گروه سیاسی هاشمی رفسنجانی را بسیاری از افراد، یک سیاستمدار خبره و باهوش میدانستند که میدان رقابتهای سیاسی را بخوبی درک میکند و براساس تعقل در آن پا میگذارد. این تصور البته با حضور هاشمی در انتخابات مجلس ششم و میزان آرایی که به دست آورد خدشهدار شد.
اما اوج شبهه در هوشمندی سیاسی هاشمی زمانی ایجاد شد که وی با حضور در نهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری با وجود حمایت گسترده و تمامعیار سیاسیون و احزاب مختلف از رقیب بینام و نشانش شکست خورد و اعتبار سیاسی خود را در معرض خطر قرار داد. پس از آن حرکت رئیسجمهور دوران سازندگی در میدان سیاست، همواره همراه با تلاطم و فراز و نشیب بوده است. هاشمی پس از شکست در انتخابات ریاست جمهوری از هر فرصت و تریبونی استفاده کرد تا عملکرد دولت وقت را تخریب و وضعیت کشور را تیره و تار وانمود کند. زمان گذشت و بار دیگر موسم انتخابات فرا رسید. این بار هر چند هاشمی خود پا به میدان انتخابات نگذاشت اما بسیاری او را صحنه گردان اصلی صفآرایی سه نامزد ریاست جمهوری در برابر احمدینژاد میدانستند. میرحسین موسوی خود بارها به این موضوع اشاره کرده و گفته بود: «حمایت هاشمی را برای خود افتخار میدانم.» موج سنگین تخریب دولت آغاز و فضای کشور متشنج شد. قبل از انتخابات در صحت انجام آن ابهام ایجاد کردند و هاشمی نامه بیسلام منتشر کرد.
... در طول ایام فتنه پس از انتخابات هاشمی یا سکوت کرد یا در مواردی همچون نماز جمعه تهران به صورت تلویحی از فتنهگران حمایت نمود. بسیاری از افراد، دیگر هاشمی را نه تنها یک سیاستمدار باهوش نمیدانستند، بلکه در انقلابی بودن او نیز شک کردند. شکی که در انتخابات اخیر هیأت رئیسه مجلس خبرگان تبلور یافت و هاشمی را در مسند ریاست خبرگان رهبری نپذیرفت. دوران فتنه سبز نیز گذشت. اما حمله به دولت تمام نشد. پژوهشها نشان میدهد موج جدید حملات به دولت که با محور «جریان موهوم انحرافی» درجریان است نخستینبار توسط هاشمی و در پایگاه اطلاعرسانی وی آغاز و مدیریت شده است. هاشمی هر چند در نیمهپایانی سال89 سکوت اختیار و چندان در خصوص وضعیت کشور موضعگیری نمیکرد اما از ابتدای سال90 و با توجه به نزدیکی انتخابات مجلس نهم، استراتژی جدید خود را که همچنان بر محور تخریب دولت میباشد آغاز کرده است. روزنامه به همین مناسبت بخشی از مواضع رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام را در مدت دو ماهه اخیر مورد بررسی و نقد قرار میدهد: یکی از ترجیع بندهای هشدارهای هاشمی فریب مردم توسط صاحبان قدرت است، وی برای آنکه مصداق سخنان خود را روشنتر کند به وعده های مسئولان اشاره میکند اما هرگز منظور خود از صاحبان قدرت را بیان نمیکند. رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام، حکومت و مدیریت را ابزاری برای خدمت به مردم و همچنین کسب رضایت خداوند عنوان کرد و گفت: «فریب مردم توسط صاحبان قدرت با توجه به دستورات دینی با هر توجیهی مذموم است و صاحبان قدرت باید تلاش کنند که همواره با صداقت با مسائل مواجه شوند. 19/4/90»
وی که اخیراً فعالیت ها و دیدارهای سیاسی خود را تشدید کرده با توهین به مسئولان تلاش برای خدمت به مردم را وعده پوچ خطاب کرده و موج زیر سؤال بردن آمارهای رسمی دولت را اینگونه آغاز میکند: «هدف وعدههای پوچ، بدبین کردن مردم به نظام است. اگر بنا باشد دروغ گفتن، آمار دروغ دادن، وعده دروغ و پوچ دادن، خلف وعده کردن، تهمت زدن، ضایع کردن حقوق مردم، عدم احترام به آزادی مردم و امثال اینها باشد اینها همه ضداسلامی است باید با عمل مردم را جذب کنیم، با اسم اسلام و شعار اسلام نمیتوانیم مردم را جذب کنیم 19/3/90»
تحرکات انتخاباتی
البته هاشمی روشهای دیگری هم دارد که از آنجمله میتوان زیر سؤال بردن موفقیتهای چشمگیر دستگاههای مختلف را نام برد: «هاشمی رفسنجانی، با تبریک پیروزی درخشان جهانی تیم ملی وزنهبرداری کشورمان گفت: علیرغم تلاطم و بیوزنی در مدیریت ورزشی، موفقیتهای جهانی تیمهای ورزشی کشورمان موجب نشاط و شادابی جامعه بویژه جوانان و ورزشکاران میشود. 18/4/90»
