تاریخ انتشار : ۲۹ تير ۱۳۹۰ - ۱۰:۰۱  ، 
شناسه خبر : ۲۲۳۲۲۱
سخنرانی منتشر نشده‌ای از عارف شهید حجت‌الاسلام باهنر
مقدمه: سرویس سیاسی جمهوری اسلامی - شهید حجة‌الاسلام و المسلمین دکتر محمدجواد باهنر رحمت‌الله تعالی علیه در اردیبهشت ماه 1359، قبل از خطبه‌های نماز جمعه در مشهد پیرامون «نقش روحانیت در انقلاب» سخنانی باین شرح ایراد نمودند:

بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم
در فرصت محدودی که قبل از اذان ظهر و آغاز خطبه‌های نماز باقی است،‌ براساس آنچه قبلاً اعلام کرده بودیم سخن خود را در پیرامون ارزشهائی که انقلاب عظیم اسلامی ما برای این ملت به ارمغان آورد مطالبی را به استحضار برادران و خواهران عزیز و رزمنده مسلمانمان می‌رسانیم. برای تحلیل مسئلۀ انقلاب و ره‌آوردها و دستاوردهای آن، دیدگاههای مختلفی وجود دارد. و هر قشر براساس معیارهای ارزشی خود به تجزیه و تحلیل انقلاب پرداخته‌اند، گروهی انقلاب را از دیدگاههای اتکائیش مطالعه می‌کنند که ببینیم آیا این انقلاب عظیم اسلامی برای سامان دادن به کشاورزی، صنایع و کارخانه‌ها و مراکز تولیدی و توزیع عادلانه ثروت در بین مردم چه اندازه توانسته است، خدمت کند؟ گروهی با دیدگاههای نظامی، مسئلۀ انقلاب را بررسی می‌کنند و قدرت رزمی جامعه ما را بعد از انقلاب چه در جنبه‌های مبارزات و رزم کلاسیک و چه برنامه‌های رزمی مردمی و همینطور هر جناحی ممکن است یکی از دیدگاههای خاص انقلاب را مورد بحث و مطالعه قرار بدهد. اما بحث دربارۀ اینکه آیا انقلاب اسلامی ما برای مردم ما از نظر ارزشها، از نظر معیارها، از نظر دگرگونیهائی که در فکر و اندیشۀ مردم و خصلتها و روحیات و اخلاقیات آنان بوجود آورده است،‌ مسائل انقلاب را تحلیل می‌کنند. و اتفاقاً‌ براساس برداشتهائی که اسلام دارد دگرگونی اساسی را از دگرگونی و انقلاب، در شخصیت افراد آغاز می‌کند. یعنی ابتدا مردم را انقلابی و مسلمان و متعهد بار می‌آورد و پس از آنکه در مردم، در جان مردم، در خصلتهای مردم، در اخلاق و روحیات مردم این دگرگونیها بوجود آمد. در نظام اجتماعی و اقتصادی و نظامی و سیاسی جامعه هم دگرگونی بوجود خواهد آمد. شما فکر می‌کنید مهمترین عاملی که توانست انقلاب عظیم این ملت را به پیروزی برساند کدامین عامل بود؟ ‌آیا مسئلۀ تغییر روحیات مردم و اخلاق و بینش و برداشتهای مردم در این پیروزی انقلاب تا چه حد نقش و اثر داشته است؟‌ به نظر ما ابتدا مردم ساخته شدند، مردم با ایمان شدند، مردم مسلمان شدند، مردم فکرشان عوض شد، رشد اخلاقی و فکری پیدا کردند و ارزشهای فرهنگی جدید در جامعه مردم بوجود آمد تا در پناه این ملت ساخته شده بپا خاسته‌ای که منبع قدرت و هیجان از درون آنها زبانه می‌کشید و شعله‌ور می‌شد توانستند انقلاب را به ثمر برساند.
