نیما عبداللهی
حملات نیروهای سازمان پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) به مقرهای گردانهای معمر قذافی در طرابلس در حالی ادامه دارد که سخنان اخیر رابرت گیتس وزیر دفاع امریکا علیه کشورهای عضو ناتو بازتاب گستردهیی در رسانههای بینالمللی داشته است. گیتس که بزودی سمت خود را به پانه تا رییس سازمان سیا خواهد سپرد روز جمعه در بروکسل طی سخنانی شدیدا از کشورهای عضو ناتو بخاطر «کمبود بودجه نظامی و نبود اراده سیاسی» انتقاد کرد و نسبت به یک آینده تاریک و آشفته برای این پیمان هشدار داد مگر آنکه اعضای این پیمان از حیث تسلیحات، پول و نیروی انسانی مشارکت فعالتری را در دستور کار قرار دهند.
گیتس، این هشدار شدید، مستقیم و غیرمعمول را صادر کرد که ایالات متحده، رهبر و سردمدار سنتی پیمان ناتو بخاطر یک دهه جنگ و کسری بودجه فزاینده خود، خسته است و ممکن است احساس کند که ناتو، بیش از این ارزش حمایت را ندارد. گیتس گفت: واقعیت سخت این است که اشتیاق و بردباری کنگره و بدنه کلان سیاسی امریکا برای اختصاص منابع بسیار با ارزش مالی خود برای ناتو در حال افول است و به نظر میرسد امریکا مایل نیست بیش از این به جای اعضایی که ظاهرا مایل نیستند به عنوان شرکایی جدی و توانمند بودجه لازم را اختصاص داده یا تغییرات ضروری را برای دفاع از خود صورت دهند، ایفای نقش نماید.
واکنش کاخ سفید
نیویورک تایمز در گزارشی در این باره نوشت: کاخ سفید، روز جمعه این نکته را روشن ساخت که آقای گیتس با این لحن خشک و سخت، به عنوان وزیر دفاع و نه از طرف کلیت دولت امریکا، سخن گفته است و به نظر میرسد که وی نومیدی خود را بعد از سالها درخواست از ناتو برای برخوردی فعالتر ابراز میکرده است. با این حال، یک مقام کاخ سفید گفت که سخنان آقای گیتس «نگرانیهای مشروعی» را در این باره که آیا ناتو منابع کافی برای جنگ را فراهم آورده یا خیر، بروز داده است و اینکه دولت اوباما بطور کامل انتظار دارد که این پیمان بتواند با چالشهای خود برخورد نماید.
ایالات متحده، تقریبا یک چهارم کل هزینه نظامی ناتو را تامین میکند و در گذشته، رهبری عملیات این پیمان را برعهده داشته و بخش اصلی تسلیحات و تدارکات این پیمان را فراهم آورده است. اما در جهان پس از شوروی، در واشنگتن، حساسیت فزایندهیی در این باره شکل گرفته است که ناتو عملا در حال پرداخت هزینه دفاع از کشورهای ثروتمند اروپایی است.
لیبی و چالشهای آمریکا و ناتو
این کشمکشها، در جریان حملات هوایی چندماه گذشته علیه سرهنگ معمر قذافی به نحوی قابل ملاحظه، عمیقتر شد؛ حملاتی که نخستین عملیات چندجانبه تحت رهبری ناتو بود که طی آن واشنگتن خود را از نقش رهبری آن کنار کشید. این کشمکش بر سر جنبههای مختلف تعهدات جنگی کشورهای عضو، مشکلات هماهنگی حملات هوایی، کمبود هواپیما و مهمات و نیز اصل هزینههای عملیات است که از حد انتظار بسیاری از کشورها و از جمله فرانسه در زمان شروع آن در نهم مارس، فراتر رفته است.
گزارشها میگویند: هرچند سفرای ناتو در سخنرانی گیتس حاضر بودند اما واکنش خاموشی داشتند و پایتختهای ناتو نیز که قبل از این هم انتقادات مشابه اما نه به این صراحت را از آقای گیتس شنیدهاند، کمتر به سخنان وی واکنشی بروز دادند. یک سفیر ناتو در این زمینه گفت: اما باید توجه داشت که سخنان گیتس، اظهارات یک فرد بخیل در حال کنار رفتن نیست بلکه نظرات کسی است که برای ناتو دل میسوزاند و میگوید که باید سرمایهگذاری بر روی ناتو را آغاز کرد.
