تاریخ انتشار : ۰۱ مرداد ۱۳۹۰ - ۱۰:۱۳  ، 
شناسه خبر : ۲۲۲۴۵۰

حسام‌الدین برومند
به موازات تحولات منطقه ای خاورمیانه و شمال آفریقا در بستر خیزش اسلامی ملت ها، پیامدهای حقوقی و سیاسی این تحولات نیز عیان تر از گذشته قابل رؤیت و ارزیابی است.
این نوشته در تلاش است از میان تحولات منطقه ای به موضوع بحرین بپردازد، چه این که موقعیت و وضعیت بحرین در پی جنایات رژیم آل خلیفه با همدستی آل سعود، آمریکا و رژیم صهیونیستی گویای حقایق و دقایقی است که صحنه تحولات و آینه واقعیت ها را شفاف تر کرده و مهر تاییدی است بر این که اتفاقات و وقایع دلخراش در بحرین از عارضه بیش فعالی آل واشنگتن- جماعت آمریکایی- صهیو نیستی و حاکمان سرسپرده آل خلیفه و آل سعود- حکایت دارد اما چرا؟
1- جای تردیدی نیست که از 14 فوریه با جوشش و خروش مردم مظلوم و مسلمان بحرین علیه سیاست های آمریکایی رژیم آل خلیفه، کلکسیونی از جنایات و تجاوزات ددمنشانه در سرکوب حرکت های مدنی و مردمی به وقوع پیوسته است. رژیم آل خلیفه بنا بر آنچه که به تایید سازمان های غیردولتی از جمله عفو بین الملل، دیده بان حقوق بشر و سایر مجامع حقوقی بین المللی رسیده است در تمامی 4 ماه گذشته ارتکاب به جرایمی چون قتل و کشتار، بازداشت و دستگیری فعالان سیاسی و حقوق بشری، شکنجه زندانیان، توسل به خشو نت برای سرکوب تجمعات و اعتراضات مسالمت آمیز، استفاده از گازهای سمی و تسلیحات نامتعارف علیه مردم، و... تا تخریب مساجد، حسینیه ها و اماکن مذهبی را در سیاهه جنایات و تجاوزات آشکار خود به ثبت رسانده است.
جنایاتی که به لحاظ موازین حقوق بین الملل مصداق های آن می تواند «نقض حقوق بشر و حقوق بشردوستانه»، «جنایت علیه بشریت» و «نسل کشی» مستند به منشور سازمان ملل و اساسنامه دیوان کیفری بین المللی (ICC) باشد و از همین روی، جنایات آل سعود و آل خلیفه غیرقابل انکار است و اما این جنایات تحت مدیریت واشنگتن پرمدعا که همواره تقلا می کند ژست حقوق بشری خود را در دنیا به رخ بکشاند علیه مردم مظلوم بحرین در این گستره زمانی 4 ماهه صورت گرفته است. سفر مقامات آمریکایی به منامه و از جمله 2 سفر رابرت گیتس و جفری فلتمن که به محیط رسانه درز پیدا کرد گواهی غیرقابل خدشه نسبت به ادعای پیش گفته است. البته چراغ سبز آمریکا به رژیم آل خلیفه برای سرکوب گسترده مردم شیعه و انقلابی بحرین موقعی روشن تر شد که آل سعود در ماه مارس به دستور مقامات آمریکایی و با ادعای سست و پوچ نیروهای سپر جزیره به بحرین قشون کشی کرد و در راستای همدستی و شریک جرمی با آل خلیفه به جنایت و تجاوز دست یازید.
جالب است که حتی آمریکایی ها سکوت هم نکردند و با صراحت لشکر کشی سربازان سعودی به بحرین را به معنای دخالت نظامی و حمله به آن کشور ندانستند!
