حبیب ترکاشوند
این روزها موضوع انتخابات مجلس نهم نقل محافل سیاسی است. اینکه چه گروه هایی وارد عرصه خواهند شد؟ مواضع هر کدام از احزاب اصولگرا و اصلاح طلب در انتخابات چگونه خواهد بود؟ چه آرایشی را هر کدام از «دو قطب سیاسی کشور» اتخاذ خواهد کرد؟ آیا دو جبهه سیسای هر کدام با یک لیست واحد وارد کارزار انتخابات خواهند شد یا با لیستهای متعدد و اینکه ترکیب سیاسی مجلس آینده چگونه خواهد بود؟ از سوالاتی است که امروزه در میان سیاسیون و اصحاب رسانه مطرح است وهرکدام از زاویه دید خود به این مسئله می پردازند.
اهمیت انتخابات دور نهم مجلس
انتخابات درهرنظامی به عنوان نماد دموکراسی و مردم سالاری آن حکومت شناخته میشود. این امر برای جمهوری اسلامی ایران که «انقلابی ایدئولوژیک» منشا شکل گیری آن بود از اهمیت مضاعفی برخوردار است چرا که معمولا انقلابها تا چند دهه با انتخابات و دموکراسی بیگانهاند. بر این اساس همیشه انتخاباتهای ایران طی 33 سال گذشته با رصد دقیق رسانههای غربی مواجه شده وآنان از تمام ابزارهای خود برای مخدوشکردن چهره نظام اسلامی در این بعد استفاده میکنند.
انتخابات دور دهم مجلس شورای اسلامی چه برای نظام و چه برای دشمنان از اهمیت خاصی برخوردار است و شاید بتوان آن را یکی از حساسترین انتخاباتهایی دانست که کشورمان طی سالیان گذشته برگزار کرده است چرا که اولین انتخابات رسمی بعد از فتنه پیچیده سال 88 به حساب میآید و دنیا مترصد این است که ببیند چه چهرهای از ایران در این انتخابات به جهان عرضه میشود.
بررسی انتخابات از دو منظر داخلی و خارجی
بررسی انتخابات این دوره مجلس از دو منظر خارجی و داخلی قابل بررسی است. در عرصه خارجی مهمترین مسئله سناریویی است که دشمنان برا ی انتخابات ترسیم کرده و آن را پروراندهاند. توضیح آنکه هر چند فتنه 88 با هوشیاری مردم و مدیریت حکیمانه نظام خصوصا هدایت مدبرانه رهبر فرزانه انقلاب فروکش کرده و اکنون حتی دشمنان نیز به شکست آن اعتراف می کنند اما آنان برهه انتخابات را بهانه ای برای احیای این فرقه می دانند و برای تحقق آن پروژه های مختلفی را تدارک دیده اند.
انتخابات مجلس نهم از منظر خارجی
مانوردادن روی رد صلاحیت احتمالی افرادی که در فتنه بر چهره نظام سیلی زدند و تاکنون از آن جماعت دوری نکرده اند، القای امکان تحریم انتخابات توسط برخی گروهکهای چند نفره که نام حزب را برای خود بر گزیدهاند و مانور دادن روی آن برای دلسرد کردن مردم از شرکت در انتخابات، تحریف واقعیات ایران و بزرگنمایی مشکلات اقتصادی جامعه برای انحراف افکار عمومی داخل و القای این نکته که تفکر اصولگرایی قادر به اجابت مطالبات به حق مردم نیست و مردم برای حل مشکلات خود باید رو به سوی مرعوبان غرب و هم پیالگان آمریکا واسرائیل و انگلیس بیاورند همه از نکاتی است که توسط رسانههای نظام سلطه در چند ماه آینده دنبال خواهد شد تا شاید بتوانند از این راهکارها به نتیجه دلخواه خود برسند.
