مصطفی بخشی: حضرت امام خمینی(ره) در 29 اسفندماه 57 ضمن برشمردن اهمیت خاص رادیو- تلویزیون به عنوان یک دستگاه تربیتی، آن را یک «دانشگاه عمومی» خواندند که لازم است تمام اقشار ملت توسط این دستگاه تربیت شوند و فرمودند: «باید این دستگاه، دستگاهى باشد که بعد از چند سال تمام قشر ملت را روشن کند، تمام را مبارز بار بیاورد، تمام را متفکر بار بیاورد، تمام اینها را مستقل بار بیاورد، آزادمنش بار بیاورد، از غربزدگى بیرون کند، استقلال به مردم بدهد».
از سوی دیگر مقام معظم رهبری خلف صالح امام(ره) نیز بارها درباره نقش و اهمیت این دستگاه و لزوم حرکت در مسیر آرمانها و ارزشهای انقلاب و اسلام تاکید فرموده و از صدا و سیما مطالباتی داشتهاند که اگر آن سازمان به این منویات توجه جدی کند، به واقع میتواند نقش بزرگی در هدایت و ارتقای فکری و فرهنگی جامعه به عنوان یک دانشگاه عمومی ایفا کند. اگر کارکرد رسانه ملی را در قالب ابعاد مختلف فرهنگی، سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و عقیدتی تعریف کنیم، آنگاه اهمیت والای این رسانه در شکلگیری افکار عمومی جامعه نمود بارزی پیدا خواهد کرد. متاسفانه آنچه از خروجی برنامههای این سازمان عریض و طویل مشاهده میشود، فاصلهای بسیار با آنچه مورد نظر رهبر حکیم انقلاب و نیاز اجتماعی است، دارد که تبعات آن امروز گریبانگیر مخاطب میلیونی این جعبه جادویی شده است. در این نوشتار بهطور اجمال به گوشهای از «نقاط ضعف عملکرد» صدا و سیما در قالب ابعاد پیشگفته میپردازیم.
کارکرد سیاسی
صدا و سیما در حوزه سیاسی اگرچه به حرکت بر اساس مصالح سیاسی نظام و انقلاب تاکید و در حوزه اخبار سعی در انعکاس واقعی اتفاقات بویژه اخبار بینالمللی دارد اما در بعد تحلیل مسائل سیاسی داخلی و موشکافی آنها دچار نقاط ضعف بسیاری است. سانسور کردن و عدم توجه به مسائل سیاسی داخلی و باورهای انقلابی- اسلامی، موجب سوق دادن افکار عمومی به سمت اخبار و شایعات غلط خواهد بود که نتایج آن در حال حاضر در جامعه قابل مشاهده است. مقام معظم رهبری بارها بر تبیین و تفسیر جریانها بدون وارد شدن در مصداقها و التهابآفرینی تاکید کردهاند، لذا لازم است رسانه ملی با تکیه بر مبانی انقلابی و پتانسیل عظیم فکری نیروهای حزباللهی، بدون سرافکندگی و با پافشاری بر اصول، ارزشها و آرمانهای انقلابی، مسائل تحلیلی و تبیینی را تقویت کرده و اذهان عمومی را نسبت به مسائل سیاسی داخلی شفاف کند و ابهامات را پاسخ دهد، در حالی که شاهدیم نهتنها افکار و عقاید نیروهای انقلابی و حزباللهی و مومن تقریبا در بایکوت این رسانه است، بلکه به عنوان نمونه تنها برنامهای هم که به نوعی با برگزاری مناظره و دعوت از کارشناسان و تحلیلگران حرفهای، نقش مهمی در تبیین افکار عمومی مخاطبان داشت و در طول حوادث پس از انتخابات 88 شکل گرفته و مورد توجه مردم قرار گرفته بود، با محافظهکاری مدیران ارشد این رسانه به محاق رفت.