نکته ای که باید خاطر نشان کرد این است که علی رغم تقلاها و تحرکات و دسیسه های آمریکا، آل سعود و آل خلیفه در سرکوب مردم بحرین به امید و با هدف فروکش کردن اعتراضات، نه تنها کماکان جوشش و خروش انقلابی ملت بحرین علیه آل واشنگتن شعله ور است بلکه خروجی این اقدامات وقیحانه از دست رفتن اعتبار نیم بند و مشروعیت از دست رفته حقوق بشری آمریکا بوده است و دوگانگی رفتار و گفتار آمریکایی ها در مقوله حقوق بشر با شاخص اتفاقات غیرقابل انکار در بحرین برملا شده است تا جایی که حتی تحلیلگران و رسانه های غربی با تصریح و تاکید بر رویکرد ضد حقوق بشری آمریکا از این گزاره های حتمی و قطعی رونمایی کردند:
الف) آمریکا نمی خواهد پایگاه نظامی خود را در بحرین از دست بدهد (آسوشیتدپرس)
ب) جزیره بحرین به عنوان پایگاه ناوگان پنجم نیروی دریایی آمریکا مهم تر از آن است که آمریکا بخواهد با حکومت بحرین درگیر شود (روزنامه اتریشی دی پرسه)
ج) سرکوب مردم بحرین از سوی حاکمان این کشور از آمریکا سرچشمه می گیرد. (مجله آمریکایی تایم)
نمونه هایی از این واقعیت ها، واقعیت تلخی را برای واشنگتن به همراه دارد و آن عارضه بیش فعالی کاخ سفید است که همچون کودکی هر چند پرتحرک و پرفعالیت است اما با نقص توجه و عدم تمرکز روبروست.
2- اگرچه همان طور که در بالا آمد جنایات و تجاوزات آل خلیفه و آل سعود با چراغ سبز آمریکا همراه بوده و قرائن و نشانه های غیرقابل خدشه این موضوع را به اثبات می رساند اما اتفاق هفته پیش و سفر ولیعهد بحرین به آمریکا و دیدارهای او با مقامات بلندپایه واشنگتن نشان از آن دارد که بیش فعالی آمریکایی ها مزمن شده است.
اوباما در دیدار با ولیعهد بحرین حمایت راسخ واشنگتن از حکومت آل خلیفه را اعلام می کند تا عملاً و بدون هیچ پرده پوشی مجوز سرکوب مردم مظلوم بحرین را مورد تأیید قرار داده باشد.
هیلاری کلینتون نیز در یک نشست خبری پس از دیدار با سلمان بن حمد آل خلیفه- ولیعهد بحرین- تأکید می کند که بحرین شریک و متحدی بسیار مهم برای آمریکا به حساب می آید.
طرفه آنکه ولیعهد بحرین هم که علاوه بر اوباما و هیلاری کلینتون با «تام دونیلون» مشاور امنیت ملی آمریکا دیدار می کند در نشستی خبری حضورش در آمریکا را با توجه به آنچه که او زمان چالش برانگیز خوانده «افتخارآمیز»! توصیف می کند. بنابراین آنچه به وقوع پیوسته فراتر از رسوایی حقوق بشری برای آمریکایی ها است چرا که با توجه به سفر پرمعنای ولیعهد بحرین به آمریکا و حمایت آشکار و بی پرده واشنگتن از اقدامات جنایت آمیز و تجاوزکارانه رژیم آل خلیفه، آمریکایی ها رسماً و بر مبنای موازین حقوقی نقش «معاونت در جرم» نقض فاحش حقوق بشر در بحرین را برعهده گرفته اند همچنانکه آل سعود با لشکرکشی به بحرین «شریک جرم» جنایات و تجاوزات آل خلیفه است.
گفتنی است؛ معاون در جرم در صحنه جرم حضور فیزیکی ندارد اما شرایط وقوع جرم را تسهیل می کند ولی شریک در جرم در صحنه جرم حاضر بوده و به همراه مباشر و فاعل جرم اقداماتی را مرتکب می شود.
آمریکایی ها امروز رابطه شان با حقوق بشر محدود به نقض مستقیم حقوق بشر در کشورشان نیست بلکه با حمایت آشکار از اقدامات ناقضین حقوق بشر معاونت در جرم را عهده دار شده اند که این نیز بخاطر دیپلماسی از نوع بیش فعالی است و در قضیه بحرین این بیش فعالی آمریکایی ها به مرحله مزمن و حاد رسیده است.
3- آمریکایی ها البته بسیار کوشش کرده اند تا در داستان تلخ جنایات آل خلیفه و آل سعود علیه ملت بحرین به گونه ای عمل نمایند که ردپایی برجا نگذارند. بهمین خاطر سانسور خبری حوادث و رخدادهای بحرین را در پیش گرفتند. همدستی واشنگتن، ریاض و منامه در اخراج خبرنگاران از بحرین برای جلوگیری از پوشش خبری جنایات و تجاوزات رژیم آل خلیفه در همین راستاست. ضمن آنکه رسانه های خبری غرب علی رغم ادعای پرطمطراق آزادی و دموکراسی کاملاً برمبنای این مشی سیاسی عمل کردند.
