مهندس بهزاد نبوی وزیر مشاور در امور اجرائی و سخنگوی دولت روز یکشنبه در یک مصاحبه مطبوعاتی شرکت کرد و به سئوالات خبرنگاران داخلی و خارجی پاسخ گفت.
سخنگوی دولت در جواب سئوال یکی از خبرنگاران که پرسید: چرا شما در مقابل حملاتی که به دولت میشود، سکوت کردهاید؟ اظهار داشت: والله، چه باید گفت؟ از طرف دوستان نیز این سئوال مرتبا تکرار میشود که چرا در جواب این همه حمله و حتی توهین هیچ نمیگوئید؟ در واقع علت سکوت دولت چند عامل است: اول اینکه، به فرمان امام ارج مینهیم و نمیخواهیم در جامعه تشنج بوجود آید. این جا این سئوال پیش میآید که، وقتی به شما میگویند، شما در مورد مسئله گروگانها اختلاس کردهاید، دزدی کردهاید و یا مثلا قرارداد وثوقالدوله امضاء کردهاید، خوب، جواب به این مسائل تشنج بوجود میآورد. در واقع ما وقتی که یک مسئلهای را میخواهیم بررسی کنیم میبایست در درجه اول مسئله را ریشهیابی کنیم و معلوم کنیم انتقادی که به ما میشود، از چه وضعی و بر چه مبنائی پایهگذاری شده است؟ تا این مسئله روشن نشود، پاسخ به انتقاد چیزی را روشن نمیکند. مثلا وقتی میگویند دولت قرارداد وثوقالدوله امضاء نکردهایم. اما اصل مطلب آن است که باید موضع سئوال کننده در قبال سئوالش و واقعا اختیار این سکوت سخت است. هر کجا میرویم در مجالس از ما راجع به تالبوت، گروگانها، مسئله 75 میلیون دلار، و اخیرا بودجه سئوال میشود و ما بنا به مصلحت و جو فعلی مجبوریم بطور کلی راجع به مسائل صحبت کنیم و وارد جزئیات نشویم، چرا که میدانیم بسود انقلاب نیست.
البته باید گفت که دولت بدون عیب و معصوم نیست و صددرصد اشتباهاتی دارد و این خطاها نیز باید بوسیله مراجع قانونی مورد بررسی قرار گیرد. مثلا مجلس میتواند در صورت مشاهده تخلف، دولت را استیضاح کند و یا دادگاه میتواند هر مقامی را به سئوال بکشد و حتی محاکمه کند و اگر قرار باشد مجازات کند، همه این امکانات وجود دارد و دولت معتقد است که عیب در کارهایش وجود دارد، اما مسئلهای که به وضوح دیده میشود، این است که بسیاری از انتقاد کنندگان به دولت انگیزه الهی ندارند، یعنی واقعا به استثاء عده معدودی بقیه انگیزه خدائی و یا بخاطر مردم نیست که انتقاد میکنند. مثلا ما میبینیم درست بعد از مسئله 14 اسفند و بردن آن لایحه کذائی به مجلس برای همه تکلیف شرعی! بوجود میآید که خیانتهای دولت را برملاء کنند. یک دفعه تیترهای بعضی از روزنامهها ریز و درشت میشود. خوب این مشخص میکند که در واقع انتقادها برای خدا نیست، الان 5 ماه از آزادی گروگانها میگذرد، و بعد از این مدت تازه یادشان آمده که قضیه را به حد نهایت داغی آن برسانند. خوب مردم هم فهمیدهاند که دلسوزی بخاطر گروگانها ریشه دیگری دارد و دعوا سر لحاف ملا است. و اصل مسئله بخاطر قدرت است و بس. مثلا اگر امروز آقای رجائی و یا مجلس من را برکنار کنند و شب بیایم نامه بنویسم در روزنامهها چاپ کنم و از اقتصاد مملکت و غیره ایراد بگیرم مردم میفهمند که هدف اصلی من چیست و بخاطر مردم و مملکت دلسوزی نمیکنم.