پرداخت یارانه برای هزینههای نظامی از سوی آمریکا
آندروام اکسوم از مرکز امنیت نوین امریکا که یک سازمان پژوهشی نظامی است، میگوید: «اگر اروپاییها از یک خدمات رفاهی اجتماعی بسیار خوب برخوردارند، تاحدودی به این دلیل است که امریکا برای هزینههای نظامی آنها یارانه پرداخت میکند. یک مقام ارشد ناتو هم گفت: اگر ایالات متحده، از یک انبار بزرگ مهمات برخوردار نبود، تلاش ناتو تاکنون متوقف شده بود. امریکاییها این مهمات را میفروشند اما این بودجه ارتش امریکاست که صرف ساخت و انبارکردن این مهمات شده است.
به همین نحو، متحدان ناتو، هنوز هم مجبورند بر هواپیماهای آواکس و سوخت رسان امریکا، شبکه کنترل دفاع هوایی امریکا و جمعآوری اطلاعات امریکاییها متکی باشند. هرچند امریکا نقشی دست دوم را در این عملیات ایفا میکند، اما بر اساس گزارشی از پنتاگون که در واشنگتن منتشر شد، تا اواسط ماه مه، این کشور معادل 664 میلیون دلار در این عملیات هزینه کرده است. فرانسوا هایسبورگ، یک کارشناس دفاعی در بنیاد پژوهشهای راهبردی میگوید: عملیات لیبی، از یک جهت، نشانگر همان تغییری است که آقای گیتس نسبت به آن هشدار میدهد یعنی کشورهای اروپایی هزینه بیشتری برای امنیت خود میدهند و از این حیث این عملیات نشانگر یک «تغییر مهم راهبردی» است. اما عملیات لیبی، همچنین ناکارآمدیهای بودجه و تجهیزات اروپایی را آشکار کرد که احتمالا در قیاس با اظهارات یک وزیر دفاع امریکا، تاثیر بزرگتری بر (تغییر سیاست) بودجه دفاعی کشورهای اروپایی خواهد داشت.
تفاوت هزینههای نظامی فرانسه و آمریکا
مقامات فرانسوی روز جمعه گفتند که این کشور با هزینه روزانه دو میلیون دلار برای عملیات لیبی، مساوی سهم خود در افغانستان، هزینه میکند و این مساوی همان مقداری است که امریکا در حال حاضر بطور روزانه اختصاص میدهد. فرانسه، حتی با یک برآورد پایینتر یعنی روزانه یک میلیون یورو- معادل یک میلیون و چهارصد و پنجاه هزار دلار- هم تاکنون 120 میلیون دلار در عملیات لیبی هزینه کرده است. اما احتمالا از زمانی که امریکا پای خود را از رهبری این عملیات کنار کشید، احتمالا هزینههای فرانسه هم افزایش یافته است. به گفته رنه کارل، کارشناس دفاعی کمیته مالی مجلس ملی فرانسه، بودجه نظامی سال 2011 فرانسه برای عملیات خارج از مرزها، حدود نهصد میلیون دلار است اما معمولا این بودجه پایینتر تخمین زده میشود و دولت برای دریافت بودجه تکمیلی، به پارلمان مراجعه میکند. در سال 2008، بودجه نهایی این نوع عملیات به یک میلیارد و دویست میلیون دلار بالغ شد.
به گفته وی، سال گذشته عملیات فرانسه در افغانستان که نیروهای زمینیاش هم در آن درگیر هستند، 675 میلیون دلار بود. با عملیات لیبی، بودجه نظامی فرانسه برای عملیات برون مرزی، زیر فشار قرار خواهد گرفت و علاوه بر آن هزینههای انبارسازی دوباره نیز وجود دارد. بریتانیا نیز در شرایطی که دولت کنونی قول داده است هزینههای نظامی را تا هشت درصد کاهش دهد، شرایطی مشابه فرانسه دارد و در هفته 8/9 میلیون دلار هزینه میکند. با اینحال وزیر دفاع این کشور میگوید که این بودجه برای لیبی و افغانستان، هردو، کفایت میکند. فرانسه و بریتانیا، بعد از ایالات متحده، دومین و سومین تامینکنندگان بودجه ناتو هستند.
