تاریخ انتشار : ۲۷ تير ۱۳۹۰ - ۱۳:۱۲  ، 
شناسه خبر : ۲۲۲۸۱۰

سرانجام در سی و چهارمین ماه از جنگ تحمیلی، صدام صهیونیست اعتراف کرد که: «عراق قربانی یک توطئه شده است. بسیاری ما را تشویق به جنگ با ایران کردند»!.
این اعتراف در یک روزنامه ایتالیائی بنام:‌ «کوریره دلاسرا» چاپ شده و در بخش دیگر آن صدام به مأموریت جنگی که در جهت منافع استراتژیک و اقتصادی غرب انجام می‌دهد. بیشرمانه اعتراف نموده است.
گرچه زمان برملا شدن کلیه حقایقی که در پشت پرده رنگارنگ اعمال رذیلانه استکبار، ارتجاع و صهیونیسم در مقابله با انقلاب اسلامی و مسلمانان منطقه پنهان شده‌اند، چندان دور نیست ولی صدام، آن فاشیستی که از باده قدرت کذائی و پوشالی بدمستی می‌کرد بزرگترین جنایت تاریخ را مرتکب شده است، روی چه انگیزه‌هائی، اینچنین از «استحمار» خود، سخن می‌گوید؟ آیا در پشت این اعتراف، گرفتن حق‌السکوت بیشتر و تهدید به افشاگری بیشتر رژیم‌های ارتجاعی، نخوابیده است؟ آیا این اعتراف می‌تواند او را از مرگ محتوم و نزدیک نجات دهد؟ و بالاخره این اعتراف یک جنایتکار قاتل، می‌‌تواند برای ملل مستضعف سندی باشد که علیه جنایات و جنگ‌افروزی‌های بالقوه استکبار جهانخوار، دادخواهی کنند؟ آیا مرجع داوری صالح و لایق و بیطرفی وجود دارد که این اسناد را از درون قلب پاره پاره مستضعفان بیرون کشد و فریاد مظلومان را بشنود و دادخواهی کند؟...
پاسخ به همه این سئوالها فقط یک جمله است وآن، حاکمیت ضد ارزشها بر جهان است که بر هر چه حق و فضیلت و شجاعت و اخلاق هست خط بطلان می‌کشد و ارزشهای واقعی انسانی را مصلوب می‌سازد...
اعتراف صدام صهیونیست، در تبیین حقایق باندازه سکوت اجباری سازمان‌های بین‌المللی، مزورانه است. در غیر این صورت اعتراف به تنهائی بدون انجام عمل مثبتی که بتواند زمینه‌ای برای قطع جنایت باشد، سودی ندارد و نمی‌تواند از مرز یک مانور سیاسی و تبلیغاتی تجاوز کند. اگر روزی صدام صهیونیست و اربابانش به شیوه گوبلز فاشیست و نازی، دروغهای بزرگ می‌گفت، امروزه هم این توانائی و شجاعت اخلاقی را ندارد که صادقانه به تمامی جنایات خود اعتراف نماید. بنابراین نتیجه بحث این می‌شود که اعتراف صدام صهیونیست اگر چه بخشی از حقیقت است لکن باز هم یک روی دیگر سکه دروغهای تبلیغاتی اوست و بیشتر برای اخاذی از رژیم‌های ارتجاعی که باو وعده کمک داده و اینک بلحاظ بعضی مسائل موجود، اینگونه کمک‌ها را با کاهش داده و یا قطع کرده‌اند، باین گونه مانور تبلیغاتی دست زده است.
این مانور، در هنگامی انجام می‌شود که رژیم صهیونیستی، روابط زیر پرده خود با رژیم صهیونیستی مبارک فرعون مصر را علنی می‌کند والاهرام پیام طارق یوحنا عزیز صهیونیست را به چاپ، می‌رساند. این موضع صریح رژیم بغداد، در واقع فراتر از پیوستن بعث عراق به کمپ دیوید است. سادات خائن، بدست مسلمانان بخاطر همین جنایت و سفر به فلسطین اشغالی، اعدام انقلابی گردید و در همان زمان در چند قدمی کاخ صدام صهیونیست، سران عرب نشستند و گفتند و رژیم سادات خائن را منزوی ساختند و محکوم به خیانتش کردند. و اینک صدام عفلقی، پرده‌ها را کنار می‌زند و به تصمیمات شاید ظاهری کنفرانس بغداد، علناً پشت پا می‌زند و خود در راهی گام برمی‌دارد که سادات از همان راه به هلاکت رسید.
در بیچارگی اقتصادی رژیم صدام هم کافیست که بقول روزنامه کرسنت اینترنشنال بگوئیم که: «یکی از نشانه‌های ناتوانی مالی و اقتصادی عراق اینست که رژیم اردن در ماه مه 1983 اعلام کرد 56 میلیون دلار کمک» در اختیار او گذارده است. این رژیم ورشکسته و شکست خورده بقول منابع مالی جهانی، در هنگام آغاز حمله به جمهوری اسلامی 40 میلیارد دلار ذخیره ارزی داشت. در حالیکه این مقدار کمتر از پنج میلیارد در حال حاضر است و برای جبران این کمبودها نه تنها در سطح بین‌المللی دست بگدائی و اجاره جنگ‌افزار می‌زند بلکه در داخل نیز بزور و عنف، دارائیهای ملت عراق را مصادره می‌کند. امروزه دیگر از شعارهای صدام مبنی بر جنگ در دو جبهه خبری نیست زیرا پروژه‌های عظیم 23 میلیارد دلاری که عراق را به مهمترین بازار خاورمیانه تبدیل کرده بود، متوقف شده‌اند و برای خرید گندم، برنج و جو از آمریکا، از وزارت کشاورزی آمریکا طلب وامی بمیزان 210 میلیون دلار کرده است زیرا از نظر مواد غذائی قیمت این مواد در داخل عراق از 30% تا 100% افزایش یافته است.
یک روزنامه ایتالیائی بنام «استامپا» در یکی از شماره‌های اخیر خود نوشته است که: «یورش عراق به ایران در سپتامبر 1980 بمنظور متلاشی کردن این کشور، در آغاز بمنزله یک کار سرگرم کننده و جالب بشمار می‌آمد. اما اکنون با گذشت حدود 3 سال از شروع جنگ، این صدام است که در معرض خطر قرار گرفته، نه ایران. و این بیان روشن که متعلق بیک رسانه امپریالیستی است، ارزشی فراتر از اعتراف صدام ندارد ولی اعتراف صدام صهیونیست نیز، چیزی را در جبهه‌ها تغییر نخواهد داد جز آنکه سربازان رژیم بغداد از این پس از خود می‌پرسند که چرا بایستی به دستورات فرماندهی گوش فرا دهند که خود اعتراف می‌کند مزدور است؟