روحیات و مسائل سیاسی، اجتماعی
مردمیکه خود سالهای سال بی‌تفاوت بودند، مردمیکه سالهای سال در برابر سرنوشت اجتماعی خودشان احساس مسئولیت نمی‌کردند مردمیکه اسلام را فقط برای زوایای مقاصد و عبادتگاهها می‌دانستند، ‌مردمیکه در گذشته اسلام و دین را از سیاست جدا می دانستند و مسوءلیت روحانیت را از مسولیتهای سیاسی جدا می‌انگاشتند این مردم در پناه رهبری قاطع امام و حرکت خلاق اسلامی از سالهای 41 و 42 و از موقع اوج حرکت مردم در 15 خرداد سال 42 ناگهان اسلام را پیامبر گونه آموختند و پناه گرفتند و دانستند که اسلام و دین از سیاست جدا نیست. روحانیت از سیاست جدا نیست، روحانیت در برابر جامعه، در برابر سرنوشت امت،‌ در برابر حرکتهای تایخ،‌ در برابر منابع طبیعی، منابع اقتصادی، منابع نظامی و حرکتهای سیاسی مسئولیت و رسالت دارد و نمی‌تواند در برابر جامعه رسالت خودش را ایفا نکند. همۀ شما برادران و خواهران آنها که سن و سالشان اقتضا می‌کند شاهد بودند که در 17 یا 18 سال قبل در آن موقعی که کم کم نهضت اسلامی و روحانیت شکل می‌گرفت، بسیاری بودند که تصور می‌کردند اصلاً دخالت علما و روحانیون در مسائل سیاسی و اجتماعی جرم است و تصور می‌کردند که این وظیفه برای روحانیت نیست،‌تصور می‌کردند که روحانیت فقط وظیفه‌اش گفتن مسئله و بیان غسل و وضو به مردم است تصور می‌کردند که فقط وظیفۀ خطبا و سخنرانان اسلامی موعظه است و بیان اخلاقیات معمولی و ذکر مصیبت و اگر گاهی خطیبی، عالمی، مرجع تقلیدی می‌خواست در مسائل سیاسی سخنی بگوید بیانیه‌ای صادر کند، قدمی بردارد عده‌ای بودند که تصور می‌کردند این تخلف از وظیفۀ‌ اصلی است. و حتی در گذشته گاهی دخالت در سایست را برای مراجع تقلید برخلاف مرجعّیت و برخلاف شئون مرجعیت روحانی می‌دانستند. اما با این برداشتهای غلط مبارزه شد، در برابر این طرز فکرها و اندیشه‌ها مقاومت شد بعدها معلوم شد کسانی که با دخالت روحانیت در سیاست مخالفند عمدتاً‌ کسانی هستند که دانسته یا ندانسته از خط توطئه‌های برون مرزی و از الهامها و پیامهای ابرقدرتها و سلطه‌گرانی که می‌خواهند محیط را آرام برای سلطه‌گری خود قرار بدهند دستور می‌گیرند یا ندانسته استفاده می‌کنند. دانستیم که کسانی می‌خواهند که روحانیت وارد عرصه سیاست اجتماع نباشد که می خواهند جامعه، منابع طبیعی جامعه قدرتهای اجتماعی امت در اختیار ابرقدرتها و یا در اختیار سلطه‌گران داخلی و خارجی باشد و بتواند جامعه را و امت را یکپارچه لقمۀ گوارائی برای دیگران کنند اما روحانیت بیدار و متعهد حرکت کرد و علی رغم اینکه حتی اینچنین مقاومتهائی در برابرشان بود آنها ایستادگی کردند گفتند که وظیفۀ ما دخالت در سیاست است، گفتند که سیاست عین اسلام است، گفتند اسلام عین سیاست است، ما نمی‌توانیم مسلمان باشیم، اما ببینیم منابع طبیعی و ثروت ما را سلطه‌گران می‌برند. ما نمی‌توانیم مسلمان باشیم و رهبر روحانی باشیم، ‌اما ببینیم سرنوشت جامعۀ ما به دست بیگانگان است. ما نمی‌توانیم مسلمان باشیم و مسئولیت روحانی داشته باشیم، اما ببینیم جامعۀ ما در خواب غفلت و عقب‌ماندگی اجتماعی و اقتصادی بسر