خصلت تهاجمی و توسعهطلبی شدیدی که دولت صهیونیستی به نمایش میگذارد و الحاق وحشیانۀ بلندیهای جولان بعد از حملات مرگبار علیه لبنان آخرین نمونۀ آن بشمار میرود ـ با گسترش سرسامآور صنعت اسلحهسازی که امکانات تخریبی را نه تنها برای ماشین جنگی اسرائیل بلکه برای ماشینهای جنگی ستمکارترین و غیر مردمیترین رژیمهای جهان تأمین میکند همراه میباشد.
شیلی، گواتمالا، آرژانتین و السالوادور در آمریکای لاتین، تایلند، فلیپین و تایوان در آسیا و همچنین آفریقای جنوبی از جمله کشورهائی هستند که در آنها سلاحهای مرگبار ساخت اسرائیل جهت سرکوب مردم بکار گرفته میشوند، مردمی که خواستههایشان با منافع شرکتهای چند ملیتی و مقاصد سوقالجیشی ایالات متحدۀ آمریکا در تضاد است.
اسرائیل در عین حال نقش سیاسی مشخص را در استراتژی امپریالیستی بازی میکند. آنجا که واشنگتن یا دیگر قدرتهای عضو پیمان آتلانتیک، با توجه به تصویر فوقالعاده نفرتانگیز برخی از دیکتاتورها، ترجیح میدهند که ارسال سلاح به این رژیمها را کاهش داده یا قطع نمایند، اسرائیل شکاف ایجاد شده را بسرعت پر میکند تا امکاناتی را جهت حفظ قدرت در اختیار آنها قرار دهد.
فروش اسلحه به سوموزا:
در آخرین ماههای حکومت سوموزا در نیکاراگوئه هنگامیکه ایالات متحدۀ آمریکا میبایست واگذاری تسلیحات به دیکتاتور را قطع نماید، صنعت اسلحهسازی اسرائیل برای نیروهای امنیتی وی بدون وقفه مشغول بکار بود و 98% از احتیاجات تسلیحاتی آنها را تامین مینمود.
تفنگهای اسرائیلی «گالیل» توسط یک گروه عملیاتی تروریستی ویژه که شخصاً توسط پسر سوموزا رهبری میشد بکار برده میشدند. فروش سلاحهای اسرائیلی تا زمان سقوط رژیم ادامه داشت. در میان تسلیحات واگذار شده به رژیم فاشیست سوموزا میتوان به چهارده هواپیما «آراوا» اشاره نمود که در بمباران مردم غیر نظامی ماناگوئه، لئون، ماتاگالها و دیگر شهرها بکار گرفته شدند.
بخش شکوفا
موج غلیظ و نفرتی که بواسطه عملکرد اسرائیل بعنوان تأمینکنندۀ سلاحهای مرگبار و مخرب برای دیکتاتوری سوموزا در میان مردم نیکاراگوئه برانگیخته شد، از طرف محافل رهبری تلآویو همچون تظاهرات «ضد یهودی» تلقی گردید. یک روزنامهنگار اسرائیلی بنام «یورام پری» به این تعبیر و تفسیر رسمی پاسخ داد. بدین منظور وی در روزنامۀ «داوار» به خوانندگانش یادآور شد که در زیمباوه نیز کینه به اسرائیل در میان مردمی که حمایت مرگبار رژیم یان اسمیت را، که به تسلیحات اسرائیلی مجهز بود، متحمل شده بودند بسیار شدید بود. «یورام پری» اینطور نتیجهگیری میکند که «اسرائیل به تأمینکنندۀ سلاحهای خطرناک در جهان تبدیل شده است... آنچه که برای ما ضروری است، یک تغییر سیاست است.»
مسلماً چنین تغییری فردا صورت نخواهد گرفت. در ورای انگیزههای سیاسی که دولت صهیونیستی را در صف ایالات متحدۀ آمریکا، اقمار و مشتریان جهانیاش قرار میدهد، ملاحظات اقتصادی که نمیتوان از آنها چشم پوشید دولت اسرائیل را به مداومت در نقش خود بعنوان فروشندۀ سلاح ترغیب مینماید.
صنعت اسلحهسازی به مهمترین و شکوفاترین بخش اقتصادی اسرائیل تبدیل شده است، در صورتیکه کلیۀ بخشهای دیگر دچار بحران میباشند. این صنعت از چهار شرکت پر قدرت دولتی ـ صنایع هواپیماسازی اسرائیل، صنایع نظامی اسرائیل، تادیران و سلتام ـ تشکیل گردیده است و در جوار آنها صدها کارگاه کوچک قرار دارد که دهها هزار کارگر متخصص را بکار گرفتهاند. سطح تولید این صنعت شگفتآور است. بعنوان مثال کاتالوگ سلتام متجاوز از چهارصد و پنجاه نوع تجهیزات نظامی را عرضه میدارد، و این در حالی است که بروشور تبلیغاتی صنایع هواپیمایی اسرائیل «تجهیزات نظامی و امنیتی آزمایش شده، زرهپوش، ناوهای جنگی، حصارهای الکترونیک، موشک... و هواپیماهای مافوق صوت جنگی کاملاً مجهز را به دولتهای دوست ماوراء بحار تقدیم میکند.
