تاریخ انتشار : ۲۹ تير ۱۳۹۰ - ۰۹:۱۶  ، 
شناسه خبر : ۲۲۳۰۱۵
نگاهی به حاکمیت کامل ایالات متحده بر قاره آمریکا

ترجمه سخنرانی ریگان در کنفرانس سازمان کشورهای آمریکا
تفسیر از زرگر

از آنجا که جامعه آمریکائی در داخل یک جامعه مصرف‌کننده است که ترجیح می‌دهد ارزان خرید کند. هر تولید خارجی با ارزش پائین این توانایی را خواهد داشت تا در بازار داخلی آمریکا از نظر فروش رکوردشکن باشد. از اینروست که ریگان از جادوی بازار آمریکا بعنوان یک حربه استفاده نموده و به شرکت‌کنندگان در اجلاس سازمان کشورهای آمریکائی نوید فروش پس از تولید را می‌دهد. زیرا اگر قرار است سرمایه‌گذاری‌ای از جانب پولداران و کمپانی‌های بزرگ آمریکائی در هر کشوری بشود در وحله اول جلب اندک سرمایه داخلی برای آنکه قدرت اعمال زور از جانب یک هموطن وجود داشته باشد ضروری و لازم‌الاجراست. در این حالت یک سرمایه‌دار محلی با توجه به تجربه گذاشته بازار داخلی کشورش هرگز حاضر نمی‌شود در رابطه با تولیدی سرمایه‌گذاری نماید که تجربه فروش داخلی آنرا نداشته و یا علت دیگر می‌تواند این مساله باشد که تولید بالاتر از نیاز داخلی او را بوحشت خواهد افکند که بر اثر مازاد تولید و بازاریابی فروش این مازاد سرمایه‌اش دچار اشکالات آتی خواهد بود. از اینرو ریگان عملا قول هرگونه مساعدت را به آنان برای حفظ سرمایه خود و دیگران می‌دهد. ولی بزرگترین شرطی که سرمایه‌سالاران در نظر گرفته‌اند این جمله است که از آنها می‌پرسیم که چه اقدامی را کارآمد می‌دانند. در واقع تمام ریسک مساله بعهده حکام و سردمداران محلی گذاشته شده است و اینان هستند که بایستی تضمین و گارانتی مسائل سیاسی _ فکری آینده را در رابطه با سرمایه‌گذاری ابرقدرت غرب به نماید. در متن همین جمله است که غرب قصد به یکجا زیر سلطه بلامنازع در‌آوردن منطقه را بدون هیچ پرده‌پوشی ابراز می‌دارد. در توجیح مساله از دیدگاه سیستم سرمایه‌سالاری ریگان چنین توضیحاتی نیز نشخوار می‌نماید که:
در کنفرانس سران در کانکوم که در اکتبر گذشته برپا شد، نظری نو درباره پیشرفت دادم که از کمک و مداخله دولتی فراتر می‌رفت. همانطور که در آن موقع خاطرنشان ساختم، تقریبا تمام کشورهایی که در 30 سال گذشته در امر پیشرفت توفیق یافته‌اند، از راه سیاستهای مبتنی بر بازار و مشارکت فعالانه در اقتصاد بین‌المللی به جایی رسیده‌اند. کمک را باید با بازرگانی و سرمایه‌گذاری تکمیل کرد. برنامه‌ایکه امروز پیشنهاد می‌کنم این اصول را وارد مرحله اجرا می‌کند. برنامه‌ایست همه‌جانبه و بهم پیوسته که به همسایگان ما کمک می‌کند! که به خودشان کمک کنند! با این برنامه شرایطی ایجاد خواهد شد که خلاقیت! بکار انداختن سرمایه و کمک به خود بتواند شکوفا گردد. کمک بخش مهمی از این برنامه است زیرا بسیاری از همسایگان ما به کمک نیازمندند تا بتوانند خود را در موقعیتی قرار دهند که از آنجا بتوانند راه ویژه خود را برای بهره‌مند شدن آغاز کنند. اما این کمک می‌تواند فعالیت‌های بخش خصوصی را تشویق کند، نه اینکه جانشین آن شوند و به دورش افکند.
