ف ـ ح
بسماللهالرحمنالرحیم
بدنبال اوجگیری فعالیتهای سیاسی، نظامی جبههی متحد ضد انقلاب جهانی به سرکردگی شیطان بزرگ آمریکا بار دیگر شاهد تغییر موضع یکی از کشورهای عربی حوزه خلیج فارس بودیم. این تغییر موضع که بدنبال افزایش حضور نیروهای آمریکا در دریای عمان و شکستهای جدید صدامیان در جبهههای نبرد حق و باطل حاصل گردیده از جانب کویت میباشد که همگام و همجهت با جهانخواران به جبههگیری بر علیه ایران اسلامی اقدام نموده است.
موضعگیری جدید کویت که با اخراج گروهی از ایرانیان ساکن این شیخنشین و حمایت از حسنی مبارک همراه بود، نشانداد که رژیمهای مرتجع منطقه از صراحت و صداقت کافی برخوردار نبوده و به علت وابستگیهای شدید به کانونهای قدرت جهانی هر چند یکبار به راست یا چپ غلطیده و موضع قبلی خود را به فراموشی میسپارند.
اصولا رژیم کویت دارای محصوراتی است که بدلیل آنها اینچنین ثبات سیاسی و استقلال رای خود را از دست داده و در چنبر تناقضات اسیر میگردد. اول مسئله در مورد کویت که آنرا بسیار ضربهپذیر ساخته است قلت جمعیت و وسعت آن در رابطه با همسایگانش عراق و عربستان سعودی میباشد.
دو کشور مزبور نسبت به کویت ادعای ارضی داشته و هر چند وقت یکبار درگیری مختصری بین عراق و این شیخنشین صورت میگرفته است زیرا رژیم بعث عراق برای سیادت دریایی خود در خلیج فارس احتیاج مبرم به خلیج بوبیان دارد تا با تبدیل آن به یک پایگاه عظیم دریایی ـ هوایی از شط العرب رهیده و در شمالیترین نقطهی خلیج فارس بر این منطقه حساس نظارت نماید. چندی پیش نیز صدام تکریتی با روزنامه کویتی الانباء که طرفدار رژیم بعث میباشد، در مورد در اختیار گرفتن 99 سالهی این جزیره مصاحبه نموده بود که با عدم استقبال شیوخ کویت روبرو شد. بهرحال این مسئله و فشار سعودیها به دولت کویت منجر به گرایشات و موضعگیریهای ضد و نقیض آنها در قبال ایران اسلامی گردیده و شیوخ کویت را بیاعتبار نموده است.
دومین عامل اسارت کویت در چنبر تناقضات، عضویتش در اوپک میباشد. زیرا این شیخنشین نظیر اکثر کشورهای صادرکننده نفت دارای اقتصاد تکمحصولی که نفت میباشد بوده و نیازهای خود را از طریق صدور نفت تامین مینماید. امروزه با صدور بیرویه نفت ارزانقیمت عربستان سعودی و همجهتی شیخ ذکی یمانی وزیر نفت سعودی با نفتخواران بینالمللی، تقریبا بازارهای نفتی اشباع گردیده و خطر عمدهای برای دیگر صادرکنندگان از جمله کویت بوجود آمده است. زیرا در صورت مخالفت وی با طرحهای دربار سعودی و درخواستهایی بشیوه عراق و آمریکا، بازارهای نفتی کویت با نفت ارزان سعودی از کنترلش خارج گردیده و بحران اقتصادی عظیمی که میتواند منجر به سقوط خاندان آل صباح گردد، پدید آید.
به همین دلیل دولت کویت سعی دارد با اتخاذ روشی که مقبول دربار سعودی باشد، از خشمگین شدن آنها جلوگیری نموده و در جهت خواستهایشان حرکت نماید.
سومین عامل موضعگیریهای ضد و نقیض کویتیها عدم مردمی بودن رژیم این شیخنشین است. زیرا مردم این منطقه که در سایه پترو دلارهای بدست آمده از صدور نفت زندگی آرامی را تهیه دیده و به هیچوجه با مشقت و کمبود روبرو نبودهاند، نمیتوانند کوچکترین نارسایی اقتصادی در مورد وارد نمودن نیازهایشان را تحمل کرده و در صورت تحقق چنین مسئلهای بر علیه حکام سر بر شورش بر میدارند. لذا اتکاء آنها به صدور هرچه بیشتر نفت و ورود هرچه بیشتر مصنوعات غربی، منجر به پدید آمدن یک جامعه سراسر سستی و عدم تحرک در کویت گردیده است. والا اگر در چنین صورتی جلوی ورود کالاها سد گردیده و یا کویت با محاصره اقتصادی روبرو شود، هیچ تضمینی برای بقای آل صباح نخواهد بود. به همین دلیل است که رژیم ضد مردمی بوده و دارای پایگاه تودهای برای ایثار و مبارزه و ایستادگی در مقابل اجانب را دارا نمیباشد.
چهارمین عامل را باید حضور گسترده نیروهای آمریکایی در دریای عمان دانست که پس از شکستهای اخیر نیروهای صدامی صورت گرفته است. این اقدام آمریکا که بدنبال تحریک رژیم وابستهی مصر برای شرکت در جنگ به نفع صدام تکریتی جامهی عمل پوشید، زنگ خطری برای حکومتهای وابسته بود که باید بر علیه ایران اسلامی موضعگیری نمایند. البته برای نظامهای مستقلی چون جمهوری اسلامی، چنین حوادثی منجر به استحکام بیش از پیش صفوف و نیروهای جندالله میشود ولی در جوامع وابسته و متزلزل همچون کویت و سعودی و مصر و غیر و، ترس و بیم ایادی غرب را که سکان کشورها را در دست دارند، گردیده و آنها را وادار به تبعیت از ارباب مینمایند.
بهر حال سخن ما با دولت کویت اینست که بهتر است در جهت خواستهای مردم خود حرکت کرده و بیجهت به مقابله با ایران اسلامی برنخیزد. زیرا رژیمی که جادهی کویت ـ بصره را از ابتدای جنگ در اختیار عراق گذارده و رژیم صدام در کامیونهای مخصوص حمل گوشت اقدام به حمل تسلیحات مینماید، به راحتی میتواند ساقط شده و به زبالهدان تاریخ افکنده شود، لذا امروزه شیوخ کویت که بارها توسط مسئولین جمهوری اسلامی و اخیرا از جانب وزیر امور خارجه با مواضع اصولی ایران آشنا شده و در موردشان تعقل نمودهاند، دو راه در پیش دارند.
اولین راه تبعیت از اوامر کاخ سفید و تن دادن به قلدریهای صدام و فشارهای دربار سعودی میباشد. در این مسیر اگر چه ممکن است در کوتاهمدت گزندی به آنها نرسد، ولی مطمئنا در طویلالمدت نظیر محمدرضا و سادات و دیگر وابستگان به اجانب با اعتراض عمومی مردم روبرو شده و با ننگ و نفرت به زبالهدان تاریخ افکنده خواهند شد.
در غیر اینصورت راه دوم، اتخاذ سیاستی نه شرقی ـ نه غربی و حمایت از موضع حق میباشد. ما ادعا نمیکنیم که کویت باید از ایران اسلامی تبعیت نماید، ولی مدعی هستیم که شیوخ کویت بهتر است خواست مردم این کشور را نیز در موضعگیریهای خود دخیل دانسته و با توجه به آنها اعلام مواضع بنمایند تا چنین در چنبر تناقضات اسیر نشوند.
و منالله التوفیق