تاریخ انتشار : ۱۲ مرداد ۱۳۹۰ - ۰۹:۵۰  ، 
شناسه خبر : ۲۲۲۹۱۳

ترجمه: سهیلا غلطانی
نشریه انگلیسی اکونومیست چندی پیش در مطلبی پیرامون اوضاع افغانستان نوشت: با وجودی که نحوة عملکرد دولت افغانستان کمی بهتر شده است، اما باراک اوباما نباید خیلی دربارة خروج از این کشور عجله کند. به باور تحلیل‌گران اکونومیست، از زمان حضور نیروهای خارجی در افغانستان در ده سال گذشته نه فقط برنامه‌های آنان با شکست مواجه شده و آنان به قول‌های خود عمل نکرده‌اند، بلکه ادامه حضور آنان در این کشور در هاله‌ای از ابهام قرار دارد. وجود دولتی فاسد، هزینه‌های بسیار سنگین، اوجگیری مجدد طالبان و افزایش تلفات انسانی، دلایلی هستند که توجه به آنها ایجاب می‌کند نیروهای خارجی در این کشور بیشتر بمانند، اکنون کشته شدن اسامه‌ بن‌لادن دست‌کم یکی از اهداف اصلی جنگ در افغانستان را محقق کرده است. در جولای آینده، باراک اوباما می‌خواهد وضع سربازان آمریکا در افغانستان را مورد ارزیابی دوباره قرار دهد. حال سؤال اینجاست که چرا رئیس‌جمهوری آمریکا با وجود پیروزی حاصل از کشته شدن بن‌لادن باید به سرعت از افغانستان عقب‌نشینی کند؟
به اعتقاد تحلیل‌گر اکونومیست خروج عجولانه از افغانستان می‌تواند اشتباهی بزرگ به حساب آید. نیروهای ائتلاف اعلام کرده‌اند تا پایان سال 2014 برقراری امنیت در افغانستان را به عهدة دولت این کشور قرار خواهند داد. هدف اصلی از این کار دادن فرصت کافی به افغانهاست تا بتوانند ثبات کامل خود را بدست آورند. اوباما برای عمل کردن به قول خود می‌خواهد در ماه جولای چند هزار تن از 90 هزار سرباز خود را از افغانستان خارج کند، ولی از نظر کشورهای دیگر، عقب‌نشینی سریع و قطع حمایت‌های مالی، موجب فروپاشی داخلی افغانستان و نزاع در منطقه می‌شود.
بوش رئیس‌جمهوری سابق آمریکا بر این باور بود که یا باید بودجة بیشتری را برای حضور نیروهای آمریکا در این کشور اختصاص دهد یا یک عقب‌نشینی خفت‌بار را بپذیرد؛ ولی اکنون از اوباما می‌خواهند تسلیم نشود، بلکه به دنبال اجرای طرح و نقشه‌ای در خور و آبرومندانه در افغانستان باشد. قابل ذکر است با وجودی که اکنون در افغانستان دختران به مدرسه می‌روند و زنان توانسته‌اند آزادانه در جامعه حضور یابند، ولی هنوز نمی‌تواند کشوری قرن بیست و یکمی باشد که در آن دموکراسی موردنظر دنیای غرب برقرار شده است. یکی از راه‌های نیل به این دموکراسی، برچیده شدن خشونت و فساد از این کشور تا سال 2014 است. افغانستان در تلاش است از طریق صلح با طالبان، روابط پایدار و دائمی با همسایگان و برخورد بهتر و مناسب‌تر با شهروندان خود، بهتر از قبل شود.
تحلیل‌گر اکونومیست مدعی شده که بخشی از پیشرفت‌هایی را که افغانستان به آن نایل آمده است، مدیون 30 هزار سربازی است که اوباما در سال 2009 با اکراه از حضور آنان پشتیبانی کرد. نیروهای تحت امر ژنرال دیوید پترائوس به افغان‌ها کمک کرده‌اند تا بخش بزرگی از نیروهای شورشی را سرکوب کنند. افغانستان همچنین توانسته است در بخش‌های دیگری مانند ادارة کشور و ارائه خدمات عمومی، به پیشرفت‌هایی دست یابد. بسیاری این پیشرفت‌ها را نیز مدیون ارتش و پلیس افغانستان می‌دانند که اکنون شمار آنان به حدود 30 هزار نفر می‌رسد و امروز آموزش دیده‌تر و تحصیل‌کرده‌تر از گذشته هستند. آنان در یک عملیات توانستند 40 تن از اعضای طالبان و بمب‌گذاران انتحاری را در قندهار از پای درآورند.