اما بودجه نظامی انگلستان، تنها 7/7 درصد بودجه نظامی واشنگتن و فرانسه 6/6 درصد آن است. نروژ و دانمارک بودجههای کوچک نظامی دارند یعنی به ترتیب 4/6 و 5/4 میلیارد دلار. با اینحال آنها نیز عملیات هوایی بر فراز لیبی انجام میدهند در حالی که کشورهای بزرگتری چون آلمان و اسپانیا اینگونه نیستند نه به این خاطر که از ظرفیت لازم برخوردار نباشند بلکه به این دلیل که از حیث سیاسی با عملیات نظامی مخالفند. اما آقای گیتس، در این دیدگاه که اروپاییها باید هزینه بیشتری را برای ناتو قبول کنند، تنها نیست. در ماه فوریه، حتی قبل از شروع عملیات در لیبی، دبیرکل ناتو، آندرس فوگ راسموسن، در یک همایش امنیتی هشدار مشابهی را درباره ضعف هزینههای نظامی اروپا مطرح کرد.
تاریخچه حملات ناتو به لیبی
متعاقب تصویب قطعنامه ۱۹۷۳ شورای امنیت سازمان ملل برای ایجاد منطقه پرواز ممنوع بر فراز لیبی، عملیات سفر سحرگاه (ادیسه سحر) از ۲۹ اسفند تا ۱۱ فروردین ۱۳۹۰ با پرتاب بیش از ۱۱۰ موشک کروز «تاماهوک» و بمباران هوایی مراکز نظامی این کشور از سوی امریکا، بریتانیا و فرانسه به اجرا در آمد. پس از این مرحله رهبری عملیات به سازمان پیمان آتلانتیک شمالی، ناتو، واگذار شد که طی ۷۰ روز از ۱۱ فروردین تا ۱۸ خرداد، تحت عملیات «حافظ اتحاد» بیش از ۱۰ هزار و ۱۷۰ سورتی پرواز در آسمان لیبی انجام داده است تا قذافی را از حمله به مخالفانش باز دارد و راه را برای سرنگونی رژیم جماهیری لیبی، یا حکومت تودهها، هموار کند. در جریان دو ماه گذشته، ناتو برای پایان دادن به بنبست بین قذافی و مخالفان او از یک سو بمباران هوایی را بطور تصاعدی افزایش داد و از سویی دیگر شماری از مربیان نظامی را در لباس شخصی به بنغازی روانه کرد. همزمان با این کار، ناتو نیروی دریایی کوچک لیبی را منهدم کرد تا مانعی برای کمکرسانی به شهر مصراته و مخالفان رژیم قذافی در این شهر وجود نداشته باشد.
هلیکوپترهای تهاجمی
به تازگی فرانسه و بریتانیا با به کارگیری هلیکوپترهای تهاجمی، بعد دیگری به عملیات «حافظ اتحاد» دادهاند. دبیرکل ناتو، آندرس فوگ راسموسن، سهشنبه ۱۷ خرداد خطاب به نشست وزیران دفاع کشورهای عضو ناتو در بروکسل گفت: ما باید درباره آمادهسازی ناتو برای روزهای بعد از رفتن قذافی به بحث بنشینیم. او در ادامه از سازمان ملل، اتحادیه اروپا، اتحادیه افریقا و اتحادیه عرب خواست که در حمایت از دولت بعد از سقوط رژیم قذافی پیشتاز باشند. در مقابل معمر قذافی در واکنش به حملات هوایی گسترده ناتو در یک پیام تلفنی که به تازگی پخش شد، گفت: ما زانو نخواهیم زد و تسلیم نخواهیم شد.
تزلزل در ناتو
تزلزل و مردد بودن ناتو که به تدریج رخ کرده، به خروج از بنبست بحران در لیبی کمک نکرده است. حمایتهای سیاسی برای عملیات نظامی علیه قذافی تا حدی فروکش کرده و پشتیبانی اتحادیه عرب از دو عملیات «ادیسه سحر» و «حافظ اتحاد» که از نظر نمادین برای ناتو بسیار مهم بود، پس از دو سه هفته با بالا گرفتن نا آرامیها در بحرین، سوریه و یمن افول کرد. در حال حاضر فقط چند فروند از هواپیماهای کشورهای اتحادیه عرب به ناتو برای اجرای عملیات «حافظ اتحاد» کمک میکنند. روسیه و چین دو قدرت عمده جهانی هم با تشدید انتقادهای خود از اقدامات ناتو در لیبی، دیپلماسی را برای حل بحران لیبی توصیه میکنند و از شورای ملی انتقالی در بنغازی خواستهاند که به دیالوگ و راهحل سیاسی برای خروج از بنبست فعلی تن دهد. دبیرکل ناتو، در نشست اخیر وزیران سازمان در بروکسل از آلمان و لهستان خواست که در اجرای این عملیات کمک کنند و به اسپانیا و ترکیه پیشنهاد کرد که به یاریهای محدود خود اکتفا نکنند.
