تاریخ انتشار : ۲۱ مرداد ۱۳۹۱ - ۱۱:۲۴  ، 
شناسه خبر : ۲۲۲۴۸۵
درباره صدور انقلاب

محسن پورمحمد
یکی از اهداف مهم انقلاب اسلامی که در بدو پیروزی انقلاب مطرح گردید، صدور انقلاب بود. اکنون وقت آن رسیده که بپرسیم آیا انقلاب خود را صادر کرده‌‌ایم؟ آیا اساساً لازم است به چنین کاری بپردازیم؟ مبانی فکری صدور انقلاب چیست؟ و چگونه می‌توان انقلاب را به دیگر کشورها صادر کرد؟‌ برای پاسخ دقیق‌تر به این سئوالات قبل از هر چیز باید مقصود و معنای "صدور انقلاب" روشن شود. در این خصوص آرای مختلفی وجود دارد که در این نوشتار به بیان آنها می‌پردازیم. اما آنچه مهم است بررسی آرا و نظرات حضرت امام خمینی(ره) به عنوان معمار انقلاب و نیز دیدگاه‌های رهبر معظم انقلاب اسلامی ایران است که می‌تواند به عنوان شاخص و معیاری برای رسیدن به پاسخ باشد.
در ابتدا لازم است به خاستگاهها و زمینه‌های نظریه صدور انقلاب اشاره ‌کنیم:
1ـ جهانی بودن دین اسلام:
در اینکه اسلام دین جهانی و عمومی و پیامبر اسلام (ص) خاتم انبیاست، تردیدی نیست و نصوص قرآنی در این زمینه فراوان است. قرآن کریم می‌فرماید: "و ما ارسلناک الا کافه للناس بشیرا و نذیرا"(سبا: 28) و "و ما ارسلناک الا رحمه للعالمین"(انبیاء: 107) که مفاد این آیات جهانی بودن دین اسلام است.
2ـ اسلام دین عدالت:
در آیات فراوانی هدف از ارسال انبیا اقامه قسط و عدل معرفی شده است: "لقد ارسلنا رسلنا بالبینات و انزلنا معهم الکتاب و المیزان لیقوم الناس بالقسط و انزلنا الحدید فیه باس شدید و منافع للناس و لیعلم الله من ینصره و رسله بالغیب ان الله قوی عزیز"(حدید: 25)
براساس این اصل عدالت نمی‌تواند ویژه منطقه خاصی باشد و یا صرفاً قوم و ملت خاصی تعریف و منظور شود.
3ـ موعودگرایی و اندیشه دولت جهانی در شیعه:
یکی از ویژگی‌های اساسی اندیشه سیاسی شیعی، مسئله انتظار دولت جهانی حضرت مهدی(عج) است که عدالت را در سراسر جهان حاکم می‌کند. امید به موعود برای استقرار نظم عادلانه جهانی در میان شیعه هم ماهیتی دفاعی دارد و هم می‌تواند هدف باشد. بنابراین طبیعی است که شیعه به دنبال حکومت جهانی مهدوی (عج) باشد. هنگامی که انقلاب اسلامی ایران پیروز شد به نوعی آرزوی مشتاقان عدالت برآورده شد و از نگاه برخی از متفکران انقلاب اسلامی ایران می‌تواند مقدمه‌ای برای انقلاب بزرگ حضرت ولیعصر (عج) باشد.
4ـ حمایت از ملت‌های محروم و مستضعف:
حمایت از ملت‌های محروم و مستضعف، که از جمله اهداف فراملی سیاست خارجی ایران بوده و هست، ریشه در آموزه‌های دینی دارد. قرآن می‌فرماید: " و ما لکم لا تقاتلون فی سبیل الله و المستضعفین من الرجال و النساء و الولدان الذین یقولون ربنا اخرجنا من هذه القریه الظالم اهلها و اجعل لنا من لدنک ولیا و اجعل لنا من لدنک نصیرا؛ چرا در راه خدا و به خاطر مردان و زنان و کودکان ناتوانی که می‏گویند: ای پروردگار ما، ما را از این قریه ستمکاران بیرون آر و از جانب خود یار و مددکاری قرار ده، نمی‏جنگید؟"(نساء: 75)‏
امام خمینی (ره) در این باره می‌فرماید: "اسلام برای نجات مستضعفان آمده است". "اسلام برای همین مقصد آمده است و تعلمات اسلام برای همین آمده است که مستکبرین در زمین نباشندو نتوانند مستضعفین را استعمار کنند". امام خمینی (ره) حمایت از ملت‌های محروم را در ردیف اصول سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران برشمرده و می‌فرمایند: "من به صراحت اعلام می‌کنم که جمهوری اسلامی ایران باتمام وجود برای احیای هویت اسلامی مسلمانان درسراسر جهان سرمایه گذاری می‌کند ودلیلی هم ندارد که مسلمانان جهان رابه پیروی از اصول تصاحب قدرت در جهان دعوت نکند و جلوی جاه طلبی وفزون طلبی صاحبان قدرت وپول و فریب را نگیرد. ما باید برای پیشبرد اهداف و منافع ملت محروم ایران برنامه‌ریزی کنیم. ماباید در ارتباط با مردم جهان و رسیدگی به مشکلات و مسائل مسلمانان و حمایت از مبارزان و گرسنگان و محرومان با تمام وجود تلاش نماییم و این را باید از اصول سیاست خارجی خود بدانیم.