بسیاری از کارشناسان افزایش تحرکات اخیر هاشمی را با نزدیک شدن انتخابات مجلس شورای اسلامی مرتبط میدانند: «هاشمی با اشاره به انتخابات آینده مجلس شورای اسلامی اظهار داشت: نیروهای سیاسی کشور باید به این موضوع به عنوان فرصتی برای خدمت به اسلام، کشور و مردم نگاه کنند. 8/4/90»
تناقضهای گفتار و عمل
رفسنجانی همزمان نظر های جالبی در حوزه اطلاع رسانی و تک رأیی دارد، اعتقاداتی که در دوران سازندگی نمود خارجی نداشت و با محدودیت بیسابقه مطبوعات و رسانهها همراه بود: «دوران استبداد و تکرأیی در جوامع بشری امروزی به پایان رسیده و رشد آگاهی مردم به واسطه تحصیل علم و ابزارهای اطلاعرسانی زمینههای این موضوع را از بین برده است. 7/4/90»
دور جدید دیدارها
تحرک سیاسی هاشمی اما مختص به اظهار نظرهایش نمیشود. وی دور جدیدی از دیدارها و ملاقاتها با اشخاص و گروههای مختلف را آغاز کرده که از جمله آنها میتوان به دیدار وی با برخی از اعضای مجمع مدرسین حوزه علمیه که از قضا برخی روحانیون طرفدار جریان سبز نیز در آن بودند، همچنین دیدار با اعضای جمعیت مؤتلفه اسلامی و جلسه با اعضای انجمن فرهنگ و سیاست دانشگاه شیراز اشاره کرد. هاشمی در دیدار با اعضای انجمن فرهنگ و سیاست دانشگاه شیراز نکاتی را مطرح کرد که عمق مقابله او با دولت را به خوبی به نمایش میگذارد: «بسته شدن فضای پرسش و انتقاد به نفع کشور نیست. جریانهای افراطی فضایی را به وجود آوردهاند که جسارت پرسش و سؤال از دانشجویان و طلاب سلب شده است. 22/4/90»
در این میان اما دیدار هاشمی با اعضای جمعیت مؤتلفه اسلامی بیش از سایر دیدارهایش، حاشیهساز شد و بسیاری از نیروهای اصولگرا نسبت به چرایی برگزاری این ملاقات سؤالاتی را مطرح کردند. هرچند نقل قولهای مطرح شده از آن جلسه باردیگر به برخی افراد ثابت کرد، هاشمی در مخالفت با دولت ثابت قدم است. عضو شورای مرکزی حزب مؤتلفه گفت: ما در دیدار با هاشمی رفسنجانی انتقادات خود را بهصراحت به وی گفتیم و آقای هاشمی نیز به مؤتلفه انتقاد کرد: چرا از رئیسجمهور حمایت کردید؟ 5/4/90»
جریان انحرافی از کجا متولد شد؟
اما با اوج گیری توهم موسوم به جریان انحرافی در فضای رسانه ای و هم صدایی معاندین نظام با برخی از دوستان سادهاندیش در جهت اثبات حاکمیت دوگانه در کشور، این سایت شخصی هاشمی بود که خبر از به واقعیت پیوستن پیش بینیهای او داد و با باز نشر هر روزه ادعاهای رفسنجانی اصولگرایان را به موجب غفلت مذمت میکرد: «امروز من جریان انحرافی را با تابلوی مهدویت علیه جمهوری اسلامی بسیار فعال میبینم و هشدار میدهم تا دیر نشده باید جلوی میدانداری اینها را گرفت. امام (ره) لحظهای به اینها میدان ندادند چون به درستی تشخیص داده بودند که میدانداری متحجران و مدعیان ظهور بزرگترین خطر و ضربه به انقلاب و نظام است. مگر حجیت امام زمان (عج) نسبت به قرآن بیشتر است که امروز عدهای مدعی ارتباط و تأیید اعمال خود توسط امام زمان (عج) شدهاند این بزرگترین آفت است. باز نشر سخنان هاشمی بعد از ســـه سال در 19 /3/90»
گفتوگوی جنجالی
اظهارات هاشمی محدود به فضای داخلی نماند آنچنان که وی در گفتوگو با صادق خرازی عمق تفکر خود را روشن میکند و با انتقاد تلویحی از رهبری عدم ارتباط با امریکا را عامل مشکلات مردم معرفی میکند: «درباره رفتار امریکاییها هم شما (صادق خرازی)که در وزارت امور خارجه بودید، بیشتر از من میدانید که علیرغم آن حالت تهاجمی دوران جنگ، حرفهایی میزدند که نشان از تغییر مواضع آنها و نرم شدن سیاستهای خشن در خیلی از زمینهها داشت. ما در ایران کمی تلخ جواب میدادیم که تابع سیاست رهبری بودیم. ایشان موافق نبودند. البته تا آن مقدار که من ملایمت میکردم، آنها جلو میآمدند. شاید اگر با امریکا هم مثل اروپا رفتار میکردیم، مشکلات کمتری برای ما پیش میآمد.» هاشمی با انتقاد از تیره شدن روابط ایران و عربستان فرصتی مجدد برای سیاه نمایی را از دست نمیدهد: «بعد از جنگ در حالی که خیلیها فکر میکردند روابط ما و اعراب تلخ تر از گذشته شود با دو برخورد در سنگال و پاکستان ملک عبدالله را جذب کردیم تا جایی که ملک عبدالله در پاکستان بر خلاف عرف دیپلماتیک در ماشین من نشست.» هاشمی با انتقاد از مخدوش کردن سیاست خارجی کشور توسط مسئولان بهخاطر اختلافات داخلی ؛ ضمن نامطلوب خواندن روند سیاست خارجی فعلی کشور ؛ آن را در امتداد رفتارهای نسنجیده مسئولان در امور داخلی ارزیابی کرد.