رابرت گیتس، وزیر دفاع امریکا، هم در این نشست از پنج کشور عضو ناتو (آلمان، لهستان، اسپانیا، ترکیه و هلند) بخاطر عدم شرکت در عملیات یا کمکهای محدودشان انتقاد کرد. امریکا در حال حاضر بیشترین هواپیماهای شناسایی، بمبافکن و سوخترسان را برای اجرای عملیات «حافظ اتحاد» اختصاص داده و ۲۷ درصد سورتیها را انجام میدهد. بر پایه گزارش پنتاگون، واشنگتن از آغاز عملیات علیه رژیم قذافی تا اواسط ماه مه مجموعاً ۶۶۴ میلیون دلار هزینه کرده است و در حال حاضر هزینه روزانه امریکا برای کمک به اجرای عملیات «حافظ اتحاد» به دو میلیون دلار میرسد. جدا از انتقادها، بگومگوها و دل دل کردن کشورهای عضو ناتو، برخی از اعضای آن بحث ضربالاجل برای عملیات «حافظ اتحاد» را مطرح کردهاند و مایل نیستند این عملیات برای مدت نامحدودی ادامه یابد.
همه این عوامل از تعیین ضربالاجل، دو دلی در ادامه عملیات، بحث درباره میزان کمک کشورها و هزینه نظامی که ثبات قدم ناتو را زیر سوال برده، سیگنالهای متضادی به رژیم قذافی مخابره کرده است و به او امید داده که مقاومت کند. ناتو به مصداق «دیر و زود دارد ولی سوخت و سوز ندارد» رفتن قذافی را حتمی میداند. بمباران ناتو خسارات شدیدی به لیبی وارد کرده و شهر مصراته در دست مخالفان است، ولی شماری از کارشناسان بر این باورند که قذافی ممکن است مدتها مقاومت کند و بر اریکه قدرت باقی بماند. در حالی که پیام رادیویی اخیر قذافی مبنی بر اینکه «زانو نخواهد زد و تسلیم نخواهد شد» جای سوال دارد ولی شرایط و وضع فعلی به نحوی است که او مذاکره را هم بینتیجه میداند و مفری برای او باقی نمانده است.
مخالفان رژیم به او اعتماد ندارند و پیششرط آنها برای گفتوگو با طرابلس برکناری قذافی است. دادستان دادگاه جنایی بینالمللی برای دستگیری او حکم صادر کرده و در نتیجه هر کشوری که بخواهد به او پناهندگی دهد در سطح جهانی متمرد و قانونشکن شناخته خواهد شد. نتیجه اینکه حلقه محاصره برای قذافی تنگتر شده است. او یا باید به محاکمه در دادگاه جنایی بینالمللی و زندان در لاهه تن دهد یا اینکه در طرابلس باقی بماند و مقاومت کند و بخت خود را بیازماید. البته سر به نیست کردن او به وسیله ناتو، که در ظاهر به دنبال آن نیست، یا یک کودتا در طرابلس میتواند به همه گزینههای نامطلوبی که پیش روی قذافی است، پایان دهد.
چرایی نا کارآمدی ناتو
با وجود خوشبینیهای اولیه کشورهای غربی بویژه از سوی فرانسه و بریتانیا درباره سقوط قریبالوقوع رژیم قذافی، بمباران هوایی ناتو نتیجه فوری و فوتی نداده و ممکن است ماهها ادامه یابد. اما پرسش اینجا است که چرا این عملیات به بنبست رسیده است؟ تغییر تاکتیک نیروهای قذافی یکی از عمدهترین عواملی که بحران لیبی را به بنبست فعلی کشانده، بدین معنی که این یگانها خود را با آنچه که در میدان مبارزه میگذرد وفق داده و برخلاف گذشته از توپ، تانک، خودروهای زرهی و سلاحهای سنگین استفاده نمیکنند و آرایشهای نظامی به خود نمیگیرند و در نتیجه هدفهای آسانی برای هواپیماهای ناتو نیستند، گو اینکه نیروهای قذافی تا رسیدن به این مرحله نزدیک به ۶۵ درصد از وسایل و تجهیزات خود را در اثر بمبارانهای هوایی ناتو از دست دادهاند. نظامیان قذافی اکنون به صورت گروههای پیاده و متفرق عمل میکنند و به جای نفربرهای زرهی از ماشینهای شخصی و وانت برای ترابری افراد و اجرای عملیات استفاده میکنند. به عبارت دیگر یگانهای قذافی خود را به رنگ گروههای مخالف در آوردهاند و این کار، شناسایی دوست و دشمن را برای نیروهای ناتو مشکل کرده است.