5ـ صدور انقلاب در قانون اساسی:
در اصول متعددی از قانون اساسی به صدور انقلاب اسلامی به عنوان یکی از اهداف انقلاب اسلامی اشاره شده است. از جمله در اصل 154 قانون اساسی حمایت از ملت‌های محروم و مستضعف بیان شده است: "جمهوری اسلامی ایران سعادت انسان درکل جامعه بشری را آرمان خود می‌داند و استقلال و آزادی و حکومت حق و عدل را حق همه مردم جهان می‌شناسد. بنابراین در عین خودداری کامل از هرگونه دخالت در امور داخلی ملت‌های دیگر از مبارزه حق‌طلبانه مستضعفین در برابر مستکبرین در هر نقطه از جهان حمایت می‌کند."
6ـ‌ اصل نه شرقی و نه غربی:
انقلاب اسلامی ایران از همان ابتدا مسیر خود را از الگوهای متداول جدا کرد و بدون وابستگی به شرق و یا غرب به پیروزی رسید و در پی ارائه الگوی تازه‌ای بود که مبتنی بر آموزه‌های اسلام ناب باشد. این مهم به عنوان یک اصل هم در بیان رهبر انقلاب حضرت امام خمینی به عنوان یک فرمان و هم در بین مردم به عنوان یک شعار "نه شرقی، نه غربی جمهوری اسلامی" متجلی و متبلور گردید. همه جمله مشهور حضرت امام را به خاطر داریم که فرمود: "آمریکا از انگلیس بدتر، انگلیس از آمریکا بدتر، شوروی از هر دو بدتر.
همه از هم بدتر؛ همه از هم پلیدتر. اما امروز سر و کار ما با این خبیثهاست! با آمریکاست. رئیس جمهور آمریکا بداند ـ‌ بداند این معنا را ـ‌ که منفورترین افراد دنیاست پیش ملت ما. امروز منفورترین افراد بشر است پیش ملت ما. یک همچو ظلمی به دولت اسلامی کرده است، امروز قرآن با او خصم است؛ ملت ایران با او خصم است".‏
ایران نخستین انقلاب سیاسی "اسلامی" موفق را به جهان عرضه کرد؛ انقلابی که بر اسلام و شعار "الله اکبر" و بر مبنای ایدئولوژی و نمادگرایی شیعه و رهبری روحانیت استوار بود و مسلمانان سراسر جهان از برکات آن که همانا اوج گرفتن مفهوم هویت اسلام و بازگشت غرور و اقتدار مسلمانان در جهان تحت سلطه ابر قدرت‌هاست، بهره‌مند شدند. علاوه بر این، حضرت امام خمینی(ره) تجربه ایران را راهنمایی برای تغییر سیاسی و ایدئولوژیکی امت جهانی اسلام می‌دانست. برنامه او متحد کردن تمام مسلمانان در نبردی سیاسی و فرهنگی علیه شرق و غرب بود. با پیروزی در این نبرد، ایران آماده بود تا اصول خود را در کشور خویش و جهان خارج از آن تبلیغ کند. اصول ایدئولوژی ایران اسلامی که بی‌درنگ در جهان مطرح شد دارای شاخص‌هایی است که به برخی از آنها در ذیل اشاره می‌شود:
1. تأکید مجدد بر احکام و آموزه‌های اسلام به مثابه شیوه زندگی تمام عیار.
2. اعتقاد به اینکه پذیرش الگوی غیر دینی و غربی "جدایی دین از دولت" سرمنشأ تمام مصایب اجتماعی، اقتصادی، نظامی و سیاسی جوامع مسلمان است.
3. اعتقاد راسخ به اینکه بازگشت قدرت و موفقیت‌های مسلمانان نیازمند برگشت به اسلام و حاکمیت دین الهی به جای تکیه بر سرمایه داری غرب و شرق مارکسیسم و سوسیالیسم است.
4. معرفی دوباره شریعت (قانون اسلامی) برای طرح و تحکیم جامعه‌ای مطلوب و اسلامی که عادلانه و اخلاقی است.
5. تمایل به نبرد(جهاد) علیه تمام ناراستی‌ها، حتی اگر لازمه آن تحمل سختی‌ها و در صورت لزوم به شهادت رسیدن در راه خدا باشد.
بر این اساس، از همان اول انقلاب صدور انقلاب به عنوان یکی از اهداف اصلی انقلاب مطرح گردید. شایسته ذکر است که آرمان صدور انقلاب تنها محدود و منحصر به انقلاب اسلامی نبوده، بلکه حتی در دانشگاه‌های اروپا و قاره آمریکا در دو قرن اخیر به عنوان بخشی از رسالت برون مرزی همه انقلاب‌ها تلقی می‌شود.