مسئله اصلی که من میخواهم به ان اشاره کنم این است که علیرغم اختلافات کوچک و بزرگ ما که در روزنامهها به آن دامن زده میشود، مردم علاقه سرشاری برای دنبال کردن آن ندارند. یعنی ما خودمان بقول معروف ول معطلیم، چرا که فکر میکنیم این حرفها و اختلافات که برای خودمان مهم است در جامعه نیز از اهمیت زیادی برخوردار است، در صورتیکه چنین نیست. طی یک نظر سنجی به شیوه علمی و آماری که انجام دادهاند دریافتهاند که 64 تا 70 درصد مردم اصلا علاقهای به شنیدن مسائل مورد اختلاف نداردند. توجه آنها بیشتر متوجه جنگ و گرانی و مسائل اقتصادی و آوارگان جنگی و غیره است، و به اختلافات شخصی که شکل مسائل مملکتی را ندارند علاقهای نشان نمیدهند، بنابراین ما هم باید کوشش کنیم تا این نوع مسائل که بیشتر جنبه شخصی دارد، بین مردم مطرح نشود.
دولت در صرافیهای لالهزار
خبرنگار ما راجع به ما به التفاوت بودجه که براساس گفته رئیسجمهور 420 میلیارد تومان است، جویا شد و پرسید، واقعا به گفته آقای رئیس جمهور، این پول به جیب چه کسی میرود؟
بهزاد نبوی پاسخ داد: البته من نمیدانم آقای رئیسجمهور منظورشان از طرح این مسئله چه بود، ولی اگر منظور این باشد که دولت این ارزی را که از بابت صدور نفت به دست میآورد، بصورت ارز آزاد میفروشد و بعد در بودجه بصورت ارز دولتی محسوب میکند، بعید میدانم که ایشان چنین منظوری داشته باشند، چون این خیلی بعید است، یعنی ما باید هر چه دلار از بابت نفت به دست میآوریم برویم صرافیهای لالهزار، اسلامبول (که آنجا را هم بستهاند) بیست تومان بفروشیم و بعد در خزانه دولت 8 تومان را 75 ریال بگذاریم. اضافهاش حالا توی جیب کسی میرود یا نمیرود مطرح کنیم و اینکه این ارز را بریزیم در بازار آزاد که این قصد را هم نداریم. ارزی که در بودجه دولت است، صرف برنامههای اقتصادی دولت میشود. کالایی را که دولت میخواهد بخرد توسط آن ارز میخرد. کالای سرمایهای، کالای مصرفی مورد نیاز جامعه، کالای واسطهای همه اینها توسط دولت خریداری میشود. امسال اتفاقا مصرف ارز از هر سالی کمتر خواهد بود. با توجه به اینکه به دفترچه صادرات، واردات اگر نگاه کنید خیلی از کالاهای لوکس و تجملی هم وارد نمیشود. ثانیا بازرگانی دولتی که لایحهاش به مجلس رفته است امسال بخشی از آن اجرا خواهد شد. طبعا هیچ ارز آزاد که در بازار فروش برود 20 تومان و بعد اختلافش با 7/5 ـ 7/6 ـ 8 تومان به کجا میرود، اصلا مطرح نیست شاید آن سئوال جور دیگری بوده که ما استنباط نکردیم. در این ارتباط میز گردی در زمینه بودجه هست که احتمالا توضیح داده خواهد شد و روشن خواهد شد.