امروزه فروش اسلحه 40% از کل صادرات اسرائیل را که بعد از ایالات متحده آمریکا فرانسه، انگلستان و جمهوری فدرال آلمان به پنجمین صادرکننده سلاح در جهان سرمایهداری تبدیل شده است، تشکیل میدهد، این صادرات به اسرائیل امکان میدهد تا هزینههای نظامی خود را که از سال 1967، 5000% افزایش یافتهاند تامین نماید.
اسرائیل به چهل کشور اسلحه میفروشد که بطور عمده کشورهای جهان سوم میباشند شاه ایران قبل از سقوطش مشتری شماره یک سلاحهای ساخت اسرائیل بود رژیمهای آمریکای لاتین در حال حاضر بیش از نیمی از صادرات اسلحه اسرائیل را جذب میکند.
شورای نظامی السالوادور یکی از این مشتریان است که در حال حاضر نیروهای مسلح آن بطور متوسط دو هزار نفر را در ماه به قتل میرسانند هشتاد درصد از تجهیزات نظامی این شورا از اسرائیل تامین میگردد.
در میان این تسلیحات میتوان به تفنگهای «گالیل» مسلسلهای «یوزی» و همچنین هواپیماهای «آراوا» اشاره نمود. هواپیماهای مذکور قادرند از هر نوع زمینی به پرواز در آمده دستجات نظامی را حمل و نقل نموده و در ارتفاع کم به بمباران مناطق مختلف بپردازند. این هواپیماها که تحت عنوان «غیر نظامی» فروخته شدهاند معمولا به منظور تهاجم علیه مردم غیر نظامی بکار برده میشوند.
آرژانتین:
یکی دیگر از مشتریان پروپاقرص اسرائیل، ژنرال ویولا، رهبر آرژانتین بود که طبق آمار سازمان عفو بینالمللی از زمان کودتای سال 1976 بیش از پانزده هزار تن از مخالفین رژیم وی بطرز مرموزی «ناپدید» شدهاند. با آنکه آرژانتین یکی از کشورهای نادر آمریکای لاتین محسوب میشود که دارای صنعت اسلحهسازی است معذالک بزرگترین خریدار سلاح اسرائیلی در قاره آمریکای جنوبی نیز بشمار میرود. علاوه بر سلاحهای سبک و تجهیزات الکترونیک نظامی، آرژانتین اخیراً بعنوان مثال بیست و شش فروند بمبافکن «نشر» نوع میراژ، دو کشتی نفتکش «دابور» و هجده موشک «گابریل» خریداری کرده است.
رهبران اسرائیل ـ که خود را همچون مدافعان یهودیان ستمدیده به جهانیان معرفی میکنند ـ هرگز علناً علیه جریان تند ضد یهود در آرژانتین که شمار بسیاری از شکنجهگران سابق نازی به آنجا پناهنده شده و غالبا به عنوان مشاور در ارتش و دستگاه پلیس مشغول بکار میباشند، اعتراض نکردهاند. چنانچه ژاکو بوتیمردان، روزنامهنگار و ناشر معروف آرژانتینی و مدیر روزنامۀ لیبرال «لااوپنییون» که فردی یهودی است به جرم داشتن عقاید سیاسی بازداشت گردید و قبل از آنکه به اسرائیل تبعید شود پنج ماه تحت شکنجههای سخت قرار گرفت. وجود چنین شخصی و خصوصاً انتقاد جبرانناپذیرش از ماهیت ضد یهودی رژیم آرژانتین، این «دوست» و «متحد» بزرگ دولت صهیونیستی، اسباب زحمت و دردسر بسیار رهبران تلآویو را فراهم آورد.
شیلی:
در شیلی نیز، هنگامیکه انگلستان به تلافی شکنجههایی که یک پزشک انگلیسی متحمل شده بود ارسال سلاح به این کشور را قطع نمود، اسرائیل به کمک حکومت ژنرال پینوشه شتافت. معاون وزیر دفاع اسرائیل در ماه ژانویۀ 1979 به شیلی سفر نمود و پیشنهاد کمک نظامی دولت متبوع خود را به پینوشه ابلاغ کرد. این پیشنهاد مسلماً مورد قبول قرار گرفت و در میان آخرین سلاحهای اسرائیلی که به شیلی ارسال گردید میتوان به حدود هزار و پانصد موشک بسیار پیشرفتۀ نوع «شافریر» اشاره نمود.
هنگامیکه در سال 1979، بدنبال کشتار صدها دانشجو در گواتمالا، ایالات متحده آمریکا تحت فشار کنگره و افکار عمومی ملزم گردید ارسال سلاح به این کشور را قطع نماید، مقامات اسرائیلی پیشنهاد مشابهی را به رژیم نظامی رمئو گارسیا نمودند. طبق گزارش الیاس باهارانا، روزنامهنگار گواتمالایی، اسرائیل پنجاههزار تفنگ گالیل، هزار مسلسل سنگین، پانزده فروند هواپیمای حملونقل و پنج فروند هلیکوپتر حملونقل واحدهای نظامی به نیروهای امنیتی گواتمالا فروخته است. روزنامهنگار مذکور موفق گردیده بود در نیروهای امنیتی نفوذ کند تا به تحقیق در مورد مبداء ارسال سلاحهایشان بپردازد.