می‌برد، ما نمی‌توانیم مسلمان باشیم اما ببینیم که حکومت و جامعه و امت ما مرتع استکبار و استبداد جهانی است. مقاومت کردند، فریاد زدند. اوایل از یک مسجد از دو مسجد از چهار مسجد شروع شد بعد مساجد شد مرکز دخالت‌های سیاسی، مرکز مقاومتهای سیاسی و اجتماعی که شد حوزه‌های علمیه شد بزرگترین مرکز قدرت مقاومت مردم در برابر توطئه‌گران و سلطه‌گران کمتر درسی را که حوزه‌های علمیه می‌آموختند و پیامی را که می‌گرفتند در موقعیکه در ایام عاشورا و رمضان برای تبلیغ به این طرف و آن طرف می‌رفتند درس مبارزه و سیاست بود و درس دخالت در سرنوشت اجتماعی. بنابراین فرهنگ تازه‌ای که حاکم بر جامعه ما شد و با احیای روح اصیل اسلامی همان روحی که پیامبر بزرگوارش در مدینه می‌آید در محراب مسجد، میدان جنگ ترتیب می‌دهد، بیت‌المال بوجود می‌آورد، فرمانده جنگ تعیین می‌کند، امیر تعیین می‌کند و برای امپراطوران بزرگ دنیا پیامها می‌فرستد و لشکریان خودش را به مرزهای ابرقدرتهای شرق و غرب اعزام می‌دارد و در عین حال مسجد می‌سازد و نماز می‌خواند و مردم را تبلیغ می‌کند و ارشاد و موعظه می‌نماید همان فرهنگ اصیل اسلامی بار دیگر در جامعۀ ما زنده شد و این ملت را از ذلت بردگی و اسارت و ضعف عقب‌ماندگی بیرون آورد بعنوان یک ملت سربلند و مفتخر (الله‌اکبر حضار)
سرنوشت‌ساز شدن یک ملت
این ملتی که با این حرکت بزرگ اسلامی تا دیروز بعنوان یک ملت بردۀ زیر سلطه از اقمار مفلوک امپریالیزم غرب شناخته می‌شد این ملت ناگهان برای تاریخ دنیا سرنوشت ساز شد حضور انقلابی خودش را در بسیاری از نهضت‌های آزادیبخش دنیا اعلام کرد. برای ملتهای دربند و مستضعف و محروم دنیا بعنوان قائد و رهبر و ائمه تجلی و ظهور کرد. امام این امت بعنوان امام مستضعفان انقلابی دنیا و بعنوان امام ملتهای دربند مسلمانی که در زیر بار حکومتهای طاغوتی و صدام گونه خود زندگی می‌کنند امام این امت، امام همۀ خلقهای دربند محروم مسلمانان دنیا شد.
این ملت ناگهان الهام دهنده شد، ناگهان اسوه شد، ناگهان شد شهید، ناگهان این ملت بصورتی قدرت و شرافت پیدا کرد که پیامهایش، بیانیه‌هایش، شعارهایش، عملکردش، و موضع‌گیریش برای ملتهای دنیا درس و الهام و رهگشا شد و این همه در سایۀ حرکت اسلامی این مردم بود. در سایۀ این بود که مساجد ما سرنوشت ساز شد، نمازهای جماعت ما، خطبه‌های ما، سخنرانیهای ما، حوزه‌های علمیه ما، شکل قوی مقاومت و مبارزه و ارشاد و روشنگری امت را در جهت انقلاب و اسلام به خود گرفت. و بدنبال آن این سربلندی و عزت برای مردم ما پیدا شد امروز هم ما در برابر مسئلۀ روحانیت و مسئلۀ حضور اسلام در انقلاب و در جهت‌گیریهای سیاسی اینچنین شرایطی داریم. اصل شکل گرفتن انقلاب یک مرحله است و بعد شکوفائی انقلاب و تداوم و صدور انقلاب بدنیا مرحلۀ بسیار بسیار حساس و عظیم انقلاب سرنوشت‌ساز ما امت است. اگر در دیروز پیروزی انقلاب به دخالت روحانیت در سیاست نیاز داشتیم، در امروز تداوم انقلاب و آینده صدور انقلاب هم به دخالت روحانیت متعهد و مبارز در زمینه‌های سیاسی و اجتماعی و انقلابی جامعه نیاز داریم (الله‌اکبر حضار).