طمع شرکتهای نفتی آمریکایی به لیبی
در همین حال روزنامه امریکایی «واشنگتن پست» در گزارشی شرکتهای نفتی امریکایی را ایفاگر نقش اصلی در توسعه صنعت نفت عظیم و ناشناخته لیبی معرفی کرد و نوشت: این شرکتهای نفتی به دقت نظارهگر ستیزه نظامی در این کشور هستند. کارشناسان نفتی، ذخایر نفت لیبی را 43 میلیارد و 600 میلیون بشکه پیش بینی میکنند که پس از عربستان سعودی، دارای بیشترین ذخایر نفتی در جهان است. واشنگتن پست نوشت: رابطه میان «معمر قذافی» حاکم لیبی و صنعت نفت امریکا همیشه خصمانه بوده است. حتی پیش از درگیری نظامی در لیبی، این رابطه به تیرگی گراییده بود. این روزنامه امریکایی نوشت: قذافی در سال 2006 میلادی اعلام کرده بود که «شرکتهای نفتی در اختیار بیگانگان است که میلیونها دلار از کنار نفت لیبی ثروت اندوختهاند.
اینک این لیبیاییها هستند که باید سهمی در این منفعت طلبی داشته باشند.» این سخنان را پسر قذافی نیز در سال 2007 میلادی تکرار کرده بود. بر اساس این گزارش، از سال 1969 میلادی که قذافی با کودتا قدرت را در لیبی به دست گرفت و اعلام کرد که صنعت نفت کشور را ملی خواهد کرد، وضع شرکتهای نفتی امریکایی که در لیبی سرمایهگذاری کرده بودند، با فراز و نشیبهایی همراه بود.
واشنگتن پست نوشت: بمباران شهر نفتی طرابلس در سال 1986 که به دستور «رونالد ریگان» رییسجمهوری وقت امریکا، پاسخ تلافی جویانه چند فعال لیبیایی را در پی داشت که موجب سرنگون شدن یک فروند هواپیمای «پان آمریکن» در همان سال شد که 270 کشته به جای گذاشت. به نشانه انتقام از این اقدام، دولت امریکا در سال 1986 میلادی رابطه شرکتهای نفتی امریکایی با کارگزاران نفتی لیبیایی را قطع کرد.
واشنگتن پست نوشت: بر اساس اعلام مجریان صنعت نفت، شرکتهای «کونوکو فیلیپس» و «ماراتون» هر یک مبلغ 700 میلیون دلار در مدت شش سال گذشته در صنعت نفت لیبی سرمایهگذاری کردهاند اما این شرکتها در این مدت به تدریج به حاشیه رانده شدند و اکنون نظارهگر درگیری نظامی در لیبی و منتظر پایان یافتن آن هستند. به نوشته واشنگتن پست، شرکتهای نفتی امریکایی نقش اصلی در توسعه صنعت نفت لیبی ایفا کردهاند. گروه «اوآسیس» که یک کنسرسیوم نفتی متشکل از شرکتهای «کونوکو فیلیپس»، «ماراتن اویل» و «هس و اکسیدنتال پترولیوم» است، در صنعت نفتی لیبی نقش اصلی را ایفا میکند و شرکتهای «اکسون»، «شورون» و شرکت نفتی دولتی «انی» ایتالیا از دیگر بازیگران اصلی صنعت نفت لیبی هستند.
این روزنامه امریکایی نوشت: بر اساس اسناد محرمانه وزارت امور خارجه امریکا که پایگاه اطلاعاتی «ویکی لیکس» آنها را منتشر کرد، قذافی همواره تهدید به کاهش تولید نفت لیبی یا اخراج شرکتهای نفت و گاز امریکایی میکرد. واشنگتن پست نوشت: اینک این وضعیت، به واسطه مداخله نظامی در لیبی وخیمتر شده است. براساس این گزارش، در سال 2004 میلادی «جورج بوش» رییسجمهوری وقت امریکا بطور غیرمنتظره تحریمهای اقتصادی علیه لیبی را از میان برداشت تا در ازای آن، طرابلس از برنامه تولید سلاح هستهیی و فعالیتهای تروریستی دست بردارد.