این داد و ستد عظیم سلاح عموماً توسط اسرائیلیان مستقر در آمریکای لاتین که پنج تا ده درصد مبلغ قراردادها را بعنوان حقالعمل دریافت میدارند صورت میگیرد. این افراد غالباً افسران بازنشستهای هستند که در کشور خود کاری چنین سودبخش نمییافتند. مشهورترین و بدون شک فعالترین این نمایندگان مرگ یک غیر نظامی اسرائیلی بنام مارکوس کاتز است که از پانزده سال پیش مقیم مکزیک میباشد.
کاتز غالباً میان آمریکای لاتین و اسرائیل در رفت و آمد است ـ این رفت و آمدها گاهی اوقات بهمراه بهترین مشتریانش که از ردههای بالای سلسله مراتب نظامی کشورهای زیربط میباشند صورت میگیرد. این عامل تجاری که از خصوصیات ویژهای برخوردار میباشد ـ او همچنین یکی از تأمینکنندگان عمدۀ بودجۀ سازمان افراطی ـ صهیونیستی و نژادپرست «گوش امونین» است ـ در محافل سیاسی و نظامی اسرائیل دارای دوستان بسیاری است. هم او بود که در آخرین ماههای حکومت سوموزا، هنگامیکه ایالات متحدۀ آمریکا ملزم به قطع ارسال سلاحهایش گردید، قرارداد فروش عظیم سلاح به نیکاراگوئه را منعقد نمود.
ارسال اسلحه برای رژیمهای آسیایی:
گرچه بازار عمدۀ فروش سلاح اسرائیل آمریکای لاتین میباشد، معذالک این کشور دیگر مراکز سودمند فروش را که در آن سوی جهان واقعند از نظر دور نمیدارد. اسرائیل روابط مستحکمی را با رهبران نظامی تایلند که از سال 1976، زمان سقوط حکومت غیر نظامی، قدرت را در دست گرفتهاند برقرار کرده است. هنگامیکه کنگرۀ آمریکا، که از شکست ایالات متحده در ویتنام ضربۀ سختی دیده بود، از حمایت علنی و مستقیم از یکی دیگر از رژیمهای متزلزل و غیر مردمی منطقه اجتناب میورزید، اسرائیل یکبار دیگر به یاری چنین رژیمی شتافت و سلاحهایی را که حکام مستبد آن جهت سرکوب مردم به آنها نیازمند بودند در اختیارشان قرار داد.
تایلند:
همکاری اسرائیل و تایلند دارای اشکال گوناگونی است. متخصصین نظامی اسرائیل شیوههای جنگ ضد چریکی را به نیروهای تایلندی آموزش میدهند ـ این یکی از انواع کمکهایی که دولت صهیونیستی در اختیار دولتهای دستنشاندۀ جهان سوم قرار میدهد. تلآویو در عین حال یک سلسله دورههای آموزشی جهت تربیت سندیکالیستهای تایلندی با روحیۀ سندیکالیسم آمریکایی در اسرائیل ترتیب میدهد.
هر چند روابط تجاری و نظامی اسرائیل با رژیمهای ضد دموکراتیک آسیا حائز اهمیت باشند، اما به هیچوجه از گستردگی و وسعت روابط این کشور با دولت نژادپرست آفریقای جنوبی برخوردار نمیباشند.
آفریقای جنوبی:
جنبههای اساسی این همکاری را بخاطر آوریم. اسرائیل یک سلسله سلاحهایی را که برای جنگ ضد انقلابی قابل استفاده میباشند به رژیم نژادپرست آفریقای جنوبی میفروشد:
مسلسلهای سنگین، تفنگ، خمپارهانداز، کامپیوتر، دستگاههای مراقبتی الکترونیک و همچنین کشتیهای جنگی مجهز به موشکهای گابریل و هواپیما اسرائیل همچنین یک حصار الکترونیکی دو مرز میان نامیبیا و آنگولا به منظور محصور کردن نیروهای سازمان خلق آفریقای جنوبی (سواپو)، کار گذاشته است.
بعلاوه همکاری مستحکم و مستمری در زمینۀ هستهای میان دو کشور برقرار میباشد دیدارهای دانشمندان و نظامیان اسرائیلی از آفریقای جنوبی و انفجار معروف ماه سپتامبر 1979 در اقیانوس هند که حاصل تلاشهای مشترک متخصصین دو کشور بود گواهی است بر این امر.
اسرائیل در مقابل کمک قابل ملاحظهاش به ماشین جنگی آفریقای جنوبی مقادیر بسیار زیادی فولاد و زغال سنگ، که برای حرکت چرخ اقتصادش حیاتی میباشند، از این کشور دریافت میدارد.