با عنایت به این نکته که هدف سیستم سرمایه‌سالاری غرب پول‌سازی هرچه بیشتر است. غرب متجاوز به این نتیجه رسیده است که با کمی صدقه دادن شرایط آنطور مهیا خواهد شد که بتواند توسط ایادی و مزدوران محلی خود به بهره‌کشی هرچه بیشتر به‌پردازد.
دلیل مساله این می‌تواند باشد که بگفته ریگان قیمت نفت افزایش یافته ولی از آن قهوه و شکر هنوز ثابت است. این بدین معنی است که آنچه غرب به منطقه صادر می‌کند روبه گرانی است ولی آنچه منطقه به آمریکای یانکی میدهد به همان ارزش سابق است. این شرایط که ناشی از عدم آگاهی مردم منطقه و تحت سلطه بودن اینان توسط نوکران غرب و... باعث گردیده آمریکا با دید وسیعتری این بار منطقه آمریکای مرکزی و جنوبی را هدف قرار دهد و بدون کوچکترین مزاحمتی بدلیل بعد مسافت کار را یکسره به نفع خود تمام نماید.
سرمایه‌گذاری سرمایه‌سالاران آمریکائی همراه سرمایه‌داران محلی می‌تواند به تولیدات مختلف و گوناگونی برای آمریکا منجر شود که از لحاظ قیمت تمام شده بسیار نازلتر از گذشته باشد. ریگان در کوششی دیوانه‌وار برای تحمیل و حفظ سلطه آمریکا از «مدل پیشرفت» برای کشورهای عقب نگهداشته شده سخن میراند. هدف وی حرکت و فعالیت نامحدود سرمایه خصوصی آزادی عمل کامل برای شرکت‌های چند ملیتی و بازار آزاد است. همه این طرحها به معنی آنست که مقدار بیشتری از همان زهری که به کام کشورهای عقب نگهداشته شده دیگر مناطق کردند و سبب اصلی عقب ماندن این کشورهاست در کام کشورهای این منطقه در شرایطی دیگر و با فورمی دیگر بکنند. هدف ریگان واضح است او بدستور اربابانش درصدد جلوگیری از موج اعتراضات و آزادی‌خواهی مردم در منطقه بوده و از آن ارجحتر تامین محیط بازتر برای مانورهای شرکت‌های چند ملیتی آمریکا و مقید کردن اقتصاد کشورهای این منطقه به اقتصاد آمریکاست.
ریگان در ادامه سخنانش در کشورهای آمریکائی اعلام میدارد:
کانون اصلی برنامه‌ایکه میخواهم به کنگره بفرستم بازرگانی آزاد برای صدور محصولات کشورهای حوزه کارائیب به آمریکاست. در حال حاضر 87 درصد این صادرات مطابق با سیستم عمومی ترجیحی، بدون پرداخت حقوق گمرکی وارد می‌شوند. اما این صادرات فقط شامل محدوده محصولات فعلی می‌شود _و انواع محصولات بالقوه‌ای را که این مردمان با استعداد و صاحب روحیه صنعتی می‌توانند تولید کنند، در برنمی‌گیرند. با توجه به بازرگانی آزاد، پیشنهاد می‌کنم که محصولاتی که از این کشورها وارد آمریکا میشود تا 12 سال از حقوق گمرکی معاف باشند. به این ترتیب سرمایه‌گذاران جدید می‌توانند با علم به اینکه محصولات آنها دست کم تا وقتی که سرمایه‌گذاری آنها مستهلک گردد، از پرداخت عوارض گمرکی معاف خواهد بود، وارد بازار شوند. پیش از اعطای معافیت عوارض گمرکی ،ما با هر کشوری درباره روشهای کمک آن به خودش، مذاکره خواهیم کرد. تنها منسوجات و پوشاک از این قاعده معافیت عوارض گمرگی مستثنی خواهند بود، زیرا در مورد این کالاها مقررات بین‌المللی دیگری وجود دارد. معذالک کاری خواهیم کرد که همسایگان نزدیک ما از ترتیباتی آزادتر در زمینه سهمیه برخوردار باشند!