دیروز که در محضر امام شرفیاب بودیم جمله‌ای را که مخصوصاً ایشان تاکید فرمودند این مسئله بود که به مردم بگوئید، مردم بدانند که توطئه‌هائی پشت پرده دست در کار است برای آنکه بار دیگر روحانیت را از صحنه بیرون کنند.
روحانیت و مشروطه
همانطور که در زمان مشروطه اینجنین توطئه‌ای بوجود آمده بود ایشان فرمودند تازه مسئلۀ مشروطه نسبت به این انقلاب اسلامی ما اصلاً‌ قابل مقایسه نیست. برای آنکه آن سرمایه‌گذاری عظیمی که این ملت و اسلام و روحانیت ما برای شکوفا شدن این انقلاب کرده است و دهها هزار شهیدی که داده و صدمات خساراتی که ملت ما دیده این سرمایه‌گذاری به هیچ وجه قابل مقایسه با آنچه را که در مشروطه این ملت و اسلام و روحانیت داد قابل مقایسه نیست. این انقلاب برای ما خیلی گرانتر تمام شده و ارزش این انقلاب هم بسیار بسیار عظیم‌تر است. آنجا بعد از آنکه روحانیت و اسلام نقش خودش را ایفا کرد و آن انقلاب را بوجود آورد بعد از آنکه انقلاب مشروطه انجام شد رفته رفته عواملی شروع کردند به توطئه کردن تا روحانیت را از صحنه بیرون کنند بطوریکه در دورۀ اول مجلس عده‌ای از روحانیون در مجلس بودند، اما در دورۀ دوم به تدریج تعداد روحانیون در مجلس کم شد و به تدریج دخالت روحانیون در مسائل اجتماعی و حکومتی و سیاسی کمتر و کمتر آنقدر سمپاشیها کردند و آنقدر تبلیغات کردند گاهی دلسوزی می‌کردند و گاهی به صورتهای گوناگون اخطار می‌کردند بتدریج روحانیت و اسلام کنار گذاشته شد و بار دیگر گفتند که اسلام برای مساجد است و روحانیون هم کارشان مسئله گفتن است و درس گفتن در حوزه‌های درس و حداکثر مسائلی را که برای روحانیت گذاردند مسئلۀ عقد و ازدواج بود و یا احیاناً نوشتن اسناد این طور چیزها، و روحانیت از صحنه بیرون شد و ناگهان چشم مردم باز شد و دیدند فلان‌السلطنه‌ها و بهمان‌الدوله‌ها بر آنان حاکم شده‌اند و آرام آرام و بتدریج انقلاب مشروطیت لقمۀ چرب و نرمی شد به دهان استعمار غرب و در خدمت سلطه‌گران و امپریالیستهای جهان و این ملت را ناگهان تهی کردن از هویت مکتبی و اسلامی و انقلابی خود و در بست در اختیار بیگانه گذاردند. اما ما نیز تجربۀ تلخ گذشته را نبایستی تکرار کنیم. ما بایستی حضور اسلام و حضور روحانیت را در خدمات انقلابی و در ارگانهای اجرائی و حکومتی حفظ کنیم، البته حق همه مردم است این مردم انقلاب کرده‌اند قشرها و جناحهای مختلف اجتماعی که در خط اسلام و انقلاب و امام بوده‌اند جان داده‌اند شهید داده‌اند و امروز هم خودشان وارث این انقلاب و این حکومت هستند و امروز وراثت این انقلاب برای مستضعفان است برای امت است برای امت بپاخاسته است.
