تاریخ انتشار : ۰۴ اسفند ۱۳۸۶ - ۰۷:۴۸  ، 
شناسه خبر : ۲۲۳۹۴

بسم الله الرحمن الرحیم

تصمیم مجلس نمایندگان آمریکا برای خروج نظامیان آمریکائی از عراق طی یک جدول زمانی 5 ماهه که از 9 مهر 1386 باید به اجرا درآید، حکومت بوش را دچار مشکل کرده است. اگرچه این تصمیم در سنا هم تأئید شده و حکم قانون را پیدا کرده، ولی بوش اعلام داشته که آن را «وتو» خواهد کرد. البته مطابق قوانین آمریکا، رئیس‌جمهور حق دارد قانون را «وتو» کند، ولی این امر نشانگر رویاروئی ارکان قدرت در آمریکاست. این روزها چهره‌های کلیدی دموکراتها و جهوریخواهان با بکارگیری الفاظ تند و گاهی رکیک علیه یکدیگر به جنگ قدرت پرداخته‌اند و هر یک،‌دیگری را متهم به سیاسی کاری و حتی فریبکاری می‌کند و ادعا اینست که مصالح ملی و حتی امنیت ملی آمریکا را در نظر نگرفته و بازیچه قرار داده‌اند.

«دیک چنی» معاون رئیس جمهور آمریکا با مجادله جدی علیه «هری رید» رهبر دموکراتها در کنگره، کار را به درگیری لفظی و هتاکی‌های غیرمرسوم کشانده که رسانه‌های آمریکائی هم در انعکاس جزئیات آن دچار مشکل شده‌اند. «چنی» مدعی است که «رید» از ناکامیها آمریکا در عراق «استفاده ابزاری»‌ می‌کند و با «مخالفت کورکورانه» با استراتژی بوش، سعی دارد آمریکا را به شکست بکشاند تا بلکه کرسی‌های بیشتری در کنگره به دست آورد و حزبش در انتخابات ریاست جمهوری برنده شود. «رید» برای جنگ با وی، زحمت زیادی به خودش نداده و او را «سگ مهاجم‌ بوش»‌ معرفی کرده که حداکثر محبوبیتش 9 درصد است و اصلاً رقمی نیست که ارزش پاسخگوئی و اعتنا داشته باشد.

صرفنظر از اینکه چه کسی درست می‌گوید، نکته اینست که اینها رهبران امپراطوری آمریکا هستند که بایستی به کمک یکدیگر، این ابرقدرت جهانی را هدایت کنند و به بحران عراق خاتمه دهند. سئوال اینست که اگر آنها در برابر دوربینها اینگونه حلقوم یکدیگر را می‌گیرند، در پشت صحنه چگونه با یکدیگر تعامل دارند؟‌ البته «هری رید» حتی علیه بوش کوچک هم جملات گزنده‌ای به کار گرفته و می‌گوید:‌ امیدوارم رئیس جمهور از کج خلقی و تندی بیش از حد دست بردارد. این لایحه به نفع سربازان و کشور آمریکاست. در واقع بحث بر سر تدوین پیش‌نویس بودجه 124 میلیارد دلاری برای عراق است که دموکراتها مایلند مقدمه‌ای برای خروج اکثر نظامیان آمریکا در عراق از 9 مهر 1386 باشد. بوش کوچک هم وارد ماجرا شده و عقب‌نشینی آمریکا از عراق را تهدیدی برای امنیت آمریکا و باعث تقویت دشمنان آمریکا می‌داند و آنرا بهترین هدیه به تروریست‌های فرصت‌طلب ارزیابی می‌کند. بوش خود را همراه با کسانی دانست که خواستار خروج سربازان آمریکائی از عراق هستند ولی گفت هرگونه تصمیم‌گیری عجولانه! ‌نتایج جنگ را تغییر می‌دهد.

کنکاش در معنی و مفهوم تصمیم اخیر کنگره آمریکا و پیامدهای احتمالی آن، می‌تواند به درک بهتر ما از روند تحولات، ‌چه در عراق و چه در آمریکا بیانجامد.

