تاریخ انتشار : ۱۰ مرداد ۱۳۹۰ - ۰۷:۴۶  ، 
شناسه خبر : ۲۲۲۵۵۷
«نقد و نظریه‌پردازی در عرصه فرهنگ» در گفت‌وگوی ایران با دکتر بهمن دری (معاون فرهنگی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی)
محمدحسن شاهنگی مقدمه: در سال 82 شورای عالی انقلاب فرهنگی؛ هیأت حمایت از «کرسی‌های نظریه‌پردازی، نقد و مناظره» را طرح و تصویب کرد تا گام بلندی باشد در راستای تولید علم بومی و تبیین الگوی اسلامی - ایرانی پیشرفت که البته نیاز به حمایت‌های اجرایی، علمی، پژوهشی و بسترسازی‌های فرهنگی داشت. به این منظور 5 سال است که وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به عضویت در هیأت حمایت از کرسی‌های نظریه‌پردازی، نقد و مناظره در آمده است تا زیرساخت‌های فکری، فرهنگی و اجرایی لازم را برای بسط و گسترش فضای نقد و مناظره و تولید نظریه در فرهنگ فراهم آورد. بخشی از این بسترسازی به معاونت فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی مربوط می‌شود که به این منظور با دکتر بهمن دری، معاون فرهنگی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، به گفت‌وگو نشستیم که می‌خوانید:

* جناب دکتر دری شما وضعیت نقد و نظریه‌پردازی در قلمرو فرهنگ را چگونه ارزیابی می‌کنید؟
** انصافاً جای نقد در کشور ما بسیار خالی است. در همه مقوله‌ها بویژه در حوزه علوم انسانی و در حوزه نشر کتاب در این عرصه به واقع خلأ جدی وجود دارد. این نکته مورد تأکید مؤکد مقام معظم رهبری نیز بوده‌است. نقد تکیه بر شناخت سره از ناسره دارد. تمیز دادن خوب از بد ذیل چارچوب نقد به واقع خلأاش محسوس است. بسیاری از چالش‌هایی که در حوزه فرهنگی، در حوزه کتاب و کتابخوانی و حتی در عرصه‌های فکری داریم و گاهی باعث چالش‌های سلیقه‌ای می‌شود، به نبود نقد علمی و منسجم برمی‌گردد.
در عرصه‌های علمی ـ فرهنگی ناقدان متبحر علمی بسیاری داریم ولی متأسفانه فعال نیستند.
مثلاً در حوزه چاپ و نشر، درباره برخی از کتاب‌ها تصمیم بر این است که به دلیل ضوابط نشر منتشر نشوند، حال اگر عرصه مناظرات، نقد و نظریه‌پردازی بطور جدی فعال باشند و جدی گرفته شوند و به صورت تخصصی و موضوعی به پیش روند، مشکل ما هم در این رابطه حل می‌شود اینگونه ما به این نتیجه می‌رسیم که باید اجازه نشر این کتاب‌ها را بدهیم چون نقد آنها هم وجود دارد. ولی تا زمانی که نقد اینگونه آثار وجود نداشته باشد مانند این است که ما به نشر فضای مسموم در جامعه کمک می‌کنیم. بنابراین برخورد با فکر غلط و فرهنگ غلط از طریق نقد و ارزیابی جدی امکان پذیر است. ما در این موارد خیلی خلأ داریم و این خلأ به ما لطمات جدی وارد کرده و می‌کند.
* ما در آموزه‌های دینی خود شاخصه‌ها و مؤلفه‌هایی داریم که در زمینه نقد بسیار راهگشا است از جمله داشتن سعه صدر و تقید به مفهوم «جدال احسن» و تقویت باور «سلیم النفس بودن» و نکوداشت مضامینی چون «واقعیت‌طلبی» و «حقیقت‌گرایی». شما به عنوان متولی امر فرهنگ در کشور در سطح عالی مدیریتی، چه شاخصه‌هایی را در این‌باره با رویکرد فرهنگی می‌توانید احصا کنید؟
** در فرهنگ شیعه، جدال احسن نقش پررنگی در رشد و توسعه این مذهب داشته است. مکتب امام جعفر صادق(ع) مدیون نقدپذیری بوده است. این جدال احسن قابل تعریف است و باید میزان استفاده آن به صورت صددرصدی یا جزئی در مقاطع مختلف تعریف شود.