تودۀ مردم، مردم مفلس، مردم معتقد بایستی در ارگانهای اجرائی در ارگانهای حکومتی نقش داشته باشند آنها بتوانند حضور داشته باشند.
دانشجوی مکتبی و انقلابی مجاز باشد که در فرهنگ راه پیدا کند در دانشگاهها راه پیدا کند، در وزارتخانه‌ها راه پیدا کند. این هزاران شهید این میلیونها مردمی که آماده شده‌اند که سینه‌های خودشان را در برابر آماج حملات دشمن سپر کنند و برای بارور کردن این انقلاب فداکاری کنند، امروز بایستی خودشان وارث انقلاب باشند. این جوانان عزیز ما، این انقلابیون مسلمان ما، این خیل به پاخاسته‌ ما، اگر ما گاهی اقدام می‌کنیم بر اینکه تعدادی از این جوانان مسلمان وارد مدارس شوند بعضی می‌گویند چرا تفتیش عقاید می‌کنید؟ ما می‌گوئیم آقا این انقلاب را مردم و این جوانان مسلمان کردند و خود اینها وارث این انقلابند و اینها بایستی راه پیدا کنند به نهادهای حکومتی و نهادهای آموزشی و نهادهای اجرائی. این امت و این مستضعفان مومن به اسلام و انقلاب خود انقلاب کرده‌اند و بایستی انقلاب خودشان را حفظ کنند. چگونه است وقتی می‌گوئیم بسیج همین توده محروم و مستضعف آماده میشوند و حرکت می‌کنند و میروند در جبهه‌های جنگ و آماده می‌شوند برای کارزار و مبارزه. وقتی می‌گوئیم جهاد سازندگی باز همین جوانهای مسلمان و انقلابی ما آماده میشوند برای فداکاری در دروستاها برای عمران و آبادی، وقتی صحبت از سپاه میشود همین جوانهای مسلمان و متعهد ما آماده میشوند تا بروند در سپاه پاسداران برای خدمت انقلابی، وقتی صحبت از نهضت سوادآموزی می‌شود، خدمات آموزشی میشود، خدمات اجتماعی و عمرانی میشود همین توده‌های عظیم جوانهای انقلابی ما هستند که آماده‌اند و میروند و هیچ سخن نمی‌گویند که آیا برای ما پستی (مقامی) وجود دارد، آیا برای ما درآمدیست، آیا برای ما رفاه و زندگی است «نه»‌ آنان می‌گویند ما می‌خواهیم از اسلام دفاع کنیم.
پاسداری از دستاورهای انقلاب
می‌خواهیم از انقلاب پاسداری کنیم. می‌خواهیم خط امام را حاکم کنیم. می‌خواهی از دستاورهای عظیم این انقلاب عظیم و مقدس و شکوهمند پاسداری کنیم. آنوقت وقتی که نبوت به وزارتش میرسد، نوبت به مدیر کلیش میرسد، نوبت به اداره سفارتخانه‌ها میرسد، نوبت به نمایندگی مجلس میرسد آیا بازهم وزارت‌ها و پست‌های کلیدی و حساس بازهم این‌ها نباید در خدمت جوانان مسلمان و رزمنده و مستضعف و انقلابی ما باشد که هست و باید باشد و لذا وزاری ما از توده مردم برمی‌خیزند و لذا مسئولان مملکتی ما از توده انقلابی مسلمان ما برمی‌خیزند. اسلام انقلاب کرده است و مستضعفان انقلاب کرده‌اند و بایستی مکتب ما اسلام، مستضعف، توده امت هم پاسدار انقلابشان باشند، البته نمی‌خواهیم بگوئیم قشرهای دیگر جامعه حق زندگی ندارد، ما نمی‌گوئیم دیگران حق حیات ندارند،‌ «نه» آنها هم در این مملکت زندگی می‌کنند، آنها هم در این مملکت می‌توانند اشتغال داشته باشاند، می‌توانند از امکانات دانشگاهی