اما بجز «سانسور» شگرد دیگر آمریکایی ها «تحریف» بوده که از قضا آقای اوباما سردمداری این تاکتیک را برعهده می گیرد.
اوباما در دیدار ولیعهد بحرین علی رغم حمایت آشکار از رژیم آل خلیفه - همانطور که در بالا اشاره شد- بنا به گزارش خبرگزاری رویترز، خواستار برخورد با افرادی می شود که در تظاهرات مردمی این کشور، ناقض حقوق بشر بوده اند!! این رویکرد متناقض و پرابهام و ایهام در حالی است که ناقض اصلی حقوق بشر و حقوق شهروندان بحرینی، رژیم دیکتاتوری آل خلیفه است که آقای اوباما آن را متحد راهبردی و شریک مهم برای واشنگتن می داند.
4- در ادامه عارضه بیش فعالی آمریکایی ها در پهنه سیاست خارجی می توان به تلاش های آمریکا برای فشار به سوریه به بهانه حقوق بشر اشاره کرد. پیش نویس قطعنامه ای با هدایت آمریکا از سوی برخی کشورهای اروپایی علیه سوریه در جهت آنچه که سرکوب معترضان نامیده شده صادر می شود. همچنین به دنبال ارسال پرونده سوریه از سوی شورای حکام آژانس انرژی اتمی به شورای امنیت که شائبه های سیاسی آن نمایان است، مقامات آمریکایی نتوانستند خوشحالی خودشان را پنهان نمایند و از جمله هیلاری کلینتون در بیانیه ای از تصمیم شورای حکام استقبال می کند.
جفری فلتمن معاون وزیر خارجه آمریکا نیز به صحنه می آید و در گفت وگو با شبکه تلویزیونی الجزیره- از واشنگتن- از تشدید مجازات ها بر نظام بشار اسد سخن می راند و مدعی می شود: «جامعه بین المللی نگران اوضاع سوریه است و به ملت سوریه کمک می کند».
آمریکایی ها برای افکار عمومی دنیا توضیح نمی دهند اگر واقعا هدف کمک به ملت ها است چرا از باب نمونه در برابر کلکسیونی از جنایات آل خلیفه علیه ملت بحرین واکنش نشان نمی دهند و قطعنامه ای بر ضد رژیم آل خلیفه صادر نمی شود.
ناگفته پیداست که حمایت دروغین آمریکایی ها از ناآرامی در سوریه در پوشش حمایت از مردم تنها در این جهت است که اولا سوریه در جبهه و خط مقاومت قرار دارد و حاکم این کشور سرسپرده و دست نشانده آمریکا نیست و ثانیا اعتراضات در سوریه که تنها از سوی اقلیتی انجام می شود ویژگی ضد آمریکایی و ضد صهیونیستی ندارد. در حالی که یکی از مشخصه های اصلی قیام های منطقه ضد آمریکایی و ضد صهیونیستی بودن است.
5- و بالاخره آنچه که نمی توان بیرون از دایره واقعیت مورد تاکید و اشاره قرار داد این است که هرچند به تعبیر محمد حسنین هیکل روزنامه نگار پرآوازه مصری انقلاب بحرین مظلوم است اما علی رغم تمامی کارشکنی ها و دسیسه های غربی و همدستی واشنگتن و آل خلیفه و آل سعود و رژیم صهیونیستی، مقتدرانه به مسیر خود در بستر بیداری اسلامی در حرکت است و تظاهرات دو روز پیش هزاران تن از شیعیان بحرین که به درخواست تشکل «الوفاق» بزرگترین گروه جناح مخالف در این کشور انجام شد خود نشانه و نمادی از این ایستادگی و اقتدار انقلابی است و مشکل آمریکایی ها و حاکمان دست نشانده و مرتجع عرب این است که به قول «گاردین» آنها از تکرار انقلاب ایران در بحرین در هراسند. از سوی دیگر، بی شک بیش فعالی آل واشنگتن نیز در پهنه تحولات منطقه راه گشا نخواهد بود و تنها به مثابه علاقه اطفال به بازی های خطرناک مثل بازی با کبریت یا دست زدن به اجاق گاز است.