پدر محسن هاشمی نامزد احتمالی نهمین دوره مجلس شورای اسلامی با گشودن پروندهای که به فرمان رهبری برای همیشه بسته شده بود، تخریبها را به پیش برده و ادعاهایی را فارغ از هرگونه مصداق طرح میکند: «مسئولان فعلی در زبان و گفتار جلوتر از دولتهای قبلی پیش رفتهاند مثلاً گفتند: «ما با ملت اسرائیل خیلی صمیمی هستیم» و یا تابوی مذاکره با امریکا را شکستند و چندین نامه بیجواب را هم برای آنها فرستادند اما در عمل همان رفتار نسنجیده داخلی مانند امور اقتصادی، فرهنگی، اخلاقی، اجتماعی و سیاسی را در سیاست خارجی هم دارند و بی جهت نیست که روابط ما با همسایگان اینقدر تیره شده است.» در این بین صادق خرازی ادعایی عجیب را مطرح میکند که با تأیید هاشمی همراه میشود: «صادق خرازی: حتی در سفر به امریکا با شارون و بوش عکس یادگاری میگیرند. رفسنجانی: بله، شما که بهتر از من میدانید.» اما صادق خرازی که از این تأیید کوتاه راضی نشده است ادعای خود را ادامه میدهد البته وی به این امر اشاره نمی کند که چرا این موضوع تا به حال از سوی هیچ رسانه خارجی و داخلی منتشر نشده است؟! «صادق خرازی: آقای خاتمی در سفری به امریکا رفته بودند، در مراسمی که به مناسبت پنجاهمین سال تأسیس یا مناسبت دیگر برگزار شده بود و سران همه کشورها میخواستند عکس تاریخی بگیرند، حاضر نشد عکس بگیرد، چون احتمال داشت به بهانه عکس با مسئولان امریکا رودررو شود. ولی رئیس جمهور فعلی با بوش و شارون عکس یادگاری گرفته است!»
هاشمی و موسوی دوست هستند
سایت هاشمی این روزها اما با رویکردی جدید به بهانه باز نشر خاطرات هاشمی سعی میکند نزدیکی هاشمی و یکی از سران فتنه را یادآوری کند آن چنان که تنها به عنوان نمونه اینچنین تیتر میزند: «درخواست میرحسین موسوی از هاشمی: مصاحبه شما لازم است.
دوشنبه ۲۰ تیر ۱۳۹۰ بازنشر خاطرات»
«تماس قبل از نماز صبح میرحسین موسوی با هاشمی ۱۵ تیر ۱۳۹۰ بازنشر خاطرات»
اما همانطور که اشاره شد سایت رسمی هاشمی بیشترین سوء استفاده را از تنشهای سیاسی اخیر کرده و سعی در تطهیر هاشمی در کارشکنی و تخریب دولت منتخب مردم دارد: «هاشمیرفسنجانی لحظهای سنگر روشنگری خود را حتی زیر بار سنگینترین فشار رسانهای تاریخ نظام رها ننمود و گفتمان خود را با واژه «فتنهگران» و «جریان روحانیت ستیزی» از نامه 88 به رهبری تا «جریان تردید و تفرقه» در نماز جمعه آغاز کرد و در آذر ماه از پروژه «سپر کردن رهبری مقابل حوادث انتخابات از سوی رئیس دولت» ادامه داد و با تأکید بر واژگان «خطر تکرار مشروطیت» تا «لالایی خرافهپرستان» و «رشیدی مطلقها لباس دولتی نظام پوشیده» تعقیب کرد تا در جلسه آخر با خبرگان رهبری در اسفند ماه سال 89 آخرین هشدار خود را بر هدفگیری علنی «رهبری» بعد از تخریب دو مرحلهای «سران روحانی نظام» و «مراجع معزز عظام» از سوی جریان انحرافی داد. گزارش سایت رسمی هاشمی در 19 تیر 1390»
حال باید دید سیاسیونی که سنگ اصولگرایی به سینه میزنند و درد ارزشها را دارند میتوانند این همه اظهارنظر متناقض و ابهامآمیز را نادیده گرفته و در مسیر وحدت سیاسی با هاشمی بر سر انتخابات مجلس ادامه دهند؟! زمان، پاسخگوی خوبی به ابهامات خواهد بود.