در زمینه‌های مختلف باید باب نقد را باز کنیم و فضا را بدون گرایشات سیاسی بسط دهیم. باید بنا را بر این بگذاریم که نقد دور از انصاف نباشد. ما باید این تصور غلط را اصلاح کنیم که نقد مساوی با درشت‌گویی است؛ نقد با زشت‌گویی و بی‌عدالتی فاصله دارد. نقد درشت‌گویی نیست، بلکه درست‌گویی است و در این زمینه من فکر می‌کنم که هر قدر باب نقد و نظریه‌پردازی بازتر باشد، ما دچار برخی آسیب‌ها نخواهیم شد.
فرهنگ غنی ما در حال تعامل با سایر فرهنگ هاست. اگر ما بحث و گفت‌وگو (در مرحله اول) و بعد نقد (در مرحله دوم) و سپس مناظره (در مرحله سوم) را دنبال کنیم و به آن انصاف لازم هم روا داریم، قطعاً موفق عمل خواهیم کرد. ما نباید شرع، عرف و عدالت انسانی را در این مقوله فراموش کنیم. اگر نقد یک سویه باشد آنگاه به سمت درشت‌گویی می‌رود. باید بستر را به‌گونه‌ای فراهم کنیم که کاستی‌ها و نقاط قوت را با هم ببینیم.
* در سال 82 که شورای عالی انقلاب فرهنگی هیأت حمایت از کرسی‌های نظریه‌پردازی، نقد و مناظره را طرح و تصویب کرد بر دو محور به طور مشخص تأکید داشت؛ یکی علوم انسانی و دیگری معارف دینی. سؤال ما معطوف به محور اول یعنی علوم انسانی است. حقیقتی که جامعه علمی - آکادمیک با آن مواجه است نفوذ محسوس علم انسانی غربی است که اکنون تلاش شده تا در جهت تولید علوم بومی و علوم انسانی اسلامی پیش رویم. چقدر کرسی‌های نقد و مناظره و نظریه‌پردازی ما را در این راستا یاری می‌کنند؟
** ما در دوره ظهور اسلام با ترجمه تعدادی از کتب یونانی و ایران باستان به عربی مواجه شدیم و جالب است بدانیم که برای استمرار کار، بعدها و طی سالیان طولانی همان کتاب‌های عربی دوباره به زبان فارسی و دیگر زبان‌ها ترجمه شد.
یکی از مشکلاتی که در بحث نظریه‌پردازی به وجود می‌آید عدم تمسک به منابع دست‌اول است. یعنی بعضاً برخی آثار دست‌اول نیستند و بعد از پروسه‌های مختلف چاپ و منتشر شده‌ و به عنوان یک فکر قلمداد می‌شوند و ما آن را مورد نقد قرار می‌دهیم در حالی که اساساً شاید هم آن نظریه در حوزه علوم انسانی زاییده یک فکر درستی بوده که باتوجه به مرور زمان استحاله شده است. در این حالت ما چیزی را مورد نقد قرار می‌دهیم که «یک فرایند تبدیل» را تجربه کرده است. این وجوه تمایز و اشتراک در نقد کمتر دیده می‌شود چون به راحتی امکانپذیر نیست.
شما 2محور اصلی یعنی علوم انسانی و معارف دینی را مطرح کردید من می‌خواهم محور سومی را هم اضافه کنم و آن محور مباحث تاریخی است. در حوزه دفاع مقدس یا حوزه تاریخ انقلاب اسلامی به دلیل این که بنای این برهه در همان ایام گذاشته شده است طبیعتاً خوراک اولیه این شاخه در همان ایام آماده شد و لذا شاهد تحریفات حداقلی در این‌باره هستیم. اما در زمینه علوم انسانی و معارف دینی و تاریخ اسلام این قضیه وجود ندارد و ما به کرات تحریفات زیادی را می‌بینیم. لذا به عنوان نمونه می‌بینیم که یک متفکر شیعی عقاید خود را برپایه شواهد تاریخی بیان می‌کند و متفکر شیعی دیگر عقاید خود را بر پایه همان شواهد به گونه‌ای دیگر بیان می‌کند و این امر به دلیل وجود برداشت متعدد افراد است که البته تحریفات تاریخی هم در این‌باره نقش پررنگی خواهد داشت.