اکنون دو موضوع موجب نگرانی است. نخست‌ اینکه این پیروزی‌ها دائمی نیستند و شکننده‌اند. مطمئناً در تابستان طالبان دوباره حملات و ترورهای خود را تشدید خواهند کرد. وضع دولت در برخی مناطق هنوز نگران‌کننده و وخیم است. فساد و ارتشاء در همه‌جا موج می‌زند، فرار 475 نفر از افراد طالبان از زندانی در قندهار دلیلی دیگر بر فساد موجود در دستگاه‌های دولتی است. تمامی اینها موجب می‌شود خروج امسال سربازان آمریکایی از افغانستان فقط جنبة نمادین داشته باشد و نشان می‌دهد نیروهای امنیتی افغانستان هنوز به آموزش بیشتری نیاز دارند.نگرانی دوم چیزی است که سال 2014 یا پس از آن اتفاق می‌افتد. دولتی که سال 1989 بازیچة دست شوروی سابق بود، سه سال بعد از هم فرو باشید، ولی آن رژیم توسط شورشیان سرنگون نشد، بلکه اتحاد جماهیر شوروی که خود ورشکسته شده بود، آن رژیم را به حال خود رها کرده اکنون دولت افغانستان با شورشیانش رودر روست که ضعیف‌تر از قبل هستند، تسلیحات کافی ندارند و محبوبیت آنان کمتر شده است؛ اگرچه در برخی مناطق حمایت از طالبان زیاد است، ولی فقط 13 درصد افغان‌ها از آنان پشتیبانی می‌کنند. در حال حاضر حتی اگر طالبان بخواهند مقابل راه‌حل سیاسی مقاومت کنند، یک دولت با ثبات و فراگیر در کابل می‌تواند به تدریج آنان را تسلیم و نابود کند.از نگاه تحلیل‌گر اکونومیست، به همین دلیل است که افغانستان تا سال 2014 به حضور 25 هزار سرباز خارجی و چند میلیارد دلار کمک در سال احتیاج دارد. این کمکی مهم برای افغانستان به حساب می‌آید و 120 میلیون دلاری که ایالات متحده به تنهایی در سال جاری تقبل کرده، فقط بخشی از این کمک است. در گذشته سربازان خارجی نقش حمایتی در افغانستان داشتند. آنان با خطرات کمتری مواجه می‌شدند و ناچار نبودند با مردم افغانستان که شورشیان را تغذیه می‌کنند روبرو شوند، در حالیکه امروزه چنین نیست.
قرار است حامد کرزی در سال 2014 قدرت را واگذار کند. با وجود ضعف و فساد بسیار در شبکه حکومتی کنونی، او هنوز در جستجوی راهی برای ادامه دادن است. پیدا کردن چنین راهی سخت و بعید خواهد بود، زیرا او در سال 2009 هم با اگر و اما دوباره به ریاست‌جمهوری رسید. کشورهای دیگر فرض را بر این گذاشته‌اند که کرزی خواهد رفت. بدتر از آن حضور ستیزه‌جویان در پاکستان است که هنوز برای این کشور خطرناکند و در عین حال، نمی‌توان به نیروهای امنیتی پاکستان نیز اعتماد کرد. اکونومیست توصیه می‌کند که آمریکا باید سخت مراقب باشد و به پاکستان برای مقابله با طالبان فشار آورد. تأثیری که آمریکا بر این منطقه دارد اگرچه اندک است، اما بهتر از هیچ است و خودِ پاکستانی‌ها هم می‌دانند ستیزه‌جویانی که مورد حمایت آنان در افغانستان هستند، در داخل پاکستان هم دست به ترور می‌زنند.
به طور خلاصه می‌توان گفت این عوامل با یکدیگر مرتبط هستند. به زعم اکونومیست رها کردن افغانستان در چنگال گرگ‌ها، شرایط را برای سقوط هرچه بیشتر پاکستان نیز فراهم می‌آورد. در مقابل، آمریکا هرچه بیشتر به ثبات افغانستان کمک کند، در واقع به ثبات بیشتر منطقه کمک کرده است. شاید در سال 2001 هیچیک از اینها پیروزی به حساب نمی‌آمد، ولی با وجود خلأ قدرت در افغانستان و آشفتگی و اختلالی که در نتیجه خروج عجولانه از این کشور بوجود می‌آید، ماندن در افغانستان خود نوعی پیروزی است.