کارکرد اقتصادی
یکی از رویکردهای رسانه، رسانهنگاری تحقیقی (Investigativ Journalism) است که نوعی رسانهنگاری افشاگرانه علیه سوءاستفادهها، فسادها و لغزشهای صاحبان قدرت و ثروت به حساب میآید، لذا میتوان برای رسانه ملی که باید تابع اهداف و آرمانهای انقلابی و ارزشی باشد، این رویکرد رسانهای را در قالب نقش آرمانخواهی و عدالتطلبی تعریف کرد. رسانه ملی موظف است بر اساس مطالبات عدالتخواهانه اسلامی و در مسیر آرمانهای انقلاب و منویات مقام معظم رهبری، بدون افتادن در دام سیاهنمایی و التهابآفرینی، نقش مهمی در جهت پیگیری مفاسد اقتصادی ایفا کند. روش مفسدان اقتصادی این است که رسانههای زنجیرهای را در اختیار خود گرفته و بلندگوی خود قرار دهند تا بر ثروت و قدرت خود بیفزایند که این موجب خواهد شد از فساد اقتصادی به فساد سیاسی و سپس به فسادهای اجتماعی، فرهنگی و اخلاقی دچار شوند و تبعات ناگواری را بر ملت و نظام تحمیل کنند. امسال یک دهه از فرمان 8 مادهای مقام معظم رهبری درباره مبارزه با مفاسد اقتصادی میگذرد و باید گفت صدا و سیما تقریبا هیچگونه حرکتی در زمینه پیگیری این موضوع از خود نشان نداده است.
کارکرد فرهنگی ـ اجتماعی
یکی از ویژگیهای فرهنگ، اجتماعی بودن آن است یعنی فرهنگ فراتر از حوزه فردی است و یک مساله اجتماعی است که تاثیر آن به صورت فراگیر و همگانی خواهد بود، لذا کارکرد رسانه در حوزههای فرهنگی و اجتماعی درهم تنیده است. از دیدگاه امام خمینی(ره)، فرهنگ اساس سعادت یا شقاوت یک ملت است و رستگاری هر جامعه از راه اصلاح و احیای فرهنگی امکانپذیر است. از نگاه امام(ره) فرهنگ دارای 2 ساحت اصلی است؛ نخست بعد فردی فرهنگ که با انسان و سعادت او ارتباط دارد و دیگری بعد اجتماعی فرهنگ که در عرصه حیات اجتماعی انسانها حضور دارد. با این وصف وقتی وارد مقوله کارکرد فرهنگی– اجتماعی رسانه شویم، خواهیم پذیرفت که نقش رسانه (بویژه رسانه ملی که مورد بحث این نوشتار است) بسیار مهم و حساس، بسان همان «دانشگاه عمومی» مدنظر امام(ره) خواهد بود.
مقام معظم رهبری بارها با تعبیر «تهاجم فرهنگی» به مسؤولان فرهنگی هشدار دادهاند که «ما و همه دستاندرکاران فرهنگ در کشور باید باور کنیم که امروز آماج تهاجمات فرهنگی دشمنانمان هستیم؛ هم به صورت آمیختن فرهنگ انقلابی ما با چیزهایی که آن را از خلوص و کارآیی میاندازد و هم به صورت مانع تراشیدن بر سر تربیت انسانهای کارآمد و متخصص که بتوانند همه امور کشور را اداره کنند». حضرت معظمله در دیدار با مدیران و دستاندرکاران رسانه ملی فرمودند: «ما یک ماموریت محورى براى رسانه ملى قائل هستیم که الزاماتى دارد و این ماموریت ملى اهداف کلانى را هم با خودش همراه دارد. بهنظر ما آن ماموریت محورى عبارت است از مدیریت و هدایت فکر، فرهنگ و... .» آنچه از برآیند عملکرد صدا و سیما مشاهده میشود، شکاف عمیقی است که این رسانه تا رسیدن به منویات مورد نظر ایشان دارد. به عنوان مثال در حوزه هنرهای نمایشی و فیلم، برنامههای نمایشی یا با رویکرد طنز آن هم با لودگی و هجویات همراه است که با مسائل ضدفرهنگی همچون رگههایی از گرایشات فمینیستی و زیر پا گذاشتن حرمت اختلاط محرم و و نامحرم همراه است و کرامت انسانی مرد و زن مسلمان را وجهالمصالحه منافع مادی و ضدارزشی میکند یا با نمایش سریالهایی با فیلمنامههای سیاه و تاریک و فضاهایی پر از غم و غصه و درد و مصیبت همراه است یا حاوی صحنههای غیراخلاقی در قالب عشقهای مثلثی، مربعی و... است که هیچ تناسبی با فرهنگ اسلامی- ایرانی ندارد.