هنگامی که قذافی در سال 2004 میلادی با بوش وارد معامله شد، امیدوار بود که بازگشت شرکتهای نفتی خارجی به لیبی موجب رونق تولید نفت این کشور شود که از میزان سه میلیون بشکه در روز در سالهای نخست دهه 70 میلادی به روزانه دو میلیون بشکه در روز تنزل یافته بود. واشنگتن پست نوشت: دولت امریکا شرکتهای نفتی امریکایی را تشویق به بازگشت به لیبی میکرد تا در ازای آن دولت لیبی هم از ساخت سلاح کشتار جمعی چشمپوشی کند اما این شرکتها نیاز به تشویق دولت برای بازگشت به لیبی نداشتند. زیرا لیبی دومین دارنده منابع عظیم نفت پس از عربستان سعودی از بهترین چشماندازهای حفاری جهان برخوردار بود.
به اعتقاد متخصصان نفتی، فقط 30 درصد از ذخایر عظیم نفتی لیبی شناخته شده است و هنوز میادین عظیم و وسیع ناشناخته دیگری در این کشور وجود دارد. واشنگتن پست نوشت: البته مذاکراتی برای بازگشت شرکتهای امریکایی به لیبی انجام گرفت. شرکت «اوآسیس» در سال 2005 میلادی با قراردادی بالغ بر یک میلیارد و 300 میلیون دلار به لیبی بازگشت و 25 سال قرارداد پیشین خود را تمدید کرد تا در این کشور به اکتشاف و استخراج نفت از حوضچه نفتی «سرته» بپردازد.
شرکت نفتی «اوکسیدنتال» نیز به لیبی بازگشت. از 15 حوزه جدید اکتشاف که دولت لیبی به سرمایهگذاران خارجی پیشنهاد کرده بود، 11 قرارداد به شرکتهای امریکایی اختصاص یافت که 9 قرارداد آن به شرکت «اکسیدنتال» رسید. این روزنامه امریکایی نوشت: بر اساس اسناد محرمانه وزارت امور خارجه امریکا، 510 هزار بشکه از تولید یک میلیون و 700 هزار بشکه در روز لیبی به شرکتهای امریکایی میرسید. واشنگتن پست نوشت: به واسطه شروط سختگیرانه دولت قذافی، این شرکتها موظف شدند نامهای محلی برای شعبههای خود در لیبی برگزینند. شرکت «انی» به «ملیتا» تغییر نام یافت و شرکت اسپانیایی «رپسول» نام «آکاکاس» را برای خود برگزید.
این شرکتها همچنین موظف به تبعیت از قوانین کار لیبی شدند و مدیران و مسوولان امور مالی را از میان اتباع لیبیایی انتخاب کردند. «شکری غانم» وزیر نفت لیبی که در امریکا تحصیل کرده است و اخیرا در واکنش به بحران مشروعیت قذافی از کشور فرار کرد، در سال 2008 میلادی به شرکت نفتی «اکسون موبایل» هشدار داده بود که لیبی امکان دارد تولید نفت خود را کاهش دهد تا امریکا جریمه شود.
واشنگتن پست نوشت: تولید نفت لیبی سقوط شدیدی را تجربه کرد تا اوایل سال جاری میلادی که همزمان با آغاز قیام مردمی این کشور بود، این سطح تولید به یک میلیون و 500 هزار بشکه در روز رسید. این روزنامه امریکایی نوشت: لیبی اکنون صحنه درگیری و ستیز است، شرکتهای بزرگ و بینالمللی نفتی محتاطانه عمل میکنند و تمایل ندارند که سرمایه خود را پشت سر قذافی یا ائتلاف شورشیان قرار دهند. واشنگتن پست نوشت: چهار هفته پیش نمایندگان ائتلاف شورشیان لیبی در واشنگتن با شورای تجارت امریکا - لیبی ملاقات کردند. در این ملاقات نمایندگان شرکتهای نفتی نیز حضور داشتند. در این دیدار تضمین داده شد که همه قراردادهای نفتی محترم شمرده خواهد شد. این روزنامه امریکایی نوشت: به اعتقاد کارشناسان نفتی از هماکنون تا پنج سال آینده، تولید نفت لیبی بسیار بیش از میزان کنونی خواهد بود؛ ضمن آنکه سیل هجوم سرمایهگذاران به کشور نیز آغاز شده است.