وزارتخانههای خالی از ماشینآلات
خبرنگار اضافه کرد: آقای رئیس جمهوری در قسمتی دیگر از سخنانشان فرمودند که ما در غربت میجنگیم. آیا این مسئله به این معنی است که دولت هیچ مساعدتی نمیکند و از طرفی وقتی جنگ در اولویت خاصی قرار دارد، شما چرا آن ماده واحده را به مجلس بردید؟
نبوی: من نمیدانم. شما یک سئوالاتی از من میکنید که من از قصد گوینده مطلب اطلاعی ندارم، ولی اگر به این مفهوم باشد که دولت در زمینه جنگ همکاری نمیکند، من معتقدم دولت آنچه دار و ندارش بوده در این جنگ سرمایه گذاری کرده است. آنچه هم انتقاد بوده در رابطه با تامین نیازهای همین جنگ شنیده است. همینکه بودجه امسال زیاد شده 55 میلیاردش فقط هزینههای مستقیم و غیر مستقیم جنگی است. ما دیگر یک بولدوزر در وزارت راه و وزارتخانههای دیگرمان نمانده و تمامشان در جبهههاست یک کامیون و آمبولانس، لودر، بلیدر و غیره. الان گمرکاتمان تخلیهاش دچار اشکال است. بسیاری از امکانات خود دولت یعنی منتی هم نداریم و باید این کار را بکنیم، یعنی وظیفهمان این بوده که تمام نیروهای مسلح، اعم از ارتش، سپاه، نیروهای بسیج، بودجه بخواهند بخرند، خریدی بخواهند بکنند، تاخیر بکند. حتی بعضا در این زمینهها ریسک کردهایم، بیاحتیاطی کردهایم تا تدارک جنگ آماده باشد. سوختی که ما برای موتورهای جت آماده کردیم شاهکار بود. کار عجیب و غریبی بود که توانست فراهم و بخوبی تدارک شود، در حالیکه روزهای اول جنگ 8 روز ذخیره سوخت جت داشتیم. هر نوع تدارکاتی که جبهه خواسته تا آنجا که در حد ماست و اصلا جبهه را جدای از دولت نمیدانیم، لذا آن استنباط شما را بعید میدانم که منظور نظر آقای رئیس جمهوری آن باشد، ولی اگر آن استنباط درست باشد کم لطفی است و ما آنچه میتوانستیم در خدمت جبههها قرار دادیم. هر چه هم که بخواهند، یعنی یک نمونه بگویند که کمکی از دولت خواسته باشند و دولت نداده باشد، یعنی نیروهای مسلح ما، نیروهای بسیج ما هر کدامشان اگر اشکالی داشته باشند ما بلافاصله برطرف کردهایم و برطرف میکنیم، در واقع غربت هم تازه فکر نمیکنم آنجا باشد، چون همه برادران و اصیلترین فرزندان این انقلاب دارند در جبههها میجنگند و روزی دهها نفرشان شهید میشوند، بطوریکه برادرها میگفتند که جبهه شده قتلگاه خط امامیها، یعنی بهترین و اصیلترین فرزندان ارتش و سپاه و نیروهای مسلح ما در جبههها دارند شهید میشوند و اینها هم تمام مردمی هستند که همراه آقای رئیس جمهوری هستند و غربتی در کار نیست. اگر لازم است ما هم برویم به جبهه و کارهای اینجا را ول کنیم، آنهم حرفی نیست. باز هم اگر مصلحت باشد این کار را میکنیم.
اقدامات در رابطه با جنگ
در مورد قسمت دوم سئوال شما که راجع به اولویت جنگ نسبت به بردن لایحه حذف فرمان همایونی ایراد گرفتید، باید بگویم که ما نیز تائید میکنیم که جنگ نسبت به تمام مسائل اولویت دارد، اما این به آن معنی نیست که دولت دست روی دست بگذارد و به کارهای دیگر نرسد. ما آنچه در رابطه با جنگ است انجام میدهیم. یعنی مثلا اگر قرار باشد مقداری از حقوق کارمندان دولت در نخست وزیری یا وزارتخانههای دیگر صرف بودجه جنگ بشود، مشکلات آنرا به جان میخریم و آنرا تامین میکنیم. اگر لازم باشد مردم حتی از غذای روزانه خود ببرند و آنرا برای برادران در جبهه بفرستند، این کار را میکنیم و معتقدیم که اینهاست آن اولویتی که باید به مسئله داده شود. اما مثلا وقتی در این شرایط حساس هلال احمر و بانک مرکزی همکاری لازم را نمیکنند، نمیتوانیم آنها را به حال خود بگذاریم. چون آنها نیز به نحوی کارشان با جنگ در ارتباط قرار میگیرد و مثلا وقتی ذخیره ارزی ما مبنائی است بر سیاست پولی مملکت سیاست درستی در موردش اعمال نشود، خوب این خودش ضربه نمیزند، حتی ممکن است بانک مرکزی با سیاست خودش کارش خیلی هم درست باشد و ما هم مشغول کار خودمان باشیم اما همان اختلافی که فی ما بین است، مسئله ساز است. چون همین اختلاف باعث میشود تا بانک مرکزی نتواند سپرده درستی داشته باشد و یا ارز مورد نیاز را تهیه کند و کلا هماهنگی با ما نداشته باشد.