کارکرد عقیدتی ـ دینی
شاید بتوان مهمترین رویکرد رسانه ملی را در کارکرد عقیدتی و نقش بسیاری مهمی که این رسانه در حوزه عقیدتی و دینی برعهده دارد، تعریف کرد به این دلیل که اصل اساسی رویکرد انقلاب، عقیدتی است. مبانی انقلاب ما از نظر عقیدتی مبتنی بر عقاید اسلامی و دینی است، لذا تمام حوزهها اعم از سیاسی، فرهنگی و اجتماعی به نوعی تحتالشعاع «کارکرد عقیدتی» قرار دارند. هرچه رسانه ملی به عنوان «دانشگاه عمومی» در حوزه عقیدتی غنیتر و پربارتر و خالصانهتر بر اساس آرمانهای انقلابی و ارزشهای اسلامی که مبتنی بر مکتب گهربار اهلبیت(ع) است عمل کند، نتایج آن به طور قطع تمام ابعاد سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و عقیدتی جامعه را تحتتاثیر قرار خواهد داد. در حال حاضر به نظر میرسد کارکرد رسانه ملی در حوزه عقیدتی و دینی بیشتر معطوف به ظواهر دین است که آن هم با شیوه ناصحیحی همراه است. به عنوان مثال نهتنها به ارزشهایی چون «حجاب» بیتوجهی میشود، بلکه در مواردی مثل نمایش «چادر» به عنوان نماد حجاب برتر اسلامی، وضع اسفباری به خود میگیرد.
در سریالها و فیلمهای نمایشی تلویزیون، افراد چادری یا ضعیفترین و فقیرترین و بیسوادترین افراد جامعه تعریف میشوند، یا در نقش بزهکار و منحرف و... معرفی میشوند و اگر هم تصادفا نقش قابل قبولی به یک بانوی چادری داده شود، هنرپیشه آن در عالم واقعی کسی است که کشف حجاب کرده است! درباره حرمت روابط محرم و نامحرم هم به طرز عجیبی عادیسازی میشود و نمایش نماز، روزه، عبادت و... در سریالها و برنامهها نیز وضع اسفبار مشابهی دارند. در بسیاری از برنامههای دیگر (بالاخص در حوزه کودکان) نیز برنامهها رویکرد سکولاریستی دارند و اساسا چیزی به نام دین و عقیده توحیدی و ولایی هیچ جایگاهی ندارند و فقط «لذتجویی» و «کامیابی در لحظه» است که ساختار این نوع برنامههای رسانه ملی را تشکیل میدهد، در حالی که مبانی عمیق دینی و عرفانی که مدنظر اسلام و قرآن و ائمه معصومین(ع) است، در برنامههای رسانه ملی، بویژه سریالها و فیلمهای نمایشی (که اثرات عمیقی بر مخاطب دارند)، مغفول مانده یا به شکل بسیار ناقصی ارائه میشود.
بایستههای رسانه ملی
با عنایت به موارد پیشگفته این نوشتار که گوشهای از آسیبشناسی رسانه ملی را دربر میگیرد (و به اذعان بسیاری از کارشناسان موارد بیشمار دیگری وجود دارد)، مدیران ارشد صدا و سیما به عنوان رسانه ملی جمهوری اسلامی ایران که داعیه ولایتپذیری و دینداری دارند، اولا باید بپذیرند که این رسانه احتیاج به یک اصلاح انقلابی دارد، دوم اینکه لازم است با تمام قوا و بدون خجالت وارد حوزه اصلاح ساختاری شوند و این «دانشگاه عمومی» را در راستای منویات مقام معظم رهبری، چشمانداز 20ساله نظام و آرمانهای کلان انقلاب اسلامی از خطر بیراهه رفتن حفظ کنند. اولین گام استفاده از یک طرح جامع عملیاتی برای اصلاح است که باید توسط «نیروهای نخبه و متعهد به ارزشها، انقلابی و ولایتمدار» تدوین شود؛ گام بعدی ایجاد فضای مناسب برای پیادهسازی اصلاحات انقلابی و مرحله بعد هم فاز عملیاتی شدن و اجراست.
البته این مهم محقق نخواهد شد مگر اینکه مدیران ارشد و عالی سازمان صدا و سیما روحیه نقدپذیری را در خود تقویت کنند و به این باور برسند که رسانه ملی از اهداف، آرمانها و ارزشهای مدنظر انقلاب و ولایت دور شده و احتیاج به اصلاح جدی دارد، لذا امید است این عزیزان که به برزخ و قیامت و حساب و کتاب ذات اقدس حق ایمان دارند، لااقل برای منافع اخروی خود هم که شده! لحظهای به جایگاه و مسؤولیت سنگینی که برعهده دارند فکر کرده و توجه جدی به این انحرافات و لزوم اصلاح لازم کنند و در این راستا به جای افراد غیرمتعهد و غیرانقلابی، از نیروهای ارزشی، انقلابی و حزباللهی واقعی استفاده کنند تا در عمل «ولایت» را یاری کرده باشند. انشاءالله.