1- تهاجم آمریکا به عراق با موافقت هر دو حزب دمکرات و جمهوریخواه صورت گرفت. تقریباً هیچ مخالفت قابل ذکری در برابر اصل ضرورت اشغال عراق توسط آمریکا، در کنگره صورت نگرفت. ولی امروزه پس از گذشت 4 سال از آغاز حمله آمریکا به عراق، اوضاع به کلی دگرگون شده است. دمکراتها در محاسبات و جمع‌بندی‌های خود، نکاتی را مدنظر قرار داده‌اند که حتی جمهوریخواهان هم به صحت و درستی آن اعتراف دارند لکن با در نظر گرفتن ملاحظات حزبی، از کنار آن به سادگی می‌گذرند.

مهمترین مورد از این مقوله، دستکاری از گزارشات و جعل خبر و حتی دروغ‌پردازی در متن گزارشات و اظهارات مقامات رسمی دولت بوش برای توجیه تجاوز به عراق بوده است. «ژنرال کالین پاول» وزیر خارجه سابق آمریکا با حضور در کنگره، اطلاعاتی را منتشر کرد که توان عملیاتی صدام برای دست زدن به حملات گسترده با استفاده از سلاحهای کشتار جمعی را تأیید می‌کرد. دروغ بودن همین اطلاعات در زمان وزارت «پاول» محرز شد و او از کنگره عذرخواهی کرد و اظهار شرمساری نمود. این پدیده نشان داد که حتی به وزیر خارجه آمریکا هم دروغ گفته شده است. به عبارت روشن‌تر حتی اعضای گروه عملیاتی بوش هم به یکدیگر دروغ می‌گفته‌اند. اکنون کمیسیون‌ ویژه‌ای در کنگره، انگشت اتهام را به سوی «دیک چنی» معاون رئیس‌جمهور و «کاندالیزا رایس» مشاور امنیت ملی سابق و وزیر خارجه امروز بوش، نشانه رفته است. نتایج و دستاورهای چنان تحقیقی هر چه باشد، در این نکته از هم‌اکنون تردیدی نیست که بوش و دستیارانش دیگر اعتماد عمومی و حتی اعتماد کنگره را هم از دست داده‌اند.

این رمز اصلی بی‌اعتمادی امروز کنگره به کاخ سفید و دستیاران بوش است که در شرایط بحرانی عراق به هتاکی‌های غیر متداول و برخوردهای سخیف شخصی کشانده شده است.

2- اوضاع عراق اگر چه بحرانی است و به مرحله غیرقابل بازگشتی رسیده است ولی حساسیت اوضاع بخاطر وخامت اوضاع عراق نیست بلکه بخاطر آنست که انتخابات ریاست جمهوری آمریکا در پیش است و طرفین منازعه سعی دارند، هر یک بنحوی از این موقعیت سوء‌ استفاده کنند.

دمکراتها با تمرکز حساسیت‌ها بر روی اشتباهات بوش و به تصویر کشیدن آثار و تبعات دروغ‌پردازیهای حزب حاکم جمهوریخواه، ضربه‌های حیثیتی جدی‌تری را بر پیکر آنها وارد کنند. بررسی واکنش‌های حزب حاکم، نشان می‌دهد که دموکراتها در بهره‌برداری تبلیغاتی از وخامت اوضاع عراق موفق بوده‌اند و توانسته‌اند ندانم‌کاری و حتی سوء نیت و سوء مدیریت جناح حاکم جمهوریخواه را به خوبی مجسم کنند. هنر اصلی دمکراتها، مانور موفق بر روی «دروغ‌گوئی و سندسازی» جمهوریخواهان در ماجرای عراق است. هیچ خطائی نزد افکار عمومی آمریکا نابخشودنی‌تر از «دروغ‌ و حقه‌بازی» نیست.

3- ارزیابی عمومی در جامعه آمریکا اینست که جمهوریخواهان، شانس بسیار کمی برای انتخابات ریاست جمهوری دارند. این را بررسی نتایج انتخابات کنگره هم نشان می‌دهد که دمکراتها توانسته‌اند از همین فرصت‌ها برای در اختیار گرفتن زمام مجلس نمایندگان و سنا، بهره‌برداری کنند.