مثلا وقتی که شخصی عازم خارج است و خود میگوید که من 500 دلار بیشتر احتیاج ندارم، آیا صحیح است که بانک مرکزی بنا به قانون خودش به او 2250 دلار بدهد؟ آیا این باعث کاهش ارز خارجی مملکت نیمشود؟ خوب اینها همه به ما در جنگ لطمه میزند و ما نمیتوانیم بگوئیم چون جنگ است، همه را به حال خود رها کنیم. مثلا الان که عدهای خان در بلوچستان 33 تن از برادران ژاندارم ما را شهید کردهایم، میتوان گفت که جنگ است عیبی ندارد؟ نه خیر، باید آنها را دستگیر کرد و به سزای اعمالشان رساند.
پس میبینید که این مسائل خود با جنگ در ارتباط است، زیرا باید امنیت ایجاد کنیم تا بتوانیم خوب بجنگیم. اما خوب مسائل فرعی دیگری وجود دارد که میتوان آنها را از جنگ جدا دانست. مثلا اگر لازم باشد چند وزارتخانه را میبندیم و بودجه آنها را صرف جنگ خواهیم کرد و همه به جبهه خواهیم رفت. وانگهی الویت آن است که ما بودجه تمام وزارتخانهها را کنترل کردهایم جز بودجه نظامی که تازه به آن اضافه نیز خواهد شد.
حتی دانشجویان پیرو خط امام سکوت کردند.
خبرنگاری از مهندس نبوی انتقاد کرد که چرا انتقادات دیگران را بد تلقی میکند. نبوی در اینمورد گفت: ما در اینکه کسی انتقاد بکند اصلا شکایتی نداریم و همانطوریکه میبینید این انتقادات بطور مداوم انجام میپذیرد، اما مسائلی نیز در کنار آنها وجود دارد که قابل بحث است. مثلا قضیه آزادی گروگانها چرا باید درست به شب بعد از فرستادن لایحه حذف فرمان همایونی به مجلس به اوج بررسی برسد و جنجال در موردش نیز در آن شب به آن شکل افزایش یابد؟ یا مثلا افرادی غیر مستقیم به ما میگویند: شما لایحه مذکور را پس بگیرید، ما هم دیگر در مورد بودجه حرفی نمیزنیم خب این عمل را نمیتوان انتقاد سازنده نام نهاد بلکه دقیقا گروکشی است.
اصیلترین گروه در رابطه با مسئله گروگانها، همان دانشجویان پیرو خط امام هستند که نسبت به ماجرای مذکور از همه بیشتر حق داشتند که انتقاد کنند و از طرفی، اتفاقا آنها با دولت در رابطه با آزادی گروگانها مخالف بودند، اما چون شرایط را حس میکنند، هیچ حرفی نزدهاند.
در حالی که خودشان با هزار خون دل، لانه جاسوسی را اشغال کردند و آن همه در این رابطه زحمت کشیدند. با این وضع هیچ نوع مخالفتی را در سطح جامعه عنوان نکردند، اما افرادی که اگر به آنها التماس میکردیم، اجازه بدهند مقداری صبر کنیم و وضعیت را خوب تجزیه و تحلیل کنیم، میگفتند نه خیر همین امروز یا فردا آنها را را آزاد کنید، حالا موضع انقلابی گرفتهاند و دولت را متهم به خیانت میکنند. این از نظر مردم پذیرفته نمیشود، حداقل زمان ایجاد این جنجال را میبایستی اینقدر با ناشیگری انتخاب نکنند که اینطور دستشان رو شود. پس میبینید که انتقادات بعضا بخاطر مردم نیست و بخاطر خدا هم نیست.