و آموزشی استفاده کنند این مملکت و این نظام متعلق به همه مردم است و از برکات این نظام بایستی همه مردم استفاده کنند اما اگر چنانچه کسانی نسبت به این انقلاب دشمنند، اگر کسانی نسبت به اسلام تعهد ندارد، اگر کسانی نسبت به خط راستین و شکوهمند امام به سوی حاکمیت ا... معتقد نیستند آنها توقع نداشته باشند که پستهای کلیدی و کارهای اساسی بدست آنها سپرده شود ما جواب امت را چه بدهیم؟ ‌جواب شهیدان را چه بدهیم؟ جواب این عزیزان را چه بدهیم؟ این یک نکته و نکته دیگر همان جمله‌ای را که عرض کردم روحانیت احساس مسئولیت می‌کند برای روحانیت مسئله پست و مقام مطرح نیست البته روحانیت متعهد و مبارز و کسانیکه مسئولیت اصیل و ریشه‌دار اجتماعی خود را احساس کرده‌اند اینها احساس مسئولیت می‌کنند که خدمت کنند تبلیغ کنند، ارشاد کنند، وارد باشند در مسائل مختلف سیاسی و اجتماعی لااقل بعنوان یک فرد مسلمانی که در این جامعه انقلابی حق دخالت در سرنوشت و در مسائل اجرائی و حکومتی دارد بعنوان یک فرد مسلمان حق دارد دخالت بکند و بر امت مسلمان است که هوشیاری، با همکاری با انسجام پاسدار انقلاب عظیم خود باشند و بدانند که انواع و اقسام توطئه‌های مرئی و نامرئی و دانسته و ندانسته برای مخدوش کردن و برای سرکوب کردن انقلاب وجود دارد و از جمله این توطئه‌ها بیرون راندن روحانیت از صحنه سیاست است و ما بعنوان وظیفه اسلامی برای خدا و برای انجام دادن مسئولیتمان تا آنجا که در توانمان باشد موظفیم و مسئولیم که بکوشیم و تلاش کنیم و آنطور خدمتی که از ما ساخته است در این جامعه انجام دهیم و البته از ملت هم تقاضا داریم که آن روح سازنده‌ی انتقاد و امر بمعروف و نهی از منکر خودشان را حفظ کنند اگر جائی در مسئولان روحانی خودشان اشتباهی، لغزشی، قصوری، تقصیری دیدند تذکر دهند،‌ ارشاد کنند، راهنمائی کنند همه با هم متحد و یکپارچه باشند.
کسانیکه به اسلام و به انقلاب وفادارند و متعهد هستند با هوشیاری تمام هر فرد، فرد ما از لغزشی خودمانرا بیاری خدا حفظ کنیم. خیلی از کار خودمان راضی نباشیم، بدانیم که ممکن است اشتباهاتی بوجود بیاید سعی کنیم اشتباهی نداشته باشیم وظیفه‌مان را خوب انجام بدهیم خط الله را فراموش نکنیم و هم مردم حاضر و ناظر و بیدار باشند امر بمعروف و نهی از منکر کنند و هم رشد و شعور آگاهی خود را حفظ کنند برا ی اینکه در برابر توطئه‌های مرئی و نامرئی بتوانند مقاومت کنند و از هر گونه اخلال و خدشه‌ایکه در صفوف منسجم و متشکل ملت رزمنده و بپا خواستۀ ما می‌خواهد بوجود بیآید جلوگیری کنند تا انشاءالله این اسلام و این انقلاب عظیم برای ما بماند و برای تاریخ ما بماند و برای نسل ما سرنوشت‌ساز و آینده ساز باشد و برای مردم مستضعف و محروم دنیا پیام دهنده انشاءالله بیاری پروردگار و با استمداد از عنایات الهی این همکاری و هماهنگی و هوشیاری در بین ملت ما باقی خواهد ماند والسلام علیکم و رحمةالله و برکاته.