انتخابات مجلس نهم از منظر داخلی
شیوه آرایش احزاب و جناحها طی چند ماه آینده و خصوصا در خود انتخابات برای حصول نتیجه دلخواه هر کدام و کسب اکثریت مجلس آینده از نکاتی است که در عرصه داخلی از اهمیت خاصی برخوردار است. معمولا طی چند انتخابات آینده اینگونه بوده که جناح دوم خرداد برای ورود به بازی انتخابات و «چهره انتخاباتی بخشیدن به فضای جامعه» عجله بیشتری داشته است کمااینکه در این انتخابات نیز شاهد بودیم از چند ماه گذشته استارت این موضوع توسط آنان در گوشه و کنار زده شد. اما طی دو سه ماه اخیر، ماشین انتخاباتی جناح اصلاحطلب سرعت خود را کاهش داده و بیشتر با «چراغ خاموش» حرکت میکند. دلیلی که می توان برای آن یافت این است که اولا برخی از احزابی که تا قبل از انتخابات سال 88 به عنوان احزاب اصلی این جبهه شناخته میشدند و گاها نقش لیدری و حتی پدرخواندگی بقیه را بر عهده میگرفتند، به دلیل افشای ماهیت فعالیتهای ساختارشکنانه و براندازانه آنها در این دوره قانونا امکان حضور رسمی در انتخابات را ندارند و نهایت اینکه احزاب مذکور در تلاشند برخی مهرههای سفید که وابستگی فکری به این احزاب را دارند بدون استفاده از تابلو خاصی راهی کارزار کنند و از طرف دیگر این جبهه مترصدند ببینند نتیجه برخی بگومگوهای میان اصولگرایان چه خواهد شد و آنگاه درباره شیوه حضور در انتخابات تصمیم بگیرند.
دو شرطی که اصلاح طلبان باید رعایت کنند
نکته مهم این است که هر چند نظام اسلامی و مسئولان نظام از حضور تمامی احزاب و گروه ها و جماعات با سلیقههای مختلف سیاسی برای حضور موثر در صحنه استقبال میکند که خود این امر گرمتر کردن تنور انتخابات و مشارکت گسترده مردم در انتخابات را به همراه خواهد داشت اما نباید برای آنان این تصور پیش آید که نظام به این بهانه شرکت کنندگان و حامیان فتنه را بدون بازگشت خواهد پذیرفت بنابراین محکومیت رسمی فتنه و اعلام برائت از سران فتنه را باید دو شرط اساسی برای حضور هر فرد یا گروهی برای راهیابی به ساختمان مثلثی مجلس دانست.
راهبرد اصولگرایان برای انتخابات
انتخابات مجلس هشتم، را باید یک تجربه موفق برای اصولگرایان دانست چراکه این گروه با اتخاذ راهکار خاصی موفق شدند جبهه متحد اصولگرایان را تشکیل دهند و سایر گروه های کوچک را به حاشیه برانند. همین اتحاد و یکپارچگی باعث شد این جبهه بتواند قریب به دو سوم مجلس هشتم را از آن خود کند.
در این حرکت جمع 15 نفرهای برای هماهنگی اصولگرایان دور هم جمع شدند و کمیته 6 نفرهای را از سه ضلع اصولگرایی انتخاب کردند تا اقدامات عملی برای ایجاد وحدت آغاز شود. از هر سه جریان اصولگرا، 2 نماینده تامالاختیار در کمیته 6 نفره حضور داشت و این کمیته وظیفه آماده سازی کارها و تعیین 5 نفر به عنوان مرضیالاطراف را به عهده داشت که به همین دلیل این کمیته به عنوان کمیته 5+6 معروف شد.
نتیجه کار جبهه متحد اصولگرایان رسیدن به فهرستی واحد در تهران و شهرستانها بود. راهیابی 28 نفر از 30لیست 30 نفره اصولگرایان در تهران به مجلس گواه موفقیت آمیز بودن این سیاست بود. جناح اصلاح طلب اگر توانست اقلیتی را در مجلس هشتم از آن خود کند به دلیل حضور تک چهره ها آنهم بیشتر در شهرهای کوچک بود .
تجربه موفق تشکیل ساز و کار جبهه متحد اصولگرایان در انتخابات گذشته تجربه بسیار گرانقدری است که افراد و احزاب حاضر در این جبهه می توانند با استفاده از نقاط مثبت آن و زدودن نقاط منفی به وحدتی حداکثری طی چند ماه آینده دست یابند و مسلما چنانچه این امر به خوبی پیش برود با توجه به شرایط سیاسی جامعه و عدم اقبال به اصلاح طلبان اکثریت مجلس آینده نیز جناح اصولگرا خواهند بود البته تحقق این وحدت الزاماتی نیز دارد من جمله اینکه اضلاع مختلف اصولگرایی از صهم خواهی در این باره خودداری کنند و اصل شایستعه سالاری در روند انتخلب مهره ها مورد لحاظ قرار گیرد ودوما اینکه تدین، تعهد، ولایتمداری، علم ، تخصص و تجربه و محبوبیت میان مردم و جامعه ملاکهای اصلی برای انتخاب کاندیداها باشد ونه رابطه و لابی گری احزاب .