نگرانی اصلی دمکراتها اینست که بوش و دستیارانش در همین فرصتهای محدود باقی مانده، ‌سعی دارند به بحران عراق و هر مورد مشابه دیگری در هر کجا دامن بزنند و دردسرهای بی‌پایانی را برای دمکراتها و رئیس‌جمهور آینده به میراث بگذارند.

علت اصلی مخالفت جدی کنگره با طرح افزایش تعداد نظامیان آمریکائی در عراق و اعزام 500/21نفر دیگر به بغداد را بایستی در همین امر جستجو کرد. آنها می‌گویند بوش درصدد تعمیق بحران عراق است و گرنه، در صورتی که از 135 هزار نفر کاری برنیاید، از دست 500/21 نفر چه معجزه‌ای ساخته است، جز گسترش ابعاد بحران؟

حتی اصرار امروز کنگره برای تعیین جدول زمانی و محدود کردن زمان خروج به 5 ماه نیز با همین انگیزه صورت می‌گیرد. «هیلاری کلینتون» که به نظر می‌رسد نامزد اصلی دمکراتها برای ریاست جمهوری باشد، بارها تصریح کرده که بایستی بحران عراق در زمان بوش به پایان برسد و در غیر این صورت «اولویت نخست» وی پس از ورود به کاخ سفید خواهد بود.

دمکراتها از تخصیص بودجه‌های بیشتر ابائی ندارند ولی می‌خواهند مطمئن باشند که میراث‌خوار ندانم کارهای بوش و شیطنت عمدی دستیارانش نخواهند بود. تا اینجای قضیه، اشغال عراق حدود 400 میلیارد دلاری برای آمریکا تمام شده و کنگره 124 میلیارد دلار پیشنهادی بوش را هم پذیرفته است، مشروط بر آنکه از 9 مهر 1386 به مدت 5 ماه اغلب نیروهای آمریکائی از عراق خارج شوند. اما چرا مهر 86 بایستی خروج آنها شروع شود؟ با در نظر گرفتن زمان انتخابات ریاست جمهوری آمریکا که قرار است آبان ماه 86 باشد، مهر86 آخرین فرصتی است که قبل از شروع انتخابات، ‌تکلیف جدول زمانی خروج نظامیان آمریکائی قطعی شود. این در واقع یک ضرب‌الاجل است که دمکراتها مایلند از آن به عنوان یک اهرم فشار در تبلیغات ریاست جمهوری ‌هم استفاده کنند. البته ممکن است با چانه‌زنیهای تخصصی، زمان شروع و مدت خروج نیروها تغییر کند ولی اصرار بر ختم ماجرا و محدود کردن زمان اجرای آنست.

تیم دستیاران بوش سعی کردند از وجود مقامات نظامی ارتش آمریکا هم بیشترین بهره ممکن را ببرند ولی باز هم چیزی تغییر نکرد. با اصرار «پنتاگون» و کاخ سفید، ژنرال «دیوید پترائوس» فرمانده نیروهای آمریکائی در عراق، در میان نمایندگان کنگره حضور پیدا کرد تا بلکه نمایندگان را متقاعد سازد و از مخالفت با اعزام نیروهای بیشتر دست بردارند و لایحه را پس بگیرند و استدلال کاخ سفید و پنتاگون را بپذیرند ولی حتی اصرار  او هم چیز زیادی را تغییر نداد و پاسخ وی به برخی سئوالات نمایندگان، حتی از نگرانی آنها برای برخی اثرات منفی احتمالی هم کاست!‌

