمز نگاه میکند.
آنچه موجب شده رژیم صهیونیستی از بازگشت آوارگان وحشت داشته باشد این است که این رژیم در داخل با یک بحران جمعیتی مواجه شده که براساس آن رشد بالای جمعیت در بین فلسطینیهای ساکن اراضی اشغالی 1948 موسوم به اسرائیل موجب شده که تعداد جمعیت آنها از مرز یک میلیون و 300 هزار نفر بگذرد و یک سوم جمعیت اسرائیل را تشکیل دهند و از این طریق بر تعداد نمایندگان خود در پارلمان بیفزایند که البته آشکار شدن نیت آنها برای شرکت در انتفاضه مسجدالاقصی و جنگ 33 روزه بر وحشت اسرائیلیها افزوده است. از این رو رژیم صهیونیستی به این نتیجه رسیده است که در صورت بازگشت آوارگان موازنه جمعیتی به نفع فلسطینیها رقم خواهد خورد و بنابراین این رژیم نه تنها با حق بازگشت آوارگان فلسطینی مخالفت میکند بلکه در چارچوب طرح تشکیل دولت خالص یهودی در صدد کسب فرصتی برای اخراج این دسته از فلسطینیها است و به نظر میرسد در صورتی که در مذاکرات آتی طرف فلسطینی موضوع اخراج صهیونیستهای ساکن در کرانه باختری را مطرح کند، در آن صورت رژیم صهیونیستی نیز اخراج اعراب ساکن فلسطین اشغالی را مطرح خواهد کرد.
نتیجهگیری
در مجموع ورود آوارگان فلسطینی ساکن خارج از اراضی اشغالی به معادلات جاری در سرزمینهای اشغالی و منطقه، سیاستهای چندین دهه رژیم صهیونیستی را برای در حاشیه قرار دادن و به فراموشی سپردن آوارگان به بنبست کشانده و آن را با چالش جدی روبهرو کرده است. هر چند رژیم صهیونیستی با نشان دادن مشت آهنین و ضرب شست در تلاش بود از تکرار تجمعات اعتراضآمیز در مرزهای این رژیم جلوگیری کند اما شواهد موجود از جمله تکرار تجمعات روز نکبت در روز نکسه به رغم سرکوبهای شدید در روز نکبت نشان میدهد که این اقدامات نه تنها نتیجه نداده بلکه بر عکس آوارگان را بیش از پیش تحریک کرده و جریتر ساخته است و بر همین اساس میتوان پیشبینی کرد از این پس آوارگان فلسطینی مقیم خارج در هر تجمع و تحرک اعتراضآمیز مشارکت خواهند کرد و احتمال اینکه در برابر حملات اسرائیل به دفاع از خود نیز بپردازند، وجود دارد.