اسناد وزارت امور خارجه
خبرنگاری از مهندس نبوی راجع به اسناد وزارت امور خارجه و توضیحات رئیس جمهور پرسید: سخنگوی دولت اظهار داشت: اینکه دریافت اسناد وزارت امور خارجه برای استخدام کسی بوده است، مسئلهای است که راهش این نبود که از وزارتخانه اسناد مذکور را بگیرند، بلکه میبایستی به مرکز اسناد ملی که وظیفهاش حفظ چنین اسنادی هست، مراجعه میکردند و از آنجا اسناد مزبور را میخواستند و تازه میبایستی اینکار با اطلاع دولت انجام بگیرد و نه با اجازه یک مدیر بخش. البته ممکن است به علت عدم اطمینان به دولت اینکار را کرده باشند که باز هم غیر قانونی است، در هر صورت کسی که در این رابطه دستگیر شده است کارش غیر قانونی بوده است و همین کار را دو وزارتخانه دیگر نیز انجام داده است، کما اینکه 5000 پرونده را قبلا منتقل کرده است که ما توانستیم مقدار کمی از آنها را بدست بیاوریم.
فقط انتقاد اما طرح پیشنهاد صفر
خبرنگاری راجع به بودجه و اینکه آیا تا بحال پیشنهاد و طرحی از طرف دیگران ارائه شده است و نقش نفت در بودجه سال 1360 سئوال کرد. وزیر مشاور در موارد فوق گفت: سئوال ایشان مرا به یاد مسئلهای انداخت که هفته پیش راجع به ژاپن گفته بودم و گویا بد استنباط شده بود. اجازه بدهید توضیح بدهم: مسئله راجع به استعمار بود و من گفتم که ما کشورهای سرمایهدار را به دو دسته تقسیم میکنیم، یکی آنهائیکه قدرت سلطه سیاسی ندارند. دسته دوم آنهائیکه نفوذ و قدرت سلطه سیاسی ندارند. دسته دوم آنهائیکه هستند بنا به عدم وجود امکانات لازم برایشان نمیتوانند، سلطه سیاسی داشته باشند. دسته اول مثل آمریکا و انگلیس و فرانسه و شوروی. و دسته دوم مثل ژاپن که البته دلش میخواهد که کشورهایی را زیر سلطه داشته باشد، اما بنا بر وضعیت جغرافیائی و عدم توان موجود نتوانسته کشوری را استعمار کند. اما اگر میتوانست بدش نمیآمد.
و اما راجع به جواب سئوال شما، باید عرض کنم که، نه بردار، هیچکس به ما طرحی و پیشنهادی نداده است و فقط انتقاد و سخنرانی میکنند. حتی یکی از آقایان خودش را لو داد و یکبار گفت اگر هم طرحی داشته باشیم به شما نمیدهیم. منظور اصلی این است که میخواهند این دولت سرنگون شود و خود بیایند آن طرحهای آنچنانی را ارائه بدهند. البته اینها در رویا بسر میبرند که میگویند نباید نفت خارج شود، اما اگر با واقعیت اقتصادی مملکت روبرو شوند و 55 میلیارد تومان بودجه جنگی دولت را ببینند و 330 میلیارد تومان را در این وضعیت از کجا خواهند آورد میروی سراغ صنعت میگویند: سال قبل 16 میلیارد تومان ضرر کردهایم به ما بدهید، میرویم سراغ کشاورزی از آن بدتر است، گندم از خارج وارد میشود و گوشت و تخممرغ و جو و کره و بقیه همه از خارج وارد میشود. خوب چه باید کرد؟ اینجاست که میفهمیم چرا نفت تنها منبع درآمد ماست. البته ما هم موافق نیستیم که به نفت تنها تکیه کنیم، ولی باید آهسته آهسته شرایط را آماده کنیم.