4- بوش و دستیارانش در تبلیغات رسانه‌ای خود، مخالفان جنگ و حتی رهبران کنگره را به سوء استفاده از ناکامیهای نسبی آمریکا در عراق متهم می‌کنند و مدعی هستند که آنها منافع ملی و امنیت آمریکا و حتی جان نظامیان آمریکائی را بازیچه قرار داده‌اند و این جناح جمهوریخواه است که با اصرار بر ادامه حضور در عراق به مصلحت عمل می‌کند. ملاحظاتی وجود دارند که دقیقاً عکس این نکته را ثابت می‌کنند و در واقع نوعی عدم صداقت و فرصت‌طلبی را برای بوش و دستیارانش، نشان می‌دهند. نخستین مورد از این دست، استفاده از بوش از لفظ «جنگ»‌ درباره معرفی مقطع کنونی بحران عراق است. بوش در پایان ماه اول اشغال عراق ادعا کرد که جنگ در عراق پایان یافته و از این پس ارتش آمریکا سرگرم «مهار بحران»‌ است. امروز پس از 4 سال از آن تاریخ، بوش مجدداً از واژه «جنگ» استفاده می‌کند. این بدان معنی است که یا بوش در آن زمان دروغ گفه و یا امروز دروغ می‌گوید و یا مهمتر آنکه اساساً فاقد اطلاعات و مهارت و آگاهی لازم برای جمع‌بندی از موضع «فرمانده کل قوا» است که در هر صورت، فاقد صلاحیت‌های مورد انتظار است. موضوع مهم دیگر استفاده بوش از واژه «خروج شتابزده» است. اگر پس از 4 سال اشغال عراق، تنظیم یک جدول زمانی و پیش‌بینی خروج نظامیان آمریکا، «خروج شتابزده» تلقی شود، منطقاً چگونه و در چه زمانی بایستی در این باره سخن گفت که شتابزده تلقی نگردد؟ ‌این همان نگرانی بزرگی است که ناشی از بی‌اعتمادی مطلق دموکراتها به دار و دسته بوش است و هر حرکت بوش هم بر این بی‌اعتمادی‌ها دامن می‌زند. دمکراتها احساس می‌کنند که بوش می‌خواهد انتقام شکست خود را از آنها بگیرد و این نگرانی عمده‌ای است که مرتباً دامن زده می‌شود. با در نظر گرفتن ارتباطات ارگانیک جمهوریخواهان به کارتهای اسلحه‌سازی و کمپانی‌های عظیم جنگ‌افزارسازی و رفتار 4 ساله بوش و دستیارانش برای تنظیم قراردادهای دهها میلیارد دلاری با هر یکی از این «تاجران مرگ»،‌ دیگر ادعای بوش برای حفظ منافع ملی و تأمین امنیت شهروندان آمریکائی، چندان مسموع نیست. برخی از دستیاران نزدیک بوش، از جمله «دیک چنی» ‌مستقیماً جزو سهامداران اصلی و گردانندگان کلیدی همین صنایع نظامی و مجموعه‌های وابسته هستند. «اسرار هالیبرتون» در عراق اگر روزی افشا شود، شاید دیک چنی و حتی بوش، به پشت میله‌های زندان منتقل شوند. در واقع اصرار جمهوریخواهان برای بودجه‌های بیشتر جنگی در عراق، به نوعی تضمین تعهدات مالی- خدماتی به شرکتهای اسلحه‌سازی محسوب می‌شود که دقیقاً مغایر ادعاهای مضحک بوش و دستیارانش محسوب می گردد. زورآزمائی امروز در واشنگتن، پدیده‌ای پیچیده و با ابعاد و انگیزه‌های متفاوتی است که درک تمامی ابعاد آن، شاید در مقطع کنونی امکان‌پذیر نباشد. حتی اعتراض و مخالفت امروز دمکراتها هم دلیلی برای اثبات تعهدات آنها برای حفظ جان نظامیان و حفظ منافع ملی و توجه به امنیت ملی آمریکا نیست. آنها هم برای دستیابی به قدرت مطلق در کاخ سفید تلاش می‌کنند و در میدان عمل ثابت کرده‌اند که در موضع حاکمیت، تفاوت چندانی با رقبای جمهوریخواه خود ندارند. بلکه در واقع، این نظام جهنمی سلطه در آمریکا است که جنگ و جنایت و کشتار را تجویز می‌کند. همین بحران عظیم عراق، ابتدا با محور مستقیم هر دو جناح آمریکا یعنی دمکراتها و جمهوریخواهان آغاز شد و در واقع آنها هم شرکای جرم بوش کوچک در این فجایع ضدانسانی در عراق و هر گوشه از جهان محسوب می‌شوند.