کتاب «حماسه حسینی» استاد مطهری به عنوان یک اثر ارزشمند در پاسخ به کتاب «شهید جاوید» نگاشته شده است. این یعنی رد وبدل‌ها صورت گرفته است، اگر کتاب شهید جاوید نوشته نمی‌شد شاید اصلاً استاد مطهری کتاب حماسه حسینی را خلق نمی‌کرد. نمی‌گویم که حساسیت به خرج دهیم و در پی نوشته‌های دیگران بیفتیم و نقدهای بی‌مایه کنیم، بلکه باید سوژه‌ها را درست انتخاب کنیم و هنرمندانه وارد وادی نقد شویم. در عرصه‌های نظریه پردازی ما کارهای خوبی انجام داده‌ایم ولی خیلی عقب هستیم یعنی متناسب با هجمه غرب، شاید ضعیف عمل کرده‌ایم. شاید بشود گفت که هجمه دشمن خیلی قوی‌تر است.
مقام معظم رهبری که در برهه‌ای بحث تهاجم فرهنگی را مطرح کردند، شاید اگر در آن زمان مباحث نقد و مناظره و نظریه‌پردازی جدی گرفته می‌شد، می‌توانستیم از یک سری چالش‌هایی که با آنها روبه رو شدیم، جلوگیری کنیم. مرحله بعد از تهاجم فرهنگی، شبیخون فرهنگی بود که متأسفانه ما باز هم این امر را آن گونه که شاید و باید جدی نگرفتیم و بعد رسیدیم به ناتوی فرهنگی و امروز با مقولاتی مانند جنگ نرم مواجه هستیم. بی‌شک یکی از راه‌های مواجهه با این آسیب‌های فرهنگی، تقویت «فرهنگ نقد و مناظره و نظریه‌پردازی» در کشور است.
* جناب آقای دری، 5سال از عضویت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در هیأت حمایت از کرسی‌های نقد و مناظره و نظریه‌پردازی می‌گذرد، در این 5 سال چه ارزیابی‌ای از عملکرد وزارتخانه فرهنگ و ارشاد اسلامی در این زمینه دارید؟
** البته وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به خاطر وظایف ذاتی خود برنامه‌های زیادی را تدوین کرد تا اجرا کند. ایده‌ها و برنامه‌های خوبی تدوین شد. بحث نقد و نظریه‌پردازی، بیشتر مباحث فکری را می‌طلبد گرچه باید بسترسازی هم صورت پذیرد.
ما در دفتر مطالعات معاونت فرهنگی که اکنون معروف به دفتر حمایت از کتب ارزشمند شده، کتبی را که قابلیت دارند، حمایت می‌کنیم این پتانسیل خوبی است که باب استدلال علمی را در نقد آثار مکتوب باز نگه می‌دارد و یک جاذبه طبیعی را ایجاد می‌کند که اصولاً ناشران خصوصی هم به سراغ نشر آثار مسموم نروند.
به منظور بسترسازی فرهنگی برای شکل‌گیری فرهنگ نقد و نظریه‌پردازی در جامعه، برنامه‌های متعددی داشته‌ایم که بسیاری از آنها اجرا شده و بخشی را هم در دست اجرا داریم که نتیجه‌ این برنامه‌ها در برخی عرصه‌ها مثل نشر کتب به بروز و ظهور رسیده و در برخی زمینه‌ها هم زمان لازم است تا نتایج ملموس برنامه‌ها به عرصه ظهور برسد و به فضاهای فکری ـ فرهنگی کشور راه یابد.